Detroit: Comeback City

Detroit: Comeback City

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Detroit: Comeback City
A Commentary by Raziyeh_m
مترجم: راضیه mndl.ir

Tags

other
Published on: 2020-01-07
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

( آلیس کوپلر:(دیترویت همه چیز در مورد زنده ماندن است

ما از دیترویت هستیم و ما از دیترویت قوی هستیم

یک سحر و جادو های خاصی درباره دیترویت وجود دارد

این یک خلاقیت منحر به فرد است

راوی: در فضا تنها پنجاه سال

یک شهر رشد می کند تا تبدیل به یک موتور صنعتی شود

تا آمریکا را هدایت کند

ما کارها را طراحی می کنیم ، مهندسی می کنیم و چیزها را می سازیم

این بخشی از ماست برای اطمینان

دیترویت سیلیکون ولی بود

سیلیکون ولی در اوایل قرن بیستم بود

هنری لوئیس گیتس: این بود که این شهر ، شهر آینده

وعده عظیم

دیترویت در واقع ثروتمندترین شهر جهان در دهه 50 بود

دواریان بلدوین: اندازه و مقیاس میشیگان مرکزی

به نظر می رسد ایستگاه دیترویت را تأیید کرده است

دیترویت یک غول صنعتی بود

بیل وردن: افرادی که آن را ساخته اند می خواستند آن را انتقال دهند

عظمت دیترویت

وقتی وارد آن می شوید ، خودش را در درون دل شما جا میکند

راوی:اما پس از جهش بی سابقه شهر موتورها

یک تصادف تماشایی و دیدنی بوجود میاد

آلن بارنس:برای این ایستگاه زیبا قطار چه اتفاقی افتاد؟

داستانی است که بارها و بارها اتفاق افتاد

در سراسر شهر

آلیس کوپر: دیترویت تنزل پیدا کرد و پایین رفت

ما از 150000 به 700000 نفر رفتیم

همه از دیترویت خارج شدند

ساختمان ها و خانه ها را مشاهده میکنید ، یا آنچه از آنها باقی مانده است

و شبیه یک شهر جنگ زده است

راوی :اکنون دیترویت جرات کرده دوباره خواب ببیند

دواریان بلدوین:حس تبدیل شدن پس از یک مدت طولانی دشواری به بهبود و موفقیت وجود دارد

احیای مجدد ، بازسازی

بلاخره نوبت ماست که بپاخیزیم

و من فقط می خواهم بخشی از آن باشم

راوی:و شهری که از روی نوآوری ساخته شده

چشم انداز جدیدی که می تواند آمریکا را متحول کند

ایستگاه قطار نشانگر ظهور دیترویت است

و سقوط می کنم ، اما من معتقدم اکنون احیای واقعی است

وقتی به رویائی که در اینجا ایجاد می شود نگاه می کنم

این واقعاً آینده حمل و نقل خواهد بود

نور جدیدی که در اینجا وجود دارد ، رنسانس که در حال انجام است ،

یکی از مهمترین کارهای باور نکردنی است

که تا به حال در زندگی ام تجربه کرده ام

مسئله این است که قیدو بندهای خودمان را به دلیل دیترویت رها کنیم و خودتون را بالا بکشید

