The first 200 lines.
...صبح بخير عزيزم
بيداري؟
عزيزم؟
...عادت کردي اين روزا ديروقت ميخوابي
...عزيزم، دارم ميام تو
مادرت اگه بياد مثل هميشه از دستم عصباني ميشه
!...آقا
!...آقا
...تيم پزشکي قانوني
چيزي دستگيرتون شد؟
.زودباشين
...ساچين
چي شده؟
بگو چي شده؟
...عايشه
چي شده؟ ...عايشه-
...وايسين خانم !برو کنار-
...نميتونين برين داخل
...وايسين خانم
...اينجا صحنه جرمه
...ببرينش بيرون .بيا-
...ببرينش بيرون
.خانم...لطفا بذارين کارمون رو بکنيم
.زودباش، پاشو .ببرينش بيرون-
.برو
...آني
...بايد قوي باشيم
...عکاس .بله قربان-
...از دست راستش برام يه عکس بگير
.روش زوم کن...
اون تار مو رو ميبيني؟
!دبنگ
...بله قربان .بيا اينجا-
.يه دونه موچين برام بيار
کي اول جسد رو ديد؟
کسي هست بهم جواب بده؟
...من
اسمت چيه؟
.رمي فرناندز
قرباني چيکارته؟
...رمي حدود
.سي ساله که با خانواده ماست...
.عضوي از خانوادمونه
...فرصت شما هم ميرسه که صحبت کنين
...داشتين ميگفتين خانم
...بگين
...من اينجا کار ميکنم
...و توي بيمارستان جناب ساچين هم کار ميکنم...
.دايهي عايشه هم بودم...
چه ساعتي جسد رو ديدين؟
چه ساعتي؟
.شش و نيم
توي خونه.. ديگه کي بود؟
...من
...آقاي ساچين
.و عايشه
...چيتان
...نه، چيتان اينجا نبود
چيتان کيه؟
.اونم اينجا کار ميکنه
...چيتان اينکارو کرده
...بخاطر خدا برين دنبالش بگردين...
...گفتم که فرصت صحبت کردن شما هم ميرسه
.بذارين کارمون رو بکنيم
.بي صدا بشينين
.بشين
.بله خانم
چيتان چند وقته اينجا کار ميکنه؟
...نميدونم
شايد
...دو.. سه ماهه
الان کجاست؟
...از صبح نديدمش
يعني از وقتي که جسد رو ديدين اون پيداش نشده؟
...نه
آخرين بار کِي ديدينش؟
چه ساعتي؟
.شب
چه ساعتي؟
...حدوداي يازده
اتاق خدامتکارا کجاست؟
...قفسهها خاليه
.يعني زده به چاک ديگه..
چيزي پيدا کردين؟
.نه قربان
چيتان وسايلي چيزي اينجا داشته يا نه؟
...خيلي چيزا آقا
...لباس هاش
...آئينه، برس، مسواک...
...عکسهاي خدايگانش...
.کتاباي مقدسش
...حالا که هيچي نيست
..دکتر، از چيتان عکسي کارت شناسايي ندارين؟
...چيتان چونيلال تيواري
کي بهتون معرفيش کرد؟
...سوداکار ميشرا
کي هست؟
...تامين کننده غذاي کلينيک ماست
.اون چيتان رو آوُرد
.گفت که برادر خانمشه
...برادر خانم
.دبنگ، خودکار رو بده
اين خودکار مال کيه؟
...جواب بدين
خودکار مال کيه؟
عايشه؟
چي؟
...دخترم
فکر کردين من هالو هستم؟
دختراي مدرسهاي از اين خودکاراي .گرانقيمت استفاده نميکنن
چيتان رو پيدا کنين، وقتي شما دارين ...اينجا وقت تلف ميکنين فرار ميکنه ميره
!خفه شو
.سر افسر پليس داد نزن
.همهتون بايد بيايين کلانتري
...من يه جراح ارتوپد هستم
...خارج از شهر بودم
... براي يک عمل جراحي رفته بودم پونا
...امروز صبح
...حدوداي 10:30 رسيدم خونه و
...شما ميتونين برين خانم .برين خواهشا
...بله دکتر...بگو
...ديشب
...من توي هتل مريديان بودم
...توي جزيره ماد
.تا ساعت 11
...چند تا نوشيدني خوردم ...حدوداي ساعت 12 رسيدم خونه
.تا رسيدم خوابم برد...
