The first 200 lines.
: جنايتهاي مونمارت !پليس کاري نمي کند
اينجا رو نگاه کن
... ما هميشه خونه به خونه
مگره سکوت کرده است
معما هنوز حل نشده
مگره تله ميگذارد
بر اساس داستاني از ژرژ سيمنون
تاکسي
حالش چطوره؟
هنوز تب داره
تا وقتي دارو نخوره خوابش نميبره دنيس
من ميرم بگيرم - نه! من ميدونم چي بايد بگيرم -
بچهها که خوابيدن ميرم داروخونه
... چيزي نيست
... دفتر سربازرس مگره
ژانويه هستم
بيا داخل
کي پيداش کرد لانگنون؟
يه دختر بازيگر اسمش ميشل يا همچين چيزي بود
سر راه که داشته ميرفته کلاب ديدتش
کسي رو اونجا نديده
همونطوره؟
بله رييس ... سرقت نبوده
آزار جنسي در کار نبوده؟
نه مگره ... همون آدميه که دنبالشي
دو تا زخم چاقو ... يکي پشت گردن يکي هم توي سينه
اما همون زخم روي گردن براي کشتنش کافي بوده
مثل قبلي لباس قرباني رو پاره کرده
مگره من نميفهمم اين آدم چرا از خنجر استفاده نميکنه
يا مثلا کارد سلاخي
از زاويه و عمق زخمها اينطور معلومه که انگار از قلمتراش استفاده ميکنه
يا يه چيزي شبيه به اون
به خانوادهش خبر دادهن؟
نه! اما من خبر ميدم اينجا منطقهي منه مگره
نه! خودم خبر ميدم
بهش گفتم بذار من برم بيرون ... بهخاطر همين حملهها
چرا نميشينين؟ - نميخوام بشينم -
چيزي نيست ... چيزي نيست
ميتونم ببينمش؟
کسي هست مراقب بچهها باشه؟
تو کجا بودي؟
اگه تو محلهي 18 (مونمارتر) جور ديگه تحقيق کرده بوديم
خيلي بيشتر از اين پيشرفت کرده بوديم
رييس اومد ... خودت بهش بگو
ژانويه! بريم پيش بازيگري که جسد رو پيدا کرده بود
معمولا تو راه با هم هستيم
همهي دخترها در مورد اين قتلها حرف ميزنن
من امشب تنها بودم
ههميشه از همون راه ميري خونه؟
ميشل ... ميدونم سخت بوده
اما مي خوام بدونم چي ديدي و چيشنيدي؟
همهچيز رو به من بگو
بوي افترشيو يا همچين چيزي حس نکردي؟
اگه زودتر رسيده بودم ممکن بود من کشته بشم، درسته؟
کارت که تموم شد با تاکسي برو خونه
اين فقط براي يک شب کافيه
بقيه شبها رو چيکار کنم؟
بقيه دخترا چيکار کنن؟
شما پول تاکسي بقيه رو هم ميدين؟
قرباني ديگهاي پيدا شده مگره؟
اسمشون چيه؟
همون قاتل قبلي بوده؟
چي دارين به ما بگين؟
قرباني کي بوده مگره؟
اسم قرباني ژرژت لاکوآ هست
يه خانم خانهدار اهل مونمارتر
با شوهر و چهار فرزندش زندگي ميکرده
اينور رو نگاه کن سربازرس - همون آدميه که دنبالشي؟ -
فکر ميکنيم همون آدمي هست که قبلا هم قتلهايي انجام داده
!پس شد پنج تا مگره
بله
اظهارات شاهدها بايد تا نيم ساعت ديگه برسه، کي هنوز اونجاست؟
لوکا ... ترانس - چي به دست آورديم؟ -
بايد يه چيزي پيدا کنيم
رييس .. يه پيام از کامليو رسيده
فردا ساعت 9 بايد برين پيش وزير کشور
دوم فوريه، بدکاره اي به اسم آرلت دوتوآ
هفدهم آوريل، ساعت 8:15 بعدازظهر
يه ماماي 43 ساله که تازه يه يچه رو به دنيا آورده بود
