The first 200 lines.
داستانهاي اين مجموعه ساختگي است و " "هيچ کدام از اسامي و اتفاقات واقعي نيستند
در سيستم عدالت جنايي، جناياتي برپايه" تجاوزات جنسي وجود دارند
که حساب شده و بخصوص ظالمانه هستند
در ايالت نيويورک، کارآگاهاني مخصوص
برروي اين جنايات تحقيق ميکنند که همگي از نخبگان هستند
که به آنها واحد جرائم ويژه تعلق دادهاند
"اين داستان آنهاست
تو داري با من شوخي ميکني؟ - تو يه احمقي -
تو اصن ميدوني قيمت ماشينِ من چنده؟
من اهميتي به قيمت ماشينت نميدم
من که اهميت ميدم
بهشون يه دقيقه وقت بده، بهتره هم ديگه رو
ناکار کنن، تا يکي از ما رو - باشه، خيلي خب -
ممنون از حمايتت
من تو رو ميشناسم
تو توي تلويزيوني، تو پولداري
خانمها، کافيه
بسه، برو عقب،خيلي خب
برو عقب - تو فکر کردي کي هستي؟ -
آمارو، تو اين خانم عصباني رو بگير
چي شده، خانم؟
اون ديوونه کوبيد به ماشينم
اسمتون چيه خانم؟
واقعا؟
تو از پشت کوه اومدي؟
اوکي، تنسلي اونس، سوپراستار فيلمهاي نوجوانان
و حالا هم يکي از سکسيترين هنرپبشهها
کارت ماشين و گواهينامه، لطفا
امشب مشروب خورديد، خانم اونس؟
نه، احمق، من هوشيارم
... دارم ميوفتم، کمک ميخوام
آمارو، يه کمک ميکني؟
تکون نخور
... گردنم - تو خوبي؟ -
الان يه اورژانس خبر ميکنم
... آره، من
تو برو، من دارمش
از ماشين پياده شيد، خانم
بيا منو بگير
حالا، يالا
ميدونم کار بدي کردم
اما ميتونم خوب باشم
دستتون رو بذاريد رو کاپوت - دستم رو بذارم رو تنت چي؟ -
حالا خام، لطفا برگرديد
يا اينکه مجبورم با ارشدم تماس بگيرم
زنگ بزن، من اونم راضي ميکنم
من عاشق سکسِ سه نفرهام
خيلي خب، برگرد، دستت رو بذار پشتت
دستبندت رو درآوردي آقا پليسه، خشن؟
خب، حدس بزنيد دوباره خبر از کيه؟
درسته، تنسلي اونس
سريع، ارزون و غيرقابل کنترل
امروز صبح اون رو به دادگاه بردند
بعد از اينکه ديشب براي يه تصادف ديگه بازداشت شد
رولينز، اينو ديدي؟
اين بار، اون متهم شده که از صحنه تصادف فرار کرده
اين دخترا چشونه؟
ستاره بچهها تو 9 سالگي، ستاره سکسي تو 15 سالگي
تو بيست سالگي از کوره دررفته
آره، اين رو ميشناسم، تنسلي ايونز
نيک بهم گفت، اون دستگيرش کرده
نيک؟
اين يارو خيلي جاذبه داره
وقتي سبيل داشتي بيشتر دوست داشتم
"دادگاه آپريگنمت" "چهارشنبه 3 سپتامبر"
عاليجناب، اذعان داريم
که دستگيري و تعقيب ايشون خيلي وحشيانه بوده
از طرفي اين اتفاقي که افتاده، خانم اونس سن کمي دارند
که با اين شرايط درخواست وثيقه رو داريم
پس بعد از فرار از محل تصادف
و مست رانندگي کردن، حالا بايد از
"دادگاه هم برن، به خاطر سنِ کم ايشون
کسي تو تصادف صدمه نديده بود
اين پرونده مربوط به پليس راهنمايي و رانندگي هست
اگه از من بپرسيد، اگه به خاطر شهرتِ
تنسلي نبود هيچ کدوم از ما اينجا نبود
مي تونيم درخواست اعاده حيثيت وکيل رو ادامه بديم
و آزادي مشروط رو براي ايشون درخواست کنم؟
نه به اين زودي، آقاي وکيل
اين چهارمين بار هست که ايشون تو دادگاه من حاضر ميشن
اما يه چيز ديگهاي پيش اومده بوده
ماروين، اگه تو نميگي، خودم ميگم
من باز هم اين رفتار رو از شما ديدم، خانم اونس
عاليجناب، من پوزش ميخوام
اين مربوط به حسي هست که موکلم تو زمان بازداشت داشته
درمورد افسر پليسي که ايشون رو دستگير کرده يه احساسي وجود داره
نيک آمارو، ايشون درخواست نابجا داشتند
...بيمورد؟ اون
اون بهم گفت که اگه باهاش برم پشت ماشين بشينم، ولم ميکنه برم
... و بعد من در رفتم و
اون گفت که ميخواسته با من سکس کنه
نظم دادگاه رو رعايت کنيد
ساکت
:. ارائهاي پرافتخار از مرجان .: :. Marjan.Zandieh .:
.. نظم و قانون .. .. فصل شانزدهم - قسمت سوم ..
