The first 200 lines.
یک سال قبل
هی عوضی
!بگیرش
من فقط یک مانعم،نیستم؟
اون میخواد من کجا برم؟شوخیت گرفته
وایسا عوضی!
حالت خوبه؟
تو کوچولوی عوضی
یک سال بعد
من کوگوره نائو از حالا به بعد "نمیگم"میترسم یا"غیر ممکنه"
من از بیمصرف بود بودن دست میکشم و دیگه آدم ترسویی نیستم
!آره
!ولم کن عوضی
حرومزاده
منو نپیچون
-بیا و منو بگیر! -چی گفتی؟
بگیرش
...هان؟چی
هی!داری چیکار میکنی اونیسه؟بیا اینجا
دوباره دارین اینکارو انجام میدین؟
!باید با همدیگه این کارو بکنید
...خیلی ترسناکه
...غیر ممکنه
-هرچند حقیقت داره -شگفت انگیزه
-شگفت انگیز نیست؟ -همینه،همینه
-اون منو زد - آره،دماغ 50 امتیاز داره
چی؟
...چیزی نیست
خیلی بیچاره اید!
شما بچه ها و کسی که چیزی نمیگه
دیگه نمیتونم تحمل کنم... سو چان...
نائو چان؟
تعجب میکنم اگه دوستی پیدا کنه
اما اگه اون خواهرزاده کوچولوت اونجا باشه نگرانم که نکنه پسر بدی بگیرتش
کوگوره نائو
!من نیستم
من بعد از مدرسه پشت زمین ورزش منتظرتم
اون اونیسه تاگا از کلاس D نبود؟
اونی!؟چه اسم مسخره ای *اونی در زبان ژاپنی یعنی شیطان*
_اون حتی به عنوان یک دانش آموز دبیرستانی مشکل درست کرده -تو واقعی هستی؟
بعد از مدرسه
اون حتماً یک چیزی پشتش نگه داشته
چاقوئه؟میخواد با چاقو بزنتم؟
...دارم به پدر و مادرم توی بهشت میپیوندم
لطفا باهام به قصد ازدواج قرار بذار!
...اوم... متاسفم،اما من یه خلافکار نیستم
متاسفی؟
لطفا هوامو داشته باش
برای گلها متشکرم
-به خونه خوش اومدی! -به خونه خوش اومدی!
-سو چان! - خیلی خوشمزه بود
-آه،ممنونم - چطوره روز بعد یه چیز دیگه بخوریم؟
-اگه دوست دارید،لطفاً با خطم تماس بگیرین -اینکارو میکنم
-شماره ام اونجاست پس راحت باشین و برام پیام بفرستین -جداً؟
انتظار چنین چیزی رو داشتی، ها؟
افرادی که توی کافه کار می کنن شیکن؟
تعجب میکنم اگه آرایشگر نرفته؟
-ممنونم - ممنونم - باهاتون تماس میگیرم -واقعاً؟
چته نائو چان؟
نائو.اون واسه چیه؟
...اوم...من اینو
!از مدیر گرفتم
مدیر؟
تابلو نیست دروغ میگه؟
تعجب میکنم اگه اینو یک پسر داده باشه
یک پسر؟
تعجب میکنم اگه سوچان با اونا بره ناهار بخوره؟
-صبح بخیر، سو چان! -صبح بخیر
به نظر خوشمزه است
باید کلم بروکلی بخوری.این برای بدنت خوبه
حتی اگه چیزی که درست میکنی برای بدنم خوب نباشه بازم میخورمش
هی،باید عجله کنی وگرنه دیرت میشه
بسیار خوب!من میرم
!بعداً میبینمت
همونطور که فکر کردم...باید راستشو بهش بگم
باید به اونیسه بگم نمیتونم باهاش قرار ...بزارم چون کسی هست که دوستش دارم
اون حتی منو تو خونه خودم گیر اورد
صبح بخیر!
صبح بخیر!
-بیا با هم بریم -ب_بله
تا بعد!
بله
جدی هستی؟
به اندازه کافی برات درست کردم
!متشکرم
چیه؟
هیچی! تو توی آشپزی خوبی،نه؟
من برای خودم و مادرم غذا میپزم
واقعا؟
به خاطر غذا ممنونم
لذیذه
البته
من میخوام یک سرآشپز بشم و یه رستوران یا یه چیزی شبیه اون باز کنم
این شگفت انگیزه... تو رویا داری؟
رویا؟من هرکاری که بخوام انجام میدم هر چی که باشه
اما فکر میکنم چیز خوبی باشه!این واقعاً لذیذه
من واقعاً نگران بودم که اگه میگفتم مزه اش بده منو میزنی گرچه...