بيستم ژوئن، مونيک ژوتو يه خياط 24 ساله
26ژوييه، يک کارمند اداره پست همون زخمها در پشت
همون پاره شدن لباس
و حالا داستان ديشب
کامليو، به عنوان رييس بخش ... مي خوام که توضيح بدي
چرا با وجود تمام امکاناتي که در اختيارت قرار گرفته
خانمهاي پاريسي هنوز بايد در ترس از اين مرد زندگي کنن؟
و چرا پليس جنايي هنوز نتونسته از زمان قتل اول در دوم فوريه
اين مرد رو دستگير کنه؟
جناب مورل، مگره بهترين آدم براي اين کار هست تمام وقتش رو روي اين پرونده گذاشته
... روش کار خيلي دقيق هست و من مطمئن - روشهاتون چي هستن آقاي سربازرس ؟ -
بايد بفهمم چي اون مرد رو به سمت اين خانمها مي کشونه
الان ديگه تمام مردم پاريس در مورد اين موضوع نظريه دارن
تو جلسهي کابينه هم همه در مورد کارهايي که بايد انجام بشه نظر ميدن
يکي ميگه حکومت نظامي اعلام کنيم يکي ميگه مهاجرها و افراد مشکوک رو جمع کنيم
بهجاي زنداني کردنشون، ازشون بازجويي کنيم تا بلکه يکي يه حرفي بزنه
من به اندازه کافي روشهاي گشتاپويي تو اين شهر ديدم
ديگه نميخوام شاهد همچين چيزي باشم بنابراين حرف از مجوز براي اين کار رو هم نزن
در قتلهايي که تکرار ميشن، قاتل معمولا به نوع خاصي از قرباني ها علاقه نشون ميده
اما اين زنها نه در سن شبيه هستن و نه در شغلهاشون
به هيچ شکلي حتي مثلا در رفتن به کليسا يا زمينه کاري هم به همديگه ارتباط ندارن
نکته مشترک همه فقط اينه که بعد از تاريک شدن هوا تو مونمارتر قدم ميزدن
و البته موهاي تيره هم داشتن
هيچ شاهدي قاتل رو نديده
اون اشتباه نميکنه
... مگره به من بگو به همکارهام تو هيات دولت چي بگم
بگم چرا کامليو هنوز بعد از پنج ماه کار تو اين پرونده هنوز کس ديگهاي رو به جاي تو نذاشته؟
کار پليسي زمان نياز داره قربان
زمان داره به قيمت از دست رفتن آدمها ميگذره سربازرس
اين موضوع رو خيلي خوب ميفهمم
خوشنامي از دست ميره
خوشنامي من
و خوشنامي شماها
عذر ميخوام مزاحم شدم اما بايد اين رو برميگردوندم
ممنون
خبري نشده؟
خبري نيست
ممکنه نگهش دارين؟ ... ممنون
بفرمايين بشينين ... خوشحال ميشيم با ما شام بخورين
نه ممنون
شما ميدونين مامان ما کي مياد خونه؟
ميشه از مامانت براي من بگي؟
نام پنجمين قرباني قاتلي که از ژوئن گذشته باعث وحشت اهالي محله دوازدهم شده
: توسط پليس اعلام شد ژرژت لاکوآ
مادر چهار کودک
شوهر اين خانم دنيس لاکوآ سي ساله بوده
براساس گفتههاي همسايگان مقتول، وي براي تهيه دارو براي فرزند بيمارش
بعد غروب از منزل خارج شده بود
و هنگامي که از مونمارتر عبور ميکرده به قتل رسيده است
عصربهخير
سلام - يهکم سيب خريدم -
اِ ... منم امروز خريده بودم
حالا اينقدر سيب داريم که ميتونيم شراب سيب درست کنيم
اما ايراد نداره. ... يه چيزي باهاشون درست ميکنم
غروب ديروز کسي در خيابان لِپيک شاهد ماجرا نبوده
تا بتونه به بازرسهاي اداره پليس اطلاع بده
