Release info

Wait in Beijing E30
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"{\i1\i

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 30"

"خوشحال بودن خیلی ساده اس"

"زمانی که کسایی که دوسشون داری؛ کنارت باشن"

"میتونی خوشجالیت رو باهاشون تقسیم کنی"

"این زمانیه که احساس خاص بودن میکنی"

ژنگ ژنگ؛ بیا به این نگاه کن

خیلی قشنگه مطمئنم خیلی بهت میاد

خیلی گرونه بیخیال

اگه دوسش داری من برات میگیرمش

!این کار دیوونگیه

...واقعا نمیفهمم چی میگه

بد نیست

نگاه کن بابات بازم عکس فرستاده

من اون عکسا رو آپلود کردم

اینکار رو میکنم تا شناخته بشه

ژنگ ژنگ چند تا عکس جدید گرفتم

بگو کدوم از همه بهتره

همشون خوشمزه ان

خودم درستشون کردم

بابا؛ همه عکسا خوب بودن

همه رو بفرست

داری به چی میخندی؟ از دست بابا دیگه خسته شدم

اصلا فکر نمیکردم تو این سن همچین عکس العمل هایی نشون بده

ببین آخه چه کارایی میکنه

واقعا عمه لی جوابش رو نمیده؟

نه

اینطوری ادامه بده یه بلایی سر خودش میاره

...فکر میکنم عمه فنگ

عمه فنگ دنبال یه عشق پاک میگرده

عشق پاک؟

فکر میکنم اون هیچ وقت پدر شنگ شیا رو فراموش نکرده

انگار همیشه دور خوش یه دیوار کشیده

من بابام رو میشناسم اون همیشه کارایی رو میکنه که دیگران جرئت ندارن؛ انجامش بدن

...میدونم گاهی آدم دیوونه ای به نظر میاد

من اون رو بخاطر این اخلاقش تشویق میکنم

اون دنبال عشقشه

چی شده؟ فراموش کرده بودم

این پولیه که بهت بدهکار بودم رمزش هم روزه تولدته

!بیخیال بابا

این دیگه چه کاریه؟

تو تا الانم کلی کمکم کردی

...قبلا بهم توی پرداخت چیزایی مثل

غذا، خرید و خیلی چیزای دیگه کمک کردی

الان که پول دارم میخوام همه بدهی هام رو صاف کنم

فکر نمیکنی برای صاف کردن بدهی هات باید باهام به هم بزنی

این دو تا خیلی با هم فرق دارن

برای همینه که نمیزاری اون لباس رو برات بخرم؟

نه؛ من برنامه های دیگه ای برای زندگیم دارم

بخشی از پولی که درآوردم خرج زندگیم میشه

ولی بخش دیگه اش رو میخوام سرمایه گذاری کنم

میخوام کلکسیون لباسای سنتیم رو گسترش بدم

نمیخوای با شرکت ما کار کنی؟

شاید؛ نمیدونم دقیقا

پول خیلی مهمه ولی من میخوام روی طراحی لباس هم کار کنم

شائو لین؛ من واقعا میخوام خودم برای زندگیم تلاش کنم

نیمخوام همیشه به تو و بابا تکیه کنم

میخوام خودم تلاش کنم

...شاید یه روز

!پیشرفت کنم اینطوری احساس بهتری دارم

و میتونم از تو هم حمایت کنم

حالا این کارت رو بگیر

و بزار تو جیبت

ممنون

قدم زدن تو این هوا احساس خیلی خوبی داره

یاده اون روزی افتادم که تو خونه با هم قدم زدیم

یادت میاد؟

چطور میتونم فراموش کنم؟

اون موقع تو ازم مواظبت میکردی

من که کاری نکردم تو بودی که تنهام نزاشتی

درسته ...میدونم که

تو برام؛ دوست خیلی خوبی هستی

من رو میفهمی درکم میکنی

مگه شنگ شیا هم اینطور نیست؟

شنگ شیا همیشه به فکر شغل و آرزو هاشه

شاید بخاطر همینه که با دیدن من ناامید میشه

شاید شنگ شیا واقعا سرش شلوغ باشه

این کار اهمیت خیلی زیادی براش داره بهتره زیاد نگرانش نباشی

درسته

میخندی؟ چرا داری میخندی؟

