The first 200 lines.
آن اونیونگ
میشه جات رو با من عوض کنی؟
من شماره پنج رو برداشتم حالا این پشت، تنها میفتم
ایول
نکبت
میز آخر باشی، میتونی وسط کلاس بخوابی
زر نزن
...من مشکلی ندارم ولی
خب پس
اشکالی نداره منم مشکلی نداشته باشم؟
خب پس حله دیگه - وایسا -
کار کی بود؟ بیجنبه بازی درنیارین دیگه
اعصاب منو خرد نکن، نکبت
تا حالا اونجا بودی؟
نه، نبودم
آخیش، یه لحظه فکر کردم نمیخواد جاش رو عوض کنه
کیم کانگسون
بخاطر خواهر کیم کانگسونه، آره؟
آره
همه دندونای داداشم ریخت
چون اعصاب خواهر اونو خرد کرده بود
خوب شد من نجات پیدا کردم
منظورت چیه؟
بابای کانگسون در ازای پول، آدم میکشه
واقعا میگی؟
مامانم بهم گفته
وای خدا، میدونستم
خودمم دلم نمیخواست پیش آن اونیونگ بشینم
مگه آن اونیونگ چی کار کرده؟
آن اونیونگ
شنیدم میتونی ارواح رو ببینی
آن اونیونگ، ارواح رو میبینه
ارواح رو میبینه؟
احیانا چیزی نمیبینی که منو تسخیر کرده باشه؟
...شاید بابات
دعواشون شد
بازم بزنش
گریه نکن - گریه نکن -
گریه نکن - بازم بزنش -
دیدگاه مطلق شخص سوم
بیاین اول داستان کتاب رو دنبال کنیم
کسی که قبل از حادثه به دیدن من اومد
یه آگهی بود
آن اونیونگ
منم، کانگسون
کانگسون؟
آره
همون کیم کانگسون کلاس هفتم توی کلاس سه؟
آره، قبلا اونجا بودم
ببخشید ولی نخواستم خرد بشم
واسه همین اومدم ببینمت
میخوای یه کم بیای تو؟
باشه
حالا چرا؟
میخواستی از حال و احوالم با خبر بشی؟
آره، همیشه
به نظرم مردهها، الکتریسیته ساکن هم دارن
لابد دیگه
داری منظره میکشی؟
این هیچیش به منظره شبیه نیست
عجب
این چه وضع ناهاره؟
خودت چی؟ چرا هیچی نمیخوری؟
...من
همینطوری
اینو نامادریم برام گذاشته
تابلوئه اصلا براش مهم نبوده
صورتت چی شده؟
ژلهها گاهی باهام این کار رو میکنن
وقتی عصبانی میشن، به صورتم چنگ میزنن
ژله؟
آره
ژله اسم نامادریته؟
نه، یه چیز دیگهست
شبیه نقاشی تو هستن
خالیبند
من دروغ نمیگم
دروغ نمیگم
نقاشیت خیلی خوبهها
صبحونهست دیگه
هیمین، امروز بیکاری؟
چطور؟
رادی قراره ما رو ببره پشتصحنه برنامه موزیک
توی خود استودیوی ضبطش؟
آره - واسه تو هم جا گرفتم -
منم بیام؟
بیا
چقدر از اینجا دوره؟
با ماشین 20 دقیقه راهه
با اتوبوس هم 40 دقیقه
چون دستهجمعی داریم میریم زمان زود میگذره
ولی هیمین
آخ، یادم نبود
ببخشید
فکر نکنم بتونم تا اونقدر دور بیام
چه بد شد، من خیلی ذوق داشتم واقعا دلم میخواست بیام
دفعه بعد دوباره دعوتت میکنم
ببین، این تو شعاع 5،38 کیلومتری اینجاست
بعد از ضبط، برمیگردم
منتظرم بمونین - جدی میگی؟ -
به نظر که باحال میاد
چی؟ - چی؟ -
میشه منم کمک کنم؟
چه کمکی؟ - چه کمکی؟ -
خب به نظر باحال میاد دیگه
خفه شو
الو
