The first 200 lines.
این سریال دارای صحنههای استعمال مواد مخدر یا الفاظ و حرکات نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر ۱۸ مناسب نیست
ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram
مادرجنده!
بیا پیش بابا. بیا اینجا.
غذا.
غذات رو بخور
بخور
بیا ، بخور
بخور دیگه
خب؟
برادران بورخس این کار رو کردند.
مطمعنم که آنتین اونا رو فرستاد
اون هیچی نمیدونه
بهش نگفتن
اما نگهبانان...
اونا منطقه رو پاکسازی کردند.
مادرجنده ها
اونا گند زدن به
تولد یسی
به اون حرومی ها میفهمونم..
وقتی دست به کونم بذاری..
برمیگردم و فرو میکنم بهت
و صورتت رو خورد میکنم
دهنت رو سرویس میکنم
و کونِ مادرت رو پاره میکنم
بیا بریم!به سمت حموم!
بیا بریم! بیا بریم! یالا!
همیشه یه آهنگ رو میذاری، یکم کم کن صداش رو
زود باشید بچه ها.
یالا،بجنبید
به سمت حموم! بجنبید
یالا
میخوای صبحونه بهت برسه یا نه؟
یالا یالا
برید به سمت حموم
زود باش،بلند شو
بیا دیگه.
برید به سمت حموم
بیا دیگه.
یالا، اینجا چه بوی گندی میده
بنجبید برید به سمت حموم
هوی پیرمرد!
بیا دیگه.
اگه صبحونه میخواید عجله کنید
یالا! برید حموم
باشه دیگه،محض رضای خدا هم که شده اینقدر با چوب سر و صدا نکن
هرروز همین وضعیت ـه
این ماته برای شماست.
یکم میخوای؟
این که ماته نیست! بوی عن میده،آشغاله
چقدر مزخرف..
خدایا.. یالا،پاشو
خیلی جدی به آنتین گفتم که
توی ماجرای اونتیوروس بهش کمک میکنم
ولی میخواستم بهش بگم که کسی که بهش کمک میکنه،آشپز ـه
ولی خنگ بازی در آوردم! واقعاً میخواستم بهش بگم..
با کی صحبت کردی؟
آنتین
چیزی که مهم ـه قراری ـه که گذاشتیم.
کدوم قرار؟
بعداً بهت میگم، حالا زیاد مهم نیست
مهم نیست!؟ تو همین الان گفتی مهم ـه
بعداً با جزئیات بهت میگم، حالا نمیگم چون
شبیه مهمونی هستی که تیغ دستشه
تو خطرناکی.
من برادرتم اونوقت تو به این دو نفر بیشتر از من اعتماد داری
لعنت بهت ماریو
-حرومی -هی رفیق
چی شده؟ کی کتکت زده؟؟
بِکِش بیرون از من
ادب داشته باش! من همیشه با احترام باهات حرف زدم
چرا یکم بهم احترام نمیذاری؟
آره،ولی همیشه واسم دردسر درست میکنی
آخرش سرِ شما دوتا یه گلوله توی سرم خالی میکنن
آروم باش مرد، کی اینکارو باهات کرده؟
از دست من هم عصبانی هستی؟
تو تلفن های تود رو آتیش زدی
ما؟
کِی؟؟
زرنگ بازی در نیار! زرنگ بازی در نیار
چیزی که میخوام بگم اینِ که تود میدونه و انتقامش رو میگیره.
منو تنها بذار،لطفاً
نه،وایسا رفیق
-هی رفیق،آروم باش -گوش کن
بیا مرد
اشکالی نداره مرد
چرا تود فکر میکنه ما اینکار رو کردیم؟؟
برو دیوسیتو،برو پیش رفیقت و ببین چه اتفاقی افتاده
حالا بهم نیاز داری ماریتو؟
مگه من چی ام؟ خرِ تو ام؟
پس نرو ، قاطر.
برو درت رو بذار
یالا ببینم،خیکی
برو درِ خودت رو بذار ماریتو
چطوره؟
رئیس میتونی بیای اینجا
گوش کن.گوش کن، کپیس
افرادی که توی دادگاه هستن، روند رو طولانی تر میکنند.
