Billions

Billions

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Billions S05E03 WEBRip x264-ION10
Billions S05E03 1080p WEB H264-XLF
Billions S05E03 WEB h264-TBS
Billions S05E03 720p/1080p WEB H264-OATH
Billions S05E03 720p/1080p AMZN WEB-DL x265-HETeam
Billions S05E03 INTERNAL 720p/1080p WEB H264-BTX
Billions S05E03 720p/1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S05E03 INTERNAL 720p WEB HEVC X265-RMTeam
Billions S05E03 INTERNAL 1080p WEB HEVC X265-RMTeam
Billions S05E03 720p/1080p WEB H264-BTX
A Commentary by Hitman007
█☀️ H1tmaN امـیـر ☀️█

Tags

web
720p
720
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
2CH
x264
Published on: 2020-05-26
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫به سلامتی دادستان کل جدیدمون

‫حکمفرمایی‌ـش طولانی باد!

‫تا همین اواخر، من همیشه یه ستاره قطبی داشتم

‫خیلی دیره

‫- کسایی که طلاق گرفتن اینطوری حرف می‌زنن ‫- همینطوره

‫واقعا درمورد تغییر کردن جدی هستی

‫من به این مسیر پایبندم

‫تا دنیای شرارت رو پاکسازی کنم

‫و خودمو هم همینطور...

‫گمونم خودمم از شرارت

‫بهت گفتم: دیگه بهت اطلاعات نمیدم.

‫یه زمانی می‌رسه

‫که مجبور میشی به خاطر نجات خودت

‫در برابر اکس صف آرایی کنی.

‫وقتی اون زمان رسید، به من نیاز داری.

‫یه پیتزای کامل رو باهات طاق می‌زنم

‫به علاوه مشکلت رو با رودز حل می‌کنم،

‫در ازای معرفی من به یه شخص خاص که ‫برای وزارتخونه شما کار می‌کنه.

‫به من میگن «هارد باب» می‌دونی چرا؟ ‫(به معنی سرسخت)

‫یه ایده‌ای دارم

‫چون مزخرف نمیگم.

‫آخرین باری که بررسی کردم ما هنوز ‫یکم حق حاکمیت داشتیم

‫می‌خوای اینجا موضع بگیری؟

‫تو کاهن منو دزدیدی.

‫وقتی من رقابت کنم، واسه بردن اونجام.

‫بازی تموم نشده، گل پسر.

‫ولی اگه «میسون کپیتال» دیگه هدف ‫نیست، من اینجا چیکار می‌کنم؟

‫این جوابت به گپ جلوی شومینه بود:

‫می‌خوای تبدیل به بانک بشی

‫- می‌خوام بانک بشم ‫- تا بتونی ازش سرقت کنی؟

‫تا مجبور نباشم ازش سرقت کنم.

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN

‫Billions.S05E03 1399/03/03 التماس، رشوه، زور گفتن

‫از کجا می‌دونی این دم و دستگاه نمیره هوا؟

‫چون گوردی اکسلراد فقط وقتی چیزی رو ‫می‌فرسته هوا که خودش بخواد

‫الان درمورد خودت سوم شخص صحبت کردی؟

‫آره می‌دونم. زیادی بود.

‫به خاطر هیجان جوگیر شدم.

‫مارکوس. آماده‌ایم.

‫آره. آماده‌ایم.

‫خیلی خب. 2...1... بزنش.

‫آره! بیاید پولدار بشیم...

‫- آره ‫- ما میلیونرهای رمز-ارزی هستیم!

‫وای، لعنتی!

‫گوردی اکسلراد کاملا گند زد

‫لعنتی

‫اون عکسایی که دلاله فرستاد ‫(...) رو نشون نمی‌داد

‫قدرتش رو؟

‫آره، باید جلوی نقاشی بایستی.

‫حس کنی که باهات چیکار می‌کنه.

‫مطمئنم یه چیزی حس می‌کنم.

‫چیه؟

‫طرف با موضوعات زیادی درگیره

‫سکس، مواد مخدر و «چی پف»؟

‫نزدیک...

‫این

‫این خودشه

‫دلال گفت نمایشگاه قبلیش چند وقت پیش بوده

‫دلاله گفت چیزی نمونده بود همه چی بهم بریزه...

‫طرف قبول نکرده واسه کلکسیونرها برقصه

‫ولی فروش رفتن

‫- اثرش... ‫- آره، اثرش.

