The first 200 lines.
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
ميدونستم مياى
نمیتونستی ازش فرار کنی
… فكر كردى اگر قايم بشى
نميتونم پيدات كنم؟
نميتونم جلوى خودم رو بگيرم. نميتونم
نميتونم
بهت گفتم كه ميتونم درونت رو ببينم
...اینکه آدم خوبی هستی رو
ميدونم
اين حسی که باعث میشه نتونم ...احساساتم رو کنترل کنم رو
چى بايد اسمشو بذارم؟
تا آرزوم رو برآورده نکنی نمیتونی در بری
… گفتم وقتى ميتونى برى
كه آرزوم رو براورده كرده باشى
يادت نمياد؟
جوابش رو نميدونم
… بخاطر همين فقط میتونم
تاك دونگ كيونگ - … ميخوام بكشمت -
بخاطر همین تنها چیزی که میتونستم بگم اسم"تو"بود
ديوونه شدى
چرا دستبند رو پاره كردى؟ - ديوونه شدى؟ -
چرا زودتر نيومدى پيشم؟
و چطور تونستى متكا بذارى زير سرم و برى؟
خيلى عصبانى شدم
چى عصبانيت كرد؟
اينكه خودم رو نشون ندادم يا اينكه متكا گذاشتم زير سرت؟
متكا گذاشتن زير سرم
خدايا
الان خنديدى؟
چطور ميتونى الان بخندى؟
تو هم دارى ميخندى
تو هم دارى ميخندى
خدايا چقدر دنبال جلب توجهى
اگر قرار بود دور بمونى، بايد درست انجامش ميدادى
چرا سرنخ گذاشتى؟
داشتم سعى ميكردم اينكار رو نكنم
تا كِى؟
تا وقتى بتونم
حتما يادت رفته
اونقدرام وقت ندارم
ميگم
همه چيز رو بهت ميگم
همش تقصير منه
از دست دادن پدر و مادرت
تمام وقتى كه مجبور بودی توى ساحل بگذرونى
تمام بدشانسى هات
و مريضيت. همه چيز
ميدونى چيه؟ اول بايد ياد بگيرى چجورى حرف بزنی
چرا هرچى ميگى مثل معما ميمونه برام؟
يا حداقل راهنمايى هاى بهترى بكن
يكم بيشتر قابل فهم باشه
… دارم ميگم تو بدبختى
چون من وجود دارم
پس دارى ميگى تو زمستون، تاريكى و پايان همه چيزى؟
آره
هى من زمستون رو دوست دارم
تاريكى شب رو دوست دارم و دوست دارم وقتى چيزا تموم ميشه
اگر بهش فكر كنى
بهار، صبح و شروع هاى جديد هم بخاطر تو ميان
اين يعنى تو مسئول بدبختى و شادى منى
… فكر كنم
انگار دارى اذيتم ميكنى
عصبانى ميشم وقتى واسم بدبختى ميارى
اما ممنون ميشم وقتى برام شادى ميارى
وقتى بارون مياد دوست ندارم
اما بارون هم بعضى وقتا لازمه
تو همينى. بايد اينو بگى
به كى؟
به اونى كه تو رو از زندگى من بيرون انداخت
تقصير تو نيست
به اون بگو كه اينو گفتم
جواب رو درست فهميدم نه؟
جدول معماييت رو حل كردم
هى اصلا فكرشم نكن
ميدونم وقتى پسرا ميخوان لاس بزنن اینکارو ميكنن
… هى من
شما؟
دونگ كيونگ كجاست؟
چى؟ كى؟
… چى
چى… تو كى هستى؟
ببخشيد؟ شما؟
من كجام؟
دوباره همديگه رو ديديم
بيا اينجا
تو راهم. باشه
نه من هات داگ نميخوام. دلم كيك ماهى ميخواد
خیلی هم باهم فرق دارن
باشه برام بخر. زود ميام
خواهرت كجاست؟
خدايا ترسونديم. تو كى هستى؟
دونگ كيونگ كجاست؟
چى؟ دونگ كيونگ كيه؟
تاك دونگ كيونگ. خواهر بزرگت
"خواهر بزرگتر؟"
من خواهر بزرگتر ندارم
