The first 175 lines.
.این داستان عاشقانه ی شاهزاده ی هیولاست
روزی روزگاری، اون یه شاهزاده ی انسان رو دید .و آرزو داشت که بتونه باهاش یکی بشه
من میخوام که یه انسان بشم. که .بتونم تا ابد همراهش باشم
:تا اینکه جادوگر بهش گفت
.اگه حاضرشی بال هاتو بهم بدی، منم میتونم کمکت کنم
،ولی فراموش نکن که
مهم نیست که چقدر سعی و تلاش کنی، تو ،تا ابد یه هیولایی
و در نهایت یک روز .زندگی شاهزاده رو میگیری
و اون حاضر شد که بال هاشو به جادوگر بده
و دردی رو تحمل کرد که تا به حال .توی عمرش احساس نکرده بود
.اون دیگه نمیتونست پرواز کنه
با این وجود، اون باز هم لبخند میزد، همراه .اشک شوقی که از چشمانش جاری بود
!من یه انسانم! من یه انسانم
!حالا منم یکی مثل اونم
ذخایر پاراسایت هامون بعد نبرد آخر .به 60 درصد کاهش پیدا کرده
فک نمیکنی با ضربه زدن به اون پلنتشن یکم زیاده روی کردیم؟
ولی ارزششو داشت. حالا انسان ها .کنترل گرن کراواسو در اختیار دارن
،ساختن هرینگان هم وارد مرحله ی آخر شده
.زمانش فرا رسیده
من در حال حاضر دو نفرو فرستادم .به همونجا
این احتمالا آخرین اخطار .ما خواهد بود
.به اون دوتا نیازی نیست
حالا، شاهزاه ی کیوریو چه تصمیمی میخوای بگیری؟
.اون روز، توی نبرد گرن کراواس
.پلنتشن ما به یه خرابه تبدیل شد
.ولی ما هنوزم همینجا زندگی میکنیم
ما زندگیمونو میگذرونیم و .منتظر ماموریت بعدیمونیم
در حال حاضر حدودا یک ماه از اون .روزی که دستوراتو گرفتیم میگذره
!اوه، اون پاپاست
.ما بچه ها همیشه خودمون زندگیمونو میچرخوندیم
.ولی بعضی چیزا عوض شدن
خسارتی که به پلنتشن وارد شده ،روی سیستم آبرسانی تاثیر گذاشته
و همچنین باید حواسمون به مصرف .برق هم باشه
و مهم تر از همه اینکه، خدمتکار .های مرموزمون هم غیب شدن
...یک، دو
.باز دوباره شروع شد
این هفته اون وظیفه ی اطلاع رسانیو داره؟
.انگاری همینطوره
،تنها چیزی که به ما گفته شده
اینه که مواد غذایی هر هفته .یک بار میرسه
.فقط همین
ما این روزارو بدون کوچک ترین اطلاعاتی .درمورد چیزای دیگه میگذرونیم
.آب اینجاهم داره غیرقابل استفاده میشه
.آره
.ولی هنوزم میشه خوردش اگه از فیلتر ردش کنیم
معلوم نیست تا چند وقت دیگه .بتونیم این وضعو تحمل کنیم
آب رسانی به اینجا ممکنه هر .لحظه متوقف شه
.آره، حق با توئه
.پیداتون کردم
.وقت صبحونست
.حواست بهش باشه، دارلینگ
همه چی اوکیه
.آره، عالیه
!دارم از گشنگی میمیرم
بازم همین؟
یگه چیکاراز دستمون برمیاد؟
.اگه نمیخوای مجبور نیستی بخوریش
!هی! نگفتم که نمیخورم
.بذار کمکت کنم
.نیاری نیست
بگذریم، تبت پایین اومد؟
.بهش عادت کردم
36.7 درجه
.دمای طبیعی بدن
ولی زیاد به خودت فشار نیار، باشه؟
.گ-گرفتم. ممنون
به امید اینکه قلب پاپا تا ابد پر .از صلح باشه
!!وقت صبونست
.شستشوی لباسا: انجام شد
.جیره بندی ها: انجام شد
.سی دقیقه برای صبحونه
...بعد از اون
.زیادی منظمی
بعید میدونم کسی شاکی شه .اگه یه ذره از برنامه خارج شی
!نمیشه! ما همه با قوانین موافقت کردیم
ما تنها آدمای اینجا هستیم، پس .باید ازقوانین پیروی کنیم
.انگار یه نفر اینجا کامل عوض شده
چی سر اون روحیه ی خشنت اومده؟
.دقیقا. برای همینه که میخوام همه چی طبق برنامه باشه
اوه، واقعا؟
!واقعا
مشکل چیه؟ حالت خوب نیست؟
