The first 200 lines.
خيلي خب،وقتشه بري توي رختخواب
بابايي کي مياد خونه؟
مي خوام بهش نشون بدم چي امروز ياد گرفتم
نه همين حالا هم خيلي بيدار موندي،زمان از دستم در رفت
در ضمن نمي دونم بابات کي برمي گرده خونه
خب زود باش ازت مي خوام بخوابي
تا وقتي دايي دني برسه
خيلي بايد رانندگي کنيم
دني؟
چطور خوابيدي؟
خيلي خوب نبود
از اين برند متنفرم
متاسفم
ياد مي گيرم ازش خوشم بياد
سم،عزيزم وقته بيدار شدنه
خوب خوابيدي؟
امروز چه روزيه؟
شنبه
مي تونم برم شنا؟ نمي دونم
بيا صبر کنيم ببينم هوا چه جوري مي شه
چرا يکم نميايي پايين؟
صبحانه خيلي زود اماده مي کنم
ورا،درستش مي کنم
شايد دايي دني بتونه درستش کنه
لوله کشه،مگه نه؟
هي بابا فکر کنم بايد تراشيدن را بهم ياد بدي
خيلي قرار نيست نگرانش باشي
اوه،افتاد
همه جا را چسبناک مي کني
هنوز يه چيزي روي دماغته
سم
چکار داري مي کني؟
از کجا اورديتش؟
پيداش کردم
از کجا؟
هي ممکنه با اين خودت را ببري
متاسفم مامان
...طوري نيست من فقط نمي خوام به خودت اسيب ببيني
اينو بده به من
اين از کجا امده؟
سم داشت باهاش بازي مي کرد مي تونه اسيب ببينه
از کجا گيرش اورده؟
تو به من بگو
خب مال من نيست ...احتمالا
نمي تونيم همچين چيزهايي توي خونه داشته باشيم
خطرناکه
بزار يه بچه باشه
ري نکن
دايي دني امروز امد؟
نه چرا؟
فکر کردم ديدمش
نمي دونستم اگه براي درست کرد شير اب امده
اوه نه
احتمالا خيال کردي
امروز خيلي شلوغ بود
خيلي خب، خوب بخوابي
اگه منو خواستي توي اون اتاقم
خوبم مامان
دوست دارم منم دوستت دارم
سم؟
سم؟
سلام مامان دارم صبحانه درست مي کنم
پنکيک اوه
...سم
پاک خل شدي
مي تونم کمک کنم؟
فکر کنم از پسش بربيام باشه
خب اينها را مي خوريم
فقط مراقب باش
عاليه
دارم تلاشم را مي کنم،واقعا
کاري نمي تونيم بکنيم
درستش مي کنم
چه جوري؟ هنوز نمي دونم
وقتي بفهمه ديگه چيزي براي درست کردن نيست
نياز نداره بفهمه باهوشه، قبلا فهميده
در مورد چي حرف مي زنيد؟
هيچي حالا برو بازي کن
خب امروز يک شنبه است؟
اره عزيزم
چرا نمي ريم کليسا؟
دير شده هفته ديگه ميريم
مي تونم برم پيش دايي دني و شنا کنم؟
امروز نه؟ چرا نه؟
هوا افتابيه
سم به حرف مادرت گوش کن
عزيزم استخر خيلي عميقه
خوب شنا کردن بلد نيستي
درست نيست قبلا خوب بودم
برو بازي کنم يکم ديگه ميام طبقه پايين باشه؟
بابا مي خواهي يه سفينه فضايي ديگه بسازي؟
الان نه يکم کار دارم بايد انجام بدم
مامان بله عزيزم؟
تو و بابا داريد طلاق مي گيريد؟
سم
نميخوام تو نگران اين چيزها باشي
اوه جدي؟
اوضاع فقط يکم سخته الان
ولي نگران نباش لطفا؟
اوضاعمون خوب ميشه
مطمئنم
به من اعتماد کن
به من اعتماد داري مگه نه؟
خب،اره البته که دارم مامان
مي توني روي پازل کار کني
ميرم ظرف ها را تمام مي کنم
هي مامان هووم؟
تو اين بخش را درست کردي؟
نه نکردم
بابات حتما تمومش کرده
اين نقاشي بي ريخته
نمي تونم بهش نگاه کنم
هيچ پيشرفتي؟
نه واقعا
نمي تونم چقدر ديگه مي تونم به سم دروغ بگم
مي خوام يه چرتي بزنم
مامان
سم
سم سم
مامان مامان چيه؟
ببين دختره
عزيزم چيزي اينجا نيست
چيزي نيست اونجا بود
شيش مامان مامان
تو کي هستي؟ مامان
شيش نه چيزي نيست
مرده نه چيزي نيست
چيزي نيست اون فقط يه رويا بود
ديشب کابوس بدي ديدي
ولي...نه
اره ما را نگران کردي
بايد به تخيلت استراحت بدي
قبل از اينکه بري بخوابي
بايد برم مدرسه؟
تابستونه يادته؟
باشه ،اره
هر وقت اماده بودي بيا پايين باشه؟
ميري به بابات بگي صبحانه داره سرد مي شه؟
باشه
بابا؟خوبي؟
اره سم خوبم
مامان ازم خواست مطمئن شم که مي دوني
صبحانه داره سر مي شه
خيلي خب ميام پايين
اوه
اوه،از اين خونه خسته شدم
يه دقيقه
متاسفم اون موقع ترسوندمت
منظوري نداشتم
طوري نيست
فقط يه ليوانه
سعي کردم شير اب را درست کنم
نتونستم جلوي چکه کردن اب را بگيرم
فقط يه سينکه
سم و من نمي تونيم اينجوري ادامه بديم
مي تونم درستش کنم
ارزش درست کردن نداره
امشب نه،جان
برو بيرون
برو بيرون
مامان بابا کمک
سم کمک
سم مامان
برو بيرون
برو بيرون
امروز چه روزيه؟
شنبه
امروز تمرين گروهي دارم؟
نه تا بعد از تابستان
اين طولانيترين تابستانه
مي دونم
چيزي يادش نمي ياد؟
فکر مي کنه يه کابوسه ديگه
متاسفم
براي چي؟
براي اينکه نمي دونم چطور درستش کنم
از پازل خسته شدي؟
نه
چه خبرا سم؟
حدس بزن چي شده؟ چي شده؟
ترامپتم را پيدا کردم
عاليه سم
فراموش کردم که هيچ وقت اهنگي را که ياد گرفتم
بهت نشون ندادم
تازه گي ها خيلي چيزها يادم مي ره
فکر کنم مثل دايي دني پير شدم
ما اونقدر پير نيستيم
بي خيال تو مثلا 40 سالته
مي تونم نشونت بدم؟
الان نه،پسر
هي مامان؟
مي دوني جولي کيه؟
کي؟ جولي
اون..اون دختر توي رويا منه
اوه،اين فقط يه روياست عزيزم
خب بابا مي دونه ازش مي پرسم
صبر کن صبر کن چرا بابا مي دونه؟
چون اون يه عکس ازش داره
کجا؟
چکار داري مي کني؟
No comments yet. Be the first to leave one.