تك بچه ـم
چشه؟
هى. نميدونم
اين يارو يهو جلوم رو گرفت و ميپرسه خواهرم كجاست
خيلى عجيبه
چى؟ كى؟
تاك دونگ كيونگ. اينجا نيست؟
"تاك دونگ كيونگ؟"
نويسنده اى به نام تاك دونگ كيونگ هست؟
شما؟
اونجا ميشينه
من دنبال تاك دونگ كيونگم، جاش اينجاست
به نظرم اشتباه اومدى
هى
تاك دونگ كيونگ كيه؟
اونجا جاى منه
… هيچ كس
هيچ كس تاک دونگ كيونگ رو نميشناسه
اون ديگه توى اين دنيا وجود نداره
اينجا كجاست؟
قسم ميخورم تو بيمارستان بودم
خواب میبینم؟
خواب نیست
فقط چند لحظه دزدیدمت
از این یارو
میخواستی بدونی توی این گلدون چی کاشتم
چیه؟
احتمال
از بدبختی تو تغذیه میکنه
میخواستم بهت نشونش بدم تو کمک کردی رشد کنه
من کمک کردم؟
اولین باره که اون دلش واسه کسی بیشتر از خودش میسوزه
"چطور انقدر زود بزرگ شدی؟"
"یه رازه"
"لطفا بهم بگو"
"منم میخوام بزرگ بشم"
"هنوز فقط یه بچه ـم"
"ولی تو نمیتونی بزرگ بشی"
"چرا؟"
"چون شرايطش رو ندارى"
"نمیخوام"
"از زندگى به عنوان يه عروسك خسته شدم"
"ميخوام رشد كنم و بزرگ بشم"
"ميتونى بزرگ بشى"
"اما براى اين كار بايد شرايطش رو داشته باشى"
"بايد چيكار كنم؟"
"ساده ـست"
"بايد هميشه بهترين تلاشت رو بكنى كه خوب باشى"
فکر کنم تو بودی
تو باعث شدى اينجورى بشه
تو انداختيش بيرون
تو بهش گفتى مسئول تمام بدبختياى منه
آره من بودم - چرا اينكارو كردى؟ -
بخاطر تو
يعنى چى؟
مهم نيس انتخابت چى باشه، در آخر قلبت ميشكنه
… يا كارى ميكنى دنيا به آخر برسه
يا براى زندگى كردن کسی که دوست داری رو ميكشى
ولى ميدونى، منم اونو دوست دارم
بخاطر همين اينكارو كردم
تو چى هستى؟
من؟
من نظم این جهانم که سال های ساله که پا برجاس
يه موجود تنها كه مدت زياديه اين اطراف بوده
من دوست قديميتم
بيشتر از اون، اين دنيا رو ديدم
و هميشه ميخواستم شاد باشى
پس چرا نميذارى ما فقط خوشحال باشيم؟
اونوقت اين معنیش یعنی چی؟
اگر هميشه هرچى كه ميخواستى رو به راحتى به دست مياوردى چى؟
ميفهمى که همچين زندگى اى بى معنيه
پس چى از جونم ميخواى؟
اون اينجا چيكار ميكنه؟
من چى ميخوام؟
تو چى؟ تو چى ميخواى؟
تقدير هرچيزى بستگى به عشقت داره
ترسناك نيست؟
نبايد بخاطر اون ديگه بدبخت باشى
اينو ميخواستم بهت بگم
نه
اون باعث بدبختى من نيست
اينو به من يا اون نگو
من هيچ وقت بخاطر اون بدبخت نبودم
هميشه جوابت رو دوست داشتم
با اينكه بايد بگم يكم ركه
حدس ميزنم اين براى تهديدش كافى بوده
برو. اون ته جاده ـست
قبل از اينكه درو باز كنى آروم در بزن
ميدونى ديگه؟
… واقعا
واقعا اينجايى
سلام
چته؟
… چرا تو - منم نميدونم -
چشمام رو باز كردم و اينجا بودم
… بهم گفت از اين طرفى بيام
باغ خدا
اونجا بودى. باغ خدا
واو. اون واقعا خداست؟
خوبه
ردش کردم
گفتم بدبخت بودن من قطعا تقصير تو نيست
صبر كن
No comments yet. Be the first to leave one.