Hell on Wheels

Hell on Wheels

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Hell on Wheels S05E09 HDTV x264-AVS
A Commentary by Reza KingSlayer
► Mani Vampire

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
Published on: 2016-06-22
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

باید دستمزد اون مرد رو

به پسرش بدی

کمترین کاریه که ازم برمیاد

...زمینایی که امروز خریده می‌شن

فردا ده برابر می‌ارزن

اومدم یه کم از ملک‌هایی که می‌فروشی رو بخرم

باید سودمون عظیم باشه

باید می‌فهمیدم که زیاد

اهل خونه و خونواده نیستی

این همه مرگ و ویرانی

هرکاری که کردم

همه‌اش برای هیچ و پوچ بود

شک دارم بتونم این راه‌آهن رو تموم کنم

من و ویلیام

بهتره همینجا بمونیم

جالبه که ترجیح می‌دی به جای اینکه پیش خونواده‌ات باشی

توی سرما بیرون باشی

ویلیام

انتظار نداشتیم که دیگه ببینیم‌تون

...خُب

فعلاً که اینجام

سلام ویلیام

نائومی اینجا ـست؟

بیا بغلم

برگشتی

سوئدی مُرده

خُب، امیدوارم واسه شام بمونی

رضــــا و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـی‌کـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer

