The first 200 lines.
دوست دارم در مورد شروع دانشگاه .زياد فکر کنم
.زياد، زياد
در مورد چگونگي اينکه ما چطور ،ده تريليون کهکشان داريم
،بيشتر از شن هاي روي زمين ستاره داريم
.چگونگي اينکه جهان 13.82 ميليون ساله که وجود داره
پس چرا حس ميکنم اين لحظه مسخره انقدر بزرگه؟
.خيلي کوچيکه
.روز اولم توي مدرسه دولتي
. مامانم دستمو ميگيره
مطمئني بايد دستاي همو بگيريم؟
.ـ آره، آره، معلومه .ـ مضطرب نباش
بيا بريم تو. نوک سينه هام داره يخ ميزنه .اين بيرون
.باشه
.روز امتحان عجيب بزرگيه
،هنوز نميدونم
ولي عبور از اون درها، قراره زندگيمو ،براي هميشه تغيير بده
.مثل انفجار تعدادي از ستارگان از عشق
.صبر کن. واي، تصوير واقعا زيبائيه
.نوار رو برگردون عقب
.بريم به زمانِ کودکي من
REBIN مترجمين: احسان شيرمحمدي و
.هي ليام هي. ليام؟
بسيار خب، گيرِ امتحان فردات چيه؟ .برو
بعضي وقتا تنبل ميشم و .دست خطم بد ميشه و "واي" ها رو مثل "جي" مينويسم
.ـ بله .ـ ميتونم بهتر انجام بدم. ميتونم بهتر انجام بدم
.مامان...من مضطرب ميشم و عرق ميکنم
،ميرم به کمبريج ،با استيون هاوکينگ درس ميخونم
و دومين ستاره شناسِ مشهورِ .تمامِ دوران ميشم
عزيزم، فکر ميکنم بتوني .مشهورترين بشي
منظورم اينه که، اون .استيون هاوکيگنه، بيخيال
،تذکر مهم براي امتحان تمرينيه امروز
.فقط يه تمرينه
.ولي فردا، قبل امتحان زياد آب نخوري
ـ چرا نخورم؟ .ـ خيلي مجبور ميشي دستشويي بري
.ـ باشه .ـ خيلي خوب
قلما بالا، آماده؟
.همين الانم يه کوچولو هيجان زده شدم
.ـ آره .ـ آره، ببين، دارم عرق ميکنم
ـ واقعا؟ .ـ بنظر عرق هيجانه
.ـ بامزه س ـ ميخواي دست بزني؟
.آره
.واي! باشه
بسيار خب. آماده اي؟
.ميشه شروع کني....حالا
.اوه، عجيبه
ـ ميشه مدادمو سر کنم؟ .ـ بله
.بهتره يه مداد خوب بهت بديم
ـ واقعا؟ .ـ اوهوم
.ـ بيا جشن بگيريم .ـ باشه
.ـ پايه م
منظورت چيه؟
.ـ جشن ميگيرم کِي؟
.ـ همين حالا الان؟
.ـ همين حالا همين حالا جشن ميگيري؟
.آره
خب، واقعا ميتونيم فردا شب توي سالنِ رقصِ .دبيرستان جشن بگيريم
هيجان زده اي؟ .واقعا ميتونيم حال کنيم
آره، تو اين فکر بودم که .شايد فقط يکم تو سکوت مطالعه کنم
ليام
،وقتي فارق التحصيل ميشي .مجبوري برقصي
.اين يه اتفاق بزرگه
کي دعوتت کرد؟
تو؟
خب، البته که من ميخوام .اونجا باشم، عزيزم
.ـ بهترين دوست مني ـ ميدوني چيه؟
.بي نهايت دوست دارم
.برو بيرونو بازي کن، بچه جون
.خيلي خوب
خيلي خوب، يادت باشه، هميشه يه جوابي بده
.حتي اگه جوابو ندوني
،و اول با راحت ترين سوالا شروع کن
،و بعدش برو سراغ سوالاي سخت تر چون اينجوري بيشتر وقتتو
براي چيزايي که نميدوني ميزاري
و تو در مورد چيزايي که نميدوني
،دچار فشار روحي نميشي
چون تو سر سوالاي
.سخت تر قاطي ميکني
ليام؟
.وَوو، چقد دانش آموز اينجاست
.عزيزم، تمرکز کن
ـ تمرکز کن، باشه؟ .ـ آره
.آه! من مجبور بودم به اين مدرسه برم
من مجبورم بخاطر آدماي احمق .برم به اين مدرسه، ولي تو نه
تو قراره بري کمبريج، چون منحصر به فردي
و عالي هستي، خيلي خوب؟
.اينو يادت باشه
حالا ما بهت لباس اضافي پوشونديم
چون اگه سردت بشه .ميتوني بپوشيشون
وقتي هم گرم بشه .ميتوني درشون بياري
باشه و اگه جواب رو بلد نبودي هم
سرتو بالا نگيري سقف اتاق رو نگاه کني
،مث سق سياه اين ور و اون ورو نگاه کني
.چون اونا مچتو بخاطر تقلب ميگيرين
اونا اين کارو ميکنن. افتاد؟
حالا، وقتي که تو اين ،امتحانو پاس کني
.فارق التحصيل دبيرستان هستي
.خيلي خوب. برو! برو پيش اونا
.چي؟ اوه
.سلام، آتوم
.سلام، ليام
.با آتوم آشنا بشين
اون يه موسسه غير انتفاعي رو اداره ميکنه که
