Taboo

Taboo

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Taboo UK S01E04 BDRip x264-HAGGiS3
Taboo UK S01E04 720p BluRay x264-SHORTBREHD
Taboo UK S01E04 1080p BluRay x264-SHORTBREHD
A Commentary by BlindKing
ترجمه و زیرنویس مرتضی ریواز و محمد ریواز | Tvland.Pw

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2017-06-06
Downloads: 84
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قاتلي که براي کشتن دليني" فرستاديم مرده"

.بريتانيايي که مي‌خواست تو بميري

من تو رو بخيه مي‌زنم و تو هم بهم اطلاعات مي‌دي

من استقلال «نوتکا سوند» رو واگذار هر کشوري مي‌کنم

که به من پيشنهاد حق انحصاري خودشون رو بدن

.«تمام چاي «چين

،"به‌عنوان بيوه‌ي "هوريس دليني من صاحب نصف محوطه‌ي بازرگاني

نوتکا سوند» هم هستم» و به عقيده‌ي من «نوتکا» براي پادشاه ارزش داره

اگه با پادشاه در ارتباط هستي

.پس الانشم تو يه خطر بزرگ هستي

اميدوارم بتونم بهت اعتماد کنم تا رازهاي گذشته رو دفن کني

من خواهر تو هستم بذار بقيه چيزها دفن بمونن

تو براي هر جلسه وقت مي‌گيري و گزارش مي‌نويسي

.من اون اطلاعات رو مي‌خوام

فکر مي‌کني بچه‌ي پدرت خودش شکم خودش رو سير مي‌کنه

.حالا تو برگشتي، من دستمزدم رو مي‌خوام

.اسم شما رو به ما دادن - .من يه فاحشه نيستم -

.بده‌اش به من

ظاهراً سوءتفاهمي پيش اومده

اون به دوک «ريچموند» چاقو زد

اون‌ها مي‌دونستن که اون يه فاحشه نيست و اين‌که زيربار نمي‌ره

و حالا يه بهانه‌ي خوب دارن که سراغش بيان

ترجمه و زيرنويس از مرتضي ريواز و محمد ريواز

~ Enjoy !

Taboo » Episode Four

!اين در رو باز کنين، به‌دستور پادشاه

!جيمز"! "جيمز"! اون‌ها اومدن اين‌جا" !جيمز"، محض رضاي خدا"

!چه خبره؟

اون‌ها ازت مي‌خوان که مدارک‌شون رو امضاء کني وگرنه اعدام مي‌شي

!به چه جرمي اعدام مي‌شم؟ محافظت از شرفم؟

.بايد دوام بياري .حتماً دوام مياري. به من نگاه کن

.اين افراد از سلطنت هستن من به «ايست انديا» هشدار مي‌دم

.و اون‌ها هم آزادت مي‌کنن - درمورد چي حرف مي‌زني؟ -

.حالا بايد باهاشون بري وقتي اون تو هستي من باهات هستم

.و خودت متوجه مي‌شي

.دوام بيار

!آهاي !همراه ما بيا

!يکي ديگه برات آوردم

!تو از اون خوشگل‌هاشون نيستي؟

!بجنب

.اين‌جا مخصوص توئه .لورنا بو"ي معروف"

به صفي که تشکيل مي‌شه فکر کن

يک بازيگر، مايه‌ي تعجب‌ـه

!نه. نه! دست از سرم بردار! نه، خواهش مي‌کنم

.به‌خاطر اين‌کارت به خدا جواب پس مي‌دي

احتمالاً. و همچنين به‌خاطر کارهاي شرورانه‌ي زيادي

که براي پادشاه انگلستان به سرانجام رسوندم

و شاهزاده نايب السلطنه

.يه سوءتفاهم پيش اومده بود .به دوک نام اشتباهي داده بودن

هر ربان نشان‌دهنده‌ي دليلي براي نافرماني‌ـه

،با هر رباني که باز مي‌شه .يه دليل ناپديد مي‌شه

.بذار توضيح بدم

تحت قانون انگليس، به عنوان بيوه‌ي دليني"، تو حق قانوني اين رو داري"

