The first 200 lines.
"...هر کي گفته انسان خودش،سرنوشتش رو تعيين ميکنه"
"چرت گفته"
"لطفاً توجه کنيد"
"به زودي در فرودگاه بمبئي فرود ميايم"
"لطفاً صندليهاي خود را به حالت اوليه برگردانده"
"ميز را بسته و کمربندهاي خود را ببنديد"
داريم فرود ميايم؟
"لطفاً از لپ تاپ و ديگر وسايل الکترونيکي خود استفاده نکنيد"
شرمنده
"...مسافران عزيز لطفاً توجه کنيد آماده فرود"
"آره، روز خوبيه براي خواندن يک آواز"
"و روز خوبيه براي فراموش کردنِ گذشته"
"آره روز خوبيه، چرا بايد چيزي بد باشه"
"يه روز خوب، از صبح تا شب"
"و روز خوبيه براي برق انداختنِ کفشها"
"و روز خوبيه براي دور ريختنِ غم و غصهها"
"روزي براي بدست آوردن همه چيز،و از دست ندادن هيچ چيز"
"يه روز خوب، از صبح تا شب"
"به خورشيد گفتم: صبح بخير خورشيد"
"طلوع کن و بدرخش امروز"
"ميدوني که اگه بخواي پديدار بشي، بايد زودتر راه بياُفتي"
"و بايد بتازي"
"چون امروز، روز خوبي براي نشون دادن تواناييهاست"
"و روز خوبي براي درمان شدنِ بيماريهاست"
"پس يه نفس عميق بکش و قرصها رو بنداز دور"
"چون امروز، روز خوبيه. از صبح تا شب"
اسم؟
گفتم که
...تکرار کنيد
امير علي
شغلتون چيه؟ - پزشک هستم -
آدرس محل زندگي؟
اي چهار، 411، مجتمع لاکاني، مالاد غربي، بمبئي
دليل اومدنتون چيه؟
اينجا خونه مه
فقط واسه سر زدن به خونه اومدين يا دليل ديگهاي دارين؟
متوجه نميشم
...ويزاي انگليس شما، تمديد نشده
چرا بايد تمديد کنن؟
...اين روزها، پزشکها و مهندسها هستن که
باعث افتخار کشور ما شدن
مشکلي نيست
دوباره چک کن
معذرت ميخوام، مشکل شما چيه؟
قربان، خانوادهم بيرون منتظرم هستن
همه اينجا يکي رو دارن که بيرون منتظرشونه
...تا حالا سه بار وسايلم رو چک کردين
چهار بار هم تمام جزئيات رو ازم پرسيدين
همه مدارک رو چک کردين. لطفاً قربان
نه تروريست هستم نه قاچاقچي
...هيچکس نمياد اينجا بگه من تروريست هستم
وظيفه ماست که تروريستها رو بگيريم
ميفهمم قربان،اما من فقط يه شهروند ساده هستم - آقاي دکتر -
...همه فقط يه شهروند ساده هستن
تا اينکه يه کار غيرعادي و غيرانساني انجام ميدن
البته به شما جسارت نميکنم. بذارين ما کارمون رو بکنيم
اگه اسمم به جاي امير،عامر بود باز هم اينطور بهم شک ميکردين؟
قربان، مشکلي نداره
ميخواين دوباره چک کنين؟ - بعدي -
اسم؟
آمار
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سارا - نگارش: سميرا
"صبح بخير، خورشيد. صبح بخير، خورشيد"
"طلوع کن و بدرخش امروز"
"ميدوني که اگه بخواي پديدار بشي، بايد زودتر راه بياُفتي"
"و بايد بتازي"
"چون روز خوبي براي درمان کردن بيماريهاست"
"و روز خوبي براي پرداخت کردنِ قبضهاست"
"پس يه نفس عميق بکش و قرصهات رو دور بريز"
"چون امروز، روز خوبيه. از صبح تا شب"
"يه روز خوب، از صبح تا شب"
"يه روز خوب، از صبح تا شب"
هي ببخشيد
گوشي رو جواب بده
الو؟
سلام عليکم
و عليکم السلام
شما؟
پرواز طولاني بود، نه؟
يه تاکسي برات فرستادم - شما کي هستين؟ -
به شماره 6688
سوار شو
فکر کنم اشتباه گرفتين
من هيچوقت اشتباه نميگيرم
...گفتم که - وسايلت تو صندوق عقب تاکسيـه -
...راننده هم يکمي روانيه و نميتونه صبر کنه
...چي
چي ميگين؟
الو، الو؟
!الـو
هي، تاکسي
وسايلم تو اون تاکسيـه
!وسايلم تو اون تاکسيـه
!تاکسي
