The first 200 lines.
بسکتبال
خونه ی من اینجاست
ممنون که همراهیم کردی
بله
پس شب بخیر
صبر کن شین یونگ
نه، چیزی نیست
زنی مثلِ اون برای آدمایی مثلِ ما، مثلِ یه افسانه اس که به حقیقت پیوسته
نمیدونستم همچین آدمی هستی
پدر
داری چه غلطی میکنی؟
لکه دار کردنِ شهرتِ پدرت حدی داره
چی؟
مگه عروسک ژاپنی ها بودن چشه؟
گفتی از کار تو مجله استعفا دادی یا نگفتی؟
فکر کردی فرستادمت خارج کشور درس بخونی
تا بتونی اینطوری جوابمُ بدی؟
جرأت داری یه بار دیگه از اینکارها بکن
!اگه اینکارو بکنی، دیگه حتی اهمیت نمیدم که دخترمی
...مطمئن شو
!که ماشینش و همه ی چیزهای دیگه اشُ ازش بگیری
!فقط تو خونه بمون و هیچ جا نرو
هی
شنیدم جلوی دبیر کمیسیون حتی یه سوگندِ خون هم نوشتی
فکر نمیکنی یکم زیاده روی کردی؟
اگه میخواستی یه همچین کاری بکنی
باید اول با من در موردش صحبت میکردی
متأسفم
فقط داشتم سعی میکردم بدون اینکه شما رو نگران کنم قضیه رو فیصله بدم
این مال شماست
...به خاطرِ شما تونستم کارمُ انجام بدم
ممنونم
خیلی سنگینه لازم نبود اینکارو بکنی
اگه دبیر کمیسیون رو ناراحت کرده باشی چی؟
عجول نباش و دیگه از اینکارها نکن
باید جایگاهتُ بشناسی
متأسفم
پای تلفن درباره ی چی حرف میزدی؟
سوگندِ خون کافی نبود؟ حالا میخوای چیکار کنی؟
چند وقت پیش...یه چیزی درباره ی اوراقِ قرضه ی جنگ گفتین، درسته؟
بله، درسته
اوراقِ قرضه ی جنگ رو میخوای چیکار؟
فکر میکنین...چقدر ازش مونده؟
زیاد مونده
بیشتر از یه تُن از اون اوراق رو چاپ کردن ولی نتونستن اونقدر بفروشن
فقط مسئولیتشُ انداختن گردنِ ما و مجبورمون کردن سختتر کار کنیم
مگه ما نوکرهای دولتیم؟
...من
همشونُ میخرم
چی؟
همه ی...چیزی که مونده رو بدین به من
تو..انقدر پولداری؟
فکر نمیکنین خریدنِ اونا از ...از دست دادنِ کارخونه ام بهتر باشه؟
درست کردنِ دستِ گلی که دخترت به آب داده خیلی سخته، نه؟
چرا انقدر تعجب کردی؟
شایعه ی کاری که کرده همه جای شهر پخش شده
من واقعاً شرمنده ام
چطور به دختری که نمیدونه چطوری دهنشُ بسته نگه داره
اجازه دادی از خونه بره بیرون؟
مگه بهت نگفته بودم باید شوهرش بدی؟
بله، تصمیم دارم اینکارو بکنم
خیلی زود شوهرش میدم
بیا، یه چیزی بخور
میخوای همه ی اون اوراقِ قرضه ی جنگُ به اسمِ خودت بخری؟
وقتشه کارِ بزرگی بکنی، اینطور فکر نمیکنی؟
تا کی میخوای فقط یه تاجرِ معمولی باقی بمونی، هاه؟
بیا بخور
نمیدونستم همچین آدمی هستی
فکر نمیکنی خیلی زوده؟ این موقعِ صبح؟
فکر میکنی الان برام مهمه که باادب رفتار کنم؟
...نمیدونم داره چیکار میکنه که انقدر سرش شلوغه
ولی ستاره چیدن از آسمون راحتتر از پیدا کردنِ یه فرصت
برای دیدنِ اونه
درسته اون با یکی دیگه اس
چی؟
اونا باز با همدیگه ان؟
نباید دیشب میرفتم خونه
باید درست همون موقع و همونجا باهاش حرف میزدم
صبر کن
دلیلی ندارم که بخوام ازش دوری کنم
تو اینطور فکر نمیکنی؟
شین یونگ
...کاری که من دیشب کردم تو پاتُ از گلیمت درازتر کردی
الان برای من وقتِ مناسبی نیست
یه وقتِ دیگه بهت زنگ میزنم
منظورت چیه، توقیف؟ کی گفته؟
امکان نداره میرم اونجا باهاشون حرف میزنم
تمومش کن خانومِ چوی
ببخشید؟
!گفتم تمومش کن
..بعد از اینکه راه افتادی همه جا پخش کردی که اون سگِ ژاپنیهاست
واقعاً فکر میکنی همه چی درست میشه؟
!فقط دارم بهت میگم سرتُ بگیر پایین و ساکت بمون
ولی...این درست نیست
این درست نیست که من حتی انقدر آزادی ندارم
که به عنوانِ یه گزارشگر حرفمُ بزنم
...پس
اگه حواست به حرفهایی که میزنی نباشه ...و باعث بشی ما تو دردسر بیفتیم
اونوقت مسئولیتِ همه چیزُ قبول میکنی؟
سردبیر
واقعاً یه همچین آدمی هستی؟
نمیتونم همینطوری بشینم کنار و هیچکاری نکنم
سکوت در برابرِ بی عدالتی ای مثلِ این