،تا وصيت‌نامه‌اش رو رد کني .بر پايه‌ي ديوانگي‌اش

"رونوشتي از سند ازدواج "هوريس دليني در دسترس هست

يه رويه قضايي از سال 1755

خب حالا، اون يه درخواستنامه براي رد وصيت‌نامه‌ست

.که ما از قبل طرح کرديم صدور مجوز

،براي اون درخواستنامه .توسط شوراي پادشاه

.آفرين

و نتيجه‌ي موفقيت‌آميز اون درخواستنامه

.که براي يک ماه بعد تاريخ‌گذاري شده

.تبريک مي‌گم

...و در آخر

«توافق‌نامه‌اي تا سهم شما از محوطه‌ي تجاري «نوتکا

دودخانه و کارخانه‌ دباغي رو به دارايي سلطنت بريتانيا انتقال مي‌ده

...يا

محکوميتي براي اقدام به قتل که به‌خاطرش اعدام مي‌شي

نه، اين واقعاً خيلي ساده‌ست

کسي به بي‌پناهيِ تو، توي اين جهنم

.تو ضعيف هستي. اين‌جا هر نوع مردي هست

.دست‌هات توي غل‌وزنجير هستن

يه کليد و قلم تنها اسلحه‌هاي تو هستن

پس، اين قلم رو تو دستت بگير ،اسمت رو امضاء بزن

و من هم کليد رو مي‌چرخونم و تو هم لباس مي‌پوشي و مي‌ري

با 1000پوند بابت مزاحمت

...به من گفته شده

.تا منتظر پيشنهاد بهتري بمونم

...جيمز" گفت"

"جيمز"؟! اوه، "جيمز"، "جيمز"

.خداي من. که‌اينطور. چه زود

.مي‌توني بري

.زن من آدم زودباور عجيبي‌ـه

وقتي شب‌ها روي تخت مي‌شينيم باهاش درمورد کارم حرف مي‌زنم

به عقيده‌ي اون "جيمز دليني" با شيطان زد و بند داره

.به‌عقيده‌ي من هم اين حقيقت داره

پس، همانطور... که ما راه‌هايي پيدا مي‌کنيم

...تا مجبورت کنيم نظرت رو عوض کني

...اين چند ساعت آينده

.ما در حال انجام کار خدا خواهيم بود

!عجله کن

."خانم "بو

.مي‌تونم براي خودم کالسکه پيدا کنم

...جناب "دليني" کار دارن

اما به من دستور دادن که مطمئن بشم شما صحيح‌وسالم به خونه مي‌رسين

خودش گفت «خونه»؟

.درست به ‌ياد ندارم

.خانم "بو"، بفرماييد

!ما يه قرار لعنتي داشتيم

!هدف مشترک

.من مدارک رو با چشم‌هاي خودم ديدم برگه‌ي واگذاري که داشتن سعي مي‌کردن

مجبورش کنن امضا کنه «نوتکا» رو به سلطنت و تنها به سلطنت مي‌داد

!مارهاي لعنتي

اگه انقدر کثافت عليه دوک "ريچموند" نداشتيم

.اون‌ها راضيش مي‌کردن - کي بهت خبر داد؟ -

.يه يادداشت ناشناس

."دليني"

داره لندن رو به جنجال‌خانه*‌ي شخصي خودش تبديل مي‌کنه

و ما حکم چي رو داريم، خرس يا سگ؟

!لعنتي

"و اون خوک چاق، شاهزاده "جورج نقش احمق رو بازي مي‌کنه

.تا "دليني" بتونه بهتر بازي رو پيش ببره

خودم بهش تيراندازي مي‌کنم. به‌خدا قسم

.مثل مثانه‌ي خوک، مي‌ترکونمش

.يه پيغام به "کوپ" برسونين

بهش بگين ما مذاکرات‌کننده‌هامون رو از گمانه‌زني‌هاي هند عقب مي‌کشونيم

شاهزاده نايب السلطنه تصميم گرفت پيشنهاد تو رو رد کنه

"محض رضاي خدا، "گادرز - .اون حق انصاري به تو پيشنهاد نمي‌ده -

...پس

اين به اين معني نيست که بازي به سر رسيده، "جيمز"؟

.نه، تازه شروع شده

ديگه چي؟

.دستي بالا شد

.درمورد باروت حرف زدن

«پتي‌فر" گفت اگه کمپاني بازرگاني «دليني" بخواد

،با سرخ‌پوستان «نوتکا» داد و ستد کنه

تنها کالاي ممکني که مي‌توني ازش استفاده کني باروت‌ـه

ويلتون" اشاره کرد که در زمان جنگ"

