Monsters: The Lyle and Erik Menendez Story

Monsters: The Lyle and Erik Menendez Story

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Monsters The Lyle and Erik Menendez Story S01E02 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-09-19
Downloads: 174
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫- می‌دونیم. برای ۱۰:۵۵ نیومدیم. ‫- باشه

‫- برای ۹:۵۰ اومدیم! ‫- کسی هست که بریم پیشش شکایت کنیم؟

‫- قربان، بهتون گفتم تعطیلیم. ‫- آره، آره، آره

‫یه بار اینو گفتی ‫ولی زین سفید بیشتری خواستم

‫گندش بزنن. هیچکس اینجا نیست

‫نمی‌دونم. نمی‌دونم ‫اومدم خونه و پیداشون کردم

‫مامان و بابام

‫بخواب روی زمین. ‫کسی دیگه توی خونه هست؟

‫ما بودیم که تماس گرفتیم

‫- کسی دیگه توی خونه هست؟ ‫- نه. ما تماس گرفتیم

‫باشه. بیا بریم. زود باش

‫پلیس! داریم میایم تو! پلیس!

‫منو نگاه کن. کارآگاه زولرم

‫ایشون کارآگاه لینهن هستن. خوبی؟

‫- کسی رو دیدی؟ ‫- نه

‫رفتیم و همه جا پر از دود بود

‫- منطقه امنه! دو جسد پیدا شد! ‫- نظری داری ممکنه کار کی بوده باشه؟

‫بابام یه تاجر خیلی، خیلی قدرتمند بود

‫در این همه سال با یه ‫سری آدم مشکوک معامله کرده بود

‫کار مافیا بوده!

‫آره!

‫آره، شاید

‫انجل!

‫افسر انجل هر دوی شما رو به پاسگاه ‫می‌بره تا ازتون شهادت بگیره

‫باشه؟

‫انجل، بیا بریم

‫چه خبر شده؟ چی شده؟ چی شده؟

‫- یکی پدر و مادرمونو کشته! ‫- چی؟!

‫خدای من

‫می‌خوای اول بری؟

‫- چون من اول رفتم... ‫- نه. تو اول میری

‫- صدای تلویزیون ضبط شده؟ ‫- آره

‫میشه خاموشش کنیم؟

‫اولین چیزی که متوجه شدم...

‫این بود که پر از دود بود...

‫و شروع کردم به داد زدن

‫به نظر می‌اومد اونا...

‫به نظر نمی‌اومد واقعی باشه

‫و دویدم طبقه بالا و به مربی تنیسم ‫زنگ زدم. نمی‌دونم چرا

‫ولی لایل به پلیس زنگ زد

‫دمای کبد چنده؟

‫نود درجه

‫- پس یعنی زمان مرگ حدود ۹:۳۰ بوده؟ ‫- ساعت ۱۰

‫زمان تماس با ۹۱۱ کی بوده؟

‫۱۱:۴۷

‫تقریبا دو ساعت بعد

‫اوهوم

‫بابام توی کارش دوستان زیادی نداشت

‫همیشه می‌گفت مافیا میان سراغش

‫تمام پوکه‌ها رو برداشتن

‫پس اصلا راهی نداریم که ‫بفهمیم ترتیب شلیک‌ها چطوری بوده

‫برای اینکه کار مافیا باشه ‫خیلی درهم و برهم ـه، نه؟

‫آخه شاتگان داشتن؟

‫مافیا بودن به زنش کاری نداشتن

‫صبر کن، مُردن؟

‫خدای من. مُردن؟

‫مگه اینکه بفهمین یه ‫چیزی توی خونه کم شده...

‫وگرنه دلیل اتفاق افتادن چنین چیزی...

‫بدون شک پدرمه

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫آخه برای شرکت ضبط آر‌سی‌ای کار می‌کرد ‫و مرد بسیار مهمی بود

‫واقعا پدر خوبی بود...

‫ولی رفت برای یه شرکت کوچکتر کار کرد...

‫و در ارتباط با...

‫یه گروه خیلی مورددار قرار گرفت

‫پدرم روی سودش ‫خیلی پافشاری کرد...

