The Hours of My Life

The Hours of My Life (僕のいた時間)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Boku no Ita Jikan ep09 (848x480 x264)
A Commentary by DLBR

Tags

x264
480
Published on: 2015-06-24
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من عاشق يه نفر ديگه ام

نمي تونم باهات زندگي کنم

چرا بايد با اون باشي؟

...مگو

خواهش مي کنم کنارم بمون

باشه

حالت خوبه؟ آره

شب بخير

مامان همم؟

يه کسي هست که مي خوام ببينيش

کسيه که کنارم مي مونه و حمايتم مي کنه

من مگومي هانگو هستم

مگو هم دانشگاهيمه و الانم مددکاره

که اينطور

فکر کنم بايستي کليد خونه رو هم بهش بديد

اون ممکنه وقتي که شمابه ياماناشي برمي گرديد اينجا بمونه

اشکالي نداره که ايشون رو انقدر به زحمت بياندازي

اگه لازمه مي تونيم پرستارهاي بيشتري رو درخواست بديم

من مشکلي ندارم

ما بعدا مي خواهيم به ديدن مادرش بريم

متشکرم

...مگومي،خيلي عجيبه که

تو دوست پسرقبليتو با خودت آوردي

مگومي و من دوباره با هميم

مگومي يه مددکاره

مطمئنم که اون به طرق مختلف مي تونه بهت کمک کنه

بدون در نظر گرفتن شغلم،مي خوام کنار تاکودو باشم

متاسفم براي تمام مشکلاتي که براتون به وجود آوردم

مي دوني داري چکار مي کني؟

مي دونم

اگر مي دوني،بايد تمومش کني

نمي خوام

نه ،نبايد اينکارو بکني

تو با آقاي يوکي شيگه به هم زدي؟

تو قول داده بودي که باهاش عروسي کني فکر مي کني مسئله به اين سادگيهاست؟

گفتم که مي دونم

آقاي يوکي شيگه با اين قضيه موافقه؟

مگومي،بيدار شو

بايد برم سرکارم

اين درست نيست

چي مي خواي بگي؟

...نمي دونم چطور بگم

چي شده؟

مي دوني در حال حاضر تحمل ديدن تو رو ندارم؟

متاسفم

همش تقصير منه

خواهش مي کنم...مگو رو ببخش

هيچ وقت ديگه جلوي من ظاهر نشو

نمي خوام ديگه هيچ وقت شما دوتا رو ببينمتون

من اومدم

بايد بريم؟ آره

چه اتفاقي افتاده؟

اون منو با مشت زد

که اينطور

ما رو ببخشيد

اوه

دکتر،من امروز با کسي که خيلي برام عزيزه اومدم

هونگو هستم

من هم تانيموتو هستم

بفرمائيد

اون يه مددکاره و به خوبي منو درک مي کنه

فکر کنم اون توي شنيدن حرفات زياده روي مي کنه

فکر کنم در آينده اين طوري خواهدبود

داشتن کسي که بتوني قلبتو به روش باز کني خيلي باارزشه

بله

...خوب نفس کشيدنت کمي ضعيفتر شده

اما در حال حاضر مشکلي ايجاد نمي کنه

به خودت فشار نيار.حتما اگه چيزي تغيير کرد سريعا بهم اطلاع بده

باشه

آه،خانم هنگو بايستي درمورد تنفسش بهتون يه توضيحاتي بدم

البته مطمئنم که خودت چون مددکاري خودت مطلعي

خواهش مي کنم،بفرمائيد

به نظرم ضعف عضلات تنفسي مرحله بعدي بيماريه که داره اتفاق مي افته

...اگر نشانه هاي بيماري پيشرفت کنه ، فلج دستگاه تنفسي پيش مياد

ما يه سوراخ در ناي ايجاد مي کنيم،اينطوري تاکودو مي تونه با دستگاه ونتيليتور تنفس کنه

