The first 196 lines.
تو چی فکر میکنی، عزیزم؟
خوبه، نه؟
بابا،مامان داره گریه میکنه
چرا تو همچین روز خوبی داری گریه می کنی؟
...فکر این که یه خونه خوب برای سه تامون داریم
.مثل یه رویاست که تبدیل حقیقت شده
.بیا اینجا, بو رام
بو رام, خونمون قشنگه , نه؟
!البته که هست، بهترینه
کی اجازه همچین کاری رو داده؟
.مامان
. دختره نابکار
تو با پسر ساده لوح من دونگ یو صحبت کردی که از اینجا بره, درسته؟
. مگه از رو جنازه من رد بشی
.منم نمیتونم بیخیالش بشم, مامان
اینجوریه؟
منتظر چی هستی؟
بله خانم
صبرکنین نه
!نمیتونی منو کتک بزنی
.تسلیم شو
.نه, نمیتونم
.نمیتونم تسلیم بشم, مامان
بله خانم
!مامان، مامان
!اینکارو نکن
-مامان -اینکارو نکن!
!نمیتونم بی خیال رفتن شم
.بو رام, سرما میخوری
خدایا
تو کی هستی؟
!دزده
اون دزد کجاس؟
این ایل نامه؟
اون اینجا چیکار میکنه؟
.باید اتاق رو اشتباهی اومده باشه
بیدار شو، ایل نام
چطور تونستی اینجا بیای و بخوابی؟
به زودی 50 سالت میشه. کی بزرگ میشی؟
بهم اعتماد نداری؟
.باید یه بارم که شده شانس بیارم
!بیدار شو, خو دتو جمع و جور کن
-زودباش - این همه سروصدا برا چیه؟
.یه سر درد شدید دارم
حالت خوبه، ایل نام؟
.به نظر زیادی مستی
چرا همه شما صبح به این زودی توی اتاق منین؟
.این اتاق شما نیست، عمو ایل نام
.اتاق ماست
.ببین
.قبلا اتاق من بود
بهتون اجازه میدم که داشته باشینش, . پس شما میتونید با آسودگی توش زندگی کنین
خدایا
.باید از من ممنون باشید
برو بیرون! برو بیرون- . باشه-
خدای من
.چیزی نیست, بو رام
.عموت داشت شوخی می کرد
.مراقب باش, خوب همش بزن
بله، مامان.
...چندبار بهت گفته بودم که تلاش زیادی می خواد
.که تو فو از گلوی مشتریامون به آرومی پایین بره
.باید نسبت هر دو مردم و غذا صبور باشی
.عجله نکن
متاسفم،مامان.
.که صبح باعث همچین سر و صدایی شدم
.واقعا فکر کردم که یه دزده
.دیگه راجع به دزدا حرف نزن
ازت خواسته بودم که برای ایل نام یه دوست دختر پیدا کنی. چطور پیش میره؟
خب،
. من از اطرافیان پرسیدم- .و؟-
.زنای امروزه نسبت به مردا سختگیرن
...ایل نام یه مرد کاملا پیره
و من واقعا نمی دونم چطوری راجع به شغلش صحبت کنم
...هیچکی تو این دنیا نیست
. که کاملا بی نقص باشه
, با اینکه ما همه ایراداتی داریم
. باید همیشه به همدیگه کمک کنیم
, برای تو هم همینطوره. تو با پسرم دونگ یو ازدواج کردی
. و الان با هم زندگی شادی دارین
,میدونم که دونگ یو برای من خیلی خوبه, مادر
, اما اول اون عاشق من شد
. و دنبالم افتاد
.پسره احمق. اون لیاقت بهتر از تو رو داشت
امیدوارم که ایل نام زودتر ازدواج . کنه بعد میتونیم با همدیگه زندگی کنیم
ببخشید؟
قراره همه اینجا با هم زندگی کنیم؟
.تو این زمونه داشتن خانواده ای شاد یه شانس خیلی بزرگه
کافیه, برو صبحونه رو آماده کن
اول کمی سوپ ماهی خشک برای ایل نام درست کن
.بله, مادر. اینکارو میکنم
من تنها کسی هستم که میخوام . ایل نام زودتر ازدواج کنه
.مامان, صورتمو شستم
.باشه, بو رام, دندوناتم مسواک بزن
داری سوپ ماهی خشک درست می کنی؟
بله , برای ایل نامه که مستیشو از بین ببره
متاسفم که انقدر برای مراقبت از خانواده ام سخت کار میکنی
زودتر میزو آماده می کنم, تا صبحونتو قبل از اینکه بری بخوری
.خوبه, امروز باید زود برم
باید یه مقاله رو قبل از ظهر منتشر کنم و برای مصاحبه آماده کنم
. میرم- واقعا؟-
وایسا, دونگ یو, وایسا
چی شده, عزیزم؟
.بیا, از صبحونت نزن, یه ذره اشو بخور
