The first 200 lines.
...آنچه در جیغ گذشت
واقعاً فکر کردی من تعقیبت میکنم؟
بهت اعتماد ندارم
به کمکت برای پیدا کردن جیک فیتزجرالد نیاز دارم
اون باهام بدجورد در افتاد
اگر فکنن که یکی از ما قاتله چی؟
!استاوو قشنگ رو پیشونیش قاتل بودن حک شده
و منم باید بشینم و به این موضوع اعتنایی نکنم؟
،من تو رو از همه بیشتر دوست دارم
ولی داری عجیب غریب رفتار میکنی
!هی، اونو پس بده
!ببینین چه چیزایی نقاشی میکنه
!خدایا، تو روانیای
این اونطور که فکر میکنین نیست
!نگران نباش همکار، کارتو لا پشونی کردم
،یک روز از پیدا شدن جنازه جیک فیتزجرالد گذشته
و واقعیت طرز مردنش تازه داره برای مردم مفهوم میشه
این طرز سوگ کار مشکل و عجیبیه
چون که نمیدونی باید چه حسی بکنی
آیا باید عصبانی باشی؟ باید بترسی؟
باید ناراحت باشی؟
ممکنه به هر شکل خرابت کنه
یا یه جرقهای توت روشن کنه
...وقتی انقدر یک قتل در نزدیکی تو اتفاق میافته
باعث میشه که به دنیا به یک دید جدیدی نگاه بکنی
همینطور به مردم
حتی اونایی که بهشون اعتماد داری هم به چشمت عجیب میان
چون وقتی که همه مضنونن
هیچ معصومیتی وجود نداره
میترسی؟ بایدم بترسی. وقتی دوستات بفهمن، بر علیهت میشن
مضنون اصلی
Scream - S02E06 Jeepers Creepers
ناشناس
چی میخوای؟ - به کسی درمورد -
ملاقات کوچیک دیروزمون نگفتی
ببخشید که نا امیدت کردم
!امای بدبخت و افتضاح
نمیتونی به کسی اعتماد کنی، نه حتی به خودت
در این مورد اشتباه میکنی
خودت میدونی که درست میگم
من همیشه درست میگم
برو به جهنم
من همیشه توی سرتم و بهت تسلط دارم، اِما، خودتم خوب میدونی
ببخشید، هنوز بیدار نشده، اگر بخوای بیدارش میکنما
.نه، نه، اشکالی نداره فقط میخواستم باهاش حرف بزنم
میشه بهش بگین من اومدم اینجا؟ - حتماً -
الان توی شرایط سختیه
فقط باهاش صبور باش - حتماً -
خوبه که اینو میشنوم
ببخشید، اِما، من اشتباه کردم
خیلی اشتباه بود که بدون مشورت کردن با تو راجع به
موبایله بهش گفتم
پس، چرا اینکارو کردی؟
،وقتی آکوستا توی کمدم اون تفنگه رو پیدا کرد
بهم گفت اگر بهش یه "سرنخی" ندم
منو زندانی میکنه - و من هم اون "سرنخ" بودم؟ -
میتونستی بهم بگی
تمام صبح بهت زنگ میزدم که بهت بگم
تو تنها کسی نبودی که زنگ زد
قاتله هم دوباره زنگ زد - منظورت چیه که دوباره زنگ زد؟ -
اون امروز و همینطور توی اون روز مدرسه بهم زنگ زد
مثل اون شب توی جنگل، از پشت پنجره دنبالم میکرد
چرا به کسی نگفتی؟ - به کی باید میگفتم؟ -
!به کلانتر تا دوباره درمورد مشکل اضطرابم سوال کنه؟
،بدن جیک از سقف افتاد پایین
!اما تمام توجه کلانتر بیماری روانی من بود
که قاتل هم دقیقاً همینو میخواد
پس برای همین، اون حمله عصبی رو از خودت دراوردی