براساس اعلام پليس مگره، ايشان تا اين لحظه پيشرفتي در پرونده نداشتهاند
... عصر رفته بودم بقالي
تو گيرش مياندازي
قرار نيست شام بخوريم؟
شام دعوت داريم منزل دکتر پاردون، يادت رفته؟
اوه .. بايد بريم؟
همين الان زنگ زدن که مطمئن بشن ميريم
يکي از همکارهاي دکتر مي خواد تو رو ببينه پروفسور تيسو از موسسه سنت آن
يه آبجو برات ميآرم
حالش چطوره لوييز؟
راستش تا حالا اينطور نديده بودمش
موقعي که خوابه صورتش تيره ميشه
در مورد اينکه تعطيلات امسال کجا بريم حرفي نزده
انگار تا اون مرد رو بگيره زندگيش متوقف شده
من که اميدوارم بگيردش ... زندگي همهي ما متوقف شده
بفرمايين نوشيدني خانمها
ممنون
ممنون
اميدوارم حمل به جسارت نکنين
امروز صبح با چندتا از دوستام بودم
حرفشون اين بود که چرا پليس کارش رو انجام نميده؟
ما تمام تلاشمون رو ميکنيم
پس چرا هنوز دستگيرش نکردين؟
چون معمولا به اين سادگيها هم نيست - چرا نيست؟ -
چند تا زن ديگه بايد کشته بشن؟
سيمون، ما داشتيم در مورد اين يارو حرف ميزديم
چطور ممکنه کسي بيست سي سال زندگي کنه و هيچ جنايتي هم مرتکب نشه
بعد يک دفعه تصميم بگيره به زنها حمله کنه
از کجا ميدوني تا حالا جنايت نکرده؟
چون ما تاريخچهي بيست سال قبل پاريس و حومه رو جستجو کرديم
تمام ترخيصيهاي زندانها و بيمارستانهاي رواني رو بررسي کرديم
با موسسهي شما هم تماس گرفته شد، درسته پروفسور؟
بله
اما نتونستيم کسي رو پيدا کنيم که با مورد مونمارتر تطابق داشته باشه
پس يعني يه نفر تازهکار هست، درسته؟
اگه فرويد بود ميگفت اين آدم عقدهي جنسي داره
براساس آموزشهاي اون، موضوع به گذشته و کودکي آدم برميگرده
خدا رو شکر با اين چرنديات فرويد مسئول اين پرونده نيست
من با ديوانههاي جنايتکار زياد سروکار داشتم
... فکر مي کنم چيزي که اون ها رو مرتبط ميکنه - ممکنه ديگه در اين مورد حرف نزنيم؟ -
چيزي که اونها رو بهم مرتبط ميکنه نياز به اثبات کردن خودشونه
يه جاهايي تو زندگيشون تحقير شدن و ديگه تحمل اين وضع رو ندارن
موافقم
من عقيده دارم بخش زيادي از جنايتهايي که انگيزهاي براشون وجود نداره، به ويژه جنايتهاي تکراري
از غرور آسيبديده سرچمشه ميگيرن
دليل محکميه - درسته -
بعضي از بيمارهاي من هميشه در مورد جنايتهاشون حرف ميزنن
دخترمون اگه بود الان 24 سالش بود
هر روز بهش فکر ميکنم
به نظرت بارون ميگيره؟ بوي گرد و خاک حس ميکنم
چي شده؟
تيسو يه چيزي گفت
قاتلها دوست دارن در مورد کارهاشون حرف بزنن
اين رو قبول داريم
... دوست دارن همهي دنيا بدونن
اونها چقدر غيرعادي هستن
نقطه ضعف اونها غروره
بله
... يه قاتل چه عکسالعملي نشون ميده
اگه بفهمه اعتبار کارش به يه نفر ديگه رسيده؟
داري از من ميپرسي؟
بله
عصباني ميشه
نااميد ميشه
اين کيه؟ - از سر راه من برو کنار -
No comments yet. Be the first to leave one.