The Americans

The Americans

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Americans 2013 S01E13 HDTV x264-LOL(9movie ir)
A Commentary by corleone645
کاری از روزبه | R.Corleone

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
Published on: 2013-05-03
Downloads: 49
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

ژوکاف" مُرده؟" کی کشتتش؟

..."مدیره بخش برنامه ریزیِ سازمان "سیا

.برای اتحادیه شوروشی ."ریچارد پتیسون"

.تو اسم "ریچارد پترسون" رو بهم دادی

.من ولش کردم

.تو تنها کسی نیستی که عاشق "ژوکاف" بود

باورم نمیشه تو اصلا رابطه ای .با "ژوکاف" داشته باشی

.میتونم کمکت کنم، و یه روز تو بهم کمک میکنی

.میخوام منو از ماموریت بکشی بیرون - .آسیاب به نوبت -

.ما تازه کارمون شروع شده

.من برای آمریکایی ها جاسوسی میکردم

خبرچینِ تو بودی؟

نمیخوای زنِ من باشی؟

.فکر نکنم مرکز اصلا براش اهمیت داشته باشه

...ما میدونیم که دنباله

.یه مرد و زن سفید پوست هستیم، یه زوج

...من یکی رو استخدام کردم

...یه سرهنگ تو بخش اطلاعات نیروی هوایی

.که تو برنامه پدافند موشکی کار میکنه

.این سرهنگه خیلی کله گُنده است

.یه قرار ملاقات باهاش ترتیب داده شده

.همیشه احتمالش هست که یه تله باشه

.ولی تو این مورد، ریسکش می ارزه

.میتونیم یه کاری کنیم

.تو دفتر "گَد" یه میکروفون میزاریم

.مارتا" میتونه اینکارو بکنه"

نمیخوام خوش قیافه و دلربیاییت ."رو زیر سوال ببرم، "رومئو

.ولی امکان نداره اینکارو بکنه

.شما رو زن و شوهر اعلام میکنم

.تو و من هیچوقت با هم متاهل نبودیم

میدونم که فقط یه سری حرفِ .که تو عروسی ها میگن

...فکر میکنی اوضاع بین ما فرق میکرد

اگه اون حرف ها رو میگفتیم؟

.پرینس" بازداشت شد"

.بخاطر ندادن نفقه بچه ـش

..."چقدر طول میکشه تا "اف.بی.آی

...بفهمه که کارمند وزارت دفاع با اختیار ایمنی بالا

...بخاطره ندادن بدهی ـش

افتاده زندان؟

،حتی اگه قرار ملاقات از قبل ترتیب داده نشده

حالا که "پرینس" دستگیر شده، کاره احمقانه ایه .که به این قرار ملاقات بریم

.اون به راحتی به حرف میاد

.نمیفهمم. فقط نفقه بچه است

.میدونم

،و ببین، من تو سازمان ضد جاسوسی تازه واردم

...ولی باورت میشه

...که درواقع جاسوس ها کسایی رو استخدام میکنن

که از پس نفقه بچه ـشون برنمیان؟

...منظورم اینه، این کشور های خارجی

،این اطلاعات رو اصلا از کجا میارن .من که نمیدونم

خدایا. - بهرحال، بخاطره همین - .یکی مثل تو کارش به اینجا میکشه

.نمیگم که منصفانه است - .آره -

احتمالاً بخاطره این قضیه اختیار امنیتیم .رو از دست میدم

.بخاطر دستگیر شدن

...لازم نیست نگرانه

."اختیار امنیتیت باشی، "استنفورد

،من تمام این سابقه رو پاک میکنم

.تا یه ساعت دیگه میری خونه ـت

خوبه؟

.یارو یه چیزیش هست

.نمیدونم دقیقا چیه، ولی یه چیزی داره پنهان میکنه

میخوای برگردی تو، بیشتر بهش فشار بیاری؟

.میدونی، بهش گفتم تا یه ساعت دیگه میتونه بره

.بیا بزاریم همونجا بشینه .کسی نره تو

...بالاخره، میزنه به شیشه و فریاد میزنه

.که میخواد صحبت کنه

.اوه، عاشقتم، اوه، عاشقتم

.مارتا"، من هیچوقت امشب رو فراموش نمیکنم"