اون داره اذیتم میکنه و این موضوع هم شخصیه
باید بفهمم که به کی میتونم اعتماد کنم و با کی میتونم حرف بزنم
باورم نمیشه که این اتفاق داره دوباره میافته
باورم نمیشه که جیک مُرده
منم همینطور
!هی نوح! منم درو باز کن
یه ثانیه وایسا
در قفل بود؟ عجیبه. ببخشید
چه خبر؟ چی شده؟
باید یه چیزی بهت بگم
آخرین چیزی که پایپر بهم گفت
این بود که برام یه سورپرایز دیگه هم داره
!فکر میکنم که اون سورپرایزم جیک رو کشت
و الانم داره هممونو تهدید می کنه - منظورت همکاره پایپره -
آره، میدونم، خیلی وقته که اینو میگی
ولی الان باید حقیقتو بدونم
باید تختتو ببینم
!تخته؟ نه،نه،نه
!داره بازسازی میشه! هنوز آماده نیست
و تو هم آماده نیستی. هیچ کسی آماده نیست - نوح، من آمادم -
چی؟آدری؟
چرا همچین فکری میکنی؟
اون موقع توی قرنطینه مدرسه حرفای خیلی عجیبی زد
و بعد هم مثل گروه فرانکشتین ،لینچ با استاوو دعواش شد
...و اون... اون فقط
اخیرا عصبانیتش گل کرده
همین؟ فقط همین مدارکو داری؟
فقط یه حسیه که دارم - یه حس؟ -
قاتل آدری نیست
!نوح، قاتل با ذهنت بازی میکنه
اون میخواد یه چیزایی رو به هم ربط بدی که ربط ندارن. همش حقه ذهنیه
میخواد کاری بکنه که نتونیم به هیچ کسی اعتماد کنیم
آره. ممکنه همش جز نقشَش باشه
باید اینطور باشه
بروکه. بروکه. باید برم
همکارش آدری نیست. پس تا وقتی که مدرک ...درست حسابی برای این ادعات نداری
باید عکسشو همین الان بیاری پایین
خاکسپاری خیلی ناراحت و خسته کنندس
در این مورد به پدرم نمیگی که؟
تنها کاری که میکنه اینه که منو ،باز میفرسته پیش یه روانشناس
و اون موقع باز منم حوس میکنم یه دشک دیگه رو جرواجر کنم
حالت چطوره؟
!هیچ حالی ندارم
،میدونم که جیک همچین فرشته ای هم نبود
ولی لیاقت کاری که سف باهاش کردو نداشت
...بروک
،میدونم که سف برنسون آدم خوبی نیست
ولی با خودت اینکارو نکن
،اون به من وابسته شده بود اونم نه تو جهت خوبش
!"بیشتر توی جهت "ترسناک و تعقیب گری و غیرت اضافه
جیک سعی کرد که اینو بهم !بفهمونه بعد جلوی پام مرده درومد
همش تقصیرِ منه
بروک، میدونم که کلی جواب میخوای
!ولی انقدر به فکر تهمت به برنسون نباش
من که این تئوریتو منطقی نمیدونم
واقعاً میخوای از همه این اتفاقا یه چیز
منطقی پیدا کنی؟
خواهر ناتنیت سعی کرد هممونو بکشه
اسم این اتفاق رو واقعاً نمیشه ،زیاد عقلانی یا منطقی گذاشت
ولی کاملاً اتفاق افتاد
آره - این دفعه هر کی میتونه باشه-
باید بفهمم که چه بلایی سر جیک اومده
برام مهمم نیست که چقدر برام بد تموم شه
باشه
بعداً میبینمت
فقط یه چندتا سوال دیگه هم داشتم
بروک فعلاً برای مصاحبه های بیشتر خیلی ضعیف و شکنندس
درمورد سف برنسون گشت و گذار کردین؟
آره، مرسی که خبر دادین ولی اون بیگناه از آب درومد