!کاری نیست که به عنوانِ یه گزارشگر به خودم اجازه ی انجامشُ بدم
!خانوم چوی
...فکر نمیکنی
کاری که خودت کردی یجور بی عدالتیه؟
فکر میکنی میتونی هر چرندی دلت خواست بنویسی و اسمشُ بذاری مقاله؟
نباید قبلش چک میکردی ببینی حقیقت داره یا نه؟
چه مدرکِ دیگه برای حقیقت لازم دارم؟
و...فکر میکنی اینطوری داری با کی حرف میزنی؟
حواستُ جمع کن گزارشگر
این تهمته، عکسِ من بدونِ اجازه ی من استفاده شده
من اصلاً نمیدونستم عکسم تو یه همچین چیزی استفاده شده
...تو حتی
نمیدونی چطوری به دیگران صدمه زدی و آزارشون دادی، نه؟
...اون بچه داره هر کاری از دستش برمیاد میکنه تا زنده بمونه
برای همین میره خونه های دورافتاده رو تمیز میکنه
اصلاً ناراحتت نمیکنه؟
همه ی اینکارها رو به خاطرِ اون بچه میکنی؟
باشه، من مسئولیتِ اون بچه رو قبول میکنم
!من مسئولیتِ اون بچه رو قبول میکنم و مشکل حل میشه
!سان...سان
گفتم کانگ سان اینجا نیست میگم کانگ سان اینجا نیست
لطفاً از سرِ راه برو کنار
قبل از اینکه خودم با چشمهای خودم ببینم نمیتونم برم، باشه؟
سان !سان
سان
چرا صبحِ اول صبحی انقدر دردسر برام درست میکنی؟
مامان
سان
سان
...میخوام
از این به بعد با من زندگی کنی
...من ازت مراقبت میکنم و ترتیبِ همه چیزُ میدم
تا زندگیتُ درست کنی
...بعد از اینکه دفعه ی قبل اونجوری رفتی
...من
خیلی پشیمون شدم
...حتی نتونستم به عنوانِ یه مادر کنارت بمونم و ازت مراقبت کنم
بچه ی من
حتماً این همه مدت که به حال خودت ولت کرده بودم خیلی تنهایی کشیدی
میدونم که خیلی برات سخت بوده
مامان
نگران نباش
از این به بعد دیگه هیچوقت کاری نمیکنم که ناراحتت کنه
باشه
...همونطوری که گفتی
حالا دیگه وقتشه مثلِ یه آدمِ درست حسابی زندگی کنم
بچه ی من
...یه بار دیگه
به پسرت اعتماد کن
البته
معلومه به پسرم اعتماد دارم
...ولی
یه چیزی هست که باید همیشه یادت بمونه
هیچ رازِ بزرگی برای تبدیل شدن به یه آدمِ حسابی وجود نداره
اگه بی سر و صدا تو همون طبقه ی اجتماعی ...که توش به دنیا اومدی زندگی کنی
اونوقت میفهمی که روزهای خوب سراغِ تو هم میان
میفهمی دارم بهت چی میگم؟
خب، رسیدیم
بشینین
ممنون
دوست دارین اونُ بخونین؟
از مین ته شین خبری نشنیدی؟
نه
چند وقته که بهشون پیشنهاد ازدواج دادی
و هنوز جوابی نشنیدی؟
مطمئنی که شانستُ از دست ندادی؟
مین ته شین به زودی برمیگرده
ببخشید؟
ژنرال دولت تصمیم گرفته برای مراسمِ تغییرِ نام دعوتش کنه
باید وقتی دیدیش باهاش حرف بزنی
ممنونم
ممنون
دبیرِ کمیسیون وارد میشن
دبیرِ کمیسیون- فردی که مسئولیتِ یگانه سازی] [کره و ژاپن را به عهده داشته است
همه بشینن
..یه هفته ای میشه که
دستوری بهمون رسیده که اسماتون رو رسماً تغییر بدین
به نظرم میرسه که مردم دارن به خوبی به این دستور پاسخ میدن
اون کره ای های جوسئون که اسماشون رو تغییر دادن
دارن به ریشه های گمشده شون برمیگردن
و من واقعاً به اون کسانی که فهمیدن معنیِ اینکار چیه افتخار میکنم
...به هر حال
میدونم کسایی هم هستن که دارن
در برابر قانونِ جدیدِ تغییر نام سرکشی میکنن
...افتخارِ ادبیِ ما، لی گون هو
...منظورم اینه که، گایاما نوهارا
به خاطرِ تغییر دادن اسمش مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته و نامه های تهدید آمیز دریافت کرده
خدای من چطور ممکنه یه همچین اتفاقی بیفته؟
واقعاً که
..بنابراین
...شما که به عنوانِ صدای پیشروی مردم اینجایین
باید قدرتِ خودتون رو برای مجبور کردن مردم به کار ببرین تا مطمئن بشین
که همه از این قانون جدید اسم تبعیت میکنن
...تلاشهای ما برای یکی کردن ژاپن و کره
نباید به هدر بره
به عنوانِ وفادارنِ به امپراطوری ...همه باید اینجا
!قربان حالتون خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.