در مورد اون کنهخوار
یه جایی رو پیدا کردم
ظاهرا یکی هست که واسه امثال اون جراحی انجام میده
بهش بگی دوراجی معرفیت کرده کمکت میکنه
خل بازی درنیار اینقدر نزدیک نشو
اگه چیزیت بشه میخوای چی کار کنی؟
راست میگی
چرا به حرف آدم گوش نمیکنی؟
فکر کنم یه راهی پیدا کردم که بالای 20 سال زندگی کنی
ممکنه خطرناک باشه ولی ممکن هم هست نباشه
پیر شدن چیز خوبیه؟
معلومه که نه
پس چرا همچین پیشنهادی بهم میکنین؟
بهتر نیست یه زندگی عادی داشته باشی و بمیری؟
جای اینکه تا ابد کنه بخوری؟
پس مدرسه چی میشه؟
هیمین
اول باید به فکر خودت باشی
به اندازه کافی کمک کردی
بهش فکر میکنم
خانم آن میشه بعد از مدرسه، همدیگه رو ببینیم؟
چرا صندلیتون رو اینقدر دادین عقب؟
دیگه میتونین بیاین جلو
معلومه اینجا چی کار کردی؟
گایونگ رو رسوندم
کار گایونگ بود
کمرش درد میکرد
لازم نیست زندگی شخصیت رو بهم بگی
پس فکر کنم دیگه نمیتونم دستت رو بگیرم
نه، اشکالی نداره
جدی میگم
یه لحظه وایسین
چه سلیقه بدی توی انتخاب مردها داری
دهنتو ببند
من که حرفی نزدم
نگاه کن لپهات چه گل انداخته
وایسا
ای بابا
این چطوری خاموش میشه؟
...این ماشین
ببخشید
اون یکی رو میخوام
باشه
راستش دوراجی گفت بیام اینجا
آهان، که اینطور
کیلویی 35000 وون
که میشه 58000 وون ولی من 50000 وون میگیرم
باشه
شما زوجین؟
بله - نه -
کدومتون باید معالجه بشه؟
من
دویست میلیون
بله؟ - هزینه عمل اینقدره -
چی؟
تازه من کم گفتم
فکر کنین کل معده باید برداشته بشه
یعنی اگه من 200 میلیون وون داشته باشم میتونم زندگی کنم؟
من نمیتونم عملت کنم
فقط چند روز وقت داری
بدو بیا ماهی دارم کیلویی 23000 وون
بیا اینور بازار
فاکتور هم میخوای؟
برداشتن معده، نتیجه قطعی میده؟
آره
پس من فکرهامو میکنم
خب 160 میلیون چطوره؟
خب 150 میلیون
بهتون خبر میدم
خب 50 میلیون چی؟
شوخی کردم بابا
چی شده؟ بخاطر پول ناراحتی؟
خیلی گرون میگه
ولی 150 میلیون وون معامله خوبی نبود؟
بالاخره قراره یه زندگی تازه به یه نفر بده
اگه فقط قراره معده رو بردارن پس یه آدم بهتر پیدا میکنیم
زندگی قرار نیست ساده باشه، مگه نه؟
ازون شاگردهایی نیست که نیاد مدرسه برای همین بهش زنگ زدم
از اینکه کلی وقته نیومده سرش غر زدم
ظاهرا یه اتفاقی توی خونهشون افتاده بود
موضوع این بود
همینطوری میگم
حوصلهم سر رفته بود، همین
خانم آن
آلماژل
داشتم فکر میکردم
دلم میخواد همینطوری زندگی کنم
چرا؟
اگه یه انسان بشم
کی مراقب رادی، ارا، سونگ گوان، جی هیونگ و گیونگهوا باشه؟
چی؟
اگه من از کارم دست بکشم کنهها براشون بدشانسی میارن
کنهها باید فورا از بین برن وگرنه روحشون رو نابود میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.