نمی‌تونم تا ابد این بیرون باشم

کار خیلی زیاده و تنهام

خطرناکه

درضمن این چیزی نیست که پدر آسمانی برای ما می‌خواد

زودباش دیگه، یه کم دیگه جوجه بخور به نظر خوشمزه میاد

پدر با پیشگام بودن تور گاندرسون مخالف بود

اون رو بیرونش کرد ما رو هم باهاش بیرون کرد

می‌دونم

خُب، گفتی کجا داری می‌ری؟

نگفتم

هنوز مشخص نیست

توی فر یه پای سیب دارم

بشقاب‌های خوب

پای سیب

خیلی مجلل بهت رسیدگی می‌شه آقای بوهانان

کلوچه‌ی آخر رو می‌خوای؟

نه، ممنون - مطمئنی؟ -

نائومی دست‌پختش حرف نداره ها

آیزاک؟ - چیه؟ -

راست می‌گم دیگه - بابت شام ممنون -

به اندازه‌ی کافی خوردم

خواهشاً شب رو بمون

البته

قدمت روی چشم

تو طویله می‌خوابم

ویلیام

...آقای بوهانان

بابت شام متأسفم

باید می‌فهمیدم که یه کم برات سخت شده ...اما خیلی وقته که

اون زن منه

ویلیام پسر منه

یه شوهر باید تو بیماری و سلامتی پیش همسرش باشه

ما با هم پیمان بستیم

تو وقتی آبله داشت ترکش کردی

آیزاک

من و نائومی هر دو یه دین داریم آقای بوهانان

ما هم یه پیمانی بستیم

اونم بعد از غیبت طولانی شما

...اما فرقش اینه که

من هیچ‌وقت اون رو ترکش نمی‌کنم

خیلی‌خُب بریم یه کم استراحت کنیم

فردا صبح راجع به همه‌چی صحبت می‌کنیم، باشه؟

خیلی‌خُب، باشه

چیزی نیست، الآن میام

ممنون که نجات‌شون دادی

ممنون که اون هیولا رو اعدام کردی

سوئدی سایه‌ی عظیمی روی زندگی همه‌مون انداخته بود

ما صبح حرکت می‌کنیم، آقای بوهانان

پیشنهاد می‌کنم شما هم همین کار رو بکنی

به خونه خوش اومدی، آقای دورانت

خونه؟ لارامی؟ به سختی می‌شه اسمش رو خونه گذاشت

با یه کم شانس

راه‌آهن به زودی از کلّ قلمروی لعنتی وایومینگ

رد می‌شه

مطمئناً دلت واسه لارامی تنگ نمی‌شه

نه، قضیه این نیست

...فقط

نمی‌دونم آقای دورانت

جام گرم و امنه شکمم سیره

...باید حس خوبی داشته باشم اما - گرفته‌ای -

سر چی می‌گی؟

یه حس ناخوشی‌ای وجود داره

وقتی چیزی که می‌خوایم رو به دست میاریم

آره، گرفته ام

فکر کنم همینه

از کِی اونجان؟ - از امروز صبح -

این با قطار اومد

نوشته که شایان قراره مرکز راه‌آهن بشه؟

اوهوم

متأسفم آقای نوبلز اما کاری نیست که از من برای هیچ‌کدوم‌تون بربیاد

می‌تونی پول‌مون رو بهمون پس بدی

مطمئنم که راه‌آهن زمین‌تون رو با قیمت فعلی ازتون خریداری خواهد کرد

قیمت فعلی الآن پشیزی نمی‌ارزه چون شایان شده مرکز راه‌آهن

تنها دلیلی که ما این زمین‌ها رو خریدیم

چون شما بهمون گفتید که لارامی قراره مرکز راه‌آهن بشه

چون من این رو بهش گفتم

اون موقع فکر می‌کردم اینطوری می‌شه

اما بدبختانه، ما مطیع قوه‌ی قضاییه‌ی نیویورک هستیم

خانم پالمر هم مثه همه‌ی ما مجذوب این جریان شده بود

اون از این قضیه سود بیشتری می‌بره

اون هتل خوشگلی که تو شایان داره قیمتش سه برابر شده

اما زمینی که به من فروخته رو حتی نمی‌شه توش خوک پرورش داد

من به شخصه تمامی قباله‌های لارامی رو

10سنت بیشتر به ازای هر جریب باز خرید می‌کنم

بریم بچه‌ها اینجا جای ما نیست

هیچ‌وقت نمی‌دونستم دنبال من می‌گشتی

از پادگان مورمن‌ها شروع شد

بعد شهر سالت لیک

همونجا بود که راجع به آبله شنیدم

...نائومی، اگه می‌دونستم

تقصیر تو نبود

من خبر نفرستادم

همیشه فقط این حس رو داشتم که انگار فقط یه کم تو دلت خودم رو جا کردم

تو یه شب تاریک ...تو یه انبار متروکه

...یه شب پر از گناه

این حرف رو نزن

واسه همین بود که باهات به راه‌آهن اومدم

چون ازت خیلی چیزا خواسته بودم

نمی‌تونستم ازت بخوام که تو اون پادگان هم بمونی

و شایان هم اون زمان خیلی هیجان انگیز به نظر می‌اومد

اما کار درستی نبود

نه واسه ویلیام

می‌دونم

متأسفم

نه، بهم معذرت‌خواهی بدهکار نیستی

بهم هیچی بدهکار نیستی

واسه همین بود که تونستم دور شدنت ازمون رو تحمل کنم

ای کاش نمی‌رفتم

...از اتحادیه‌ی پسیفیک استعفاء دادم

تا دنبال تو و ویلیام بگردم

ماه‌ها توی بیابان بودم

فقط می‌گشتم

هیچ‌وقت از فکر کردن بهتون دست برنداشتم

نائومی خواهش می‌کنم

قصد داشتم یه خونه بسازم

من اینجام

...می‌دونی

یه دوران بود که فقط این حرفات رو

دوس داشتم بشنوم

اما اون دوران دیگه گذشته

الآن آیزاک پیش ما ـست

من دوسش دارم

حق داری که به شهر سالت‌لیک ببریشون

این دشت امن نیست

نائومی نگرانه که برادر بریگام ما رو قبول نکنه

می‌تونم تو این قضیه کمک‌تون کنم

تو پیشگام رو می‌شناسی؟

آره

خیلی با هم ایاق نیستیم

اما تو گاندرسون بچه‌اش رو روانی کرد

خبر اعدامش حداقل

بایستی یه کار موقت اونجا برام جور کنه

سرخ‌پوست‌های یوت در حال حرکت ان وقتی داشتم می‌اومدم اینجا دیدم‌شون

شانس‌مون رو تنهایی امتحان می‌کنیم

من مستقیماً از اونجا به تراکی می‌رم، آقای وینسون

اما باید اول مطمئن بشم که جای اونا امنه

و ازت درخواست هم نکردم

به گمونم کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه

می‌بینم که برگشتید به شهر

و به خاطر سفر خیلی تشنه ام لطفاً یه بطری ویسکی

و هزار تا کارگر ایرلندی بدید

خدایا، اینی که می‌گی می‌شه نصف دهستان کورک

به ازای هر نفر 20 دلار

پولت رو نگه‌دار

من به دنبال اسناد ام

سهام توی راه‌آهن اتحادیه‌ی پسیفیک

خیلی پیمانکار عذاب‌دهنده‌ای هستی

آره، و به نظرم خیلی بهم بها ندادن

هیچ‌کس بیشتر از من بهت احترام نمی‌ذاره، میکی

اوه خدای من، تحت تأثیر قرار گرفتم

البته بگم که

می‌دونم که 900 تا کارگر مورمون کم داری

بریگام یانگ آدم یه دنده‌ایه

من نمی‌خوام فقط تو کار مشروب و فاحشه باشم دکی

از دست گروه خرگوش‌های مُرده و این تجارت کثیف خسته شدم

من تو رو توی کمپانی سازندگان راه‌آهن

شریکت می‌کنم توی کمپانی کِرِدیت موبیلیر

کردیت موبیلیر به درد لای جرز می‌خوره

من دنبال یه چیز واقعی ام یه چیز قانونی می‌خوام

یا می‌تونی با کالن بوهانان بدون کارگر مسابقه بدی

بوهانان

حریفیه که انتظار ندارم به میدون بیاد

خُب

پس به گمونم اصلاً به خدمات من احتیاجی نداری

ویسکی به حساب ما ـست

امروز که یکشنبه یا تعطیلات نیست، سالمز

پس چرا سر کار نیستی و راه‌آهن من رو نمی‌سازی؟

من سال‌ها توی راه‌آهنت عرق ریختم

اما امروز مثه روزی که آزاد شدم وضع مالیم خراب و داغونه

اومدم ملکم رو به هر قیمتی شده بفروشم

بهت هشدار داده بودم که خودت رو

More Farsi Persian subtitles for Hell on Wheels

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left