The first 200 lines.
" نسخه های جایگزین "
کاری از )
آرسیبو ، پوئرتو ریکو
از سمت زوئی برای پدر
صنایع بایونین مجمتع تحقیقاتی پژوهشی
هلیکوپتر به زمین نشست اهدا کننده در دیدرسه، تکرار میکنم اهدا کننده در دیدرسه
.اهدا کننده برگه های رضایت رو امضا کرده مشکلی نداریم ؟
مشکلی نداریم
توجه کنید، اهدا کننده در حال حرکت به سمته آزمایشگاهِ اصلیه
همه ی پرسنل دست اندر در کار به واحده مربوطه گزارش بدن
تکرار میکنم
همه ی پرسنل دست اندر در کار لطفاً به واحده مربوطه گزارش بدن
مدت زمان سپری شده از مرگ قلبی ؟
آه، هفت ساعت و پونزده دقیقه
ادامه بدید
آه، بافت عصبی سالمه همبستگی بافت پلاسما خوب به نظر میاد
کورتکس (بخش غشایی مغز) هم زنده موندنیه شما هم موافقید؟
موافقم
توپ تو زمین توئه ویلیام
این مرد مُرده
ولی خوب اطلاعات عصبی اش هنوز قابل دسترسیه
ما میخوایم که مغز بیولوژیکی اش رو برداریم
توی این مغز مصنوعی منقوش اش کنیم
مغز انسان رو باز سازی کنیم
اد
مرحله ی نقشه بندی رو حاضر کن
تنظیم مرحله ی نقشه بندی
کامپیوتر داره محل آپتیمو رو مشخص میکنه
هدف به دست اومد_ هدف گذاری نقطه قابل استخراج کامل شد_
جهت به کارگیری یابنده ی عصبی آماده باشید_ آماده برای یابنده ی عصبی_
! آماده
خارج سازی اطلاعات عصبی
درایو "ام" آنلاینه
نقشه سازیِ عصبی تکمیل شد
خیله خب ، نقشه سازی تایید شد
اهدا کننده رو خارج کنید
آماده باشید جهت شروع نقش نگاریِ عصبی
شروع کنید
اسکات
پروتکلِ " آلفا _9" رو لطفاً در پریِتال امتحان کن
ممنون
قسمت تمپورال و آکسانیک ارتباطشون برقراره خوب به نظر میاد
قسمت فرونتال (جلویی) هم ارتباط اش برقراره خوب به نظر میاد
اوکی
دو، تیِرا ، به پروتکل وصل بشید
بِیتو وان اجرای دو وجهی
پی 1
محیط های کناری ای پیِ جداگانه
اقدام اولیه
ایستگاه ها، سرتاسر دیده شد
تایید و ترجمه کن
نهایی کردن
تایید میشه
همه ی قسمت ها شروع کنن همه ی کارکرد ها ، شروع کنن
نقش نگاری کامل شد
مانگر بدن رو به جریان برق وصل کن
گروهبان کلی
صدای من رو میشنوی ؟
گروهبان
من کی هستم ؟
گروهبان
تو به یه بدن مصنوعی انتقال پیدا کردی
سعی کن آروم باشی ارتباط ات داره برقرار میشه
یه ذره زمان میبره
من کی هستم ؟
گروهبان
سعی کن آروم باشی
من کی هستم ؟
گروهبان
گروهبان گروهبان کلی
من کی هستم ؟_ گروهبان کلی_
خاموشش کنید
نقش نگاری شکست خورد
برنامه ی حفاظتی دور زده شده_ نههههه_
من کی هستم
اون صحبت کرد_ اونا قبلاً هم اینکار رو کرده بودن_
نه اونا قبلاً تلفظات رو اجرا میکردن صدا از خودشون در میوردن
این یکی صحبت کرد_ منم نمیتونم بهت بگم هشت ماه پیش ، این_ چقدر شگفت انگیز بود