اینجا یک مکان از احتمالات است

اسموکی رابینسون: این یک شهر عالی است

و دوباره میتواند عالی تر باشد

راوی: در آغاز قرن بیستم

دیترویت شهری است که در حال انفجار است و با یک روح می تواند این کار را بکند

در مورد تغییر جهان است

در عصری که راه آهن پادشاه است ،

دیترویت یک مسیر ارتباطی مهم در زیرساخت حمل و نقل کشور است

و دروازه این شهر که

جواهر تاج آن تبدیل به قطب نوآوری شده است ،

ایستگاه مرکزی میشیگان

دن آستین: دیترویت می خواست درگیری چندگانه ایجاد کند

با نیویورک و شیکاگو و فیلادلفیا

در حالی که سعی می کرد خود را به عنوان یکی از بزرگ ترین ادعاها خود به خطر اندازد

شهرنه تنها کشور بلکه جهان را

راوی: هنگامی که کار بر روی ایستگاه قطار در سال 1910 آغاز می شود،

مقامات شهر به آن یک دیدگاه حماسی دارند

آن ها معمارانی را استخدام کردند که شهر نیویورک را طراحی کرده اند

شکوه ایستگاه بزرگ مرکزی

هدف واحد آن ها ساخت بلندترین ایستگاه قطار بود

در جهان، این نشانه ای از جاه طلبی دیترویت است

برای تبدیل شدن به نیروگاه صنعتی امریکا

مرد :دیترویت یک سنت از ساخت چیزهایی جدید بود

اون با اسب و درشکه به راه افتاد

موتورهای بخار و سپس موتورهای احتراق داخلی

منطقه آن پر از استعداد مهندسی بود

و افراد خلاق و پرانرژی که

که می دانستن چگونه کارها را انجام دهند

راوی: دیترویت به یک تکنولوژی جدید و انقلابی در خانه تبدیل شد،

خودرو، و یک صنعت محلی جدید نزدیک به

گوشه ی بازار

مدل T هنری فورد بسیار پر طرفدار است

اما او نمی تواند مطابق با تقاضا باشد

بنابراین در سال ۱۹۱۳ راهی برای تولید انبوه خودروی خود به قیمت مناسب باز کرد

که قشر متوسط آمریکایی می تواند از پس آن برآید

هنری فورد می آید و خط مونتاژ را خلق می کند

که به طور کامل روش کار مردم را تغییر می دهد

جمیز میگس:کار خط مونتاژ کار دشواری و تکراری است

و می تواند خسته کننده باشد، اما هنوز نیازمند توجه زیادی است

و مقدار مشخصی از مهارت

راوی: برای نگه داشتن کارگران شاد و تولید در حال اجرا در اوج،

فورد سه برابر بیشتر از رقبای خود حقوق می پردازد

پنج دلار در روز باعث می شود دیترویت یک آهنربا برای کارگران باشد

من می توانم به دیترویت بروم، یک کار پیدا کنم ، اما فقط یک حرفه و کار نیست،

میتوانید زندگی بهتری داشته باشید

راوی: ده ها هزار نفر از کارگران مشتاق ،مشتاق هستند

به همان لحظه ای "ویترین "جدید شهر دیترویت

ایستگاه قطار ، میشیگان مرکزی ، برای عموم باز می شود

دن آستین: وقتی ایستگاه قطار در سال 1913 افتتاح شد ،

بعد تصور کنید از قطار پیاده می شوید و اولین چیزی که می بینید

سقف های سر به فلک کشیده و ستون های مرمر روبه مد و شکل گرفته باشد

بعد از معماری یونان و این حمام های رومی ،

پارتنون یا آکروپولیس

آنها عظمت ایستگاه را مشاهده میکنند ،

و آنها نگاه كردند ، و آنها اعتقاد دارند كه در بهشت هستند

بیل وردن: این مقیاس فوق انسانی، هدفمند است

افرادی که آن را ساخته اند می خواستند شما را کوچک جلوه دهند

این به معنای انتقال عظمت دیترویت است

بنابراین در عین حال، شما در یک دنیای جدید هستید

شما در دیترویت هستید

راوی: رونق در تولید خودرو است

دیترویت نام جدیدی را بنام شهر موتور کسب می کند

14000کارگر فورد زمان آن را کاهش می دهند

طول می کشد تا از 12 ساعت تا 90 دقیقه فقط یک ماشین واحد بسازید

مدل جدید T هر ۲۴ ثانیه از خط مونتاژ خارج می شود

پدر من در ریخته گری برای هنری فورد کار می کرد

فولاد مذاب

وقتی در را باز کرد، صدای انفجار به گوش می رسید

گرمایی که از پایین می آمد داغتر از جهنم بود

با مزه بود

مردانی که در ریخته گری کار می کردند کار در ریخته گری را دوست داشتند

شما می توانید جای دیگری کار کنید، اما آنها

نمی خواستن به جای دیگری بروند

منظورم این است که غرور و افتخار در مورد آنها وجود دارد

راوی: بین سالهای 1910 تا 1920 ، جمعیت دیترویت

دو برابر و نزدیک به یک میلیون نفر شد

اون موقع، زمان خیلی خوب بود

این شهر با رشد منفجر شد

استیو گلین :تا سال 1918 ، نیمی از اتومبیل های موجود در جاده مدل Ts هستند

و بیشتر اتومبیل ها در آمریکا در دیترویت تولید می شدند

دیترویت برنده ،یک بازار بسیار مهم بود

تا به مرکز اقتصاد سرمایه داری آمریکا تبدیل شود

راوی:اما چه اتفاقی برای این شهر پر رونق افتاد؟

چه وقتی پولمان ته می کشد ؟

تا سال ۱۹۲۵، دیترویت یکی از سریع ترین رشد اقتصادی جهان را داشته است

شهرها ، خانه بیش از یک میلیون نفر

مردم وصنعت، خودرو سازی کشور را ثروتمند می کنند

طغیان ورودی جدیدی که از طریق دیترویت جریان می یافت

ایستگاه مرکزی میشیگان هر روز ،

هر یک آمریکایی، رویای خود را پرورش می داد

شما می توانید خانه ای را براساس آنچه که به عنوان یک کار در کارخانه انجام داده اید، بخرید

