Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Loot 2022 S02E09 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫تو از بوفالو وایلد وینگزی؟

‫بوفالو وایلد وینگز؟ چی؟ ‫ببخشید. من خونه اشتباهی اومدم؟

‫فقط داشتم شوخی میکردم. ‫میدونم تو کی هستی.

‫آیزاک، دوست دخترت اینجاست.

‫سلام...

‫- از دیدنت خوشحالم. ‫- فکر کردم قرار بود بریم سر قرار.

‫آره، خیلی متاسفم.

‫ببین، دوستام میخواستن بیان دیدنم، ‫ولی چند روز زودتر اومدن.

‫این گروه قدیمی منه، "انرژی احساسی".

‫- سلام عزیزم. ‫- سلام.

‫میدونستم ساکسیفون میزنی، ‫ولی نمیدونستم توی یه گروه جاز کاملی.

‫این چیزیه که باید قبل از ‫رابطه جنسی با کسی فاش کنی.

‫زیک، اون تا حالا تو رو در حال نواختن ندیده؟

‫این دیوونگیه.

‫نه، من قبلاً نواختن زیک رو ندیدم.

‫خب، بذار ببینیم چی داری.

‫اوه، نه، من نمیتونم.

‫من خیلی وقته ساکسیفون نزدم.

‫احتمالاً کاملاً از تمرین دور شدم.

‫خب، اینجاست. این بنیاد ولزه.

.خوش اومدی

‫- اینجا واقعاً خوبه. ‫- آره.

‫- میدونی، کار کردن میتونه واقعاً سرگرم کننده باشه. ‫- آره؟

‫به علاوه، میتونی لباس های کوچولوی ناز بپوشی...

‫- کاملاً. ‫- و یه پوشه رو با خودت تا آشپزخونه ببری،

‫در حالی که دنبال یه میان وعده میگردی.

‫من رو تماشا کن.

‫- تجارت، تجارت، تجارت، تجارت. ‫- جلسه، یادداشت، تلفن.

‫جلسه، یادداشت، تلفن. ‫جلسه، جلسه، یادداشت.

‫هی، دختر. راه رفتن به عقب، ‫عقب، تجارت، عقب، تجارت.

‫- تند تند، عقب، تجارت... ‫- باهام تماس بگیر، باهام تماس بگیر. آره، دستیار.

‫عقب، تجارت.

‫اوه، خدای من.

‫اینجاست. شاه آرتور.

‫تا حالا این لقب رو نشنیده بودم.

‫خب، خوشت میاد، سرورم؟

‫- حتماً. ‫- گریس، این آرتوره.

‫آرتور، این گریسه.

‫- اوه، گریس. به تیم خوش اومدی. ‫- سلام، از دیدنت خوشبختم.

‫آرتور دوست دختر داره.

‫اون ۳۲ سالشه و اهل پرثه.

‫واقعاً؟

‫آره.

‫آره، درسته. آره.

‫آره. درسته.

‫خیلی خب. از دیدنت خوشبختم.

‫و شما، سرور من. روز خوبی داشته باشید.

‫- مالی... ‫- بله.

‫هیچی نمیخوای بهم درباره خودت ‫و آقای شلوار خاکی اونجا بگی؟

‫یه داستان خیلی طولانیه که من ‫توی اولین استراحتمون بهت میگم.

‫اوه، خدا. کی هست؟

‫با شماره سه، دو، یک.

‫خب، بچه ها. ما میخوایم برای ‫خوردن چند تا بلادی مری بریم بیرون.

‫ظهر برای ناهار برمیگردیم.

‫- خدایا، صبح خیلی پرباری بود. ‫- آره.

‫- واقعاً خوب بود. ‫- مگه نه؟ آفرین.

‫- من خسته‌م. ‫- منم همینطور.

‫هاوارد، چه خبرته؟

‫هاواردی وجود نداره.

‫لطفاً من رو کمیسر خطاب کنید.

‫و من مفتخرم که اکران امشب لیگ کشتی ‫افسانه های جنوب کالیفرنیا رو اعلام کنم.

‫آره. آره. اوه، من نمیتونم صبر کنم.

‫گوشت در برابر گوشت. ‫یه چیزی توش هست.

‫خب، امشب مسابقه اصلی افسانه ای تراک هریسونه،

‫در مقابل شیطان تیر مستقیم ‫که نیکلاس نقشش رو بازی میکنه.

‫شخصیت من اینه که من دگر جنسگرام.

‫من عاشق بطری های خالی گاتوریدم، ‫و از بوسیدن مردهای دیگه متنفرم.

‫این خیلی خنده داره. خیلی دگر جنسگرایانه بود.