تنها راهي که تاکودو مي تونه مشکلات تنفسيشو از بين ببره همين دستگاهه

تصميم گيري در زمينه اينکه بخواهي با اين دستگاه زندگي کني با خودته

...البته اين مسئله هم مشکلات خودشو داره

ممکنه در حين پيشرفت بيماري تصميمت براي ادامه زندگيت به اين شکل عوض بشه

علاوه بر اون ،وقتي با دستگاه تنفس مصنوعي، نفس مي کشي نمي توني خاموشش کني

...ازاونجايي که اين مسئله بسيار مهميه طوري که زندگيتو به خطر ميندازه

هر وقت توي نفس کشيدنت مشکلي حس کردي،حتما ...بايد اين دستگاهو کار بذاريم

مجبوريم که در مورد اين مسئله با خانواده ات هم صحبت کنيم

مگو،تو خوبي؟

آره،تو چطور،تاکودو؟

اره،خوبم

موندم چند بار ديگه مي تونم با مشکلات جديد کنار بيام

زير نويس از =SAMYAD=

آقاي ريکوتو کجاست؟

من بهش گفتم بياد،ولي دلش نمي خوادبه ما ملحق بشه

فهميدم

حاضره

قبل از هر چيزي،ميشه يه دقيقه به من وقت بديد؟

چي شده؟

من اونها رو نگه داشتم

مامو چان ازت همين انتظارو داشتم

راستشو بخواين خيلي سعي کردم دور بندازمشون اما نتونستم

خيلي خوشحالم کردي

متشکرم بفرمائيد بخوريد

و حالا برسيم به اصل مطلب بايد زودتر بخوريمشون وگرنه مي سوزند

اشکالي نداره

آه

هينا چان

ها؟چي شده؟

هينا چان من بيشتر از هرکسي تو اين دنيا تو رو دوست دارم

با من قرار مي ذاري؟

خواهش مي کنم

نه

چي؟

بجاش باهات ازدواج مي کنم

اِد،عشق ابدي منه

ولي فکر نمي کنم بتونه شوهرم باشه

ازدواج مي کني يا نه؟

آره

مي خواي با من ازدواج کني؟

آره،باهات ازدواج مي کنم

...آره

!آره!آره

!آره!آره!آره خيلي برات خوشحالم

تبريک مي گم

!آره!آره نکن

بفرمائيد متشکرم

هنوز داغه

ريکوتو اين غذاي توئه

باشه

تو بايد ميومدي با ما غذا مي خوردي

ولي من هنوز تصميمم نگرفتم که مي خوام چکار کنم

...اگرچه حتي اگرم تصميم گرفته بودم

مي ترسم نتونم با آدماي دور و برم ارتباط برقرار کنم

چي؟

وقتي تو پيشمي ،اگر چيز بدي بگم تو بهم تذکر مي دي

ولي آدماي ديگه اينطوري نيستند

ولي تو نبايد نگران اين جور چيزها باشي

...بعضي وقتها که خاطرات دانشگاه پزشکي رو به خاطر ميارم خيلي اذيتم مي کنند

حتي نمي تونم فراموششون کنم

غذاتو نمي خوري؟

اشتها ندارم

...پُش

...تَ

..م.

پشتت مي خاره؟

باشه

ببخشيد

اينجاست؟

چي داري مي گي؟ تو فقط زيادي گوشه گير شدي

گوش کن،ناسازگاري و دعوا با آدما هرجايي مي تونه اتفاق بيافته

اين مسئله براي منم پيش اومده

توي بيمارستان يا برون از اونجا،مشکلات ارتباطي تمومي ندارند

تو نمي توني توي خونه بموني چون نمي توني اين جور مشکلاتتو حل کني

اشتباه از منه

من زياده از حد بهش اهميت دادم

من کسي بودم که توانايي حل مشکلاتشو ازش گرفتم

بخاطر حمايتهاي شما ريکوتو لوس بار اومده

ازونجايي که خودت هيچ کاري به تربيت بچه ها نداشتي، حق نداري به من اين حرفارو بگي

...بازي کردن توي پارک يا بردن اونها به باغ وحش

اينها کارهايي هستند که معمولا هر پدر و مادري براي بچه هاشون انجام مي دن،تو تا حالا از اين کارها براي بچه هات،کردي؟

تو بايد بدوني که اداره کردن يه بيمارستان چقدر سخته.

...ولي ما سالي يک بار خانوادگي مسافرت مي رفتيم و

من توي تمام جلسات مدرسه شرکت مي کردم به خاطر کي؟

منظورت چيه؟ براي اين مي رفتي چون برات مهم بود که چطور به نظر ديگران بيايي

خواهش ميکنم تمومش کنيد تمومش کنيد

اول از همه،خواهش مي کنم درک کنيد که ريکوتو چقدر داره عذاب مي کشه

من هنوزم مي گم که اون زيادي گوشه گيره

ريکوتو ناخواسته مردمو با حرفاش آزار مي ده و اونهارو از خودش دور مي کنه

مشکلي که اون داره ارتباط برقرار کردن با مردمه

اون داره عذاب مي کشه چون نمي تونه به راحتي مشکلشو حل کنه

...پدر،به نظر شما اون زيادي گوشه گيره،ولي

ريکوتو واقعا تحت فشاره

مردم فقط با نگاه کردن به من مي فهمن که من نياز به کمک دارم

اما هيچ کسي اهميت نمي ده که ريکوتو هم به کمک نياز داره

... وقتي ما نمي تونيم عذاب کشيدنشو درک کنيم

پس فايده اينکه يه خانواده هستيم چيه؟

من مي دونم که شما مي خواهيد هر جورشده اونو به دانشگاه پزشکي برگردونيد

خيلي ها هستند که حتي اگرم بخوان،نمي تونن به دانشگاه پزشکي برن

تو مي دوني که چقدر خوش شانس هستي؟

مي دونم

من کاملا اين مسئله رو مي فهمم ولي نمي خوام دکتر بشم

چيزهاي زيادي هستند که وقتي توي هر خانواده اي به دنيا بياي بايد مراعات کني

...پزشک شدن چيزيه

که واقعا ما مجبوريم بهش بها بديم؟

من با پدرتون صحبت مي کنم

ريکو چان هر کاري که دوست داري رو انجام بده

مامان،متاسفم

نمي خواد متاسف باشي خواهش مي کنم مواظب تاکودو باش

باشه

من مشکلي ندارم مگو هم مياد

درسته...خدانگهدار

آه

اين از طرف آقاي تاموتسوئه

در چه حالي؟ هنوزم فوتبال بازي مي کني؟

مدتيه که نمي تونم صحبت کنم

بيماري من سريعتر از اوني که فکرشو مي کردم پيشرفت کرده

تنفسم هم سخت تر شده

فکر مي کنم که اون روز نزديکه

آقاي ساوادا تو هنوزتصميمتو نگرفتي؟

اون چي گفته؟

اون گفته ديگه نمي تونه صحبت کنه

درسته.اون توي غذا خوردنش هم مشکل داره

من نمي خوام با ونتيليتور باشم

اين به معني اين نيست که بدون ونتيليتور(دستگاه تنفس مصنوعي) مي ميرم

More Farsi Persian subtitles for The Hours of My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left