خواهرزادههام طرفدارت هستن
ميخواين يه عکس بگيريد؟
... سلام
... يه ليوان آب احتياج داري - اينم حکمِ من -
قبل از اينکه شروع کنيم؟ - يه چاي گلگاوزبون چطوره؟ -
شما واقعا دارين با اين حرف ميزنيد؟
فقط روندِ اداريه
اما تو نيازي نيست نگران باشي
من فيلم دوربين ماشين رو ديدم، نيک
تو کاملا حرفهاي و عالي کارت رو انجام دادي
آره، خب که چي؟ يه آشغال کله از حرفِ اون رو بکنه بهونه
و پا بذاره بيخِ خِرِ من - ... نيک -
تو برميگردي اينجا. فقط زمان لازمه
دخترم حقش نيست که بره زندان، اون به کمک نياز داره
خب، به اون کمک شده
اين واقعا به نظر کمک نمياد
ما يه اتهام جدي داريم، رانندگي در حالت مستي
فرار از صحنه جرم، اتهام بستن به افسر پليس
چرا همه به اتفاق فکر ميکنن که من دروغگو هستم؟
براي اينکه هستي
تا به حال درمورد دوربين ماشين پليس چيزي شنيدي؟
خيلي خب، خيلي خب
موکلِ من تو وضعيتِ آشفته بوده
ممکنه که حرکات افسرِ پليس رو سوتعبير کرده
اگه تنسلي ميگه کسي بهش نظر داشته
حتما يکي بهش نظر داشته - دونا، دونا، بسه -
مامان، من حالم خوب نيست
نفس بکش، عزيزم، نفس بکش ... نفس بکش، يادته
يه کمي آب براي زناکسِ اون بياريد
لطفا، يه نفر
چرا شما با من نمياييد، خانم اونس
مطمئنم که يه ليوان تميز پيدا ميکنيم
ماروين - همه چي درست ميشه، دونا -
من فقط مادرش نيستم
... من ولي قانونيه - مامان، مامان، مامان -
محافظ اونم - مامان، اين اعصابم نيست -
قندخونم پايينه، باشه؟ يه چيز نيروبخش ميخوام
باشه، اوکي، عزيزم
خيلي خب، من ميرم
تنسلي ... شبي که تصادف کردي
تو بدون اينکه به کسي اطلاعي بدي مرکز مشاوره رو ترک کردي
من بايد از اونجا ميرفتم
شما بايد 60 روز اونجا تحت مداوا ميموندي
نميتوني خودت تصميم بگيري که بري
نميتونم. نميتونم برگردم، خواهش ميکنم
شما متوجه نيستيد
چي، تنسلي؟ چي رو متوجه نيستيم؟
مهم نيست
هرچي که من ميگم، اون پاش تو ماجرا هست
اون کيه؟
نميتونم بگم، خواهش ميکنم، مجبورم نکنيد که بگم
اگه چيزي نگي ما نميتونيم کمکت کنيم
مشاورِ روانشناس
جيم دورانت
اما اون منکر ميشه
منکرِ چي ميشه؟
اولش اون خيلي خوب بود
اون به حرفام گوش ميداد، و اون حتي اجازه ميداد که روي مبلش
.. توي دفترش لم بدم، هر وقت که قاطي ميکردم
من بايد ميفهميد اون چي ميخواد
اما حالا ميدونم که همه مردا همين رو ميخوان
فهميدم
اون باربا بود
اتهام آخرِ تنسلي روشن شده
قاضي دستورِ آزادي داده
تحت نظارت مادرش
واقعا؟
پس، اون از صحنه يه تصادف فرار ميکنه
.. اتهام نادرست به نيک ميزنه و
برگرده تو پنتهاوسِ مولتي ميليون دلاريش؟
تا زماني که ما ادعاهاش رو
در برابر مشاور روانشناس بررسي ميکنيم، بله
جيم دورانت؟
اون واقعا قابل احترامه
هيچ سابقهاي ازش نيست. هيچ شايعهاي
اون در مورد نيک دروغ گفت، در مورد اين هم همينطور
آره، اون به هر کي يه اتهامي ميزنه
که فقط از اينجا خلاص شه
آماندا، به نظر مياد يه خورده قضيه رو شخصيش کردي
يه صحبتي با دورانت بکن
و کريسي رو هم با خودت ببر
آره، در اين مورد. ما کي ميتونيم نيک رو برگردونيم؟
نميدونم
اون عصبانيت خودش رو مديريت ميکنه
واقعا، واقعا با جديت
آماندا ... من دارم روش کار ميکنم
به هرحال
راه و چاه رو به کريسي نشون بده
اين واقعا کمک ميکنه
اين کارت مثل مامانمه
اون هميشه ميگفت من تنها کسي هستم که مي تونه کف خونه رو برق بندازه
براي اينکه خودش نميخواست اين کار رو بکنه
"دفتر کارگزيني" "چهارشنبه، 3 سپتامبر"
تاکر؟
سلام، يه لحظه وقت داري؟ - واقعا نه -
با آمارو به کجا رسيديم؟
جدي؟ هنوز به هيچ جا
اون تو دوره آزمايش صلاحيت هست و بايد تو پليس خيابوني بمونه
و يه خانم ادعا کرده که اخاذي جنسي کرده؟
و تو ميخواي که بدوني به کجا رسيديم؟
اين فيلم دوربين ماشينِ پليس رو ديدي؟
دلايل از دست رفته جز اولويتهاي من نيست
يه لطفي کن و من رو راضي کن
اين رو ببين
ميدونم کار بدي کردم اما ميتونم خوب باشم
No comments yet. Be the first to leave one.