The first 200 lines.
دکتر غريبه
هون پسر تو هم هست
.ميخوام همه چيز از جمله تو و هون رو فراموش کنم
!مامان هون
...ديگه
.هيچوقت بهم زنگ نزن
001-1-949-2419-25] :مامان]
الو؟
الو؟
الو؟
...تو
هوني؟
بله
من هونم
!خدا جونم
!باورم نميشه
.هيچوقت فکرشم نميکردم...بهم زنگ بزني
مامانم کجاست؟
مامانت بيست سال پيش برگشت کره که پيدات کنه
...ازم خواست شماره رو عوض نکنم
...چون نگران بود اگه عوضش کنم
.ممکنه تو نتوني باهامون تماس بگيري
.يه ميليون بار اينو بهم گفت
خداي من
چرا اينقدر دير زنگ زدي؟
...مامانت
....گفت اگه به اين شماره زنگ زدي
.بهت يه چيزي بگم
....گفتش
....خيلي خيلي متاسفِ
.و اشتباه کرده
متاسفم
اشتباه کردم
....من
.اصلاً نميدونستم تو چي کشيدي
...اما يادت نره که
...تو رو بيشتر از هر کسِ
.ديگه اي توي اين دنيا دوست دارم
.متاسفم عزيز دلم
ميام دنبالت .قول ميدم
لطفا تا اون موقع مراقب خودت باش
پسرت هر کي هست خيلي خوش شانسِ
مطمئنم پيداش ميکني
پس خانوم مراقب خودتون باشيد
مامان
عزيزم ببخشيد
...مامان
الو؟
منم
هنوز مادرت رو نديدي؟
باهاش چي کار کردي؟
نميدونم
باهاش چي کار کردي؟
...باهاش کاري نکرديم
...اما يادت باشه که
.ما ميتونيم هر کاري باهاش بکنيم
اين دفعه وقت داري استراحت کني؟
.بايد واسه ديدن مامانت عجله کني
الو؟الو؟
....خب
.اين سري واقعاً يه تجديد ديدار رمانتيک مادر و پسر ميشه
قسمت چهاردهم
.پارک هون الان تو راه اونجاست
باشه مرسي
بايد يه سري آزمايش خون انجام بده
باشه بريد
بايد بيرون صبر کنيد
ميتونيد حداقل در رو باز بذاريد؟
باشه
يه نيشگون کوچولو
بله
چيز غيرمعمولي نيست
بله
باشه
بيمار لي مي سوک کجاست؟
همين الان رفت
يه بيمار با تدي خرسِ نديدين؟
.فکر کنم رفت بيرون
.بيمار لي مي سوک توي اتاقش نيست
.رفته واسه آزمايش خون
بيماري که الان آزمايش داد کجاست؟
بيمار با تدي خرسِ؟
.همين الان رفت
کجاست؟ .توي اتاقش نيست
....عجيبه
.قيمش هم دنبالش ميگشت...
قيمش؟
.همه بيمارستان رو ميگرديم
باشه
.نميتونيد بيايد داخل
.بايد دکتر هان سئونگ هي رو ببينم
.دکتر هان سر عملن
چي؟
لي مي سوک ناپديد شده؟
متاسفم
!تاسفت به درد خودت ميخوره
...بايد همديگه رو ببينن
!که بتونيم پارک هون رو کنترل کنيم
.شايد پارک هون بُردتش
.فکر نميکنم اينطور باشه
پس چيه؟
يه زن ديوونه خودش تنهايي فرار کرده؟
دارن بيمارستان رو ميگردن
....وقتي پيداش کرديم
!لعنتي
نخست وزير !پارک هونِ
چه خبره؟
چانگ يي .به دقت به حرفام گوش کن
...ايشون
.مادر هونِ
.بعداً واست جزئيات رو ميگم
ميتوني فعلا مواظبش باشي؟
هون ميدونه؟
.اگه ميدونست، مادرش توي خطر ميافتاد
.فکر ميکنم ريسک بزرگي کردي
....چانگ يي
.ميدونم تو کي هستي
.با اسلحه هم ديدمت
.ميخوان از مادر هون به عنوان طعمه استفاده کنن
....وقي بفهمن گم شده
.فوراً به هون مشکوک ميشن
....فکر ميکني اگه اونا هم رو ببينن
بعدش چي ميشه؟
لطفاً
،اين به خاطر هون و مادرشِ
.نذار کسي بفهمه
....ببخشيد تو رو درگير ميکنم
....اما ميدوني که تو
،تنها آدم مورد اعتماد هوني درسته؟
.چيزي بيرون نيست
....داريم تقريباً ميرسيم داخل
.ولي فکر نکنم اينجا هم باشه
.به جستجو ادامه بديد
بله قربان
مادر پارک هون ناپديد شده؟
....راهي نيست
.که کاملاً بهت اعتماد کنم
.مخصوصا توي دوره بحراني اي مثل اين
....اگه ميذاشتي ما حواسمون به اين موضوع باشه
.چنين اتفاقي هيچوقت نميافتاد
تو بُرديش؟
چرا بايد همچين کاري بکنم؟
....به اين فکر نکن که
.تصميمت اشتباه بوده يا نه
.مادر پارک هون ناپديد شده
تو بودي؟
مگه آدماي نخست وزير جانگ مراقبش نبودن؟
جانگ سئوک جو، تو و من ...تنها آدماييم که
.ميدونستيم اون اينجا بوده
تو بودي؟
.من سر عمل بودم
فکر کردي وقت اينجور کارا رو دارم؟
.خُب دليل خوبي داري واسه همچين کاري داري
اون مادر پارک هونِ
برو .داخل رو بگرد
.ميگردم
....دارم فقط دعا ميکنم که کار تو نبوده باشه
....وگرنه هر دوي شماها
.به دست من ميميريد
خسته نباشيد خسته نباشيد
.وسط عمل نرو واسه خودت استراحت کن
متاسفم
.وقتي کمک لازم داشتي هوات رو دارم
اينطوري خوبه
حالا بهم مديوني
پارک هون
خاموش
...مشترک مورد نظر در دسترس نميباشد
نخست وزير کجا زندگي ميکنه؟
.بهم زودتر پول دادن که بيام دنبالت
هون
تو تاکسي فرستادي؟
...مادرت
.خوبه
تو ميدونستي؟
تمام اين مدت ميدونستي مامانم اينجا بوده؟
بله
چرا بهم نگفتي؟
.نميدونستم دقيقا کجاست
اين حرفت معني ميده؟
.جانگ سئوک جو جاش رو مخفي نگه داشته بود
نميتونست بهم اعتماد کنه
.همه تون باهميد
،تو خودت ديديتش چي بوده که بهت اعتماد نکنه؟
جانگ سئوک جو حتي مطمئن نبود .من واقعاً کيم
چي؟
....فقط بعد از اينکه
....نشونش دادم زخمي روي شکمم ندارم
.مطمئن شد من سونگ جه هي نيستم
.قبل از اينکه بيام اينجا عمل هاي زيادي انجام دادم
...فقط زماني همه چيز رو بهم گفت که
....مطمئن شد
من يه نفر ديگه ام که شبيه سونگ جه هي ام
.که اومده تو رو فريب بده
...تا حالا فکر کردي
بهت شک کردم؟
.هيچوقت
فکر ميکردم حتي اگه صورتمم عوض شه
.تو منو ميشناسي
.مادرت رو بردم يه جاي امن
No comments yet. Be the first to leave one.