الان که دیگه بیکاره خیالت راحته؟

همچین چیزی نیست چیزی نیست؟

...تا دو روز دیگه

میخوای چه جوابی به رئیست بدی؟

نگران نباش

از اول میدونستم برنامه ای برای کار کردن تو شرکت ما نداره

اون دنبال رویا های خودشه

داداش؛ تو عشق رو تو چی میبینی؟

عشق باعث میشه تبدیل به یه آدم بهتر بشی

نه اینکه خودت رو برای دیگران فدا کنی

ولی میدونم اگه اون فرصتش رو داشته باشه اینکار رو میکنه

مغز تو درست کار نمیکنه یا من؟

یادت رفته اون موقعی که تو شرکتتون کار میکرد چقدر ناراحت بودی؟

مطمئنی اون برای تو فداکاری میکنه؟

باشه؛ بمون تا رئیست تنبیه ات کنه

اون سوپ تموم شد، صدام کن

اصلا خوب به نظر نمیای مریض شدی؟

حالت خوبه؟

به نظر میاد مریض شدی

احساس خوبی ندارم

تو برو استراحت کن منم برات سوپ زنجبیل میپزم

همونی که من برات درست میکردم؟

آره ؛خیلی خوب بود

برو

شیاو دو؛ بلند شو

بلند شو

بیا یکم سوپ بخور

فکر نمیکردم بتونی درستش کنی

خیلی داغه

الکل داری؟

فکر کنم توی کشو اونجاست

مواظب باش نسوزی

"فکر نمیکردم بلیط جاهایی که با هم رفتیم رو نگه داره"

پیداش کردی؟

آره

بزار اینو یکم پشت گوش ات بزارم

خوبه؟

آره؛ ممنون

الان احساس بهتری دارم

میخوای برگردی؟

نه؛ فعلا همرات میمونم

آرومتر بخور

عمه جان؛ من مریض شدم

منم براش سوپ زنجبیل درست کردم

یه کاسه که کافی نیست بزار بازم برات بیارم

نه عمه جان؛ خودم میارم

تو مریضی باید استراحت کنی

"شنگ شیا سریع بیا خونه"

"شو تیان اومده؟"

ممنون

"سریع بیا خونه یه اتفاقی افتاده"

شیاو دو چطوره؟

تب اش اومده پایین الان خوبه

برم بهش سر بزنم

نیازی نیست همین الان خوابش برد. بهتره بیدارش نکنی

بیا بشیم میخوام باهات حرف بزنم

یه فروشگاه لباسی توی پکن نیاز به مدیر فروش داره

به نظرم اینکار برای شیاو دو خیلی خوبه

برگرده پکن؟

اون تو پکن هیچ کس رو نداره اگه بازم مریض بشه چی؟

نمیزارم برگرده

چرا نمیزاری زندگی خودش رو داشته باشه؟

تازه دنبال کار هم که میگرده

اون نمیتونه برگرده

اون جیاو شیاو دو؛

برای زندگیت مثل مین میمونه معلوم نیست چه ارتباطی با شن کای داره

!من میدونم امروز چی دیدم

ارتباط اونا نرمال نیست

مامان چی داری میگی؟

من خوب میدونم چی دارم میگم

مامان تو قبلا گفته بودی، شو تیان مثل یه مین ه الان این حرف رو درمورد شیاو دو میگی؟

به نظر تو هیچ کس تو دنیا خوب نیست؟

به نظرم بهتره به جای اینجور چیزا به چیزای مهم تر فکر کنی

من مادرتم مگه میشه به اینجور چیزا فکر نکنم؟

به عنوان مادرت نمیتونم چنین چیزی رو قبول کنم

داداش تیان

یه ویسکی بهم بده

حتی ارزش خوردن ام نداره

داری چیکار میکنی؟

خودم میرم خونه نگران نباش

نمیشه؛ خیلی مشروب خوردی

نمیتونم بخورم؟

تو پلیسی؟

پلیس؛ بیا منو بگیر

بگیر دیگه باشه بابا

چرا بعد از مشروب خوردن انقد چرت و پرت میگی؟

من که چیزی نگفتم

چیه؟ جرئت نمیکنی سلینا رو ببینی؟

دوسش داری ولی جرئت نمیکنی ببینیش

فکر کردی آدم با جربزه ای هستی؟

پس تو چی؟ !من؟

من...؟

من باید چیکار کنم؟

چیکار کنم؟ بگو دیگه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left