The first 200 lines.
قسمتِ اولِ سريالِ جانگ اوک جانگ
شروع شدنِ يکي ديگه از پروژه هايِ تيمِ ترجمهِ . کـــره اي دريم رو به همه تبريک مي گم
مي فهمم، شمــا دنبالِ لباسهايِ مناسبي مي گردين تا بتونين تويِ مراسمِ انتخابِ مــُدل بپوشين ؟
، به يه رنگِ صورتيِ روشنِ عالي نياز دارم . و يک کتک که بتونم روش بپوشــــم
و شايد يه دامنِ قـــــرمز ؟
تصميم دارم بعد از اينکه طراحي هاتون . رو ديدم، تصميمــِ قطعي ام رو بگيرم
، ايشون تنها دخترِ لـــُرد مين هستن . کسي که يکي از برجسته ترين فرد در اين شهـــرِه
تا وقتي که درخواستِ بانو رو تموم نکردين . هيچ درخواستِ ديگه اي از مشتري ها قبول نکنين
، بله، از اونجايي که بهتون قول ميـــدم . همين کار رو هم خواهم کــــرد
بايد ببينم از طراحي هاتون خوشم مياد
فکر کنم دامنِ طلايي و پيرهن ... چيزي هست که برايِ راندِ دوم نياز دارم
و چيزهايِ ديگه اي هم هست که بايد . بهت سفارشـــِشون رو بدم
. هنوز تا دورِ سومِ رقابتِ وقت زياد دارن
امـــا اين رنگها خيلي عجيب و غريب به .نظر مي رسن، انگار که دارن از پارچه مي پرن بيرون
سعي کردم احساسِ گلها رو که تلاش .مي کنن نظرِ پروانه رو به خودشون جلب کنن، به تصوير بکشم
، و به همين خاطر بود که . خودم اين پارچه ها رو رنگ کردم
. پروانه هايي که دنبالِ گلها هستن
چطوري گلها مي تونن نظرِ پروانه ها رو به خودشون جلب کنن ؟
. فقط اينطوري براتون بيانش کـــردم
فقط داشتم تلاش مي کردم لباسهايي طراحي . کنم که مردها با ديدنشون عاشقِ خانم ها بشن
. چقـــدر بي معني
. به همچنين چيزهايي نيــاز ندارم
، لباسي که من نياز دارم
لباسي اه که برايِ هر شرايط . و وضعيتي مناسب باشه
، به همين دليل حتي تويِ يه نگاه هم . ظرافتِ خودش رو از دست نمي ده
. اين ... فضيلتِ يک ملکه است
! داري چيکـــار مي کني
. فکر نمي کنم شما و من مناسبِ همديگه باشيم
... اگرچه که لباسهاتون زيبـــــا هستن
. اما چيزي نيست که من واقعاً دنبالش مي گردم
اما از اونجايي که به خاطرِ من نتونستي هيچ مشتريِ ديگه اي رو قبول کني
. برات اين وقت گذاشتنت، رو جبران مي کنم
. نه، اصلاً مشکلي نيست
، از اونجايي که نتونستم هيچ لباسي بفروشم . هيچ مبلغي رو هم ازتون قبول نمي کنم
. يه لحظه صبر کن
. بايد چيزي رو که دزديدي رو پس بدي
. هيچ چيزي ندزديـــــدم
... اگه دستگير نمي شدم . به عنوانِ دزدي روش حساب نمي کردم
. حتي يه راهِ بهتر هم براش هست
، اگه اونُ بهت کادو بدم . پس اينطوري تو هيچ چيزي ندزديدي
. بهرحال ... اين تنها و اولين باره که اينکارُ ميکنم
اسمت چي هست ؟ - . اسمي ندارم -
، بعضي از مردم بهم مي گن مدفوعِ سگ . و بعضي هم بهم مي گن سگِ ولگـــــرد
. اما اسمِ فاميلي دارم
. فاميلم چويي هست
شما چطور ؟
... اسمِ مــــن
. جانگ اوک جانگــــِه
... جانگ ... اوک جانگ
. وقتي که بزرگتر بشم ، دلم مي خواد مثلِ تو بشم
. فقط مثلِ جانگ اوک جانگ
. مطمئنم
... درستکار و با فضيلت
. سرنوشتــــِت خيلي خوبـــِه
