The Night of the Hunted

The Night of the Hunted (La Nuit des traquées)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Night of the Hunted (1980) Brrip-harika
A Commentary by harika

Tags

brrip
Published on: 2019-01-02
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

" شبی در کمینگاه "

!صبر کن ! برگرد

داری کجا میری ؟ از من ترسیدی ،هان ؟

با لباس خواب توی این جای دور افتاده چیکار میکنی ؟

داری فرار میکنی ؟ کسی دنبالته ؟

نمیدونم

خیلی خوب پس ، اسمت چیه ؟

الیزابت

من با خودت ببر ، التماست میکنم

نباید گیر اونا بیوفتم که برم گردونن - درباره کیا داری حرف میزنی ؟ -

! نمیدونم ، نمیدونم

باید فرار کنم

من با خودت ببر

! کمک ! کمک

!کمک

الیزابت ، الیزابت ؟

! کمکم کن

کسی دیگه ای باهات نبود ؟ تو تنها بودی ؟

اره ، خودم هم دارم به همین فکر میکنم

اره ، تنها بودم

آروم باش ، تا فردا صبح به پاریس میرسیم

! الیزابت ! من رها نکن

حالا ، بهم بگو کجا باید پیادت کنم

!هی کجا زندگی میکنی ؟

ماشین نگه دار میخوام پیاده شم ، خواهش میکنم

از اینکه تنها باشی نمیترسی ؟ - من ؟ ترس ؟ -

چرا باید بترسم ؟

چون همین الانشم ترسیدی داشتی بهم التماس میکردی

نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی من حتی تو رو نمیشناسم

!بذار برم

حالا چی ؟

قربان ، نمیدونم کجا باید برم

یادم نمیاد کجا زندگی میکردم

میدونی ، دلیلی نداره بخوای ازم بترسی

ممنونم

مطمئنم یادم میاد فقط نمیتونم این درک کنم

برو دنبالشون باید اون بگیریم برش برگردونیم

ببخشید ، ولی هیچ لباسی که مناسبت باشه ندارم

تنها زندگی میکنم

دیگه چیزی بیشتر از این نمیدونم

حافظم کاملا پاک شده

بهم گفتی که توی جاده در حال دویدن بودم

نمیتونم این یادم بیارم

همین الان بهم گفتی که خودت من سوار ماشین کردی

هیچکدوم از اینارو یادم نمیاد

نمیتونم چیزی قبل از اومدن !به اینجارو به خاطر بیارم

!حتی نمیدونم اسمم چیه

خودت بهم گفتی الیزابت

داشتی به یه طرفی فرار میکردی اونجا تاریک بود و تو خیلی ترسیده بودی

ورونیکا

ورونیکا کجاست ؟

اونا چه بلائی سرش اوردن ؟

اسم اون یادت میاد ؟ اون کیه ؟

نمیدونم

دیشب ، داشتی کنار جاده میدویدی و !درخواست کمک میکردی

نه ، واقعیت نداره امکان نداره

تو بهم التماس کردی کمکت کنم فرار کنی

چیزی یادم نمیاد

اصلا ذهنم کار نمیکنه

!الیزابت

خودت الیزابت معرفی کردی داشتی از گیر کی فرار میکردی ؟

اونجا تنها بودی ؟

فکر کردم صدای فریاد یکی شنیدم

اونجا تنها بودی ؟ کی همراهت بود ؟

ببخشید ، سعی کردم تحت فشارت بذارم ولی بی فایده بود

به نظر میاد در حالی که تنها گیر افتاده بودی همه چیز فراموش کردی

شرط میبندم حتی نمیتونی اسم من به خاطر بیاری

وقتی اومدیم داخل آپارتمان بهت گفتم

...اسمت

دیدی ؟

در عرض چند دقیقه حتی یادت نیست برای !چی اینجائی یا من کی هستم

این یه چیزی بیشتر از فراموشیه

هر حادثه ای که اتفاق میوفته بلافاصله از ذهنت پاک میشه

حافظه خودت کاملا از دست دادی

هیچ چیزی یادت نمی مونه

حتی نمیتونی به یاد بیاری کی هستی

!سرم درد گرفته

بسکه تو مغزم دنبال هر چیزی میگردم

که برام اتفاق افتاده

خیلی وقته گذشته

خیلی وقته گذشته

نمیتونم اونارو بازیابی کنم

فقط یه سری تصاویر مبهم

... خیلی دور

چه تصاویری ؟ ! سریع بهم بگو

!ورونیکا

!داشتیم میدویدیم !دستش نگه داشته بودم

ولی کجا ؟ کجا بودی ؟

خیلی تاریک بود

ورونیکا لخته

اون دستم ول کرد

توی تاریکی شب گم شدم ، کاملا تنها

بعدش دو تا روشنائی ، مثل فلاش

همش همین

درست قبل از اینکه پیدات کنم چه اتفاق افتاد