توليد باروت توسط سلطنت کنترل مي‌شه

به تو مجوز خريد داده نمي‌شه

.اسم تو از قبل وارد يه ليست‌سياه شده

حتي يک گرين* باروت هم هيچ‌جاي انگلستان گيرت نمياد

...پس، حالا

بازي به سر رسيده؟

،وقتي اسم تو رو به زبان ميارن .حالا چه نفرتي که وجود نداره

.قبل از اين‌که بخندن

.ديگه خنديدن‌هاشون اون بيرون تموم شد. اين خوبه

."اين چيز خوبي‌ـه، "گادرز

."جيمز"

.محض رضاي خدا

.هنر رزم

،انگيزه‌ي ضعيف

...استراتژي ضعيف

.نتيجه‌ي ضعيف

،اون‌ها نمي‌تونن بکشنت ...ولي اسمت رو به صليب مي‌کشن

.و تمام کساني که اطرافت هستن رو هم به صليب مي‌کشن

ولي من کسي رو اطرافم نگه نمي‌دارم که لياقت بلاهايي که سرش مياد رو نداشته باشه

اين شامل من هم مي‌شه؟

.آره، شامل تو هم مي‌شه

.اي نيمه‌مرد

.ممنونم

حالا، در آخر، اين‌جا، من گاز کلر رو

در محلولي از نمک آمونياک قرار مي‌دم

خانم‌ها، مراقب باشين، اين‌ها مواد‌هاي خورنده‌اي هستن

.لباس‌هاتون رو خراب مي‌کنن

خب، ترکيب اين دو، مايع زرد رنگ روغن‌مانندي توليد مي‌کنه که

با نور خورشيد يا گرما يا صرفاً تکان دادن منفجر مي‌شه

براي نشان دادن اثر انفجارش در ساده‌ترين و امن‌ترين روش

...من از اين وسيله استفاده مي‌کنم

...تا

...بسيار با دقت

.فقط چند قطره‌اي رو انتقال بدم

.و، دوباره، مراقب باشين

.از دست‌تون براي محافظت از چشمان‌تون استفاده کنين

ظرف اغلب اوقات ذره‌ذره مي‌شه، با نيروي خالص

!معرکه‌ست! عاليه

"جناب "چالمندلي

.من قرارملاقاتم رو لغو کردم

.بهانه‌ي سردرد کردم

در معرض گازهاي شيميايي تحريک‌پذير قرار گرفتين، به‌تصورم

به‌عنوان يک دکتر، بايد مطمئن بشم که سلامت کامل‌تون رو دوباره به‌دست آوردين

.يه‌چيزي چشم‌تون رو گرفته

شوهر داري؟

.مرده

.خدا رو شکر

شبيه چي بود؟

.يه وزغ

.من يه سوأل دارم

.به شيمي مربوط مي‌شه

.اميدوارم حالا بي‌موقع نباشه

!صبر کن

من يه کتاب لعنتي درمورد شيمي نوشتم

اگه سوألي درمورد شيمي داري، پس برو بخونش

.قبلاً خوندم. خيلي تحت تأثير قرار گرفتم .به‌خاطر همين اومدم اين‌جا

.يه کار برات سراغ دارم

مي‌دوني، اگه مني در نقطه‌ي اوج شهوت دفع نشه

.تبديل به سم مي‌شه و هوش رو کم مي‌کنه

.بالاخره، يه بوزينه مي‌شي

.پس، دفعش کن

.بعدش، مي‌تونيم حرف از کار بزنيم

اون طلاست؟

هنوز مني تبديل به سم نشده؟

به‌عقيده‌ي من يه فرآيند شيميايي براي تأييدش ابداع کردي

.آره

خب، دقيقاً چه کاري براي من داري؟

يه نجار آوردم تا اون تخته‌ها رو بياره پائين و يه در جديد نصب کنه

.بهتره دفعه‌ي بعد کليد رو هم امتحان کني

.چندتا چيز رو زير و رو کردن

.بايد به شاه بگيم خرج خسارات رو بده

اون برگشت‌ـه؛ آره؟ - .آره

More Farsi Persian subtitles for Taboo

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left