... واقعـــاً . يه سرنوشتِ شگفتِ انگيزِ باورنکردني اه
... حدس مي زنم
بايد بشنوم که بهترين سرنوشت . رو در چوسان خواهم داشت
، حتي اگرم کنار بشيني . بازم مردم احاطه ات مي کنن
، و حتي اگه انگشتت رو بلند نکني . پول از آسمون برات به زمين مي ريــــزه
سرنوشتت چيزي جـــز، لذت بردن . از باقيِ زندگي ات نيست
. خيلي شبيــــِه
. تو يه گـــدايي
، زندگي ات تويِ فضاهايِ خيابونها در جريانه . و تا با گدايي کردن از مردم اعانه جمع ميکني
. کاملاً اشتباه کـــــردي
با چنين مهارتهايي فقط داري . اين مکان رو اشغـــال و بي فايده مي کني
فکر کنم به خاطرِ اين اشتباهي رخ داده . که طرزِ ريختنِ دونهِ هايِ برنجم درست نبوده
.مطمئنم ... که بايد همينطوري مي ريختمــِشون
... نمي توني کفِ دستُ بخوني چون کوري
خودت گفتي که به گفتهِ هايِ دونه هايِ برنجِ اعتمادِ کافي داري
. اما تويِ اينکار هم اصلاً خوب نيستي
. در واقع، من تويِ کف دستِ خوندن، واقعاً استادم
.تو ... يه معلمِ مشهورِ شمشير بازي از شيلا هستي
، و تا پنج سالِ پيش تو يه محققِ محترم بودي
وقتي صحبت از موسيقي به ميون مي اومد . يه مردِ مقدس و قابلِ احترام مي شدي
.تو در راهِ استفاده از ابزارِ موسيقي يه اعتقادِ راسخ داشتي
، بنابراين وقتي ساز مي زدي حتي اگرم بارون و برف به شدت مي اومد
و يا اينکه بايد برايِ کسي که هيچ احترامي براش قائل نمي شدن، مي نواختي
، يا در مکانيِ نامناسبي نشسته بودي ... يا نمي خواستي در مکانِ ارائه بشيني
، يا اگه به درستي همه چي تنظيم نشده بود . همه مي دونستن که بي ترديد نواختن رو رد مي کني
... اسمت حتي در چين هم مشهـــور شد . لـــُرد بائه کيون
گذشته ات بوده ، مگـــــه نه ؟
کي هستي ؟
، من وليعد هستم ، لي ســــون . پادشاهِ آيندهِ اين سرزمين
[، جانگ اوک جانگ ، قبل ها . به نامِ جانگ هي بين شناخته مي شده ]
همه جيسانگ ها ( مــُدل ها ) رو آوردين اينجا ؟
. البتـــــه
. کارهايي هست که مردم به خاطرِ پول انجام نمي دن اما آيا مي تونن جيسانگ رو رد کنن ؟
بهترين و مشهورترين جيسانگها اون . پشت منتظرتون هستن
. خـــوبه ، با انگشتهات حرکاتِ آرومي انجام بده
و همونطور که داري مي چرخي . اونا رو به سمتِ شونـــه ات حرکت بده
. نه، يه لحظه صبر کنين . يه آهنگِ تندترِ ديگه رو اجــــرا کنين
. خوش اومدين - . خوش اومدين -
. خوش اومدين
شمـــا خانمِ لـــُرد هان سئونگ بو، نيستين ؟
. واقعاً باعثِ افتخارمـــِه که در خدمتتون هستم - . خواهش مي کنم حرفش رو هم نزنين -
شنيدم که اگه هر کسي اولِ هر فصلي به اين نمايشِ مـــُد نياد
. به عنوانِ يه فردِ بي کلاس ازش ياد مي شـــِه
اما چـــرا شما تويِ هر نمايشي اينا رو برامون ميارين؟
وقتي که فقط افرادي از خانواده هايِ عالي . هستن که مي تونن تويِ اين نمايشِ مـــُد شرکت کنن
آدمهايِ زيادي هستن که از لباسهايي که امروز ما تويِ مراسمِ مـــدمون نشون مي ديم،کپي برداري ميکنن
مگه اينکه ما چنين کارهايي بکنيم
