The first 189 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
- میدونیم. برای ۱۰:۵۵ نیومدیم. - باشه
- برای ۹:۵۰ اومدیم! - کسی هست که بریم پیشش شکایت کنیم؟
- قربان، بهتون گفتم تعطیلیم. - آره، آره، آره
یه بار اینو گفتی ولی زین سفید بیشتری خواستم
گندش بزنن. هیچکس اینجا نیست
نمیدونم. نمیدونم اومدم خونه و پیداشون کردم
مامان و بابام
بخواب روی زمین. کسی دیگه توی خونه هست؟
ما بودیم که تماس گرفتیم
- کسی دیگه توی خونه هست؟ - نه. ما تماس گرفتیم
باشه. بیا بریم. زود باش
پلیس! داریم میایم تو! پلیس!
منو نگاه کن. کارآگاه زولرم
ایشون کارآگاه لینهن هستن. خوبی؟
- کسی رو دیدی؟ - نه
رفتیم و همه جا پر از دود بود
- منطقه امنه! دو جسد پیدا شد! - نظری داری ممکنه کار کی بوده باشه؟
بابام یه تاجر خیلی، خیلی قدرتمند بود
در این همه سال با یه سری آدم مشکوک معامله کرده بود
کار مافیا بوده!
آره!
آره، شاید
انجل!
افسر انجل هر دوی شما رو به پاسگاه میبره تا ازتون شهادت بگیره
باشه؟
انجل، بیا بریم
چه خبر شده؟ چی شده؟ چی شده؟
- یکی پدر و مادرمونو کشته! - چی؟!
خدای من
میخوای اول بری؟
- چون من اول رفتم... - نه. تو اول میری
- صدای تلویزیون ضبط شده؟ - آره
میشه خاموشش کنیم؟
اولین چیزی که متوجه شدم...
این بود که پر از دود بود...
و شروع کردم به داد زدن
به نظر میاومد اونا...
به نظر نمیاومد واقعی باشه
و دویدم طبقه بالا و به مربی تنیسم زنگ زدم. نمیدونم چرا
ولی لایل به پلیس زنگ زد
دمای کبد چنده؟
نود درجه
- پس یعنی زمان مرگ حدود ۹:۳۰ بوده؟ - ساعت ۱۰
زمان تماس با ۹۱۱ کی بوده؟
۱۱:۴۷
تقریبا دو ساعت بعد
اوهوم
بابام توی کارش دوستان زیادی نداشت
همیشه میگفت مافیا میان سراغش
تمام پوکهها رو برداشتن
پس اصلا راهی نداریم که بفهمیم ترتیب شلیکها چطوری بوده
برای اینکه کار مافیا باشه خیلی درهم و برهم ـه، نه؟
آخه شاتگان داشتن؟
مافیا بودن به زنش کاری نداشتن
صبر کن، مُردن؟
خدای من. مُردن؟
مگه اینکه بفهمین یه چیزی توی خونه کم شده...
وگرنه دلیل اتفاق افتادن چنین چیزی...
بدون شک پدرمه
منظورت از این حرف چیه؟
آخه برای شرکت ضبط آرسیای کار میکرد و مرد بسیار مهمی بود
واقعا پدر خوبی بود...
ولی رفت برای یه شرکت کوچکتر کار کرد...
و در ارتباط با...
یه گروه خیلی مورددار قرار گرفت
پدرم روی سودش خیلی پافشاری کرد...
و همیشه میخواست بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر ازت پول دربیاره
مردی بود که به اصول پایه باور داشت
سرکار انجل شما رو تا خونه میرسونه
یکیشون گفت اتاق پر از دود بوده...
وقتی که دو ساعت بعد از شلیک گلولهها وارد شدن
با اون پنجره که شکسته بوده؟
کار مامان رو تموم میکنم
- ببخشید. نمیتونین بهش دست بزنید - باید راکت تنیسم رو بردارم
- هی! لطفا از اونجا دور بشید. - بعدا کلاس تنیس داره
میخوام شما پسرها باهام بیاین داخل
تا ببینیم چیزی گم شده یا نه
باشه
انگار تمام جواهرات مامانم اینجاست
الان برمیگردم. باید برم دستشویی
هی، کارآگاه گفت اشکالی نداره کیف تنیسم رو بردارم
مرسی، سرکار
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»
سالن تئاتر دیجیای رو برای مراسم یادبود روز جمعه رزرو کردیم...
تا تاکید کنیم لایو اینترتینمنت چقدر با پدرت پیشرفت کرد
اریک و من هر دو دوست داریم حرف بزنیم، اگه اشکالی نداره
و چند تا ایده دارم که چطوری خیلی تاثیرگذارش کنیم...
با موسیقی و بقیه چیزها
البته
خب، بچهها، احتمالا بد نیست یه کم در مورد پول حرف بزنیم
میدونم که بیمه عمر بهتون میرسه...
و با اینکه فضول نیستم که خوزه توی وصیتش چی نوشته...
به تصورم با ارثیه بزرگی طرف هستین
در تمام عمرتون هر چی که میخواستین رو براتون فراهم کردیم
واقعا همه چیز
بفرما
و اونوقت میرید از خونه مردم دزدی میکنین
بابا، میتونم توضیح بدم...