.منم همینطور

.شوهرم

.کلارک" من"

از کاغذ دیواری خوشت میاد؟

ها؟

،خُب، میدونم تمام هفته اینجا نیستی

ولی قراره خیلی اینجا باشی .و ما یه خونه درست میکنیم

.میخوام حس کنم که خونه تو هم هست

پس فکر کردم بهتره یه کم دکوراسیونِ خونه .رو عوض کنیم

.من فکر میکنم این خونه عالیه

.هممم

.برات تخم مرغ فلورانتی سفارش دادم

آماده ای فردا با سرهنگ ملاقات کنی؟

.آماده ـم

،ولی وقتی یه نفر ناگهان میاد وسط

،قوله اطلاعات مهم رو میده ،و قرار ملاقاتش رو خودش ترتیب میده

.نگرانم که یه تله باشه

اطلاعات جدیدی از وضعیت "پرینس" دارید؟

..."رابطمون در اداره پلیس "واشینگتون

.میگه که اون به "اف.بی.آی" سپرده شده

،حق داری که نگران باشی

.ولی ما برای همین اینجاییم

.میدونم ما برای چی اینجاییم

.خوبه

.یه چیزه دیگه، دیشب یه خبری به دستمون رسید

...قراره یه جلسه

..."بین "واینبرگر" و "جیمز بیکر

.تو دفتر خونگی "واینبرگر" برگزار بشه

...با عجله این قرار رو ترتیب دادن

.و توسط کاخ سفید این جلسه خیلی مهم اعلام شده

...مرکز نگرانه

...که "ریگان" شاید میخواد یه حمله پنهانی

"برعلیه بخش فرماندهی "اسپتناس .در "نیکاراگوئا" ترتیب بده

،اونا این جلسه رو تو "پنتاگون" برگزار نمیکنن

ولی اونا میخوان "فیلیپ" نوار ضبط صوتِ ...میکروفون رو برداره

.و سریعاً به دستشون برسونه

.بهش میگم

..."اونا همینطور بهم اطلاع دادن که تو و "فیلیپ

.ازشون خواستید که منو عوض کنن

.خُب، این نباید برات خبر غافلگیر کننده ای باشه

مجبور شدم یه فُرمِ "ارزیابی مخصوصِ ...درخواست داده شده

.توسط مامور در میدان" پُر کنم

.27بخش داره

.خُب، فکر کنم شغل تو هم میتونه خطرناک باشه

.منظورم این بود که تو خیلی وقته تو میدانی

...تو هردو حس وظیفه اساسی

...و قاعده اصلی مقرارت رو از دست دادی

.که این سازمان رو برپا نگه میداره

این اتفاق برای مامور های قبلی .که تو وضعیت تو بودن افتاده

.و میشه درستش کرد

مطمئنم که اونا یه نفر دیگه رو میفرستن .که اصلاحش کنه

.مطمئن نباش

من خیلی بیشتر از تو وفادارانه .خدمت کردم، عزیزم

.بهشون گفتم که ممکنه تو رو از دست بدن

.و چه خودت متوجه شدی یا نشدی، حق با منه

،خیلی برام عجیبه که این شغل رو بهت دادن

.وقتی تو هیچ درکی از مردم نداری

.من تو رو بهتر از خودت میشناسم

.هممم

.و تو اصلا منو نمیشناسی

.خُب، بهتره بزودی بری خونه

.اگه من جای تو بودم سرِ راهم سبز نمیشدم

.قرار ملاقاته فردا با سرهنگ هنوز برقراره

.پرینس" در بازداشته "اف.بی.آی"ـه"