‫راستی، بعضی از شماها، ‫هنوز پول ورودی رو به من بدهکارید.

‫میشه ۳.۷۵ دلار. ‫و من دارم به تو نگاه میکنم، راندا.

‫من میتونم الان ۷۵ سنت رو بهت بدم، ‫و برای بقیه‌ش چند روز وقت لازم دارم.

‫باشه.

‫راستی، یه خبر دیگه هم دارم.

‫من، سوفیا و گریس، ‫میلیاردرهای دیگه رو هم جذب کردیم...

‫تا بهمون کمک کنن «فضایی برای همه» رو ‫در سطح ملی گسترش بدیم.

‫و چیزی که فهمیدیم اینه که ‫بزرگ ترین انگیزه، سخاوت نبود،

‫عشق نبود. نفرت بود.

‫آره، مخصوصاً همه از جان متنفرن.

‫و به همین خاطر، ‫در واقع داریم به هدفمون نزدیک تر میشیم.

‫واقعاً میتونیم تاثیر زیادی روی ‫بی خانمانی توی آمریکا بذاریم.

‫خیلی به خودمون افتخار میکنم.

‫این دیگه لیگ حرفه ای هاست.

‫ببین، یه دلار پیدا کردم.

‫مال رومانیه.

‫- من برش میدارم. ‫- باشه.

‫راستی، اون کفش بچه رو هم ‫که به یه دلیلی گرفتی بده به من.

‫در واقع این رو به یه نفر دیگه بدهکارم.

‫سه، دو، یک.

‫اوه، لعنتی.

‫میدونم. خیلی لذت بخشه، نه؟

‫باید این رو ببینی.

‫خب، الان کنترل پرواز بهم گفت ‫بردارهای آب و هوایی مساعدن.

‫پس، بعد از ظهر امروز، موشک ما، ‫با اسم رمز مالی وان، راهی فضاست.

‫لعنتی، واقعاً داره این کار رو میکنه.

‫مالی. من همیشه گفتم که تو رو ‫تا ماه و برگشت دوست دارم.

‫- امروز، میخوام ثابتش کنم. ‫- قربان.

‫- از کی تا حالا... ‫- ایش، و ضمناً، اون هیچ وقت این رو نگفته.

‫میشه در مورد گزارش ها اظهار نظر کنید،

‫در مورد اینکه شما دو تا دوباره با همید؟

‫خب، بچه ها، گوش کنید.

‫من هیچ وقت راز کسی رو فاش نمیکنم، باشه؟

‫ولی فقط بگم که یه دلیل خیلی خوب دارم ‫که میخوام برگردم خونه.

!چه غلطا

‫- منظورش چیه؟ تو که... ‫- نه، اصلاً هیچ اتفاقی نمیفته.

‫اون یه کاری میکنه که اسمش رو میذاره تجلی دادن،

‫جایی که فکر میکنه اگه چیزایی رو بلند بگه، ‫پس اتفاق میفتن.

‫ولی کار نمیکنه. ببین.

‫فیلم برهنه استنلی توچی.

‫دیدی؟ هیچی.

‫خب، ما یه مشکل بزرگ داریم.

‫کل ائتلاف اهدا کننده های ما ‫بر اساس تنفر مردم از جان بنا شده.

‫اگه فکر کنن شما دوباره با همید، ‫ممکنه کنار بکشن.

‫شاید ندیده باشن!

‫مالی. بعضی از میلیاردرهای دیگه زنگ زدن،

‫و دارن از یه عالمه زبون تند و تیز استفاده میکنن.

‫ولی از جنبه مثبتش،

بابت دوباره با هم بودن با جان تبریک میگم

‫من عاشق یه پایان خوشم.

‫اون دختر مو بلوند واقعیه؟

.عمراً اگه بدونم

‫- وای، این واقعاً خیلی خوب به نظر میاد. ‫- مگه نه؟

‫امشب هم مثل سامراسلم ۲۰۰۵ هیجان انگیز میشه.

‫کمیسر، خیلی متاسفم که مزاحم شدم،

‫- ولی چند تا مشکل داریم. ‫- باشه. خب، چی شده، میسون؟

‫کمیسر داشت میرفت یه چوب شور بگیره. ‫بهتره مهم باشه.

‫خب، یه اشتباه برنامه ریزی رخ داده، ‫و سالن در واقع ساعت ۰۷:۰۰ رزرو شده

‫توسط یه گروه بداهه پردازی ‫جانبازان به اسم مسلح و دیوونه.

‫اوه، نه. اون موقع ما شروع میکنیم.

‫آره. و کامیون هات داگ کنسل شد.

‫و یه مشکلی با خشکشویی پیش اومد، ‫و الان هیچکدوم از لباس ها رو نداریم.