‫کارت خوب بود منو قبل ‫شروع نمایشگاه آوردی اینجا

‫بیا قبل شروع نمایشگاه ‫اینا رو برداریم ببریم

‫- چه غلطا؟ ‫- نقطه‌های قرمز؟

‫این یعنی فروخته شدن. یعنی...

‫قبل ما اومدن دیدنش؟

‫- لعنتی امکان نداره ‫- ولی شده

‫دورمون زدن

‫اون دلال رو برمی‌گردونم به اون اسلحه خونه

‫طوری که مثل یه اسلحه M16 جدا شده ‫داخل یه جعبه له شده باشه...

‫بیخیال واسطه شو. بعدا میریم سراغش.

‫الان میریم سراغ منبعش

‫می‌دونی این نقاشه چه شکلیه؟

‫نه. عکسای زیادی ازش توی نت نیست.

‫خب. پیداش می‌کنیم...

‫نگاه

‫حالا پیداش کردیم

‫هی، «تنر»،

‫- بابی اکسلراد هستم... ‫- حالتون چطوره؟

‫تنر، اکس یه کلکسیونر قهار ـه

‫به شدت دنبال مجموعه بعدی ـه ‫بهتره بدونی

‫ای کاش چیزی داشتم که بهتون بفروشم. ولی...

‫پرینس. تو مجموعه «انفجار از داخل» رو خریدی

‫خیلی خوشحالم که می‌دونم توام عاشق اونایی

‫آره. زودتر رسیدم اینجا و باهام صحبت کردن

‫لعنتی، مرد. قصد نداشتم ‫بهت نارو بزنم.

‫هی، معلوم نبود کی باشه. به سلامتی.

‫الان منو بکش

‫کار رو مخی ـه، نه؟

‫واقعا سوالات سنگینی پیش میاره

‫می‌دونی، چیزی که چشم منو گرفت

‫فروتنی در ظاهر اجتناب ناپذیر فاسد بود.

‫چیزی که تو بهش توجه نکردی، شک ندارم.

‫خب، یه عالمه وقت واسه فهمیدنش دارم

‫درحالی که توی خونه ساحلی‌م آویزونه.

‫خب، دفعه بعدی شکستم میدی.

‫چقدر سبیل‌شون رو چرب کردی تا بتونی

‫- زودتر بیاریش اینجا؟ ‫- نه، خریدن کسی

‫- این کار تو ـه ‫- از چی استفاده کردی، جذبه؟

‫جذبه؟ جذبه زیاد تاثیر نداره.

‫لعنتی، تو خودت جذبه داری، ‫ولی نقاشی گیرت نیومده

‫نه، من گرم هستم و وعده میدم.

‫مردم رو به سمت خودم می‌کشونم.

‫توی این مورد، موفق شدم صبح اول وقت

‫با دلالش توی «زوما» ملاقات کنم.

‫دیروز. اصلا لازم به خواستن هم نبود.

‫نعمت خدادادی

‫خب. از اینجا کجا میری؟

‫خونه. برمی‌گردم «هادسون».

‫اوه؟ کارت با «انفجار از درون» تموم شد؟

‫خودت چی؟

‫دارم با نقاش صحبت می‌کنم

‫چون خیلی دوست دارم بخرم اگه بیشتر داشته باشی

‫اصلا نمی‌دونم بعدا بازم داشته باشم یا نه

‫همیشه وسواس داشتم که ببینم یه چیزی

‫به آخرش می‌رسه.

‫آره. من برای پول نقاشی نمی‌کشم.

‫تابحالم نکشیدم. یا درخواست کسی.

‫پس نمی‌دونم.

‫خب وقتی کشیدی، به من فکر کن.

‫- باشه ‫- تنر، وقتش رسیده

‫بریم پایین و بذاریم بقیه نقاشی‌هامونو ببینن

‫من ناامیدت کردم، رفیق

‫الان حال ندارم بهت روحیه بدم

‫- فقط کار بعدی رو بکن ‫- چیه؟

‫"من برای پول نقاشی نمی‌کشم"

‫یعنی هنوز کسی به قدر کافی بهم پول نداده

‫پس، اگه بتونی اثر هنری رو بخری...

‫هنرمندش رو هم می‌تونی بخری.