.که به بيرحمي عليه حلزونا اعتراض ميکنن
.همه اين آموزش ها واسه توئه، عزيزم
...و ميتونيد شروع کنيد
.حالا
.فقط بازنده ها 97 درصد لعنتي رو ميگيرن
.من همه صبحو اينجا ام
.آتوم اصرار کرد که زود بيايم
.چه چندش آوره
ميدوني آتوم ازم خواسته که
.يه کار به روش بافندگي بوليويايي انجام بديم
.ـ تازه ازش سير هم نميشه. اينو ببين
اون برام يه دونه با گره مربعيه .سنتيه بوليويايي درست کرده
من بعنوان کيف موبايل .ازش استفاده ميکنم
.ليام به سياه چاله ها وسواس شده
.ـ دوس دارم وقتي اونجوري حرف ميزني .ـ ممنون
ازم ميخواي حرفاي سکسي بزنم؟
.ـ آره
انگار مدال افتخار جديدي لازم داريم، ها؟
.اينا افتخار نيستن
.اون هديه ها فقط براي مشارکت کردنه
.ما آمار بالايي از مشارکت رو اينجا داريم
،احمقانه ست. مشارکت اجباري .جايزه ارزشمندي نيست
خب، توي اين مدرسه .جايزه باارزشيه، ميدوني که
.بنده مدير مدرسه هستم
.ـ باشه .ـ خوبه
.عاديه که مردم تحت تاثير قرار بگيرن
.اسم من روي اين يکيه
.اين جايزه مشارکت براي کانون مناظره ست
.اوه، آره. بفرمائيد .آره. هي، تبريک
ممنون. من توي اون سفر .علمي حامله شدم
.اونم بگي نگي مشارکته
.من يه پسر دارم .تو خونه بهش درس ميدم
.بچه هايي که توي خونه درس ميخونن
.ـ عاديه که مردم تحت تاثير قرار بگيرن .ـ آره
خب، هي، دفعه بعدي ،که اومديد اينجا
مقدمه ي يه قرار ملاقات ميچينيم و از برنامه آموزشي هم حرف ميزنيم. آره؟
باشه، عاليه. گرچه که احتمالا دوباره هيچوقت .اينجا نيايم
.ـ باشه .ـ آخخ
اين تنها باري بوده که .اينقد به سکس نزديک شدم
.منم همينطور
ميدوني که، بچه هاي اينجا خيلي بيشتر .از من سکس دارن
مثلا دورهمي جق زدن تو 13 سالگي
آره. برا همينه که من ميخوام با ،ليام به کمبريج برم
.که نزارم از راه به در بشه
.آتوم بدون من هم از راه به در نميشه
هيچ کسي از ما با اون بچه ها سکس نميکنه بجز
.دور و بر ما
.ـ آره .ـ يا حداقل نزديک ما
.همينه
. پنجاه و سه دقيقه گذشت
.ايول، ليام .احسنت
چي؟ همه رو انجام دادي؟
.غير ممکنه
.معلومه که نيست
اوه، بهتره بدوني که يه نفر روي ميز با
ماژيک نشانگر نوشته "تو آدم پست و کثيفي هستي"
.من آدم پست و کثيفي نيستم
کار من نبود
روشنائيه حاصله از کوآنتوم هاي 6 ابرنواختر
.الان احتمالا داره زمين رو گرم ميکنه
.واااي! عجب چيزيه
ميشه برگردم امتحانمو بدم؟
ـ آره، اسمت چيه؟ .ـ ليام هيپ
.درست همينجاست .فقط يه نفر اينجاست
.صحيح
.بچه اي که منو "آدمِ پستِ کثيف" صدا کرد
.من نبودم .يه نفر اونو روي ميز نوشته
شما بچه ها اين شايعات چرند رو
در مورد من و توني و ،معلم فيزيک شروع کردين
بخاطر اينکه من و توني رو ميبيني که موقع نهار با هم هستيم و مسخره بازي درمياريم؟
.خب، خيلي خوب، آره
،من همراه يه مردي بودم .و اون هم توني بود
اما من...آدم .پستِ کثيفي نيستم
ميشه امتحانمو برگردوني، لطفا؟
.باشه
ترکوندي، درسته؟ منظورم اينه که، موفق شدي، مگه نه؟
.موفق شدي. معلومه
.اووه! رو پيشونيت نوشته
.به گمونم فکر کنم بايد برم يکم بستني بيارم
.البته تقريبا
ميدوني ديگه به چي داشتم فکر ميکردم؟
...داشتم فکر ميکردم امروز
امم، ميخوام با تو به .کمبريج برم
منظورم اينه که، چرا نه؟
ميخواي تنهايي اونجا باشي، درسته؟
درسته؟
اوه، خب، قفل زدي يا زيپ زدي؟
...خب، اجازه بده فقط
.اوه، صبر کن .يه لحظه صبر کن
.کليدشو دارم
....پس ميخوام
.اوه، پول کافي نداريم
.فهميدم
.کليدش اشتباهه، مامان
کمبريج. اوه، خداي من .زندگي دانشجويي
هي، دوست دختري هم مخ زدي؟
.نه، هيچ دوست دختري ندارم
هي، اون چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.