چی میگی؟
من هرگز تو رو نمیزنم
اما...دیروز داشتی چند نفر رو میزدی مگه نه؟
آه...اون بچه ها کیف دانش آموز جدیدو برداشته بودن
اگه اون شکایت میکرد اونا مث من اونو میزدنش
به خاطر همین نمیتونست بهم کمک کنه
من...تصمیم گرفتم دیگه بدون دلیل بقیه رو نزنم
وقتی که مردم بدون دلیل دعوا میکنن بدت میاد مگه نه؟
بله
من کاریو که ازش متنفری انجام نمیدم
من هیچ کاری نمیکنم که ناراحتت بکنه
من ازت محافظت میکنم.قول میدم!
چرا من؟
منظورم اینه ..من ادم ترسویی ام..امکان نداره کسی از من خوشش بیاد
این درست نیست
تو...تو کسی هستی که دوستش دارم
با گل بهم اعتراف کرد
با بنتو(نوعی غذا)خانگیش!
زودباش! کامل بخور!
این واقعیت داره که اون یه رویا داره
این واقعیت داره که اون دانش آموز جدیدو نجات داد
این واقعیت داره که برای محافظت از من کنار جاده حرکت میکرد
چهره خندونش
چهره خجالتیش
فکر میکردم اون ترسناکه اما...
بعداً میبینمت!سلامت برس خونه باشه؟
باشه!فهمیدم
تا بعد
باشه
هی راسته که تو دوست دختر اونیسه ای؟
...اومم
چیش خوبه؟اون یک تیکه گوهه ،مگه نه؟
یه نفر میتونه هرکیو که بخواد دوست داشته باشه به شماها چه ربطی داره؟
دوباره تو؟این هیچ ربطی به تو نداره
بیا بریم
یاشیرو سان
!متشکرم
واقعاً سعی نداشتم تو رو نجات بدم یا هر چیز دیگه ای
من فقط از آدمایی که بدون اینکه چیزی بدونن حرف میزنن متنفرم
اونیسه کون کسی که بقیه فکر میکنن نیست
واسه چی داری اینو به من میگی؟
درسته...
ممنونم که این همه راهو تا فروشگاهم اومدین
متاسفم مزاحم کارتون شدم
شما کاملا خوب هستید
اما دفعه دیگه که میام یادتون باشه
این لباس چطور به نظرتون میاد؟حس خوبی بهتون میده؟
-بد نیست -اونا بهم نزدیکن
-بد نیست؟باحاله! -آه..اون شخص
لباست...
امروز مدرسه چطور بود؟
آره
چرا آلبوم بازه؟
اوم...این شخص امروز اومده بود فروشگاه و حس کردم قبلاً یک جایی دیدمش
اون یکی از همکارای کار قبلیم بود که توی اون سالی که وارد شرکت شدم اونم وارد شرکت شد
یک همکار از کار قبلیت؟
درسته
نائو
تو مطمئناً شکل آنه-سانی *آنه به معنیه خواهر بزرگتره*
وقتی که به دنیا اومدی آنه-سان همیشه میگفت "اون هیچیش به من نرفته"
اون گفت "زنا بعداً به پدراشون میرن"
من همیشه اونو تشویق کردم
چطوری بود؟
مرسی
تا الآن من هیچ وقت احساس نکردم که تنهام
پدرم و مادرم هر دو مُردن
تو برای من جای اونا رو پُر کردی
نه،من از کار قبلیم بیرون نیومدم
خیلی خوشحالم که کافه سرخوش رو(اسم کافه است) راه انداختم
اما... ممنون
چرا؟
من باید به اونیسه کون احساس واقعیمو بگم
کلاس C و کلاس D قراره روز دوشنبه با هم کارگروهی انجام بدن.هر ۴ نفر یه گروه میشن
ما اینو قبلاً گفتیم اما...هدف از این فعالیت عمیق تر شدن رابطه دوستانه همگیتونه
کسایی که هنوز گروه تشکیل ندادن دستشونو ببرن بالا
آه... میساکی
خوبه،هر 4 نفرتون توی یک گروهین
اونا تنها کساین که بدون گروه موندن؟
نگران نباشید
میساکی کون
-هی -ولم کن!
اون دوره راهنمایشو توی کانادا گذرونده
اون هیچ وقت با بقیه کلاس جور نمیشه،یا بیشتر شبیه به اینه که حتی سعی نمیکنه جور بشه
درسته؟
در واقع این چیزی نیست که باهاش خوب باشه
بیاکمک کن!
تخصص من خوردنه
سنگینه!توش چیه؟
مانگا
من شبا توی اتاقم میخونم
تو حس بدی بهم میدی
به تو ربطی نداره
-دعوا بسه! -به تو ربطی نداره
حدس می زنم حقیقت داره...
وای! خطرناکه!
اگه ترجیح میدی تنها باشی چرا مدرسه رو ول نمیکنی؟
تو واقعاً آدم بدی هستی.
هان؟به نظر میرسه چیزیو زدم
کار غیر ضروری انجام نده
دارم فکر میکنم با هم دوست بشیم
من به دوست نیاز ندارم
سعی نکن خشن به نظر برسی
اگه تو لحظات واقعا دردناک، کسی کنارت نباشه، یعنی داری از بین میری
No comments yet. Be the first to leave one.