‫وقتی یه کاری به من می‌سپری چی میشه؟

‫مثل «هکتور الیزاندو» توی فیلم ‫The Flamingo Kid 1984

‫وقتی انشعاب می‌زنی، سر جاش می‌مونه.

‫اصلا نمی‌دونم این چیزایی که گفتی یعنی چی

‫ولی آره. کار کوفتی رو انجام میدم.

‫ببین، اون یه لوله کشـه...

‫و با دستاش کار می‌کنه.

‫لوله انشعابی یه لوله‌ـست که...

‫به هر حال، در این مورد؟

‫وقتی فرماندار بودجه‌مونو و

‫اون پرونده‌های جنایی رو ازمون گرفت، گفتی...

‫بله. برام پرونده‌های مدنی پیدا کن

‫که جریمه‌ پرداختی بالایی داشته باشن

‫چون می‌تونیم نگه‌شون داریم و هرطور ‫صلاح بدونیم خرجشون کنیم.

‫خب، این کارو کردم.

‫حدود 5 میلیون دلار پرونده داره میاد.

‫خدا رو شکر

‫آره. دقیقا مثل الیزاندو توی اون فیلمه.

‫اینو به عنوان تعریف برداشت می‌کنم.

‫اوه، قصد منم همون بود.

‫اگه می‌خواستم بهت توهین کنم ‫«بیگ سید» صدات می‌کردم. ‫(درامر جاز آمریکایی)

‫کارت خوب بود

‫ادامه بده

‫- نظرت چیه؟ ‫- فکر می‌کنی قبول می‌کنه؟

‫- تو بودی نمی‌کردی؟ ‫- می‌کردم

‫ولی من دنیا رو مثل اون نمی‌بینم

‫هرچند نور خوبی داره...

‫می‌خواستید درمورد بانک‌ها صحبت کنید؟

‫بیاید درمورد بانک‌ها صحبت کنیم

‫اکس... تو صاحب بانک نمیشی.

‫این مایه تاسفه، چه کوتاهش چه بلندش.

‫که می‌تونستم طی 5 دقیقه توی دفترت بهت بگم

‫همون جایی که قرار بود همدیگه رو ببینیم...

‫آره، برنامه عوض شد.

‫- اینجا واسه چیه؟ ‫- یه پروژه ویژه

‫نگرانش نباش

‫خب، چطور بانک گیرم میاد؟

‫بهت گفتیم، گیرت نمیاد

‫تایید FDIC هیچ وقت صورت نمی‌گیره ‫(شرکت فدرال بیمه سپرده های بانکی)

‫می‌دونیم سخته. به همین دلیل ‫«هارد باب» رو اینجا داریم.

‫تا کارو راه بندازه!

‫این همه راه نیومدید نیویورک ‫که از ما معذرت بخواید...

‫نه، واسه نمایشگاه «آرموری» اومدم.

‫و اون؟

‫از نمایشگاه‌های هنری خوشم میاد

‫که بلافاصله بعد اینکه بهت فهموندم

‫چرا یه بانک فدرال توی

‫آینده‌ات نیست، برمی‌گردیم اونجا.

‫الو؟

‫فهمیدم... بعد از ظهر اونجام.

‫باید سوار هواپیما شیم.

‫گوردی توی مدرسه گند بالا آورده.

‫- سفر خوبی داشته باشید... ‫- آ آ، بمونید

‫هردوتون باهامون میاید

‫و تا وقتی فرود بیایم،

‫می‌خوام بدونم چطوری صاحب یه بانک کیری میشم

‫امکان نداره جواب بده

‫امکان نداره تو بفهمیش

‫ما اونا رو آموزش میدیم تا دنیا رو اداره کنن

‫یه روز.

‫ولی نمی‌تونیم اجازه بدیم دانشگاه رو اداره کنن

‫این وظیفه ماست

‫که تصمیمات سخت رو تا زمانی ‫که اونا آماده بشن بگیریم

‫این کار گرفتن دست ـه؟ ‫تحمیل زور ـه؟

‫نه. اینجا در «لورنسبورگ» ما بهش ‫میگیم راهنمایی و هدایت

‫در این مورد راست میگه

‫دانشجوهای اون دانشگاه...

‫اگه اجازه بده برنده بشن، تصمیم بگیرن ‫کجا سرمایه گزاری کنن...

More Farsi Persian subtitles for Billions

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left