امروز ، داره فقط مثل سگ اذیتم میکنه
این یه پیشرفته پیشرفتِ غیر قابل انکار
تو دنیای من موفقیت رو با نتیجه ها اندازه میگیرن همونی که ما نداریم
حقیقت، اینه که من نمیدونم چقدر دیگه میتونم کار رو ادامه بدم
معلوم شده که شکست های بزرگ و پشت سرهم سهامدار ها رو ترسونده
کی فکرشو میکرد ؟
این شغلِ زندگی منه
من خانواده ام رو به اینجا آوردم از خود گذشتگی کردم
قول میدم بهت فقط اینقدر دیگه باهاش فاصله دارم
خب فکر کنم اینقدر فاصله کافی نباشه ، هست ویل؟
ولی خوب نزار این موضوع آخر هفته ات رو توی ذهنت خراب کنه
ای تف توش
متاسفم که دیر رسیدم
طوری نسیت_ اوضاع چطوره عشقم ؟_
بچه ها از قبل وسیله هاشون رو جمع کردن خیلی شوق دارن
بابایی
زوئی اوضاع چطوره؟
امروز چطور بود ؟_ !!!مت_
توی خونه، میدونم_ یه لحظه هم با جاسوسی کردناش دست از سرم برنمیداره_
خوب اسمش پهباد جاسوسیه دیگه _ اوکی_
خب حالا برو وسیله هات رو جمع کن و دیگه هم روی مبل نپر
سلام خانواده ی فاستر_ اِد_
هی ، چطوری ؟
روزی یه بار بهش غذا بده _ زیادی غذا تو حلقش نکن ، جای غذاها رو نشونت میدم باشه_
هی با جرومز حرف زدی ؟
یه چیزی تو این مایه ها
اوکی ، خب چی گفت بهت ؟_ اخراجت شدی؟ اخراج یعنی چی ؟_
نه اخراج نشدم_ کی اخراج شده ؟_
بابایی_ چی؟_
هیچ کس اخراج نشده
خب ، من فکر کردم رفتنی شدی مرد
وایسا ببینم ، اینجا چه خبره ؟
خب ، مورد آزمایشی مون امروز خودشو تیکه پاره کرد
خیلی وحشیانه بود _ وحشیانه چیه ؟_
اون حرف زد ، مونا
مورد آزمایشی 345 اون واقعاً حرف زد
حرف زد ؟ اگه میتونسته حرف بزنه پس حتماً میتونسته احساس کنه
ما تا جایی که میتونستیم سریع خاموشش کردیم
شما نمیتونید تا وقتی که قلق کار دستتون میاد همینطور مردم رو زنده کنید
چند بار تا حالا مریض هات مردن و تو توی احیا اونا رو دوباره زنده کردی ؟
مریض های من خودشونو تیکه پاره نمیکنن
یه منظوری داشت توی حرفش !!! ویلیام
فک کنم من باید یه چندتا صدف واسه ماهیه پیدا کنم
ویلیام عزیزم من بهت اعتقاد دارم
ولی از ته این ماجرا خوشم نمیاد
مردم ممکنه رنج بکشن
اولین بیمار با قلب اهداشده هجده روز زنده موند اون رنج کشید ، آیا اونا کارشون اشتباه بود ؟
نه ، نه
من در لبه ی رسیدن به یه موفقیت ام ، مونا
سربازا ، قربانی های تصادفات ، پیر و پاتالا
زندگیشون نباید کوتاه بشه
ولی یه چیزی داره جلوی رسیدن بدن مصنوعی به آگاهی محیطی رو میگیره
شاید چیزایی دیگه ای هست که مارو تبدیل به انسان میکنه
مثلاً یه روح
جایی که یه چیزی بهمون میگه چه چیزی اتفاق افتاده و ما چطور اونرو بررسی کردیم، این چیزیه که با عقل جور در میاد
اینا همه اش کاره شیمیِ اعصابه_ تو واقعاً اینو باور میکنی ؟_