‫و همیشه می‌خواست بیشتر و بیشتر ‫و بیشتر و بیشتر ازت پول دربیاره

‫مردی بود که به اصول پایه باور داشت

‫سرکار انجل شما رو ‫تا خونه می‌رسونه

‫یکی‌شون گفت اتاق پر از دود بوده...

‫وقتی که دو ساعت بعد از ‫شلیک گلوله‌ها وارد شدن

‫با اون پنجره که شکسته بوده؟

‫کار مامان رو تموم می‌کنم

‫- ببخشید. نمی‌تونین بهش دست بزنید ‫- باید راکت تنیسم رو بردارم

‫- هی! لطفا از اونجا دور بشید. ‫- بعدا کلاس تنیس داره

‫می‌خوام شما پسرها باهام بیاین داخل

‫تا ببینیم چیزی گم شده یا نه

‫باشه

‫انگار تمام جواهرات مامانم اینجاست

‫الان برمی‌گردم. ‫باید برم دستشویی

‫هی، کارآگاه گفت اشکالی نداره ‫کیف تنیسم رو بردارم

‫مرسی، سرکار

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»

‫سالن تئاتر دی‌جی‌ای رو برای مراسم ‫یادبود روز جمعه رزرو کردیم...

‫تا تاکید کنیم لایو اینترتینمنت ‫چقدر با پدرت پیشرفت کرد

‫اریک و من هر دو دوست داریم ‫حرف بزنیم، اگه اشکالی نداره

‫و چند تا ایده دارم ‫که چطوری خیلی تاثیرگذارش کنیم...

‫با موسیقی و بقیه چیزها

‫البته

‫خب، بچه‌ها، احتمالا بد نیست ‫یه کم در مورد پول حرف بزنیم

‫می‌دونم که بیمه عمر بهتون می‌رسه...

‫و با اینکه فضول نیستم ‫که خوزه توی وصیتش چی نوشته...

‫به تصورم با ارثیه بزرگی طرف هستین

‫در تمام عمرتون هر چی که ‫می‌خواستین رو براتون فراهم کردیم

‫واقعا همه چیز

‫بفرما

‫و اونوقت میرید از خونه مردم دزدی می‌کنین

‫بابا، می‌تونم توضیح بدم...

‫از یه سری خطوط قرمز نباید رد بشی ‫و اگه بشی، عواقب داره

‫اخراج میشید

‫می‌دونین مشکل چیه؟

‫مشکل اینه که سعی می‌کنیم ‫همه چیز بهتون بدیم، ولی حالا...

‫حالا هیچی گیرتون نمیاد

‫چون هر دوی شما، می‌شنوین؟

‫هر دو از وصیتنامه کوفتی خارج میشید، درسته؟

‫و تمومه. پس موفق باشید، بچه‌ها

‫هیچ پشتوانه‌ای ندارین

‫سوگواریم. زیاد وقت نداشتیم در ‫مورد این چیزها حرف بزنیم

‫خب، منظورم اینه که ممکنه ‫کلی طول بکشه

‫می‌دونم کارت اعتباری دارین ‫الان امنیت شما مایه نگرانی ماست

‫و همین ممکنه گرون تموم بشه

‫بیاین اینجا، آقایون، ‫از اینطرف بیاین

‫اگه کار مافیا بوده، ممکنه سراغ شما هم بیان

‫پس لایو برای هر دوی شما ‫محافظت شبانه‌روزی درنظر می‌گیره

‫یعنی محافظ داشته باشیم؟

‫آره، با توجه به شرایط کار درستیه

‫- و در مورد حمل و نقل چی؟ ‫- خب، لیموزین رو دارین

‫درسته، ولی برای هر دومون

‫- یه لیموزین دیگه می‌خواین؟ ‫- آره، عالی میشه

‫و این محافظ هم باید ‫یه سری کارها رو هم انجام بده...

‫اگه لازم داشتیم یه سر ‫تا پینک دات بره یا...

