The first 200 lines.
اگه کسی اینو برات فرستاده
خب، من زرد و خاکستری رو دوست دارم
باشه، خداحافظ. امیدوارم همهچی خوب پیش بره
بوس
دوستت پائولا بود؟ آره
با یکی قرار داره، خیلی هیجانزدهست
میخوای؟
چطوریه؟ شکلاتیه
همهشون خرد شدن، ببخشید
توش کشمش داره؟ نه، فقط شکلاتیه
از کشمش متنفرم. منم همینطور
انگور دوست دارم، ولی کشمش... من از جفتشون بدم میاد
انگور دوست نداری؟ چرا؟
نمیدونم... از بچگی همینطوری بودم؛ هیچوقت دوست نداشتم
هستهش، پوستش... - من انگور دوست دارم
نمیدونم
جایی رزومه فرستاده بودی؟ آره، چند جا فرستادم
ولی زیاد امیدوار نیستم. منم همینطور
دیگه خبری ازشون نشد
از اونایی که تو دفترن؟ آره، همونا
خیلی دلم میخواست یه کار پشتمیزی داشته باشم
دقیقاً خوراکِ منه
تمام روز میشینی و پول درمیاری
مثل یه شوخی میمونه
به هر حال
امشب میخوای شام رو پیش من بخوری؟ - امشب زیاد برام جور نیست
چند تا کار دارم که باید انجام بدم
ولی واسه هفتهی بعد یه برنامهای میریزیم. باشه. بعداً میبینیم چی میشه
امشب میتونی پول بنزین رو بدی؟
مجبور شدم باک رو پر کنم... حتماً
و تا جمعه یکم دستم خالیه
امشب حواله میکنم. همون مبلغه دیگه، نه؟
باشه
خدای من! من
اسمت چیه و از ۱ تا ۱۰ چه امتیازی به خودت میدی؟
باورت نمیشه توی این جعبه چی پیدا کردیم
دارم یه سریال خیلی قشنگ میبینم
«زنجیر طلایی». دیده بودیش؟
نه. ولی شنیدم قشنگه. خیلی خوبه. باید ببینی
سعی میکنم ببینمش
امشب فقط برشتوک میخوری؟
حوصلهی آشپزی ندارم
اگه بخوای... - خب دیگه، نوش جان
ممنون. برای تو هم
لعنتی
سلام عزیزم. همهچی روبهراهه؟ سلام
آره، همهچی خوبه. تو چطوری؟ - خوبم
آخر هفتهت چطور بود؟ خوب بود، مال تو چطور بود؟
مثل همیشه. فقط، یه سگ جدید گرفتم
یه کاکاپو. یه تولهی کوچولو
بیشترِ آخر هفتهم رو با اون گذروندم
اسمش «کوبا»ست
تو گوشیم یه عکس ازش دارم. بذار بهت نشون بدم
آره، بیشترِ آخر هفتهم رو با اون گذروندم
بیا، اینه
چقدر نازه! نه، ناز نیست
نیست؟ نه، یه جورایی بلای جونه
همهش دنبالت راه میافته. بهت میچسبه
بهشون میگن سگِ چسبونک. بهت میچسبه و ولت نمیکنه
بدون اون حتی نمیتونی بری دستشویی
اینجا، اونجا... تو خونه هر جا بری، دنبالت میاد
میری دستشویی، میای بیرون: همونجاست
درست روبروت. خلاصه اینطوریه
آخر هفته چیکار کردی؟
تو خونه یه سری کار داشتم، واسه همین... خیلی خستهکننده. نسل شما چرا اینطوریه؟
من ۶۵ سالمه و هنوز بیرون میگردم
خوش میگذرونم، چیزی میخورم، حال میکنم
دوست نداری؟ راستی، یه ضربالمثل قدیمی توی اسکاتلند هست
تو اینجایی که خوب زندگی کنی، نه اینکه فقط زیاد عمر کنی
پس برو بیرون
خوش بگذرون
به بقیهی همکارا هم همین رو میگفتم
سلام
شماره رو نشناختم
دو دقیقه بهم وقت بده، الان میام
داداش. این قدمها مال توئه؟ - آره
همهی اینا رو امروز رفتی؟ آره
کارم عالی بود. دمت گرم داداش
میدونم، این رکورد شخصیِ منه
مثل ماشینی. - میدونم رفیق. آره
همینطوری ادامه بده. - تو هم همینطور
سنت داری؟ بذار ببینم ۵۰
میتونی ۵۰ سنت بهم قرض بدی؟ - اگه داشته باشم میدم
میخوام شکلات بخرم. ۳۰ سنت شد
کار رو راه میندازه. کمتر از اونی که فکر میکردم پول داشتم
فقط پول خرد دارم
مشکلی نیست. - چقدر کم اومد؟
سنت ۲۰
بگیر
ممنون. خواهش میکنم
دفعهی بعد که هم رو دیدیم پس میدم
مسئلهای نیست، نگران نباش. نه بابا، پس میدم
از غذات راضی بودی؟
آره، خوب بود. بد به نظر نمیرسه