.اوه، نه
...فقط
!خب، تصمیم گرفتم رژیم بگیرم
تو؟ رژیم؟
.به قیافت نمیخوره
چی گفتی؟
.همینطور، این فقط وقت هدر دادنه
امیدوارم باهاشون تماس نگرفته باشی؟
.همینطوره
.خوبه
اگه تو باهاشون در ارتباط باشی، همه .پروژمون به فنا میره
.دکتر، نمیتونم دلیل این کارتو بفهمم
اگه ما اینو ادامه بدیم، همه ی .تلاش هامون بیهوده میشه
.اونا به اون جهنم رفتن و زنده برگشتن
من مطمئنم اونا به درخواست هاشون .از پاپا ادامه میدن
حتی اگه بخوایم این آزمایشو ادامه بدیم، باید ---حداقل
.مثل همیشه لجبازی
.تو هم این کار رو ادامه خواهی داد
.نا امیدم نکن، هاچی
!هی، صبر کن
خدای من! مشکلش چیه؟
.یک ماه گذشته
ما توی نبردی شرکت کردیم که ممکن بود .هر لحظه جونمونو از دست بدیم
ولی اینکه مجبور نیستیم بجنگیم مارو خوشحال نمکینه؟
.حقیقتا سورپرایز شدم
فک میکردم تو بیشتر از همه ی ما .غرق هدایت فرنکس شده باشی
ازم میخوای که موهاتو کوتاه کنم؟
چی باعث شد که همچین چیزی بخوای؟
.خب، من مشکلی ندارم
!اگه تو با من مشکلی نداشته باشی، منم ندارم
برای چی انقدر امیدوارد بودم؟
یعنی توقع داشتم ازم عذرخواهی کنه؟
یا شایدم دنبالیه دلیل میگشتم که ببخشمش؟
.انگارهمه چی قاطی پاتی شده
عهدی که با همدیگه بستیم، و ...چطور فراموشش کرد
.اون کار اشتباهی نکرده
شاید من فقط داشتم ناراحتی هامو سر هیرو خالی .میکردم که خودم احساس راحتی کنم
...ولی الان، من هیچی ندارم
.به من نگاه کن، میتسورو
چـ-جی؟
نکنه موهام عجیب شده؟
.نه. مثل همیشه خوشتیپی پ.ن: به به
حالا که اینو میدونی، میتونی .همه چیزو از اول شروع کنی
حتی بعد سو تفاهم هایی که پیش اومده، من .مطمئنم قولی که به هم دادید هنوز پابرجاس
.ممنون
جالبه. شنیدن این جمله از تو باعث میشه حس کنم .که میتونم هرکاری رو انجام بدم
.خیلی مهربونی
...و تو با دستای خودت
...صبر کن، نه... چــی
!م-من متاسفم
.گورو هم هفته ی پیش تب داشت
.این باید تب کودکان باشه
همه چیز توی اون نبرد تغییر کرد، مثل .طبیعت و سبک زندگی ما
زیرو تو؟
.اوه، اونا شکوفه های گیلاسن
گیلاس؟ اونا چه شکلین؟
...اونا چه شکلین؟ خب
اوه، اونا واقعا خوش رنگن. رنگشون .مثل رنگ موهای خودته
.نمیتونم برای دیدنشون صبر کنم
نظرت درباره ی زندگی الانمون چیه؟
.ازش لذت میبرم
برات آزار دهنده نیست؟
.اصلا
.در حقیقت، دلم میخواد تا ابد همینجوری زندگی کنم
.منم همینو میخوام
،من نگرانی های خودمو دارم
ولی همه ی اینا جدیده، و واقعا .هیجان انگیز و جالبه
...و
!میخواستم با بقیه دخترا برم حموم
...ها؟ اوه
.چشم چرونی نکن، دارلینگ
موهای میتسورو رو دیدی؟
.پس واقعا تو موهاشو کوتاه کردی
.بهش میاد
.درسته
!ماهی
!هی، آروم باش
.باشه
.موهات واقعا قشنگه
دارلینگم قبلا گفت که .رنگش خیلی خوبه
اون گفت گل های این رنگی .به زودی در میان
شما دوتا همیشه درمورد این چرت و پرتا حرف میزنید؟
!تموم شد
...هی
.بذار موهاتو بشورم، میکو
!خودم انجامش میدم
!صبر کن، وایســـا
!پس من بدنتو میشورم
!قلقلک میده
ما پنج تا منبع داریم که میتونیم !از ابشون استفاده کنیم
و فقط دو تاشون قابل .استفاده با فیلتر کردنن
خودمون نمیتونیم جریان آب رو تعمیر کنیم؟
میستیلتین امکانات درست کردنشو .نداره
No comments yet. Be the first to leave one.