‫نه، این کارها بیشتر به یه دستیار می‌خوره

‫آره، چند تا هم از اونا می‌خوایم

‫و خیلی کنجکاوم

‫پلیس باهاتون تماس گرفته ‫که بگه سرنخی داره یا...

‫آره. نظری دارن که ممکنه ‫کار کی بوده باشه؟

‫خب، به نظر میاد که یه سرنخ دارن

‫شب قتل‌ها یه هاچ‌بک سفید ‫دم خونه شما بوده...

‫مطابق با هاچ‌بکی که جلوی خونه ‫یه تهیه‌کننده فیلم پورن در والی پیدا کردن

‫به طرف نُه بار شلیک شده

‫- عجب. آره، پس گمونم پرونده بسته شده. نه؟ ‫- فکر نکنم تصادفی بوده باشه

‫پیتر، اگه اینطوره، دیگه نمی‌تونیم توی ‫اون خونه بمونیم. امن نیست

‫- اریک و من باید یه جای امن بریم. ‫- البته، داریم...

‫هتل بل‌ایر

‫سلام. می‌خوام خدمات هتل ‫رو سفارش بدم، لطفا

‫آره، یه پنیر کبابی می‌خوام و...

‫آره، نه. آب شیر هم خوبه

‫چیزی می‌خوای؟

‫بدش به من

‫یه دقیقه وایستا

‫الان پنیر کبابی و آب سفارش دادی؟

‫آره

‫چند تا میگو داری؟ ‫عدد واقعی‌شو بگو

‫یعنی چند تا داری تا نوشیدنی ‫میگو کوفتی درست کنی؟

‫باشه. عالی شد. دوجین ‫نوشیدنی میگو می‌خوام، دمشون کنده شده باشه...

‫و یه جعبه، نه یه بطری، ‫یه جعبه مشروب پری می‌خوام!

‫پری که دارین؟

‫آره عالی شد! باشه، عالیه!

‫سریع بیارش و بذارش به ‫حساب اتاق. ممنونم

‫لایل، باید یه کم با احتیاط ‫بیشتر پول رو خرج کنیم

‫- وصیتنامه چی؟ ‫- متوجه نیستی!

‫اصلا متوجه نیستی، اریک. ‫موفق شدیم. ما موفق شدیم

‫باشه؟

‫زندگی‌مون یه چیز بود...

‫و تصمیم گرفتیم که دیگه تحملش نکنیم

‫درسته؟ از زندگی بیشتر می‌خواستیم، ‫پس کاری رو کردیم که مجبور بودیم

‫یه تصمیم کوفتی گرفتیم و ‫حالا داریمش! این زندگی رو داریم

‫آره. و دیگه هیچوقت به ‫عقب نگاه نمی‌کنیم

‫خب، از همین الان...

‫بیشتر از زندگی طلب می‌کنیم

‫و این یعنی چند تا چیز کوچولو

‫و مهمتر از همه، یعنی دیگه لازم نیست ‫آب شیر بخوری، اریک!

‫و توی اون وصیت‌نامه هستیم؟ احتمالا نه

‫پس وصیتنامه رو پیدا ‫و نابودش می‌کنیم...

‫ولی تا اون موقع، بهترین زندگی ‫ممکن رو تجربه می‌کنیم

‫باشه؟

‫و هرگز به عقب برنمی‌گردیم

‫هرگز!

‫این یکی...

‫این یکی و این یکی

‫و این سه تا رو برمی‌دارم

‫ده تا از اونا، ده از اونا ‫و ده از اینا برمی‌دارم

‫بیشتر

‫بیشتر

‫آره، حرومزاده! آره!

‫باید هر رنگ این شلوار رو بخری، داداش

‫داری این کثافت رو می‌بینی؟

‫هی!

‫- مارک هفرنان هستم. از آشناییت خیلی خوشحالم. ‫- آره، منم

‫آره!

‫برو، برو، برو!

‫زود باش! زود باش!

‫آره!

‫خب، با پرونده منندز به کجا رسیدیم؟

‫چند تا مصاحبه دیگه ردیف کردیم

‫با بعضی از اعضای خونواده، ‫دوستان خونوادگی

Monsters: The Lyle and Erik Menendez Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left