اونا این کار رو تا طرفای 5 و 6 انجام نمیدن
اینقدر زمان کافیه تا همه چیو جمع و جور کرد؟
به من اطمینان بده
ردیفش میکنیم رئیس
اوکی،بعد بیا به دفتر من
دوباره بررسی کن ببین همه چی مرتب باشه
خیلی خب،اوکی
بچها عجله کنید، آنتین فرو کرده توی من
یالا
-چی شده ریتا؟ -اینجا چیکار میکنی؟
چرا نمیری داخل؟
مشکلی هست؟ مریض شدی؟
نه داشتم حرف میز... داشتم با زنِ احمقم بحث میکردم
مشکلات زن و شوهری ـه دیگه
باشه.سوارم کن
ببین،بهت این فرصت رو میدم تا
با من وارد زندان بشی و بقیه ببیننت
اونا فکر میکنن باهمدیگه از اون کارا میکنیم
خب باشه بیا بُکنیم
-من دراز میکشم -من همچین چیزی توصیه نمیکنم
گوش کن...
تو نمیدونی من چه حسی دارم،دارم دیوونه میشم
ممکنه هرلحظه یکی رو بُکشم
-چرا؟ -این آخرین اخبار مادر من ـه.
به پرستارش میگه که
اون مادرِ من نیست، میگه من اون رو دزدیدم
و میخواد بره پیش پلیس
و بعد پرستارِ رو کتک میزنه و تف میکنه بهش
که اینطور،تو اون پیری رو دزدیدی!
هرهر خندیدم! پیری رو بکن توی کونت،احمق
مزاحم شدم خانم؟
-سلام صبح بخیر -مورسیلا
اما
اونا بهم میگن مورسیلا
چیکار میتونم واست بکنم؟
اوکی بذار ببینم.
ما باهم آشنا نشدیم،ولی من خیلی راجبتون شنیدم
تصور میکنم که شما مثل یه همسایه جدید هستید
اوکی،امیدوارم بتونم بیشتر از یه همسایه بهتون کمک کنم
آره.
اونا به من گفتند شما به مشکلاتی که زندانیان در
اینجا با خانواده های خودشون دارن،رسیدگی میکنید.
من زیاد از این مشکلا ندارم چون خانوادم خیلی وقت پیش با لگد من رو بیرون کردن.
و دیگه خوهرانم رو نمیبینم
نه
اولین سالی که توی زندان بودم، میومدن به دیدنم
خیلی اوقات
خواهرزاده ها رو میاوردن اینجا
و خیلی یهویی، غیبشون زد
خودمم و خودم
ولی عاشق اون بچه هام
و اونا هم من رو دوست دارن
اونا بچهای خوبی ان
واسه همینِ که من اینجام، اگه بخوای میتونم باهاشون حرف بزنم.
همه شون برن به درک
دیگه واسم مهم نیستن
من اینو بهت میدم
برای خسارتی که به ماشین شما وارد کردند.
دخترا هم شخصیت دارن،میدونی..
ممکنه بعضی وقتا بزنه به سرشون..
یهو شورشی میشن و از کنترل خارج میشن
ولی کاری که با تایرهات کردن، کار خوبی نبود
بهت قول میدم اگه مزاحمشون نشی
دیگه هیچوقت باهات شاخ به شاخ نشن.
من یه کمپانیِ عشق و حالِ کوچولو اینجا راه انداختم
من به اونا کمک میکنم، اونا هم به من کمک میکنن
متوجهی ؟
احتمالاً متوجه شدی که بهتره بعضی
چیزها رو به همون شکلی که اینجا هستند رها کنیم.
نمیگم که درسته ها..
ولی خب چیزیِ که هست
اگه گزارش بدی...
اگه گزارش داخلی ارائه بدی
با آدمای خودت یکم مشکل بوجود میاد..
میفهمی منظورم چیه؟
زندانی ها اینجا تصمیم نمیگیرن
ما فقط کارها رو آسون تر میکنیم، متوجه هستید؟
بردارش
روز خوبی داشته باشید ، خانم
خانم اما.
در رو باز کن
کونی رو نگاه کن، داره موهای سینه اش رو میزنه
بعد میگی چرا لوله ها خم شدن!
پیکاچو، چرا نمیری بدنت رو لیزر کنی؟
هیچی حالیتون نیستا! دافای امروزی،بدونِ مو دوست دارن
کدوم داف کصکش؟ ما که اینجا داف نداریم.
از کیرِ طرف خوشت اومده؟
خوشت اومده،مگه نه؟
از کیر خوشت میاد مگه نه؟
چته رفیق؟ اوبی هستی؟
موهات،گوشواره
-ریشات -اوبی هستی!اوب داری!
-کونی هستی مگه نه؟ -پدرت کونیه
-بس کن -ول کن
کافیه برید بیرون
بیرون،سریع بیرون
برو وگرنه همین باتوم رو تو کونِت میکُنم
-مادرجنده -برو بیرون
-بسه دیگه -کیرخور
ساکت باش قربان صدات رو ببُر
کیر خور!
چته رفیق؟ خوبی؟وایسا
No comments yet. Be the first to leave one.