این همه ی اون چیزیه که من هستم ؟
بچه هات؟
یه سری مسیرهای اعصاب و شیمی ؟
تو بچه هایی داری که دوستت دارن و همسری که تحسین ات میکنه
و ماهم یه دانشمند گیرمون افتاده
تو فکر میکنی من باید بکشم کنار ؟
سلام _ سلام_
من فقط نگران ام که تو داری تشخیص درست از غلط رو از دست میدی
از دست نمیدم
بهم اعتماد کن
خیله خب ، خوش بگذره
آآآآآآخ یه جا اینو پس ات میزنم
یه باردیگه بگو اسم قایقه چی بود؟
اسمش آخ ، اسمش "چیدن هاسیج " ه
بابا_ کلیدها توی جعبه ی طعمه هاند_
ما از این کارا نمیکینم
بابا
آه ، ممنون ام ، شنبه شب میبینیم ات_ حله داداش_
همه داخل اند ؟
کمربندها
فرشته کوچولوی خانواده ی فاستر_ بزن که کشتی رو بفرستیم سمت عشق و حال آخ جون_
هی پدر راستش رو بخوای بهم برخورد
بادبان وسط رو بده پایین رییس
....دارم با دوربینم یه چیزی رو میبینم که
حوصله اش سر رفته، شرمساره و احتمالاً فرزندخونده اس؟
پس اون منم
هی پدر، وقتی برسیم اونجا میتونیم بریم روی قایق ماهیگیری کنیم؟
حتماً
داریم میرسیم؟
خوب میتونیم منتظر باشیم تا قایق خودش شناور بشه بیاد پیشمون
میدونی چی میگن ؟ اگه از هوا خوشت نمیاد ،یه پنج دقیقه صبر کن
من هیچی نمیتونم ببینم شما میتونید چیزی ببینید ؟
احساس میکنم باید بزنیم کنار
خوبید؟ همه خوبید ؟_ یا حضرت بیژن الدوله_
از بیخ گوشمون گذشت
!! مونا !! مونا
!! بچه ها
!! وای خدا
سوفی ؟ بن ؟ زوئی ؟ زوئی ؟
آه، زوئی
!! آه ،نه
ویلیام ؟ چه خبره ؟ چی شده ؟
بهت گفتم ، سوالی در کار نباشه اون کجاست ؟
اع اع، اون ، اون پشته
!!ای وای
ویلیام چه اتفاقی افتاده مَرد ؟
! ازت میخوام که یه کاری برام انجام بدی اِد
وای ، نه هیچ راهی وجود نداره ، من نمیتونم ، من نمیتونم
!!!اونها نمردند !!! هنوز نه
ویلیام باید به پلیس خبر بدیم
یا یه کاری بکنیم مرد ...منظورم اینه که
ویلیام چه غلطی میکنی ؟
مرحله ی نقشه گذاری رو حاضر کن_ ما نمیتونیم این کار رو بکنیم مرد_
مرحله ی _نقشه گذاری رو _حاضر کن اد
ادوارد_ویدو دسترسی داده شد
اوکی
فقط چون فکر میکنم میتونم اینکار رو بکنم لزوماً دلیل نمیشه که واقعاً بتونم
خیله خب ؟ حتماً یه دلیلی هست که تکثیر انسان رو ممنوع کردن
و این که کار سختیه فقط نیمی از مشکله
فقط بهم بگو چی نیاز دازیم ؟
ببین ویلیام میدونم وضع ات خیلی داغونه ولی باید یه چیزو بفهمی
باشه ؟ چندتا حیوون اولی که من تکثیر کردم ، کور بودند
جمجمه شون نافرم بود اعضائ داخلیشون ،حتی دیگه داخلشون نبودن مرد
اینجا اشتباه یه همچین معنی ای میده
و اگه ما اشتباه کنیم ، باید بدونم که حاضری اونو نابودش کنی
خوب پس اشتباه نکن
No comments yet. Be the first to leave one.