کارگر

ریچارد ریبینسکی: خانه ها مانند قارچ هایی که در حال رشد هستند رشد کردند

تمام زمین های خالی

این مسکن بدون توقف بود

گرگوری سمنر :من دهه 1920 را به عنوان دوران طلایی نگاه می کنم

و در آن آسمان خراش های زیبا و هنر جاودانه ساخته شد

مادربزرگ من قبلاً در مرکز شهر زندگی می کرد ،

مادربزرگ من قبلاً در مرکز شهر زندگی می کرد ، او گفت پاریس مرکز غرب میانه است

او گفت پاریس مرکز غرب میانه است

مردم می خواستند به دیترویت بیایند

آنها می خواستند این جواهر آمریکایی صنعتی را ببینند

انقلاب

شما افرادی مانند گلوریا سوانسون ، چارلی چاپلین ، مری داشتید

پیکفورد که به ایستگاه مرکزی میشیگان آمد

زیرا آنها می خواستند این مکان را ببینند

راوی: از مصاحبه کننده ای پرسیدند که دیترویت را چگونه دوست دارید؟

و خانم سوانسون فکر می کند این مو هبت الهی است

هیچ شهری بیش از دیترویت رونق نگرفت

اما دیترویت در بسیاری از سبک ها زندگی می کند

یا اینکه در قدرت صنعت خودرو بمیرید

میدونی، جشن یا قحطی؟

رونق یا ورشکستگی ؟

راوی:در سال ۱۹۲۹، بزرگ ترین ورشکستگی مالی

در تاریخ ، سقوط بازار سهام

متوقف کردن دیترویت مثل طلوع خورشید که تو مسیرش میمیره میماند

میلیونها آمریکایی در حال خارج شدن از کار و بانک ها هستند

بسیاری از مردم پول خود را از دست می دهند، و پولی برای خرید یک ماشین ندارند

تولید خودرو 75 درصد کاهش می یابد

گرگوری تابستان: فاجعه غذا وجود داشت ، خانواده هایی که در حال حاضر بودند

از خانه های خود بیرون رانده شدند و در خیابان ها به راه افتادند

در دیترویت

آدمای زیادی توی دیترویت بی کار شدن

نسبت به شهرهای دیگر آمریکا

دیترویت نماد بدترین حادثه ای است که ممکن است اتفاق بیفتد

در دوران رکود اقتصادی

بیشتر از یه دهه بعد از حادثه

صنعت خودرو هنوز در تلاش است تا بهبود یابد

می خواهند همه چیز را تغییر دهند

اما رویدادهایی که در سراسر جهان در حال وقوع هستند

می خواهند همه چیز را تغییر دهند

آمریکا برای جنگ جهانی دوم آماده نیست

آن به بمب، توپ و تانک نیاز دارد

رئیس جمهور روزولت یک فراخوان برای اسلحه صادر کرد

فرانکلین روزولت"در رادیو": این هدف ملت است

در حال حاضر با تمام سرعتی که ممکن است

هر دستگاه ، هر زرادخانه ، هر کارخانه

ما باید زرادخانه بزرگ دموکراسی باشیم

به \"دیترویت\" لقب \"زرادخانه دموکراسی\" داده شد

دیترویت را می توان زادگاه دانست

که ما آن را مجتمع صنعتی نظامی می نامیم

راوی: در کارخانه" ویلوو رون فورد" ،

۴۲،۰۰۰ کارگر هر ساعت یک هواپیمای B ۲۴ ساعته را تولید می کنند

تا سه سال دیگه تقریبا \"۹،۰۰۳\" رو تحویل میده …

فرانکلین روزولت"در رادیو": بیش از ۴۰ درصد

کارگران بدنه هواپیما در Willow Run زنان آمریکایی بودند

ژرمن گمبرت: مادر بزرگ من برای کار در فورد روژ رفت

ساختن هواپیماها

مادربزرگم که هیچ وقت چیزی درست نکرده بود

به جز پای و بیسکویت ها ناگهان Rosie Riveter شد "نماد زن مستقل و توامند و میهن پرست امریکایی"

راوی: در ایستگاه مرکزی میشیگان ،

هزاران نفر از دیترویت ها عازم جنگ می شوند.

جری لینینگر: پدر من در جنگ جهانی دوم و پنج جنگید

برادرها، همه شون به این ایستگاه اومدن که به جنگ بروند

و وقتی جنگ تموم شد خوشبختانه پدرم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left