The first 179 lines.
با سلام به دوستاران سریالها و فیلمهای چینی سریال زیبای هشتمین اژدهای اسمانی یک مرتبه ترجمه شده بود اما ترجمه ان زیاد قابل فهم نبود من تصمیم گرفتم این سریال رو دوباره ترجمه کنم امیدوارم از دیدن این سریال بسیار زیبا لذت ببرین
اسمان باصفا
کوهستانه اسوده خاطر
می خروشند
احساساتش را فریاد می کشد
اسمان با اژدها و زمین با سیمرغ
خداوند بخشیده
مبارکه
درختان پر برکت،پرنده ها همنشینش هستن
من هر زوج همنشینی را دوست دارم
بچه زیبای منو که خوابه در اغوش گرفته و بالهاشو پهن کرده
قلب من در حال تپیدنه و مجذوبِ پرواز در اسمانِ
قلب من در حال تپیدن و مجذوبِ پرواز در اسمانِ
باد می اید و سرود سر می دهد
باد می اید وسرود سر می دهد
بگو عزیزم
من بر میگردم
کوهستان و اب همیشه اینجا خواهند ماند
کوهستان و اب همیشه اینجا خواهند ماند
هر چیزی ریشه کنه باقی می مونه
درختان پر برکت،پرنده ها همنشینش هستن
درختان پر برکت،پرنده ها همنشینش هستن
من هر زوج همنشینی را دوست دارم
بچه زیبای منو که خوابه در اغوش گرفته و بالهاشو پهن کرده
!یون شَن
...چیزی نیست
شما همه این ادما رو کشتین؟
!چی دانِ پَست،بمیر
فرار کن
!نه
...عزیزم
...عزیزم
...عزیزم
...عزیزم
!یون شَن...مراقب بچمون باش
...برادر بزرگ
...عزیزم
!برادر بزرگ،یه چیزایی درست نیست
سی سال بعد،دروازه یان
!عقب نشینی!عقب
خب به نظر میرسه که شایعات درباره شورش در کشور
خب به نظر میرسه که شایعات درباره شورش در کشور
همشون درستن
،چیااُ فنگ
یه مرتبه دیگه برای خدمت به کشورت کار خوب انجام دادی
رئیس،لطف دارید شما و برادران گروه
لایق این خوشنامی هستین
وزیر خوا
این مدت برای شما 5 هزار تیل تهیه کردم تا اینکه سلاح بخرین
این مدت برای شما 5 هزار تیل تهیه کردم تا اینکه سلاح بخرین
اما حالا نمیدونم چی شده
مو رونگ فو،تو منو برای این سرزنش می کنی؟
وزیر خوا،شما پولِ منو برای
سریعتر انجام دادن کارم گرفتی
،خاندان مو رونگ
یه خاندان سلطنتیه که همشون مُردن
نکنه نقش پادشاه رو دوست داری که در این سماجت میکنی؟
نکنه نقش پادشاه رو دوست داری که در این سماجت میکنی؟
فراموش نکن،تو حالا جز یه رعیت هیچی نیستی
باید با من در حالت زانو زدن صحبت کنی
وقتی پادشاهیه ین رو دوباره تاسیس کنم
همه چیز مثل اولش میشه
وزیر خوا
قولی رو که به هم دادیم یادته؟
اگه پادشاهی ین دوباره تاسیس بشه
شما یه پُست بالا درش خواهید داشت
تو فکر میکنی بهت اعتماد دارم؟
وزیر خوا،حالا که پول منو گرفتی،داری زیر قولت می زنی؟
این پول فقط سرفه
ضمانت ایمنی توئه
من قبلا برای تو التاف بزرگی انجام دادم
حالا درباره نقشه شورش تون
هیچی بهم نمی گی؟
چیِه؟میخوای با من بجنگی؟
...فکر نکن فقط چون میگن
"چیااُ فنگ در شمال،مو رونگ در جنوب"
و مو رونگ دومین شخص در جامعه رزمیکارانه
جرات کنی به یه وزیر عالی رتبه حمله کنی؟
تو رو می کشم،شبیه کشتن یه سگ
تو درباره جامعه رزمیکاران چی می دونی؟
تو چطور جرات میکنی رئیس ما رو فریب بدی
تو چطور جرات میکنی رئیس ما رو فریب بدی
بعد اینکه هدفشو فهمیدی؟
چطور جرات داری ادعا کنی که معنیه درسته "چیااُ فنگ در شمال،مو رونگ در جنوب" رو می دونی؟
مزخرفه،مزخرفه،اینی که میگی مزخرفه