با اين وضعيت بازهم مي تونين . فـــردا تويِ خيابون دقيقاً کپي هايِ لباسها رو ببينين
، حتي اگه اين امر ناخوشايند باشه . بازم خواهش مي کنم درکمون کنين
اون بچـــه اينُ فرستاده ؟
شنيدم که اون بچـــه تجارتِ خودش رو داره و خيلي هم تويِ طراحيِ لباس مهارت داره مگه نه؟
چه استعـــدادي مي تونه داشته باشه ؟
. افتخار مي کنم که اون اينطوري بزرگ شده
داري با همصحبتي باهاش ! خودت رو رسوا مي کني
... يه مـــردِ بزرگ که به حضورِ پادشاه مي رسه
خودش رو با ايستادنِ کنارِ يه بردهِ سطحِ پايين اونم در طولِ روز کوچيک و رسوا مي کنه ؟
. همسرم، سخنانت بيش از حد خشن هستن
بايونگ جانگ؟
دخترت همون زنيکـــه اي هست که داره تويِ بايونگ جانگ لباس درست مي کنه، مگه نه؟
به چه حقي فکر کردي که دخترت مي تونه چنين زندگي اي داشته باشه ؟
وقتي که هيچ چي جز يه خدمتکارِ سطحِ پايين نيستي ؟
. نه، اينطوري نيست
اگه اينطوري نيست پس چطوري امکان داره اين دعوت نامهِ به تو داده بشــــِه
فقط يه زن از خانوادهِ اشرافي ميتونه چنين دعوتنامه اي داشته باشه نه خدمتکاري مثل تو؟
. همه چيز اونطوري که فکر مي کنين نيست - . خودش گفت که اينطوري نيست -
. همسرم . گفت که نيست
. پس خواهش مي کنم بس کن - . اين مسائل به خانم ها مربوطــــِه -
. پس خواهش مي کنم لطفاً ما رو ببخشين
از اونجايي که اين مسائل مربوط . به خانمهاست پس منم دخالت نمي کنم
. اما خواهش مي کنم عفتِ خودت رو حفظ کن
فکر مي کني من يه احمق هستم ؟
اگه دوباره از اشکهات برايِ درخواستِ تجديدنظر از همسرم استفاده کني
. نمي زارم به همين راحتي بري
. بلــــه - . از اونجايي که با کثافتها مي خوابي، کثيف شدي -
، اگه يکي از والدين خدمتکار و برده باشه . پس بچه اش هم برده خواهد شــــد
مهم نيست که چقدر تلاش کني که همسرم به دخترت با نگاه مثبت نگاه کنه و بهش توجه کنه
، اونُ مي کشونم اينجا . و مجبورش مي کنم حياطِ اين خونه رو تميز کنه
از اونجايي که اين قطعه ها رو هميشه همسرِ اشرافزاده هايِ عالي رتبه مي خرن
. حفظِ ظرافتشون خيلي مهم هست
فکر کنين که ملکه جلويِ شما نشسته
با سرتون تعظيم کنين و وقار . و ظرافتتون رو هم حفظ کنين
. ظرافت وسطِ اسمِ منم هست
.از هر منفذِ بدنم ظرافت تراوش مي کنه بيرون
! اوک جانــــگ
. آماده ايم
! خوبه، همونطوري که تمرين کرده بوديم رفتار کنين
به محضِ اينکه بانويِ جلويِ شما مي چرخــِه . فقط شروع به گامهايِ آروم رويِ استيج بکنين
خيلي خيلي مراقب باشين، به افرادي که . تويِ مکانِ لباس پوشيدن هستن، موقع ورود يا خروج برخورد نکنين
. تا جايي که مي تونين دامنتون رو اينطوري نگه دارين
. يانگ، بيا زينت هايِ اين لباس رو عوض کنيم
. بـــــرو
يادتون بياد که قبلاً بهتون در موردِ . حفظِ وقارتون چي گفته بودم
. يه لحظه صبر کــــُن
برايِ اينکه بتونين نکتهِ جذابِ لباس رو نشون بدين
بايد مطمئن بشين که وقتي دارين مي چرخين . خيلي آروم دامنتون رو کمي بالا نگه مي دارين
و مطمئن بشين که جلويِ زناني که رويِ . صندلي هايِ رديفِ جلو نشستن ، کمي توقف کنين