از یه سری خطوط قرمز نباید رد بشی و اگه بشی، عواقب داره
اخراج میشید
میدونین مشکل چیه؟
مشکل اینه که سعی میکنیم همه چیز بهتون بدیم، ولی حالا...
حالا هیچی گیرتون نمیاد
چون هر دوی شما، میشنوین؟
هر دو از وصیتنامه کوفتی خارج میشید، درسته؟
و تمومه. پس موفق باشید، بچهها
هیچ پشتوانهای ندارین
سوگواریم. زیاد وقت نداشتیم در مورد این چیزها حرف بزنیم
خب، منظورم اینه که ممکنه کلی طول بکشه
میدونم کارت اعتباری دارین الان امنیت شما مایه نگرانی ماست
و همین ممکنه گرون تموم بشه
بیاین اینجا، آقایون، از اینطرف بیاین
اگه کار مافیا بوده، ممکنه سراغ شما هم بیان
پس لایو برای هر دوی شما محافظت شبانهروزی درنظر میگیره
یعنی محافظ داشته باشیم؟
آره، با توجه به شرایط کار درستیه
- و در مورد حمل و نقل چی؟ - خب، لیموزین رو دارین
درسته، ولی برای هر دومون
- یه لیموزین دیگه میخواین؟ - آره، عالی میشه
و این محافظ هم باید یه سری کارها رو هم انجام بده...
اگه لازم داشتیم یه سر تا پینک دات بره یا...
نه، این کارها بیشتر به یه دستیار میخوره
آره، چند تا هم از اونا میخوایم
و خیلی کنجکاوم
پلیس باهاتون تماس گرفته که بگه سرنخی داره یا...
آره. نظری دارن که ممکنه کار کی بوده باشه؟
خب، به نظر میاد که یه سرنخ دارن
شب قتلها یه هاچبک سفید دم خونه شما بوده...
مطابق با هاچبکی که جلوی خونه یه تهیهکننده فیلم پورن در والی پیدا کردن
به طرف نُه بار شلیک شده
- عجب. آره، پس گمونم پرونده بسته شده. نه؟ - فکر نکنم تصادفی بوده باشه
پیتر، اگه اینطوره، دیگه نمیتونیم توی اون خونه بمونیم. امن نیست
- اریک و من باید یه جای امن بریم. - البته، داریم...
هتل بلایر
سلام. میخوام خدمات هتل رو سفارش بدم، لطفا
آره، یه پنیر کبابی میخوام و...
آره، نه. آب شیر هم خوبه
چیزی میخوای؟
بدش به من
یه دقیقه وایستا
الان پنیر کبابی و آب سفارش دادی؟
آره
چند تا میگو داری؟ عدد واقعیشو بگو
یعنی چند تا داری تا نوشیدنی میگو کوفتی درست کنی؟
باشه. عالی شد. دوجین نوشیدنی میگو میخوام، دمشون کنده شده باشه...
و یه جعبه، نه یه بطری، یه جعبه مشروب پری میخوام!
پری که دارین؟
آره عالی شد! باشه، عالیه!
سریع بیارش و بذارش به حساب اتاق. ممنونم
لایل، باید یه کم با احتیاط بیشتر پول رو خرج کنیم
- وصیتنامه چی؟ - متوجه نیستی!
اصلا متوجه نیستی، اریک. موفق شدیم. ما موفق شدیم
باشه؟
زندگیمون یه چیز بود...
و تصمیم گرفتیم که دیگه تحملش نکنیم
درسته؟ از زندگی بیشتر میخواستیم، پس کاری رو کردیم که مجبور بودیم
یه تصمیم کوفتی گرفتیم و حالا داریمش! این زندگی رو داریم
آره. و دیگه هیچوقت به عقب نگاه نمیکنیم
خب، از همین الان...
بیشتر از زندگی طلب میکنیم
و این یعنی چند تا چیز کوچولو
و مهمتر از همه، یعنی دیگه لازم نیست آب شیر بخوری، اریک!
و توی اون وصیتنامه هستیم؟ احتمالا نه
پس وصیتنامه رو پیدا و نابودش میکنیم...
ولی تا اون موقع، بهترین زندگی ممکن رو تجربه میکنیم
باشه؟
و هرگز به عقب برنمیگردیم
هرگز!
این یکی...
این یکی و این یکی
و این سه تا رو برمیدارم
ده تا از اونا، ده از اونا و ده از اینا برمیدارم
بیشتر
بیشتر
آره، حرومزاده! آره!
باید هر رنگ این شلوار رو بخری، داداش
داری این کثافت رو میبینی؟
هی!
- مارک هفرنان هستم. از آشناییت خیلی خوشحالم. - آره، منم
آره!
برو، برو، برو!
زود باش! زود باش!
آره!
خب، با پرونده منندز به کجا رسیدیم؟
چند تا مصاحبه دیگه ردیف کردیم
با بعضی از اعضای خونواده، دوستان خونوادگی
No comments yet. Be the first to leave one.