The first 200 lines.
اِفبیآی براورد کرده امروزه یکصد هزار جاسوس خارجی .درون ایالات متحده مشغول به عمل میباشند
.بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ
در فاصلۀ 100 مایلیِ ساحلِ کارتاخنا، کلمبیا
.کمک فوری، کمک فوری، کمک فوری
.از کشتی "سانتو دومینگو" هستیم .موتورمون خاموش شده و به کمک نیاز داریم. تمام
.پیام اضطراریتون دریافت شد، سانتو دومینگو .موقعیت خودتون رو اعلام کنید. تمام
11-16 شمالی و 76-45 غربی.
.توفانی در راهه
.چهقدر فاصله دارید؟ تمام
.ده دقیقه تا موقعیتتون فاصله دارم .منتظر بمونید
.کمک تو راهه
.تمام
.بریم
.سلام
شما ناخدا هستید، آقا؟
.بله - انگلیسی بلدید؟ -
.بله، بلدم
موتورتون چه مشکلی پیدا کرده؟
.خاموش کرد. استارت نمیخوره
سلاحی هم تو این قایق هست؟ - .نه -
اشکالی نداره یه نگاه بندازیم؟ - .بفرمایید -
.ریچاردز، با من بیا
مدارک قایق همراهتونه؟ - .بله، همینجاست -
.بفرمایید
موتورتون داغ کرده بوده؟ - .بله، از اول صبح -
پمپهای خنککنندهش .چند هفتهست که کار نمیکنن
این چیه؟
:مترجمین « AbG سـروش » « illusion امیرعلی »
درمورد مرگ نِمکه؟
.نه
نتیجۀ تحقیقات داخلی .نشون میده که خودکشی بوده
.نشونهای از خشونت و قتل نیست
این اتفاق کجا افتادش؟
کدوم اتفاق کجا افتاد؟
حملات هماهنگشده به قایقهای گشتی ادارۀ مبارزه با مواد مخدر
.که دارید روشون تحقیق میکنید
واسه همین آوردینم اینجا دیگه، نه؟
.به من نگاه نکن .من لام تا کام حرف نزدم
سیزده تن از مأمورین اداره ،در عرض هفتۀ گذشته کشته شدن
،چهارتاشون همین دیروز و همه توی سواحل
.حوالی کارتاخنا، کلمبیا
فکر میکنیم مسئولشون ...کارتل مورالس باشه
انتقام از ادارۀ مبارزه با مواد .بهخاطر موادگیریهای اخیر
و نمیدونیم چطوری تونستن چندین و چند قایق ادارۀ مبارزه با مواد
.رو در حال گشت و انجاموظیفه ضبط کنن
.باید از موقعیت مأمورا خبر میداشتن
.آره
.جای مسیرهای ممنوعه رو داشتن
ما هم دقیقاً به همین فکر میکردیم
کارتل مورالس اطلاعات مسیرهای ممنوعۀ محرمانهی مواد رو
.از یه مقام رسمی بالارده گرفته بوده
،اگه درست بگیم جون چند ده، شایدم چند صد
.تن از مأمورین ایالاتمتحده در خطره
هنوز بهم نگفتید که این ماجرا .چه ارتباطی به تال داره
.نگفتیم که ارتباطی داره
.اگه نداشت که نمیگفتید من بیام
یکی دوسال پیش فهمیدیم که
تال سرمایۀ حملاتش رو
با فروختن اطلاعات جاسوسیِ .دزدیدهشده جور میکرد
،اول قضیۀ روسها و چینیها رو دیدیم
و بعدم با سازمانهای جناییای .مثل کارتل مورالس
حالا اگر یه مقام رسمی بالارتبهی آمریکایی در کار باشه
،که داره واسه تال کار میکنه .میخوایم پیداش کنیم
.و تو هم کمکمون میکنی
.قضیه از این قراره
فردا ظهر، ادارۀ مبارزه با مواد جلسۀ توجیهی ماهانهش
درمورد تلاشهاشون برای متوقفکردنِ .معامله مواد در آمریکای جنوبی رو برگزار میکنه
توی این جلسه تمام مسیرهای ممنوعهی
.محرمانه منتشر میشن
...این 20 مقام رسمی تنها آدمیان که
،به این اطلاعات محرمانه دسترسی دارن
.که یعنی تال یه نفوذی توی اداره داره
،به احتمال خیلی زیاد .یکی از اوناست
کیت همینالان داره پروندهی .همۀ شرکتکنندگان رو در میاره
،دنیس گوردون .سفیر آمریکا در کلمبیا
خب چی؟
،پنج سال پیش من در حال انجام یکسری مأموریتهایی واسه سیا بودم
که توی سفارتخانۀ آمریکا .در نیکاراگوئه بمبگذاری کردن
.باخت بزرگی برای سازمان بود
،و در پاسخ
موارد امنیتی در تمام سفارتخانههای ،آمریکای لاتین سفتوسختتر شد
.همه بهجز کلمبیا
چرا؟
.بهنظر دنیس گوردون غیر ضروری بود
کلمبیا یکی از بیثباتترین کشورهای
.منطقهست
چی شد که گوردون انقدر احساس امنیت کرد؟
اون کارتل مورالس رو تهدید نمیدونست
.چون دستش باهاشون تو یه کاسه بوده
کیت، گوردون قبلاً به کجا اعزام شده بوده؟
.کاراکاس، سال 2008 .پاناما سیتی، سال 2011