‫نه سوسیس داریم و نه لباس؟

‫چیکار کنیم، قربان؟

‫- کمیسر؟ ‫- دارم فکر میکنم، میسون.

‫- لعنت بهت. یه لحظه بهم فرصت بده! ‫- باشه.

‫به مسلح و دیوونه بگو که ‫نمایش بین دو نیمه جدیده، باشه؟

‫و بعد به یه مردی به اسم دیوید چانگ ‫زنگ بزن و ۳۰۰ تا هات داگ بخواه.

‫اون میگه سگش مریضه، ‫ولی داره دروغ میگه.

‫بعد برو به یه مغازه به اسم ته وحشی توی ‫وست هالیوود و کل موجودی لباس هاشون رو بخواه.

از ‫چی چی بخواه. از استیو نخواه

‫آره. باشه.

‫ممنون، رفیق. ‫ولی منم میخواستم همین رو بگم.

‫- همه چی روبراهه؟ ‫- آره.

‫آره، من... آره، خوبم. آره.

‫باشه. باید برم کل بدنم رو دوباره اصلاح کنم.

‫حتماً.

‫حتماً.

‫- اوضاع چطوره؟ ‫- دارم تلفنی کار میکنم.

‫گریس رفته بیرون با یه سری اهدا کننده ملاقات کنه، ‫ولی داریم آدم از دست میدیم. نگرانم.

‫خب، شاید بیانیه من درباره جان کمک کنه.

‫دیک برگر خط فاصله داره؟

‫مالی. شوهرت چطوری دوباره دلت رو به دست آورد؟

‫- سکس آشتی چطوره؟ ‫- هی، برو بیرون از اینجا.

‫این ملک شخصیه، ای کله پوک.

‫هی! دستت رو از من بردار.

‫خدای من!

‫خیلی متاسفم که مجبور شدم ‫اون کلمه زشت رو جلوی شماها استفاده کنم.

‫نه، اشکالی نداره. من عصبانی ام!

‫منم همینطور. اون باعث شد من نونم رو از دست بدم.

‫خب، این سومین باره که ‫یه نفر خودش رو میرسونه اینجا.

‫خدایا. و همشون الان توی خونه من هستن.

‫مریسول پیام داد.

‫جان همیشه یه راهی پیدا میکنه ‫که من رو اذیت کنه، مگه نه؟

‫شاید نباید اینجا باشی.

‫نباید امروز با این همه هرج و مرج روبرو بشی.

‫نه. اگه سعی کنم از ساختمون برم بیرون، ‫درست همونجا منتظرن.

‫فهمیدم.

‫خب، همونطور که میدونید، من کاپیتان ایمنی طبقه‌م.

‫- نمیدونم داری راجب چی حرف میزنی. ‫- خب، من قطعاً این رو نمیدونستم.

‫باشه. خب، اونا یه کلید از آسانسور باری بهم دادن،

‫که بتونیم یواشکی از اونجا بریم بیرون.

‫ایده بدی نیست.

‫- آره. ‫- آره؟ باشه.

‫باشه. به نظر میرسه اوضاع آرومه.

‫باشه، بریم.

‫اوناهاش!

‫- بریم. ‫- برو.

‫زود باش.

‫- اوه، نه. ‫- مچ پام.

‫لعنت به جیمی چو.

‫آره، گمشو از اینجا، جیمی چو. بیا، زود باش.

‫- اوه، ممنونم. ‫- باشه.

‫- الان زانوم صدا داد. ‫- چی شده؟

‫- میتونی... میتونی ادامه بدی؟ ‫- آره، میتونیم انجامش بدیم.

‫- ما دو تا پای سالم بین خودمون داریم. ‫- باشه.

‫برو. زود باش.

‫اینم از تیرانداز مستقیم ما. ‫میخوای یه دور شعارهات رو مرور کنیم؟

‫آره، حتماً.

‫این آخر هفته فالکونز با کی بازی دارن؟

‫لعنتی، بتانی. چه سِت خوبی.

‫من به تراپی نیاز ندارم.

‫تو واقعاً توی اوجی. خیلی هترو.

.اوه، اینجاست

‫عقب وایسید، این تراکه.

‫چه خبر برادر؟

‫- میشه یه لحظه وقتت رو بگیرم؟ ‫- البته. هر کاری برات انجام میدم. هر کاری.

‫خب، بگو ببینم، تراک کاملاً بنزین زده و آماده رفتنه؟

‫در واقع، تراک توی حالت پارکه.

‫من یه جلسه با همسر سابقم/مدیر تجاریم داشتم،

‫و اون فکر میکنه باید دو برابر ‫چیزی که تو بهم میدی، بهم پول بدن.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left