يکي نگهش داره. وسايلم رو برد
وايسا
!وايسا
!هــي
تو کدوم خري هستي؟ براي چي وسايلم رو گذاشتي تو تاکسي؟
...اين ديگه چه وضع مزخرفيه چي ميخواي؟
فقط از دستور اطاعت ميکنم. پيشنهاد ميکنم تو هم همين کار رو بکني - چرا!؟ -
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
گفتم که يکم روانيه
...ببين هر کي هستي
داداش، تو دين ما بايد به بزرگترها احترام بذاري
...ببين آقا
...ببخشيد
هر کي که هستي، آدم اشتباهي رو گرفتي
ما همديگه رو نميشناسيم
امير علي. نام پدر، رشيد علي نام مادر، ترنم علي
پدرت 3 سال پيش مرد
...سه خواهر به اسم
نرگس، شبانا و فلک داري و يک برادر کوچکتر به اسم جميل داري
...سه سال گذشته در لندن پزشکي ميخوندي
...بعد از اينکه قانون جديد افزايش هزينههاي مهاجران دانشجو تصويب شد
...تصميم گرفتي که برگردي
کاپيتان تيم کريکت مدرسه بودي
ميخواي بيشتر بدوني؟ مثلاً در مورد خالهت در کانپور؟
تو کي هستي؟ - اينکه من کي هستم مهم نيست -
از من چي ميخواي؟
فقط تو تاکسي بمون
الو
الو؟
الــو؟
...فايده نداره. نميتوني تماس بگيري
نميشه تماس گرفت فقط ميشه جواب داد
تاکسي رو نگه دار وسايلم رو بده. ميخوام برم خونه
...گفتم نگه دار
هي! چيکار ميکني؟
!هي
!يکي نگهش داره
مگه نگفتم تو تاکسي بمون؟
چي ميخواي؟
...اون رواني وسايلم رو برد
...همه مدارکم اون تو بود
پاسپورتم. داروي آسمم
آقا، بسه ديگه. خواهش ميکنم
ميخوام همين الان برم خونه - به خونه زنگ زدي -
هيچکس جواب نداد - يعني چي؟ -
يعني کسي خونه نيست
...چرا
يه ويديو کوتاه تو گوشي هست
خانوادهم کجان؟
...پيش من هستن
ميخواي باهاشون چيکار کني؟
به تو بستگي داره. 5 ساعت وقت داري تا نجاتشون بدي
هر کاري بهت ميگم انجام بده اينطوري صدمه نميبينن
ميخوام دقيقاً يک ساعت ديگه "دونگري" باشي
رستوران بين المللي. فقط يه دونه هست پيداش ميکني
!تاکسي
دونگري، زودتر
دونگري کجاست؟
دونگري رو نميشناسي؟
نه. تازه وارد هستم
چرا نگفتي؟
همين الان گفتم ديگه
تاکسي رو نگه دار
...هنوز روشن نکردم
لعنتي
!تاکسي
دونگري
"همش به چپ و راست ميرم"
"زندگي چقدر بالا و پايين داره"
"ميخواستم به کجا برم و الان به کجا رسيدم"
"دارم دور خودم ميچرخم"
"نميفهمم چه اتفاقي داره مياُفته و هيچکس بهم توضيح نميده"
"دور خودم ميچرخم"
"ميچرخم"
"دور خودم ميچرخم"
"ميچرخم"
"ميچرخم"
"دور خودم ميچرخم"
زود باش - باشه -
"ديگه شانسي براش نمونده بود"
"وقتي افتاد زمين همه چيز از يادش رفت"
"يادش رفت بايد چيکار کنه و هدفش چيه"
عمو، رستوران بين المللي کجاست؟ - نميدونم -
"وقتي سرش گيج رفت به خودش اومد"
"زندگي دايره حيلهگريه"
رستوران بين المللي کجاست؟
رستوران بين المللي؟
"ساعت يک ظهره و وقت شنيدن اخبار هند"
...گمونم
وايسا فکر کنم خب
چي ميگي؟
رستوران بين المللي کجاست؟ - تو جيب من -
حتي فکرش هم نکن. برو اونطرف
!آقا
چهار فنجون چايي. بگيرش
برو بشين. براي تو رزرو شده
چي ميخوري عزيزم؟ - از اين -
تو چي ميخوري؟ - از اين -
يه نوشيدني هم ميخوام - باشه برات ميگيرم -
داداش، اوني که خواسته بودم رو گرفتي؟
آره دو تا براي تو
يکي هم براي شابانا و نرگس بهشون چيزي نگو
کجان؟
رفتن کلاس خصوصي. امتحانهاشون ماه بعد شروع ميشه
خيلي استرس دارن
ريتيک روشنمون کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.