دوباره برام اسنک درست کردی؟
تو بهترینی, عزیزم
در هر صورت, کی به مادر میگی؟
در مورد چی؟
. که داریم میریم
.آه اون, به زودی بهش میگم
من پیشنهادش دادم؟
تو کسی هستی که اونو .پیشنهاد دادی و منو هیجان زده کردی
پس چرا انقدر طولش میدی؟
. تو باعث شدی که من هر روز در مورد رفتن رویا ببینم
نظرتو عوض کردی؟
.نه, اینطور نیست. سرم شلوغ بوده. همین
. متاسفم
میدونی که دارم دنبال یه خونه برای خودمون می گردم, , درسته؟
...اگه مادر راجع ب این چیزی بفهمه
.بعد از اینکه آماده شیم, خیلی مایوس میشه
متوجهم. نگران نباش
.مراقبش هستم, از گفتنش ناراحت نمیشی
.پس, روی تو حساب می کنم
دارم میرم. ممنون بایت اسنک ها
. روز خوبی داشته باشی- . تو هم همینطور-
خدای من. اینجا خیلی بی کلاسه
کی اینجا رو پیشنهاد کرد
متاسفم, سو جی
. نمیدونستم که یه فسیل کهنه اینجاست
دفعه بعدی قبل از اینکه پیشنهاد . بدم از محلش مطمئن میشم
به هر حال, من از اونجایی که برای مدت . طولانی کل شب بیدار بودم خسته شدم
بریم استخر؟
.بزار اول از اولین هتل یه صبحونه بخوریم
.بزنید بریم
جی هون
یعنی, اقای کیم
.نمیتونی همینجوری منو تنها بزاری
از چرخیدن برای پیدا کردن من تو این صبح به این زودی خسته نیستی؟
.دیگه وقت تلف کردن رو بس کن و به کار خودت برگرد
.که آقای هوانگ دیگه نگرانت نشه
نگران منی یا بابام؟
می بینم که نمی تونی جواب .بدی, مطمئنم که به خاطر خودت گفتی
منظورت از اینکه به خاطرخودم گفتم چیه؟
پدرم بهت قول داده که اگه باهاش توی شرکت همکاری
کنم و یاد بگیرم چطوری تجارت کنم؟
بخاطر اینه که دنبال منی برخلاف رفتاری که باهات میکنم؟
دیشب زیادی خوردی؟
داری میگی که مستم؟
. فقط نگرانم که معدت ناراحت باشه
. اینو بخور
همیشه راه حلی وجود نداره(قضیه چماق و هویجه)
چرا اون پایین نمیاد؟
. فکر میکنم که سرمای بدی خورده
چرا؟
چرا داری چشمک میزنی؟
. دوباره داری دروغ میگی
.خدای من, دروغ نمی گم
.بخاطر اینه که خسته ام
چه چیزی اینجا هست که تو رو خسته کنه؟
همه ی کاری که کل روز میکنی تلویزیون تماشا کردن و آرایش کردنه
.خدای من. من اخیرا خیلی کتاب میخونم
بخاطر اینکه همش میگی که من از کارهای دنیا هیچی نمی دونم
. من همه ی اخبار رو درمورد اقتصاد خوندم
اوه,خوب عزیزم میدونی که قانون آنجل چیه, درسته؟
,شنیدم که در طول گسترش غذای ارگانیک
.ضریب آنجل افزایش پیدا کرده
نظرت راجع بهش چیه؟
چی؟ ضریب آنجل؟
.ببین. اون ضریب آنجل نیست
اون ضریب انگل هستش. انگل
نسبت قیمت های غذایی به کل قیمت های روزمره
خوب...اون...اون درسته. منظورم همون بود
.اشتباه کردم
باید مطمئن بشی که چیز هایی رو که یاد می گیری رو بفهمی
آیگووو - خدایا باورم نمیشه -
.تو باید با یه زن باهوش و عالی ازدواج می کردی
گفته بودی که از من خوشت اومده چون یه زن ساده و خوش اندامم
چرا داری زیر حرفت میزنی؟
.خدای من. اون مال خیلی وقت پیشه
به هر حال, سو جو چقدر سرما خورده؟ چرا پایین نمیاد؟
اوه, نه. عزیزم
.می بینی؟ اون خوابه
بیدارشو, سو جو
چی شده؟ چرا از تختت بلند نمیشی؟
. فکر میکنم که سرمای بدی خورده
پس, برو دکتر
. بلند شو
. بزار یه کم استراحت کنه
. مطمئن میشم و بعدا میبرمش بیمارستان
. شرایطشو بدتر نکن
. اون باید هر چه زودتر بره بیمارستان
گفتم که مراقبش هستم
. باید بری سر کارت الان
.پس,مطمئن شو به بیمارستان بره
.البته, اینکارو میکنم
خانم, کوو
No comments yet. Be the first to leave one.