The Legend of Korra

The Legend of Korra

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

the legend of korra s04e01 720p web-dl x264-mrs
A Commentary by lastshepherd
Shepherd || TvWorld.iNFO

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
Published on: 2014-10-05
Downloads: 71
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 186 lines.

"خاک"

"آتش"

"باد"

"آب"

"تنها آواتار ميتونه بر هر چهار عنصر مسلط بشه"

"‏"و توازن رو در دنيا بر قرار کنه

‏کتاب چهارم » ‏» توازن "قسمت اول: "‏بعد از همه ی این سال ها

Shepherd امین : ‏تــرجــمــه و زيــرنــويــس

،‏به شهر جمهوری خوش آمدید، شهر امید، آرزو ها

.‏و حیات وحش ارواح

،‏این کلان شهر قطعا برای هر کسی چیزی داره

،‏از جزیره ی معبد باد دیدن کنید، مرکز تمام باد افزار ها

.‏همون طور که اونا به تمام دنیا برای کمک کردن به دیگران سفر می کنن

.‏یا در پارک زیبای آواتار "کورا" قدم بزنید

.‏که به افتخار 'همون که میدونید' نام گذاری شده

‏ما سه سال گذشته دلتنگش بودیم و نمی تونیم صبر کنیم

.‏برای اومدن به خونه بهش خوش آمد بگیم

."‏زود خوب شو، "کورا

،‏و البته شما می خواید از بزرگترین جاذبه ی ما دیدن کنید

.‏حیات وحش ارواح

.‏اینجا اروح و مردم باهم یک رنگ زندگی می کنند

.‏مثل این آدم عجب و رفیقای جدیدش

.‏بله جناب، شهر واقعا زنده ـست و بهتر و بهتر میشه

.‏بیاید و عضوی از این حرکت شهر جمهوری بشید

"‏و البته، تشکر ویژه ی من به "آسامی ساتو

.‏و صنایع آینده

.‏اون ایستگاه راه آهن قدیمی مارو مدرنیزه کرد

‏خانم ها و آقایان، دنیا وارد عصر جدیدی از

.‏صلح و موفقیت میشه

‏بزودی، پرنس "وو" به جایگاه راستینش در

،‏پادشاهی سرزمین خاک میرسه

،‏و به شکر سیستم ریلی بروز شده ی ما

‏شهر جمهوری و قلمرو خاک

.‏مستحکم تر از همیشه با هم متحد خواهند شد

‏هی، شماها، "آسامی" درسته؟

.‏ایستگاه راه آهن بزرگیه

.‏شاید بتونی یه وقتی منو برای گردوندن توش ببری

‏نظرت چیه؟

‏از فکر به اینکه سوار یه قطار بکنمت

.‏و بفرسمت یه جای خیلی دور، خوشم میاد

.‏این... این خیلی خنده داره

.‏من از خانم های بامزه خوشم میاد

.‏شاید لازمه خودم رو معرفی کنم

.‏من پرنس "وو" هستم، پادشاه آینده

.‏اوهوم، می دونم که کی هستی

.‏نذار که شهرتم بترسونتت

،‏من هنوزم انسانم، مثل هر کس دیگه ای

،‏فقط بیشتر انسانم، شاید انسان فوق العاده ام

.‏یا، فوق انسان

‏فوق انسان؟

‏خوب، چی میگی؟

‏میشه بی سر و صدا یه شب

‏با فوق انسان ـی که بزودی پادشاه می شه بری گردش؟

‏پرنس "وو"، رئیس جمهور "ریکو" یک سری حرف های مهم

‏مربوط به مسائل پادشاهی داره که می خواد با شما .‏در موردش صحبت کنه

‏حالا؟ باشه

.‏به پیشنهادم فکر کنم، من بر می گردم

‏یه افسونگر واقعیه، ها؟

.‏اون... یه چیزیه

‏چجوری می تونی محافظت ازش رو تحمل کنی؟

‏خوب، من فقط به خودم یادآوری می کنم به محض اینکه ،‏روی تخت پادشاهی بشینه

.‏من دوباره یه کاراگاه می شم

‏- حالا این کمک می کنه؟ ‏- من همچنین میرم خونه

‏و سرم رو می کوبم به دیوار برای حدود یک ساعت

.‏می دونی، فقط برای کم شدن استرس

،"‏خوشحالم که می بینمت "ماکو .زیادی طولانی شده بود

‏خبر جدیدی از بولین داری؟

،‏چند وقتی هست که باهاش صحبت نکردم

.‏اما تا چند روز دیگه برای تاج گذاری میاد

.‏و "بی فانگ" بهم گفت که "کورا" امشب میاد

.‏نمی تونم برای دیدنش صبر کنم

‏کنار هم برگشتن تیم آواتار بعد از این همه سال

.‏عجیب میشه

‏بعد از تاج گذاری، ارتش متحد شما رو تا

.‏باسینگ سی اسکورت می کنه

،‏درست، در مورد این

‏همه ی شما تایید می کنید که قلمرو خاک

برای من امن هست که برگردم؟

‏لازم نیست به همگی شما یادآوری کنم که برای

.‏خاله ی بزرگم سه سال پیش چه اتفاقی افتاد

.‏در آرامش آسوده باشد

"‏پرنس "وو" من به شما اطمینان می دم که "کوویرا

.‏اوضاع قلمرو خاک رو به حد زیادی پایدار کرده

.‏"مقدار زیاد" رو تعریف کن

،‏خوب، بیشتر سارقین مسلح پراکنده شدن

‏بیشتر؟

،‏نگران نباش بچه

.‏احتمال اینکه ترور بشی تقریبا صفره