چه منظوری داری از "چیااُ فنگ در شمال،مو رونگ در جنوب"
:درستش "مو رونگ در جنوب،چیااُ فنگ در شمال"
کی نگرانِ شمال و جنوبه؟
در این جهان،تنها یک مو رونگ هست
تو،تو نقشه شورش داری؟
وزیرخوا کشته شد
پنج هزار تیلی که برای خرید سلاح روش حساب کرده بودیم همش از دست رفت
پنج هزار تیلی که برای خرید سلاح روش حساب کرده بودیم همش از دست رفت
پنج هزار تیلی که برای خرید سلاح روش حساب کرده بودیم همش از دست رفت
باید راهی برای برگردوندنه پولمون پیدا کنیم
مزخرفه،مزخرفه
!نه!بله،بله
!پسر دایی
اقا
دختر عمه،چرا اینجا اومدی؟
من شنیدم که برگشتی
!از یک ماهه منتظره تو هستم
واقعا؟ یک ماه از اینجا دور بودم؟
پسر دایی،چند لحظه نگاه نکن
پسر دایی،هنرهای رزمی تو الان چقدر پیشرفت کرده؟
،در این یک ماه
من در کتاب های جنگی بیست و هفت گروه جستجو کردم
من در کتاب های جنگی بیست و هفت گروه جستجو کردم
دوست داری اونا رو برات بخونم؟
پسر دایی بودنم اذیتت میکنه؟
،چرا تو همیشه توی خیال
پادشاه شدنی؟
پسردایی،من متاسفم
!اشتباه از من بود
دختر عمه
من کمی ناخوشم
لطفا به دل نگیر
تو درباره انتخاب چیااُ فنگ چی فکر می کنی؟
چیااُ فنگ به جرات،در کونگ فو بالاترینه
و در میان رفقاش محبوب
اون واقعا بهترین انتخاب
برای رئیس جدید شدنه
...فقط چیزی که هست،امکان میدم روزی
در این باره مردم کمی می دونن
باید این راز رو نگه داریم
تازگیا کمی ناخوش احوالم
،ذهنم خوبه اما هر روز
بدنم داره سستر میشه
!بیا،بیا بنوشیم
!عالیه!بنوشیم!بنوشیم
!بیا،بیا بنوشیم
!عالیه!بنوشید!بنوشید
کی بیشترمی خواد؟بیاد
واقعا هرگز ندیدم او بنوشد
من نمی دانستم اون به این خوبیه
اگه اینجوری ادامه بده همه بردران اینجا از خوردن میمیرن
اگه اینجوری ادامه بده همه بردران اینجا از خوردن میمیرن
!برادر چیااُ،تو عالی هستی
رئیس وانگ و وکیل ما رسیدن
برادرا حالتون چطوره؟
خوبیم
!سنیور بَی،این همسر من،کانگ مینِ
...اه،خانوم ما
!چیااُ فنگ،برادر چیااُ
مدت هاست که در جامعه میگن "چیااُ فنگ در شمال.مو رونگ در جنوب"
من اینو از زبون خیلی ها شنیدم
...حالا که شما رو ملاقات کردم،واقعا مثل
لال ها شدم،شما مرد بزرگی هستین
خواهر لطف دارین
،برادر چیااُ،من هنوز سیر نشدم میای بیشتر بنوشیم؟
،احتیاجی به کاسه نیست چطوره با کوزه بنوشیم
عالیه
یه دور دیگه
من دیگه خیلی پیر شدم و فکر می کنم
که زمان رئیس بودنم
به زودی تموم خواهد شد
اما درباره رئیس بعدی
از قبل انتخاب شده
من قبلا با سنیورهای گروه مشورت کردم
من قبلا با سنیورهای گروه مشورت کردم
من این شخصو با 8 یا 9
رای انتخاب کردم
چه انتخابی؟
برادر چیااُ بهترین انتخابه
اگر اون رئیس ما شه ما همه راضی هستیم
درسته
ما چیااُ فنگ رو انتخاب کردیم
ما راضی هستیم اگه چیااُ فنگ رئیسمون شه
خب،شما قبول دارین چیااُ فنگ رئیس شه
و من هم راضیم
اما چیز هایی وجود داره که باید اول حل شه
این کار برای
رئیس جدید گروه یه محک زدن خواهد بود
رئیس جدید گروه یه محک زدن خواهد بود
چیااُ فنگ،پادشاهی شی شیا تازه تشکیل شده
چهار ادم شرور از اونا در حمله به
افراد ما در بخش یون نان پشتیبانی می کنند
تو باید شخصا بری
و به اونا کمک کنی
No comments yet. Be the first to leave one.