موبایل جیک چطور؟
نمیتونستم بازش کنم - رمز داشت -
من که راضیم، پس رو به راهه؟ - آره. الان وقتشه. انجام شد؟ الو؟ خبری نگرفتم -
هی عوضی فکر کردی بازم میتونی باهام اینکارو بکنی؟ دیگه کارت توی شهر تمومه
بگو چرا دنبالم میکنی وگرنه باز میزنمت
ولی این دفعه واقعاً میزنمت - !وایسا ببینم، یعنی اون زدنت واقعی نبود؟ -
!خیلی خُب، ببین دنبالت نمیکردم
...منظورم اینه که آره دنبالت میکردم
سعی کردم بهت زنگ بزنم - من گوشیمو گم کردم. ادامه بده -
پس اینجا دیدمت و فکر کردم که شاید
!خیلی بامزه باشه که تعقیبت کنم
!و میدونی، اصلاً بامزه نبود چون منو زدی
،و الانم میخوام دوچرخه بخرم
که میخواستمم ازت بخوام که باهام بیای و دوچرخه بخریم
کدوم بهتره؟ کدومو بیشتر میپسندی؟
خیلی عجیب شدی
چیه؟ چون میخوام دوچرخه بخرم؟
!فکر نکنم! اون عقیبه رو ببین
!خیلی باحاله، اون آبی دسته کروم داره
!خیلی باحاله. بنظر خوب میاد، نه؟ خوشگله
میدونی چیه؟
!!میرم امتحانش کنم! مرسی
سلام - سلام، پیامتو گرفتم -
و منم اس ام اس تو رو گرفتم - اِدی کیه؟ -
اِدی راه حل پاک کردن اسم آدریه! نگاه کن
توی نوشتهی برنامم هست
اِدی یه دخترو با خصوصیات آدری دیده
که توی متلی که کار میکنه با هم ملاقات میکردن
پس اون همکار پایپرو دیده، ولی شرط میبندم که آدریو ندیده
وقتی آدری رو نشناسه، پس معلوم میشه که آدری همکار پایپر نبوده
درسته؟ نظرت چیه؟
انجامش بده - باشه -
"ین همون دخترست که با پایپر دیدی؟"
البته اِدی یه یکی دوباری دست رد به سینم زد
فعلاً باید منتظر باشیم
...الان دیگه باید با زمانبندی اون کار بکنیم. خیلی خُب
!اوه! سریع جواب دادی، ادی !"میگه " واو
خیلی خُب، این حرفش زیاد مفید نبود، ولی داره هنوز تایپ میکنه
!هنوز امیدی هست
باهات میتونم شرط ببندم که آدریو نمیشناسه
باید حرف بزنیم! بیا دیدنم توی شهربازی
هنوز انتخاب نکردی؟ - وقتی خواستم صدات میکنم -
لازم نیست همش برگردی
مرسی، شهردار
!آقای شهردار
توی دبیرستان همو دیدیم
روز قرنطینه. چه روز پر احساسی بود
برام یه نوشیدنی بگیرین و منم همراهیتون میکنم
!خدایا، ترسوندیم
اگر همیشه میخوای از این !کارا بکنی یه زنگوله به خودت ببنذ
بهم اساماس دادی - بیست دقیقه پیش -
!با دوچرخه میاما، نه رینج رور
!مشکل حیاتیت چیه؟
ببین اون موقع که هذیون میدیدم
تو یه راهنمای خوبی بودی
برای همین میخواستم ببینم که
همین راهیابیتو دور و بر
دفتر بابات هم داری یا نه؟
باید دنبال چی بگردم؟
هر چیزی که توی پرونده سف برنسون عجیب بنظر بیاد
منظورت همون مرده توی سینماست
توی اون شب که بوسم کردی؟ - !تو بوسم کردیا -
تمرکز کن! میتونی کمک کنی یا نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.