The first 200 lines.
برایان عزیزم، لطفاً انقدر به اون ماشین لباسشویی لگد نزن
تازه خریدیمش
بذار ببینم
عاشقش میشه
چرا من باید خواهر داشته باشم؟
برایان، لطفاً
پولِ زیادی داریم، و اوبری به یه خونه نیاز داشت
ولی اون عضوِ خانوادهمون نیست
فقط بخاطر اینکه به سرپرستی گرفته شده
معنیش این نیست که عضوِ خانواده نباشه
میفهمی؟
عزیزم؟
فکر کنم
اگه بابا از اون بیشتر از من خوشش بیاد چی؟
اوه، عزیزدلم
برایان، بابات خیلی دوستت داره
هیچی نمیتونه عوضش کنه
هی، هیچوقت
پس تو هیولا کوچولویِ مامانی میشی
و سعی میکنی خواهرت رو دوست داشته باشی
سعیمو میکنم
باشه همینُ میخوام
ممنونم
هر دفعه منو میترسونی، هر دفعه
محشره
قاتل درمانی
ترجمه و زیرنویس PoOrYaGR
برایان دست به سینه واینستا
صاف بِایست
سلام
به خواهرِ جدیدت سلام کن، برایان
بجنب
سلام
به خونهی جدیدت خوش اومدی، آبری
اون پرسید، میدونی دوستی چیه"
"کولی جواب داد، بله
"برادر و خواهر بودنه"
خیلی خوبه، آبری
خب برایان، تو این یکی رو بخون
دو روحی که لمس میکنن"
"همدیگه رو
این کلمه رو نمیدونم
مشکلی نیست بخونش
"بدونِ آمیختن به یکدیگر"
عالی بود عزیزم
خوب بود
دیگه نمیخوام بخونم
باشه خب، میدونی چیه؟
بهرحال دیروقته، پس آبری
چرا نمیری تا من به رایان
شب بخیر بگم، و بعد بیام
پیشِ تو
اوه، کتابتُ یادت نره
شب خوش، برایان
بگو
بگو
شب خوش
ممنونم، ممنونم
ممنونم
شب خوش، مامانی
!شبت بخیر، عزیزم
!شبت بخیر، عزیزم
!شبت بخیر، عزیزم
!شب بخیر، شب بخیر، شب بخیر
باشه، باشه
خیلی خب، عاشقتم بخواب دیگه
برایان از من متنفره
اوه عزیزم، اون ازت متنفر نیست
فقط یکم زمان میبره
میبینی، شرط میبندم فردا روزِ خیلی بهتریه
من ازش متنفر نیستم
آبری، تو خیلی بچهی خوبی هستی
برایان هم همینطوره
اون فقط، یکم متفاوته
منظوری از حرفایِ بدی که میزنه نداره
متوجهی؟
اوهوم
یلحظه وایسا
خیلی نازه
این آقای ویگلزه
پدر و مادرم بهم دادنش
پس مالِ من بوده ولی حالا مالِ توئه
مرسی
...ام
خب، میتونی مامانی یا هرچی که دوست داری صدام کنی
مرسی، مامانی
خوشم اومد
خوشم اومد
بیا بغلم
خب، دیگه بخواب و اگه چیزی نیاز داشتی
توی سالنم باشه؟
خیلی خب
خیلی خب
روشن باشه یا خاموشش کنم؟
لطفا بذار روشن باشه - باشه -
نه، نه
آره، نه بنظرم باید بخریش
آره، اون خونه خیلی زود با اون قیمت فروخته میشه
معاملهی خوبیه
دیگه معاملهی خوبی مثل این گیرمون نمیاد
نه، دفتر دارایی توی اون منطقه خیلی کمه
دارم بهت میگم
ببین، نه من باید برم
به چیزی که گفتم فکر کن
باشه، فردا صبح باهات تماس میگیرم
باشه، خداحافظ
ممنون
برایان، به غذات دست هم نزدی
گرسنه نیستم
برایان، بخور
غذا چطوره، آبری؟
خوبه، مرسی
خوبه
این هفته مدرسه چطور بود، برایان؟
برایان
خوب بود دیگه
آبری، تو از هفتهی بعد میری مدرسه
مدرسهی کانیون، مدرسهی خیلی خوبیه
و فکر کنم ازش خوشت میاد
مزخرفه
برایان
میخوای گرسنه بری تو اتاقت؟
برام مهم نیست
آبری ممکنه از مدرسه خوشش بیاد، برایان
خودت یه بچه بیار مامانی
لعنتی، آبری خواهرته
و با احترام باهاش رفتار میکنی
فهمیدی؟
جان لطفا، بشین
!پس یه کاری بکن - باشه آروم باش لطفا -
بشین
لعنت بهت
خدای من، از کنترل خارج شده
!جان
برایان بجنب
تو روان شناسی، درستش کن
برایان عزیزم، نباید اینطوری رفتار کنی
بابا اونو بیشتر از من دوست داره
میدونستم
حقیقت نداره
تو اونو بیشتر از من دوست داری؟
!نه
چرا اصلاً همچین فکری کردی؟
ببین کوچولو، آبری الان عضوِ خانوادهس
پس فقط باید یاد بگیری این موضوع رو قبول کنی
پس میشه لطفا سعی کنی، بخاطر مامانی سعی کن
فقط سعی کن که باهاش خوب رفتار کنی؟
لطفا
اوه، عزیزم
مشکلی نیست
درست میشه
مامانی اینجاست
مامانی اینجاست
پس به بابات گفتی میخوای از انجمنِ پیشاهنگی انصراف بدی یا نه؟
نه خب، هنوز نه
این وظیفهی هفتهی پیشِت بود تونی
چرا انجامش ندادی؟
اون دلش نمیخواد احساساتِ منو بدونه
تو داری به جای پدرت تصمیم میگیری
نمیدونم چطور بهش بگم
فقط صادق باش
آره، راهِ سادهای نیست
فقط بهش بگو
چرا داری اون خوکِ احمقانه رو میکِشی؟
برای مامانیه
این فقط یه خوکِ کثیف و قدیمیه
بدش به من، مالِ تو نیست
اگه ندم چی؟
تونی، من میخوام کمکت کنم
ولی درمان فقط این نیست که تو احساساتت رو به من بگی
باید بری خونه و کار رو انجام بدی، باشه؟
باشه - نمیتونی همهی -
احساساتت رو توی خودت نگه داری
!جیغ میزنم
جیغ بزنی دستشو میکَنم
!پسش بده
همینجا بمون
چی شده؟
!اون منو زد
خدای من
!اون اول منو زد
اون واقعا منو زد
اوه عزیزدلم، بیا بریم داخل
بعداً به حسابِ تو میرسم
ایدهی بدی بود
شاید بهتر باشه آبری رو برگردونیم
اون بچهس، جان
یه تسترِ خراب نیست که
به سرپرستی گرفتیمش و الان عضوی از خانوادهمونه
خب، برایان چی؟
میخوای دستاشو نگه داری و براش توضیح بدی؟
منصفانه نیست
تو بغلش کردی، دِب
این کمک نمیکنه
جدی، خب این به تو آسیب میزنه که یکم بغلش کنی؟
دلم میخواد بدونم این همه خشم رو از کجا آورده
اون تنبیه شد دِب، حقش بود
چی؟ - حقش بود -
واو، آره باشه
متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.