،اگه از همون اوش هم تله نبود

احتمال اینکه اون دهنش رو بسته نگه داره چقدره؟

.دیشب به ضبط صوتِ میکروفون "گَد" گوش دادم - خُب؟ -

...دیروز سه بار یکی دره اتاق "گَد" رو زد

،تا بگه که یه خبرایی دارن ،و سه بار اون گفت

"بریم به سمت اتاق کنفرانس" ...و بعد صدای پاشون اومد

.که دارن از دفتر خارج میشن

ممکنه جلسه ـشون درمورده تله گذاشتنِ ما .با سرهنگ باشه

یا ممکنه جلسه ـشون درمورده .ماموریت های دیگه باشه

.آره - ،اگه این قضیه بد تموم بشه -

.تو باید با بچه ها از شهر خارج بشی

...اگه تله باشه اینطوری پیش میره ...اونا میزارن قرار ملاقات تموم بشه

.تا برای محاکمه ـم مدرک داشته باشن

.بعد میان دستگیرم میکنن

،شاید تغییر قیافه ای که دادم رو بردارن

.بعد شاید تا بازجویی صبر کنن

،معمولاً، شاید چند ساعت

.یا چند روز طول بکشه تا شناساییم کنن

"ولی الان تا موقعی که "استن بیمن .منو ندیده وقت داریم

.تو باید تا اون موقع رفته باشی ."بچه ها رو ببر "کانادا

.اونجا با سفارت تماس بگیر

.عیبی نداره، ولی برعکس گفتی

.من با سرهنگ ملاقات میکنم

.تو بچه ها رو برمیداری و آماده ی حرکت میشی

.تو قراره یه کار دیگه بکنی

.فردا یه جلسه تو خونه "واینبرگر" ترتیب داده شده

.مرکز نواره ضبط صوت جلسه رو میخواد

،باشه، پس، تو نوار رو برمیداری ،بچه ها رو از مدرسه برمیداری

یه جای امن منتظر میمونی .تا وقتی که من با سرهنگ ملاقات کنم

،میدونم داری سعی میکنی چیکار کنی .ولی گوش بده

...اگه یکیمون قراره دستگیر بشه یا بمیره

،و یکیمون با بچه ها بمونه

...فیلیپ"، بعد از تمام سختی هایی که کشیدیم" .بهتره اون کس تو باشی

.درست نیست - .من میخوام که تو باشی -

.اونا تو رو میخوان

.کسی که اونا درکش میکنن .باهام بحث نکن

.فقط بگو باشه .بخاطر هممونه

.نه

.سرهنگ ماموریت منه .از طرف ماموره من ترتیب داده شده

.دستوریه که مرکز داده

.دستگاه گیرنده میکروفون تو اون ماشینه .ما فکر میکنیم تو صندوق عقبه

از کجا بدونیم که تو اون ماشینه؟

،ما دو دقیقه میکروفون رو روشن کردیم

.سیگنالش رو دنبال کردیم، و به اینجا رسید

چطوری بهش گوش میدن؟

،یا تو ماشین میشینن

یا نوارش رو برمیدارن .و با خودشون میبرن خونه

یعنی ماشین رو همونجا میزارن؟

.احتمالا بعضی وقت ها خاموشش میکنن

...وقتی میخوان

،یه چیزی از اتاق مطالعه ضبط کنن .روشنش میکنن

.بعد میان و برش میدارن

.خوبه

.با "مسکو" صحبت کردم

...اگه انتخاب کنی که برای محاکمه برگردی

...اونا قبول کردن که اعدام نمیشی

.چون اومدی پیشمون و اشتباهت رو اعتراف کردی

."ممنون، "آرکادی ایوانوویچ

...همینطور بهشون گفتم

...که تو پیشنهاد دادی که ادامه بدی

.و اشتباهت رو جبران کنی

.اونا خیلی دو دل بودن

.درک میکنم

...بهشون گفتم که غریزه ـم میگه

.که به تو اعتماد دارم

.شاید اعتماد کلمه اشتباهی باشه

،ولی اگه تو تونستی که اینقدر مارو گول بزنی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left