The first 200 lines.
هی ، بعدش باید چیکار کنیم ، اورگا ؟
. اورگا
. هی ، میکا
. هی به خودت ، داری از زیرکار دَر میری
. تصور کن اگه دوباره پیدامون کنن
. می دونم
میکازوکی اینجاست ؟
. آره
چی شده ، پیرمرد ؟
. من نمی دونم ، ماروبا کارت داره
رئیس ؟
. بهت گفتم که نباید بیای اینجا
. ولی اینجا همیشه گرمه
. از دست تو
. این اتاق فوق سری ـه
. میکا ، بزن بریم
. باشه
مریخ
قلمرو آربرائو ، منطقه خودمختار کریس
. منطقه خود مختار کریس
. ما دختر نماینده رو به زمین می بریم
اطراف شهر
نگهبان امنیت کریس
... و اسکورت های ایشون
. شما ، گروه سوم باید این کارو بکنن
دختر نماینده ، کودِلیا آینا برنستین ـه ؟
میشناسیش ، بیسکت ؟
. اون توی جنبش خودمختاری بود
. سفرش به زمین هم درمورد خودمختاری مریخ ـه
. کار خیلی خوبیه
اما چرا این کار بزرگ رو به ما میسپارید ؟
. خود خانم شما رو انتخاب کرده
چی ؟
. حالا هر چی ، کار شما باید مثه همیشه باشه
. شما ها فقط باید به حرفش گوش بدید
. آه ، بیرون کشیدن مین ها خیلی سخته
. دریل کردنشون بیرون فرداست
. امکان نداره
. میکازوکی عوضی
با این زمان بندی جا خالی میدی ، میکازوکی آوگس ؟
... خیلی باحاله ! منم می خوام یه روزی مثه اونا بشم
چرا اینقدر آروم کار می کنی ؟
! تودو ! وظیفه تو اینه که به بچه ها نظم بدی
! بچه ها
. خدایا
. همه موش های فضایی جـَو گیر شدن
حالت خوبه ؟
. آره ، خوبم
ما قراره دختر نماینده رو اسکورت کنیم ؟
اون حتماً بوی خیلی خوبی داره ، مگه نه ، میکازوکی ؟
. اونم مثه ما انسانه ، فرقی باهامون نداره
!ها ؟
. فراموشش کن ، میکازوکی گشنه دختر نیست
. تاکاکی
هی ، آب می خوای ؟
... نه ، اون زخم
. چیزی نیست ، پیش میاد
... میدونی ، رئیس به جای اینکه راحت استخدام کنه
. از قدرت همه نکته برداری می کنه ...
. و اینطوری ، ما کسایی که استخدام شدن رو میگیریم و میشیم دسته اول
... هرچقدر هم ماروبا پیر بشه
. اون ما رو آدمایی با تاریخ مصرف می بینه ، برای همین زیاد بهمون فکر نمی کنه
... به خاطر این نیست که رهبر گروه سوم هم همینطوری رفتار می کنه
برای همین با ما اینطوری رفتار می شه ؟
. تمومش کن ، ایوجین
. خفه شو ، بیسکت ، ساکت شو
... تازه ـشم ، تو
دعوا داری ، ایوجین ؟
. خوشم نمیاد
. دَرش آوردی
این دعوا نیست ، مگه نه ؟
. معلومه که نیست
. ببخشید سر و صدا کردیم ، آکیهیرو
. همیشه همینطوریه
منطقه آرباراو : دولت خودمختار کریس
. خیلی خب ، مامان ، من دیگه رفتم
آه ، آیانا ، به این زودی داری میری ؟
. لطفاً حواست باشه که با آدم های زمین بد رفتاری نکنی
. فکر می کردم بابا با کار من مخالفت کنه
. اما اون بهمون مأموریت مهمی به اندازه میانجی گری با زمین داد
. تو عادته که همه چیز رو منفی برداشت کنی
. پدرت همیشه نگران توئه
. مادرم فقط حقیقت رو نادیده می گیره
. اون حتی تلاش هم نمی کنه که بفهمه بیرون چه خبره
. من این رو نمی خوام
. من می خوام حقیقت رو ببینم و احساسش کنم
برای همین اونها رو به عنوان محافظتون انتخاب کردید ؟
. آره
. این بچه ها خارج از کره زمین به دنیا اومدن
. اونا مشکل های مریخ رو میدونن
... با صحبت با اونا
. امیدوارم حداقل کمی از دردشون رو باهام تقسیم کنن
. جوانی و بی گناهی چقدر زیباست
گاجیلارهون : مرکز فرماندهی ثابت مدار مریخ
... دختر برنستین که خیلی توی کار های زمین دست داره
. رهبر جنبش خودمختاری شده
این یه خورده طعنه آمیز نیست ، نورمن برنستین ؟
. آره ، اون یه دختر احمقه
. اگه حماقت اینقدر پیش بره ، بی نظیر می شه
... برای همینه که کریس
. نه ، همه اراذل مریخ از اون پشتیبانی می کنن
... اما اینکه اون یه چهره ابدی بشه که مَردُم به خاطر بیارنش
. ما بهش کمک می کنیم ...
