The first 139 lines.
فرانکلین، ویرجینیا، سال 1863
!تو رو خدا يکي ديگه بخون يه چي که بشه باهاش مشروب خورد
خيليخُب، اين يکي رو واسه يه خانوم لپگلي به اسم اِلسا ميزدم
!به سلامتي اِلسا
!به سلامتي تور گاندرسون
!به سلامتي تور گاندرسون
...خواهش ميکنم
من فقط يه مسئول تجهيزات ام
زندان اندرسونویل، جورجیا، سال 1864
ساز نزن
صدا از تو بود، کثافت؟
نه - ...اسمش -
سرباز جيمز گودوينـه
وقتي با من صحبت ميکني بايد بهم بگي قربان
حرومزادهي سوئدي لعنتي
نروژي هستم قربان
حرومزادهي نروژي لعنتي، قربان
سوئدي جوک هم بلده بگه
آره
جوک و کالاي ممنوعه
شايد بهتر باشه سوئدي برام يه ترانه بنوازه
گفتم برام ترانه بنواز سوئدي
اسم من تور گاندرسون از نروژه
خُب همينه بچهها
بگيرش کوتوله
بگيرش سوئدي
بيا بگير
...خيليخُب، يکي يکي
بريد عقب، وگرنه نميدم
بگير
منم که به سوئدي غذا ميدم
منم که به سوئدي غذا ميدم
منم که به سوئدي غذا ميدم
منم که به سوئدي غذا ميدم
ميشنوي چي ميگم، سوئدي
منم که به تو غذا ميدم
جيمز، من رو ببين، جيمز
من رو نگاه کن
من دوستتم تور گاندرسون
منم
!منم
من رو ببين، جيمز
منم، من دوستتم
من دوست توئم
منم
تور گاندرسون
منم
من دوستتم
منم
تو دوستِ مني
رضــــا و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
اون کجا رفت، هوم؟
آيزاک؟
آيزاک رو نديدي خواهر؟
سارا؟
سارا، چي شده؟
...سارا
آيزاک؟
!ويليام رو بردار بيار
بابا؟
!بابا
...بابا
!فرار کن - !بابا -
نائومي
دارم ميام بگيرمت
بهتره فرار کني
!نائومي
!نائومي
دارم ميام
نائومي؟ - کالن -
تکون بخوري بهت شليک ميکنم
اين بخيهها دووم نميارن
...اين تو بميري از اون تو بميري ها نيست - چيزيم نميشه -
دکتر لازم داري
آيزاک رو ميفرستم دکتر بياره
اردوگاه داگلاس يه دکتر داره
تا نيمه راه اونجا هم دووم نمياري
اون بهت اجازه نميده
اون اعدام ميشه
پس چرا بري؟
همينجا تمومش کن
...بهم بگو کجا داريم کجا ميريم؟
...اگر ميخواستي من رو بکُشي
توي همون نهر من رو ميکُشتي
شايد يه مرگ آروم، درست ميگم؟
با شکنجه
...يه پا با همچين وضعيتي
هيچ آدمي نميتونه دشمنش رو شکنجه کنه مگر اينکه اول خودش رو شکنجه کنه
اردوگاه داگلاس، درست ميگم؟
60مايلي غرب تپهي گابلر
با دادرسي به جرائمي که توي قلمرو يوتاه اتفاق افتاده
ميخواي همونطور تمومش کني که
باور داري خيلي وقت پيش بايد روي اون پل چوبي تموم ميشد
تا حالا پدر آسماني دو بار از جون من گذشته
از پس سومين بار هم برمياد، مگه نه؟
دوست من در طي جنگ به پاش تير خورد
.همونجا که تير به پاي تو خورده باورت نميشه که چه زجري کشيد
باورم نميشه که دوست هم داشتي
سربازاي ايالات جنوبي ما رو اسير کردن
مجبورمون کردن دو روز سواري رو طي کنيم
تقريباً به اندازهي همين مسيري که داريم ميريم، باشه؟
تا زماني که به مرز جورجيا رسيديم
قانقاريا فراگير شد
از وسط زندان اندرسونويل يه رودخونه از گُه سرازير شد
و بذار بهت بگم که بوي گند زخم گودوين از بوي گُهها هم بدتر بود
پوسيدگي باعث نشد پاش از کار بيافته
سربازاي جنوي پاش رو از بين بردن و همراهش وقارش رو هم از بين بردن
حالا تصور کن جون يه مرد رو نجات بدي تا فقط بتوني مرگ آرومش رو ببيني
آخه کدوم هيولايي ميتونه همچين کار بيرحمانهاي بکنه؟
يکيش رو ميتونم اسم ببرم
منم ميتونم
من رو باز کن آقاي بوهانان ميتونم کمکت کنم
!شيطان
...آقاي بوهانان
چيه؟
فقط يه ماره
يه صياد يه بار بهم گفت که وول خوردن بدن
نشون دهندهي اينه که روح داره بدن رو ترک ميکنه
گفت ممکنه چند دقيقه طول بکِشه
به گمونم به روح طرف بستگي داره
مطمئني که نميخوري؟
ميتونستي الآن با زن و بچهات غذاي گرم بخوري
در ازاش الآن تو هواي سرد با يه زخم چرککرده
بيرون هستي
جالبه که ترجيح ميدي بجاي اينکه کنار خانوادهات باشي
اينجا بشيني و بهم غذا تعارف کني
ترجيح ميدم اونا رو از تو دور نگه دارم
اگه محافظت از اونا تنها انگيزهات بود
بهتر بود که منو ميکُشتي
و تو از کُشتن من ميترسي
چرا؟
...من ميترسم - آره -
ميترسم که اينکار تو رو به آرامش برسونه
حرومزاده
ولي به وقتش اعدام شدنت رو خواهم ديد
اگه نگرش اشتباهت از عدالت
اين رو ميطلبه که من بخاطر جنايتهام اعدام بشم
مطمئناً ميتوني بفهمي که تو هم بايد در کنار من اعدام بشي
بخاطر جنايتهاي خودت
No comments yet. Be the first to leave one.