The first 17 lines.
يه بار ديگه به خاطر ميارم
ساحل درياچه اي که ما عادت داشتيم کنارش قدم بزنيم
تموم شب بيدار موندن و درباره چيزاي کوچيک صحبت کردن
اون موقع ها ما خيلي خوشحال بوديم
يه بار ديگه به خاطر ميارم
پارک آرومي که کنار خونه ات بود
من عادت کردم درست پرتاب کنم چون خيلي دلم برات تنگ مي شد
اون موقع ها خيلي خوب بود چون تو بودي
يه روز خوب،يه روز گريه آور
يه روزي که قلبمو لرزوند چون تو به طور خيره کننده اي زيبا بودي
يه روز خوب، يه روزي که من هيچوقت نمي تونم بهش برگردم
اون روز، اون روز، اون روز، اون روز
يه بار ديگه به خاطر ميارم
کلمات بي پاياني که من به خاطر سپردم
در اعماق قلبم به خاک سپرده شد و من نمي دونستم
اون موقع ها نمي دونستم بايد يه روزي خداحافظي کنيم
يه روز خوب،يه روز گريه آور
No comments yet. Be the first to leave one.