...وقتي امروز صبح رمي منو بيدار کرد...من
.دکتر
...اينارو قبلا نگفتين !اصل رو بايد بگي، اصل مطلب رو ميزني
...حرفاتون زياده .ولي معلوم نيست چي ميگين
.دبنگ، بيا اينجا
.خواهش ميکنم قاتل رو پيدا کنين
.ببرينش واسه معاينهي پزشکي
.پاتيل
.جناب دکتره نياز به دکتر داره
.حرف بزن
!من کل روز رو وقت ندارم ها !بگو سريع
...قربان...من سر کارم بودم ...دربان ورودي اصلي بودم
...خب، بگو ببينم
ساعت 10 به بعد کسي رو ديدي وارد اون ساختمون بشه؟
!بگو ديگه، وقت نداريم ها
...قربان
...پسره که ساکن ساختمون اون طرف خيابون بود
اسمش چيه؟
...رياض نوراني
رياض نوراني...درسته؟
...بله ..خب، ادامه بده-
...قربان
...حدوداي ساعت 11 اومد
.و رفت آپارتمانش...
...ادامه بده
...يه ساعت بعدش
...دکتر ساچين ماهاجان اومد
.ساعت دقيقش رو بگو
.ساعت 12...نصف شب
نصف شب؟
...باشه، ادامه بده
،حدود 10 يا 15 دقيقه بعد ورود دکتر به ساختمون
.رياض از اونجا خارج شد و رفت...
صدايي چيزي از اون آپارتمان نشنيدي؟
مثل دعوا...يا صداي فريادي؟
...نه قربان
...حقيقت رو بهم بگو وگرنه
.قربان
...وقتي رياض داشت ميرفت بيرون
.دستش خوني بود و روش بانداژ بسته بود...
...خيلي هم عصباني بود
...برو گمشو
...ساعت يازده از اينجا رفت
.گفت ميخواد يه دوستي رو ببينه...
.از اون موقع ديگه برنگشته
...نيازي نيست نگران شي
.اين اولين بارش نيست
...خيلي شبها غيبش ميزنه
.تلفنش هم هميشه خاموشه...
.جوان هستن ديگه...کاريشون نميشه کرد
رياض و عايشه چه رابطهاي با هم داشتن؟
عايشه کيه؟
،دختر دکتر ساچين و دکتر آرتي ماهاجان .خونهي روبروي شما ميشينن
.رياض دوست دخترهاي زيادي داشته
.نميتونستيم همهشون شناسايي کنيم
...آهان
.اين دختره به قتل رسيده...
و پسر شما رياض موقع قتل توي اتاق خوابش بوده
حالام ميخواي بخندي؟
.دبنگ...بريم
:در اينستاگرام با ما باشيد Instagram: @BollywoodihaOfficial
...روي سينهاش خراش بود
.و پشت سرش هم باد کرده بود...
...خونش رو هم واسه آزمايش فرستاديم
از چيتان خبري شد يا نه؟
!ضرورتي نيست که پليس به شما جوابي بده
کجا؟
...هي جناب زيرشلواري
سوداکار ميشرا کيه؟
...بله آقا منم سوداکار ميشرا؟-
...بله پس مسئول غذا تويي؟-
بله آقا...شما کي هستين؟
مگه چشات رفته تعطيلات؟
No comments yet. Be the first to leave one.