. بله ، مهربونی شما رو میرسونه ، جناب کورال
. اون دختر خودش رو می فروشته ، و از من می خواد مهربون باشم
. اون واقعاً یه ترسوئه
. وارد طبقه همکف می شویم
. بهتره از دخترش یاد بگیره
. بله
. اما این بازدید از زمین تبدیل به یه موقعیت می شه
. برای اینکه پشتیبانی نوبلیس رو به دست بیاریم ، اون باید کارش رو خوب انجام بده
. اورلیس ، مأموریتمون مشخص شد
. اینبار شما دستور میدید
. چشم
. کرانک ، تو از دانش آموز های سابق پشتیبانی کن
. چشم
. آین
بـ - بـله ؟
. این اولین مأموریت توئه ، تمام تلاشت رو بکن
. چشم ، قربان
. ولی مریخ ، ها
. به عنوان یه کلونی ، اونجا یه سیاره ـست که تمام منابعش مصرف شده
. سروان ، پیامی از آریادن اومده
یه مأمور گالارهورن بیاد اینجا ؟
گالارهورن : ناور جنگی بیسکو
. لطفاً تأیید کنید
. تأیید می کنم
مأموریت های خط مقدم خسته ـت می کنه ، گائلیو ؟
. نه
... من به عنوان یه مأمور از واحد سخت تلاش می کنم
. مأمور مخصوص مک گیلز
. وضعیت اقتصادی سیاره زمین به اون کلونی مصرف شده بستگی داره
... برای اونا همکاری با زمین
... بخش مریخ باید خودش رو قوی کنه تا قسمتی از گالارهورن بشه
. نظام های جهان
. با اونایی که توی بخش هستن همدردی می کنم
. فشار خودمختاری توی کل مریخ داره پخش میشه
همم ؟
. شاید ما وقتی برای نگران دیگران بودن نداریم
. میریم D امروز از راه جنوبی به بلوک
. خوابمه
. زودباشید
گوش کن ، بدن من از تو سنگینتره ... می فهمی که ؟
. آره ، آره
. خیلی خب ، اینم از چک کردن وسایل که باید استفاده کنیم
. آفرین
پس خانم فردا میاد ؟
. آره ، و روز بعدش میریم
. رفتن و برگشتن به زمین 5 ماه طول می کشه
. اینجا خیلی سوت و کور می شه
. شما رو دست چین کردن ، مگه نه ؟ باید خیلی خوشحال باشید
. خوشحال برای چی ؟ مثه همیشه خیلی آسون ازمون استفاده می کنن
... اون ماروبا پیر
. اون فقط ما رو چند تا موش میدونه که جارو سریعتریم
... جارو
... چهره ماشینی پیرمرد ، سیستم آلایا ویجنان
. چقدر بد
. خب ، هزینه اومدن تو این کار اینه که با اینا القا بشی
. هنوزم فکر می کنم یه کار داشتن بهتر از این چیزا باشه
. زمان شما مسخره بود
. هیچ داروی بیهوشی ای نبود ، ولی تو گریه نکردی
. و آخرش هم به خاطر گستاخی ـت به سزاش رسیدی
. وقتی گریه می کنی وضعیتت بدتر می شه
... درهرحال ، ما ، گروه سوم ، فقط اسباب بازی هایی هستیم که استرس رو کم کنیم
. یا شایدم سپر انسانی ...
. ولی من هنوز غرور خودم رو دارم
. نمی تونم ضعفم رو نشون بدم
به میکازوکی ؟
. باید خیلی سخت باشه ، کاپیتان
و آهن خون
. خودمختاری کریس از زمین
! خودمختاری
. قانون مستعمراتی نمی خواهیم
! نمی خواهیم
. از استقلال مریخ محافظت کنید
. به نظر خوشحال میای
. ببخشید
. اشکالی نداره ، با این اعتراض هایی که اون بیرون هست ، امروز مشتری ای نمیاد
برای اون پسره ـست ؟
... خب
. چیزی نیست
اون کار بزرگی داره ، تا یه مدت نمی تونی ببینیش ، درسته ؟
. با پُست فردا باید بتونی براش بفرستیش
! باشه
. چه افتخاری
. من همیشه خواسته نجیبانه شما رو تحسین می کنم ، کودِلیا - ساما
. بفرمائید
. اورگا ایتسوکا و 4 نفر دیگه از گروه سوم گزارش میدیم
... بله ، اینها پسرایی هستن که شما رو اسکورت می کنن
. از آشنایی با شما خوشبختم ، من کودِلیا آینا برنستین هستم
. بله
سلام ، مـ
هی تو ، نمی تونی با یه نفر مثه آدم سلام کنی ؟
. باورم نیم شه
... درمورد برنامه شما از الان به بعد
. تو
اسمت چیه ؟
. میکازوکی اوگاس هستم
میکازوکی ، می شه اطراف رو نشونم بدی ؟
ها ؟
No comments yet. Be the first to leave one.