. خانمي که ديدي چشمهايِ مشتاقي داشت
مطمئن شو که قلاب دوزي هايِ . گلهايِ نيلوفرِ آبي رو مي بينــــِه
. صبــــر کن
. فکر نمي کنم اين درست باشــــِه
. زينتهايِ مـــو به رنگِ لباس نمي ياد
! هيــــانگ
. بزار زينتِ مـــو رو با اين يکي عوض کنيم
، و وقتــي که آخرين چرخشــِت رو زدي . آروم انگشتت رو به بلند کن
اينطوري حلقه ات و زينتِ . رويِ موهات رو به همه نشون مي دي
. کليدش همينجاست . باشــــِه ؟
. اينم مهمتـــرين بخشِ امـــروزِ نمايشِ مـــُد
. زيباترين و پرطراوتــترين لباسِ امروز
! مـــادر، اين لباس ! از لباسش و همينطور زينتهاش خوشم اومـــده
. اين هموني اه که مي خــــوام
. همهِ لباسها قبل از تموم شدنِ برنامه فروختـــه شدن
! تو دختــــرِه
تو همون دختره اي ... مگــــه نه ؟
. با کثافت ها خوابيدن، باعث شده خودتم به کثافت کشيده بشي
. مطمئنم که مي دوني اين عبارتم چه معني اي ميـــده
... مهم نيست پدرت يه افســـر باشه يا نـــه -
مادرت هنوزم سطحِ پايينترين . خدمتکار در بينِ همهِ خدمتکاراست
... تويِ اينمــــورد
... اگه حتي يکي از والدين هم خدمتکار باشن . پس فرزندِشون هم يه خدمتکــــار ميشـــِه
بعلاوه، دختري که بايد تويِ خونهِ ... من کارهايِ خونه و رختشويي رو انجام بده
جرات کرده که نشون بده از يه خدمتکارِ سطح پايين مي تونه بهتر باشـــِه ؟
دارين چـــي ميگين ؟
، بانويِ من خواهرزادهِ لــُرد جانگـــِه . کسي که پولدارترين مردِ اين شهــــرِه
خواهـــرزاده ؟
. خانمها ... به من گوش بدين
مادرِ اين دختر نه تنها تلاش کرده که ... همسرم رو از راه به در کنه و خودش رو به اون بندازه
بلکه اون از دخترش هم برايِ پول گرفتن ! از هر کسي با نقشه و برنامه استفاده مي کنـــِه
... حتي بعد از شنيدنِ همهِ اين حـــرفها
بازم مي خواين لباسهايِ اين دخترِ کثيف رو بخرين و بپوشينشون ؟
. باور نکـــردني اه
باورم نمي شه که داشتم . لباسهايِ اين دخترُ مي خريدم
اين برنامه رو من با پولي که خودم از اينکار . بدست آورده بودم ، راه انداخته بودم
از اونجايي که به نظر نمي رسه ...شما از هيچکدوم از لباسهام خوشتون اومده باشه
و از اونجايي که به نظر نمي رسه هيچ ... انگيزه اي برايِ خريدشون داشته باشين
. ازتون مي خـــوام اينجا رو ترک کنين
داري ازم مي خواي اينجا رو ترک کنم ؟
چـــرا همتون فقط اونجا ايستادين ؟
! همـــه چيزُ بشکنين و نابود کنين - ! باشـــِه -
خيلي هيجان زده ام که دوباره بتونم . چنگ نواختنِ بائِکيونِ رو بشنوم
اما شنيدم که بائه کيون به سختي مخالفِ صلح بينِ چين و چوسان بوده
. به همين خاطر نمي خواد امروز خودش رو نشون بده
. اين مشکلِ اونهاست
، وقتي که نمي تونن بينِ ملتِ خودشون صلح برقرار کنن چطوري فکر مي کنن که مي تونن با ما در صلح زندگي کنن ؟
هنـــوزم هيچ خبري از وليعهد نشده ؟
. خواهش مي کنم منُ ببخشين
بايد تا زماني که معاهده امضاء مي شه . ازشون يه جــوري دلجويي کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.