‏تقریبا؟

.‏از اونجا بیاید بیرون

.‏ ‏هیچی برامون باقی نمونده

.‏الان چیزی براتون نمونده

،‏اوضاع برای بیرون اومدن امنه، همگی

.‏باد افزار ها اینجان

.‏دست آخر تونستید بیاید

‏خب، بقیه ی شما کجان؟

.‏راستش، فقط ما دوتاییم

.‏اما ما براتون هر کاری از دستمون بربیاد انجام میدیم

.‏من "اوپال" ـم، اینم "کای" ـه

.‏- از دیدنتون خوشوقتم ‏- چی؟

‏من با استاد "تین زین" تماس گرفتم بخاطر اینکه ایالت من

.‏ماه هاست که تحت محاصره ـست

.‏اونا تمام راه های مارو بستن، خطوط تدارکاتی مارو قطع کردن

‏و تمام چیزی که فرستادن شما دو تا بچه اید؟

‏هی، ما دو تا بچه

.‏همین الان دخل اون سه تا یارو رو براتون آورد

،‏اونجایی که اینا ازش اومدن، صدتا دیگه از اینا هست

،‏مردم من گرسنه میشن

.‏تمام ایالت در معرض فروپاشیه

‏متاسفانه، قوم باد الان

.‏پخش شده

.‏ما تمام چیزی هستیم که شما دارید

.‏ما همین الان یه سری خبر خوب دریافت کردیم

.‏دو تا ایالت دیگه از قلمرو خاک قبول کردند که به ما بپیوندن

،‏عالیه ."‏ممنون، "بولین

."‏ما 90% پیشرفت کردیم، "کوویرا

!‏این عالیه

.‏ژولی"، یه سینی از اون چایی های ویژه جشن بیار"

.‏من نمی خورم

"‏من جشن نمی گیرم تا اینکه "قلمرو خاک

.‏100% بهم متصل بشه

‏چرا ما توقف کردیم؟

.‏معذرت می خوام، یک سری تخته سنگ روی خط آهنه

.‏احتمال بسیار زیاد راهزن ها هستند

.‏ما یه دسته سرباز رو برای رسیدگی به وضعیت می فرستیم

.‏برشون گردونید

.‏من خودم ترتیب راهزن ها رو میدم

.‏تو... "کوویرا" ـیی

،‏و شما هم راهزن هایی هستید که باعث هرج و مرج میشید

.‏وقتی که من دارم تلاش می کنم تا نظم و آرامش رو برقرار کنم درسته؟

.‏ما متاسفیم

.‏ما نمی دونستیم که این قطار شماست

.‏با من بحث نکن

.‏لطفا، به ما رحم کن

.‏التماس کردن رو بس کنید انگار که امروز بدترین روز زندگی شماست

.‏امروز روز خوبیه

‏من به شما تمام فرصتی رو که برای

.‏اعاده کردن حیثیتتون لازم دارید، میدم

.‏تا به اعضای مفید کشورتون تبدیل بشید

.‏در حال حاضر شما گم شده اید

،‏اما وفاداریتون رو در گروی من بذارید

.‏من به شما هدف جدیدی در زندگیتون میدم

،‏البته، اگر شما نمی خواید به من ملحق شید

،‏می تونید همیشه اینجا بمونید

‏امیدوارانه یکی قبل از عبور سریع قطار بعدی

.‏نجاتتون میده

.‏اما اگر من بودم، خیلی روش حساب نمی کردم

.‏نه، ما ملحق میشیم

.‏ما رو اینجا رها نکن

.‏وفاداری ما متعلق به توست ای متحد کننده ی بزرگ

‏من نمی دونم که چرا ما اینقدر زود راه افتادیم

.‏اگر فقط می خوای بری سلمونی

.‏شام توی معبد باد شب دیروقته

.‏چون که من فقط سلمونی نمیرم

.‏امروز روز چشمه ی آب معدنیه

.‏ما داریم در مورد برنامه ی حداقل 4 ساعته صحبت می کنیم

‏منو دست انداختی؟

‏می خوای چیکار کنی که 4 ساعت طول می کشه؟

.‏جوان سازی پوست با پیچیده شدن پوست در برگ چای

‏تاحالا انجامش دادی، "ماکو"؟

.‏آره، بهش علاقه ای ندارم

.‏اوه، علاقه مند میشی

،‏وقتی که دستات داره توی وان شیر قل قل کنان خیس می خوره

.‏پاهات توی یه تشت پر از این ماهی کوچیک مکنده هاست

.‏به معنای واقع پینه هات رو از بین می برن

،‏یه راست همشون رو می خورن ‏باحاله، نه؟

!‏حال بهم زنه

،‏اونا پوستت رو با تکه های نمک دریا پاک می کنن

،‏با روغن جلبک غنی شده با آلوئه چربت می کنن

‏می پیچوننت توی برگه ی چای و میذارنت توی سونا

!‏برای 4 ساعت و بوم، کارت تموم میشه

.‏"ماکو" به طرفدارام نگاه کن

.‏باید برای تاج گذاریم اومده باشن تو شهر

،‏من نمی دونم که همه ی اون آدما طرفداراتن

!‏آره

!"‏خیلی خب "وو

.‏"وو" باید از اینجا ببریمت بیرون

‏چی؟

.‏برو، برو

‏الان اونجا چه اتفاقی افتاد؟

.‏فکر کنم اونا توی جمعیت یه سری حامیای "کوویرا" بودن

.‏اوه، نه! "ماکو"، من گلوله خوردم

.‏داره میپاشه بیرون

.‏اون خون نیست، پای توت فرنگی ـیه

،‏اوه، آره، درست میگی .‏اما نزدیک بود

.‏من نمی دونم باید چیکار می کردم اگر تو اونجا نبودی

More Farsi Persian subtitles for The Legend of Korra

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left