The first 158 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
میخوایم بریم به ماه!
فکر میکردم دیگه هرچی بگی میخوایم درست کنیم تعجب نمیکنم...
یه سفر درست حسابی به ماه تو عصر حجر؟
ماه!؟
چطور آخه!؟
همونطور که سرزمین علوم همیشه کاراشو میکرده.
صبورانه و قدمبهقدم.
خیلی فرق داره.
همهچیزش با قبلیا فرق داره.
مخصوصا وسعت و هدفش.
ولی حالا که میدونیم دشمنمون روی ماهه،
صرفا منتظر نمیمونیم تا دوباره به همون وضع بیافتیم.
پس حالا تو این عصر جدید، ستارههای توی آسمون رو هم برای خودمون میخوایم!
لعنتی...
علم واقعا چیز عجیبیه!
اتفاقا ساختن موشک نقطۀ قوت سنکوئه.
خوب، چی لازم داریم سنکو؟
برای چیزایی که لازم داریم کل دنیا رو قراره بگردیم.
نقطۀ شروع پروژۀ سفر به ماه عصر جدید اینجاس!
«جزیرۀ گنج»
ایناها!
سنگشدگی ملعون داره جلوی چشمام از بنی میره!
چه عجیبه...
مگه نه!؟
خیلی باحاله نه؟
ها؟
گینروی عوضی، تو چرا اینقدر بهش افتخار میکنی؟
همهچیز حل شده.
دیگه همه جاشون امنه.
حیرتزده شدم.
پس جادی «علم» اینه.
اگه وقتی که این دستگاههای وحشتناک سنگشدگی میباریدن اینو داشتیم...
از اون دستگاههای سنگشدگی دیگه چیزی نمونده؟
اربابم دستور داد که همشون رو نابود کنم.
بجز اونی که راهزنا بردن.
و این آخریشه.
اگه همۀ تکههاش رو داشته باشیم هر کسی رو میتونیم برگردونیم.
زود همه رو بیدار کنیم و بریم دیگه.
آره.
هوم.
بزن بریم!
همه...
ببخشید که نتونستیم برگردونیمت پدر.
من از این به بعد...
سربازای دشمنو هم داریم بیدار میکنیم!؟
مشکلی نداره!؟
نباید داشته باشه.
صرفا بهشون دروغ گفته بود و برای ارباب دروغین کار میکردن.
ریوسوی-چان همۀ دشمنا رو هم میخواد.
اینجور آدمیه دیگه.
خوشحالم که شنیدم بعد از بیست سال هنوز زندهاید، اربابزاده سایوز.
نه...
ارباب.
برای بابای سایوز ناراحتم.
بدنش همینجاس ولی حتی نمیشه باهاش حرف زد.
خب، یه مأموریت مهم دیگه هم قبل از راه افتادن داریم.
مأموریت مهم؟
چی هست؟
این جزیره رو از متحدین سرزمین علوم قرار میدیم.|
منظورت چیه سنکو؟
سفر به ماه یه پروژۀ خیلی خیلی بزرگه.
یه چیزای خاصی هست که باید
روی این جزیرۀ گنج بسازیم.
همۀ ساکنان جزیره رو به سمت خودمون میاریم و قشنگ ازشون کمک میگیریم.
ک-کمک؟
ه-همون قیافۀ شیطانیای که سنکو بعضی وقتا داره رو دیدم.
مقدار خیلی زیادی نیروی انسانی نیاز داریم.
چیزیه که هیچ کاریش نمیشه کرد.
امیدوارم به خوبیای که میخوای پیش بره.
حاکمیت اونقدرا ساده نیست.
ساکنان جزیره تازه از دست ایبارا خلاص شدن.
همه به سختکوشی کینرو نیستن.
ما هیچ حکمی نداریم.
ساکنان جزیره خودشون انتخاب میکنن
که متحد سرزمین علوم بشن.
این «انتخاب خودشون» مهمترین بخششه.
مگه نه منتالیست؟
سنکو-چان خوب داره حساب کار دستش میاد.
م-من میخوام مسئولیتشو گردن بگیرم.
پدرم کار کرد تا این جزیره و افراد توشو با هم متحد کنه.
من باید کارشو ادامه بدم.
عالیه.
پس کل اینو به تو میسپرم.
ب-باشه.
این چیه؟
ببینم!
چی داریم میسازیم؟
بچهها!
باید زود یه وسیلۀ خیلی بزرگ بسازیم.
کمک لازم داریم!
از همه میخوام که به نفع این جزیره تا میتونن کمک کنن!
ایول!
لعنتی!
به اون بزرگی چه حرکتی میکنه!
ها؟ سنکو کجاس؟
آها.
اوی، سنکو، تنهایی اینجا چه غلطی داری میکنی؟
یه چیز هیجانانگیز درست میکنم.
پشمام!
اینا چیه؟
اسمش زئولیته.
مثل دسیکانت کار میکنه.
پس برای این اینجوری خشک شده بودی.
باروت و نمک و... آهن؟
میگم، اون چیه سنکو؟
جادوگری خفن کروم-ساماس.
آزمون شعله.
جادوگری خوفناک منو ببین!
پل رنگینکمونی!
ولی...
با اینا چیکار میخوای بکنی؟
تا حدودی اگه لازم بود بتونیم ساکنان جزیره رو متقاعد کنیم.
پشمام!
یعنی، منم قبلا این کارو کردم، ولی...
هوم.
که اینطور.
پس قشنگ براش اشتیاقشونو جذب کنم ها؟
پوزش.
آمادگیهای لازم برای میهمانان رو باید پیدا بکنم.
هنوز چیزی نگفتم.
مثل همیشه پیشبینیش عالیه.
چه اتفاقی قراره بیافته؟
خوب، تست رو شروع میکنیم!
هم.
کار میکنه.
میتونی باهاشون حرف بزنی.
ت-تست.
تست.
ما...
روی آبیم.
ایول!
ص-صداتو داریم، کیریسامه.
صدامونو داری؟
بله، صداتونو دارم، سایوز-ساما.
انگار داریم از نزدیک حرف میزنیم.
پشمام!
علم اینه!؟
شوکه شدم!
علم واقعا محشره!
پشمک
شیرین و نرمه!
بفرمایید! نودل سفت، سوپ غلیظ، و پیازچۀ اضافی.
زمردماهی خالآبی سرخشده، همراه با قارچ و سبزیجات تفت دادهشده.
فرانسوا
عطرش...
شه خوبه!
این چیه؟ خیلی صاف دارم میبینم!
واقعا؟
چیکار دارن میکنن؟
همه آمادن!
اینجا جمعشون کردم!
گن عوضی، باز گوش وایساده بودی نه؟
سنکو، یه لحظه وقت داری؟
م-من میخوام روی این جزیره بمونم.
تا کمک کنم دوباره شروع کنن.
و کمک کنم که پیشرفت کنن.
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.