وقتی چراغای ماشن من دیدی تصاویر متوقف شدن

پس یکی باهات بوده

تو دست ورونیکارو گرفته بودی چه بلائی سرش اومد ؟

نمیدونم

ولی ... شما باهم فرار میکردین

تو با لباس خواب و ورونیکا برهنه

شاید از بیمارستان ؟

بهت التماس میکنم

!تموم شد

هر چیزیم که بهت گفتم الان دیگه رفته

بهت نگاه میکنم

تو الان اینجا روبروی من هستی

ما به این دنیا تعلق داریم

...این تنها چیزی که توی دنیا

در این لحظه برام وجود داره

خواهش میکنم

رهام نکن

در حال حاضر تو تنها خاطره ای !هستی که برام مونده

روبرت

روبرت

تا وقتی که اینجائی اسمت به یاد میارم

!...هیچوقت تنهام نذار

به محض اینکه بری ، فراموشت میکنم

درست مثل این میمونه که ... باکره باشم

و اولین باریه که حتی دارم عشق بازی میکنم

هر چیزی که بدنم قبل از این انجام داده ! الان دیگه یادم رفته

!...بیا ، من بُکن

توی بدنم تلمبه بزن

! خیلی اروم

بهم نگاه کن ، اینجوری هیچوقت فراموشم نمیکنی

بذار همون توی بدنم باشه

دوباره

هیچوقت فراموشت نمیکنم !...محاله

بهم نگاه کن

باهر نفسی که میشکم دلم میخواد بمیرم پس محاله تو رو فراموش کنم

الان مجبورم برم

غروب برمیگردم - !تنهام نذار -

!مجبورم

!اخم نکن

بفرما ، تلفن دفتر کارم برات میذارم

هر وقت دلت خواست میتونی باهام ! تماس بگیری یا اگر اتفاقی افتاد

شب میبینمت

سلام ، الیزابت

طبیعیه که من یادت نیاد

...یا سولانژ

جای تعجبیم نیست

من دکترت هستم سولانژو هم دستیارم هست

بیا با ما بریم می بریمت خونه

... نه ، باید اینجا بمونم

و منتظر روبرت باشم

روبرت دیگه کیه ؟

تو حتی نمیدونی تو خونه کی هستی

چند لحظه دیگه تو حتی اسم روبرت !را هم فراموش میکنی

اون دیگه برات وجود خارجی نداره

تنها چیزی که برات وجود داره حال حاضر هست

درست همین الان

تو قبلا این آپارتمان و صاحبش فراموش کردی

من تنها کسی هستم که درحال حاضر میتونی تشخیص بدی

اگر من برم

تو بدون هیچ خاطره ای تنها میمونی

بدون اینکه بدونی حتی کجا هستی

بدون اینکه حتی بدونی کی هستی

میشنوی چی میگم ، الیزابت ؟

تنها ، بدون هیچ خاطره ای قادر نیستی به هیچکس و هیچ جائی فکر کنی

ذهنت به طور وحشتناکی پوک و خالیه

! نه ، با من بمون

!نه ، تو باهامون میایی

کمکش کن

نه ، من نمیدونم شما کی هستین

فکر نمیکنم که باید باهاتون بیام

ولی تو ازادی که بری الیزابت میتونی برگردی به همون آپارتمان

بگو آپارتمان کجا بود ؟

حالا خودت دیدی تو حتی نمیتونی ساختمان پیدا کنی

تو بدون ما گم میشی

تو توی طبقه 30ام زندگی میکردی توی واحد شماره 35

تو با دوستت زندگی میکردی اسمش کاترین بود

!کارتین ؟ نمیتونم اون به یاد بیارم - !اصلا مهم نیست -

بیا با من بریم !من زندانبانت نیستم

ایناهاش ، برو تو

سلام ، الیزابت هستم

کاترین هستم

فکر کنم من اینجا با تو زندگی میکنم

بله ، شاید

یه جورائی این دخمه مال من نیست

حتما باید مال تو باشه

من نمیشناسی ؟

ببخشید ، البته بایستی تو رو بشناسم

ولی ... من مریضم خودت میدونی

تمام خاطراتم از ذهنم رفته اونا از پیشم فرار کردن

توی این مورد

ما یه شباهتی بهم داریم

منم هیچیرو یادم نمیاد

!گریه نکن

ما هیچ خاطره ای از همدیگه نداریم

ولی مطمئنم که با هم دوست بودیم

بیا وانمود کنیم که دوستای دوران بچگی بودیم

همیشه بودیم ، اینطور فکر نمیکنی ؟

الیزابت تو خیلی بانمکی

بله ، ما دوستای دوران بچگی بودیم

هردومون توی حومه شهر زندگی میکردیم

یادت نمیاد ؟

وقتی کوچیک بویدم با هم دیگه بازی میکردیم مسابقه حلزون میدادیم

...بعدشکم ، ما

...ما

!بله

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left