منم امروز مرغ کاری میخورم. مرغش هم خوب به نظر میاد
خوبه
تو هم جمعکنندهای؟ آره
تو هم جمعکنندهای؟ دقیقاً
خیلی وقتها تنهاییم، نه؟
آره، میفهمم چی میگی
باید یه کار دیگه پیدا کنم. منطقیه. منم باید همین کار رو بکنم
تو هم دنبال یه کار دیگه میگردی؟
راستش، زیاد نمیدونم چیکار میتونم بکنم
کارهای قبلیم هم همشون سر و ته یه کرباس بودن
آره، واسه منم همینطور بود. آره. نمیدونم
به جز اینجا چیکارها میکنی؟
بعد از کار؟ آره
راستش، کار خاصی نمیکنم
تو چی؟
من که حسابی سرم شلوغه
لباس میشورم
یعنی لباسها رو میشورم، پهن میکنم، تا میکنم
فهمیدم. کارهای خیلی هیجانانگیزیه
آره، منم همینطور. تو هم؟ واو
چه تصادفی. آره. عجیبه
بریم؟ وقتش شد. آره، بریم
باید برم. باشه، خسته نباشی
تو هم همینطور. میبینمت
فعلاً. فعلاً
فعلاً
امروز هوا سگلرزه پسر. آره
مجبور شدم بخاری رو تو اتاق روشن کنم. منم همینطور
هوای مزخرفیه
پولو فرستادی؟ تو حسابم چیزی نبود
ببخشید، کلاً یادم رفته بود. ولی الان میفرستم، باشه؟
ممنون. تا فردا یکم گیرم، واسه همین
باید ژاکت بخرم
یکی همسایز خودم سفارش دادم
ببخشید، همون مبلغه دیگه، نه؟ - آره
یکی سایز خودم سفارش دادم ولی اونی که فرستادن اصلاً بهم نمیخورد
هی یادم میره پسش بدم. همونجا داره خاک میخوره
فرستادم. ممنون
بارون میاومد؟
چی؟ بارون میاومد؟
نه، هنوز نمیباره؛ ولی انگار میخواد بباره
هوا این اواخر خیلی متغیر شده
دیشب سطل زبالههام واژگون شد، همهچی پخش و پلا شد
از صدای باد نتونستم بخوابم
کسی اینجا «زنجیر طلایی» رو میبینه؟
دربارش زیاد شنیدم. من ندیدم
تو میبینی؟ آره
قشنگه، نه؟ من که زیاد باهاش حال نکردم
الان دارم فصل جدید «جادهی تاریک» رو میبینم
فصل جدیدش اومده؟ فصل ۲؟
آره. هفتهی پیش اومد
از فصل اولش خوشم نیومده بود
موضوعش چیه؟
دربارهی یه مَرده که با کاروان کل آمریکا رو میگرده
کاروانش خراب میشه و توی جنگل راهش رو گم میکنه
سلام. سلام
کامل جابهجا شدی؟
کامل جابهجا شدی؟ آره، فکر کنم تموم شد
ببخشید، میدونی کدوم کمد مال منه؟
همون
پس تو اتاق بغلیِ منی؟
من طبقهی اول... یعنی، تو اون اتاقم
اتاقت قشنگه
بزرگه. - آره، خوشم میاد
آره
فکر کنم قبلاً پذیرایی بوده
خب، پنجرهش خوبه. خوشم اومد
دوست دارم اتاق نورگیر باشه
اهل کجایی؟
لهستانیام. خوبه
تو چی؟ من پرتغالیام
خوبه
هیچوقت پرتغال نرفتم
منم لهستان نرفتم ولی شنیدم جای قشنگیه
آره، بد نیست
خستهای؟ نه، فقط دارم خمیازه میکشم
خیلی کار میکنم
اسبابکشی و اینجور چیزها هم هست، کلاً خیلی سرم شلوغه
فهمیدم. شغلت چیه؟
من همون «یارو با وانته»ام. فهمیدم
آره، راستش کاری نیست که خیلی دوست داشته باشم
پولش بد نیست
حداقلش همینه. دقیقاً
خب تو چی؟ چیکار میکنی؟
منم اون «زنه با فلان چیز»ام
توی یه انبار به عنوان جمعکننده کار میکنم
سلام. سلام
توی همون منطقهی صنعتی؟ آره
انگار یکی رو میشناختم که اونجا کار میکرد
شاید بشناسیش. دیوید. قدکوتاه؟
خیلیها هستن که این کار رو میکنن
آره. سؤال احمقانهای بود. معلومه. نه، احمقانه نبود
میخوای؟
خیلی خوشمزهان
باشه، حتماً. ممنون
خب، شبها توی آشپزخونه دور هم جمع میشید
یا با هم جایی میرید؟
راستش زیاد بیرون نمیریم
هر کسی یه ساعت متفاوتی سر کاره و
سخته که با هم برنامهای بریزیم
آره
کریس! سلام
خوش اومدی! ممنون
همهچی روبهراهه؟ آره
خوبه. همهچی روبهراهه؟
آره، یه عوضی توی کاره دیگه
No comments yet. Be the first to leave one.