.ونزوئلا، پاناما، کلمبیا
دنیل، مقر اصلی کارتل مورالس توی کدوم کشورهاست؟
.ونزوئلا، پاناما، کلمبیا
.خودشه
.هدفمون همینه
،یه قدم دیگه برداری .گلوش رو جر میدم
.آروم باشید، خانم
،هر اتفاقی که افتاده باشه .میتونیم درستش کنیم
.چاقو رو بذارید زمین
!جلو نیا! شوخی نمیکنم
.بوم. مُردی
چی گفتم بهت، مأمور براون؟
...درگیری با گروگانگیر موقوف موقعیکه"
".جنگ تنبهتن نزدیکه - ،اگه اینطوری پیش بری -
.هیچوقت از این دانشکده فارغالتحصیل نمیشی
،بچهها گوش بدید ،شماها جوونید
.که یعنی عقل تو کلهتون نیست
.قبل از فکر کردن عمل میکنید .اینکارو تمومش کنید
دانشکدۀ افسری علاقهای .به افراد بیعقل نداره
،هی، دفترچهت رو بذار کنار .گوش بده ببین چی میگم
،اگه میخواید اینجا باشید .از مختون استفاده کنید
باشه، مأمور براون؟ - .چشم، خانم -
.مرسی، میچ
.خیلیخب بچهها. مرخصید
.تحسینبرانگیز بود، مأمور پتیگرو
.البته هنوز توی دانشکده قایم شدی
برگشتی پایهت رو قوی کنی، برگ؟
.نه، مرسی
مطمئنی؟
میتونم تشک کشتی رو بیارم .و چندتا تکنیک یادت بدم
،دفعۀ قبلی که این کارو کردیم ،نزدیک بود انگشت شصتم رو بشکنی
.پس نه مرسی
.خب، حدس میزنم که کیتون فرستاده باشهت
.فکر من نبود
خب چی شده؟
داریم درمورد یکی از مسئولین
وزارت امور خارجه تحقیق میکنیم که داشته به کارتل مورالس
اطلاعات محرمانۀ ادارۀ مبارزه .با مواد رو میفروخته
الان توی واشنگتنه و ممکنه سعی کنه
،تا اینجاست اطلاعات سِری رو بهشون برسونه
پس در صورتی که یهوقت اینکارو کرد .میخوایم مانیتور بشه
.مثل کار جاسوسی میمونه
.خوبه که اومدی پیش متخصصش
.عاشق این فروتنیتم، جکی
خب، نظرت چیه؟ هستی یا چی؟
هدف کیه؟
.اسمش دنیس گوردونه .سفیر آمریکا در کلمبیا
مسئول کترینگ ساعت سه .میاد که کارها رو شروع کنه
آشپز "ناچو" رو آوردی؟
.آره، و گفت "آرپا" هم درست میکنه
.ایول
.سلام - امروز کجا بازی میکردی؟ -
.هافبک چپ
پُستت رو به چپ تغییر دادن؟
نظرت چیه؟
.بد نیست - .خب، موفق باشی -
.سفت بازی کن .شل نگیر
.باشه، بابا
!برو بریم، اندرو
عزیزم، من میرم سریع یه تماسی بگیرم
نه، عزیزم، بازی الان شروع میشه
دو دقیقه طول میکشه
!تو میتونی، اندرو
.اون موبایل پسرشه
منم. میشه با "ماتئو" صحبت کنم؟
ماتئو؟ .ببین، چیزی که دنبالشید رو دارم
.تا فرداشب واشنگتن میمونم
.عالیه. پس میبینمت اونموقع
ببینم این الان با گوشی پسرش قرار ملاقات گذاشت؟
،اگه موبایل گوردون رو مانیتور کنن .هیچی پیدا نمیکنن
.خب. باشه، بیا برگردیم
الان به کیتون زنگ میزنم
.شفرد، باید بریم
مشکلی هست؟
ما یه قراری با هم داشتیم
،من توی ماجرای تال کمکت میکنم .و تو میذاری که دخترمُ ببینم
.قرارمون این بود
،من رو محافظت از دخترت توافق کردم
.و دخترتم الان جاش امنه
گوردون همینالان یه قرار ملاقات گذاشت .که اطلاعات اداره رو لو بده
.باید سریع بریم
.نه
.میخوام بهش زنگ بزنی
.نمیذارم ازم اخاذی کنی
،اگه نمیخوای کمک کنی، باشه
ولی همینامشب برت میگردونم ".زندان فوقامنیتی "ادمکس
.تهدیدی نکن که نتونی عملیش کنی، کیتون
.حالا ببین عملی میکنم یا نه
.خب دیگه، تمومه
از "لین" چی یادت میاد؟
اصلاً حق نداری همچین سؤالی .از من بپرسی
،شبها که تنهایی
و دیگه چیزی نیست که ،حواست رو پرت کنه
چی به خاطر میاری؟
چون من ساحل کالوسا رو به یاد میارم
تا حالا رفتی اونجا؟
.کنار جزایر "فلوریدا کیز"ـه
،هانا 6 سالش بود ،و یه هفته رفتیم اونجا
و صبح زود بیدار میشدیم و پنکیک درست میکردیم
و میرفتیم لب ساحل و
.تا عصر توی موجها بازی میکردیم
،ولی بهار بود
...واسه همین لبهاش کبود میشد و
یه حولۀ گندهای میپیچیدم دورش
و میشستیم تو یه آلاچیقی
و به دریا نگاه میکردیم و
.مثل بچگیهاش توی بغلم تاب میدادمش
من سه سال آزگار .تو یه سلول تنها بودم
،و چشمام رو میبستم
No comments yet. Be the first to leave one.