The first 200 lines.
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان
"مادها"
صبح بخير، بچهها
صبح بخير، آقا
من سخنران ميهمان امروز شما هستم
من روانپزشک هستم
اسم من بالاسوبرامانيامـه
امروز يه بحث جالب خواهيم داشت
..حالا کسي ميتونه بهم بگه
خطرناکترين سلاح شناخته شده براي بشر چه چيزيه؟
سلاح هستهاي؟
بمب اتم؟
..خب، آقايون.. خطرناکترين سلاح براي بشر
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند
"ذهن انسانه"
آقايان، بياين يه بازي کوچولو انجام بديم
به اين بازي «تمرکز» ميگن
..دو دقيقه به خداوند و
يا شخص محبوبتون فکر کنيد
اما اين تمام ماجرا نيست
مثل تمام بازيها، اين بازي هم قوانيني داره
حالا چشماتون رو ببنديد و به هيچي فکر نکنيد
وقتتون از الان آغاز شد
عرض کردم که چشماتون رو ببنديد
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما
مترجمين: بينگسا و فاطمه
..خب، آقايون
حالا همهتون ميتونيد چشماتون رو باز کنيد
..با قطعيت ميتونم بگم
همهتون در اين بازي شکست خورديد
ذهن ما، استاد ماست
اگر بخواد يک ساعت ميتونه به فکر فرو بره
ولي اگر شما بخواين حتي دو دقيقه هم مشکل ميشه
...همونطور که عرض کردم
ذهن خطرناکترين سلاح ممکنـه
ميدونيد چرا؟
چون نميتونيد کنترلش کنيد
ذهن انسان به اندازه خدا مبهمـه
فضايي که براي رضايت و آرامش بهش ميديم
بيشتر از آگاهيه
..روزگاي غريزه "نجات" بيشتر بود
اما امروز اون غريزه صرف آسايش شده
..که دليلش
..نژاد بشري ماست هرچي نمو ميکنه، تنبلتر ميشه
پس ذهن ما هميشه بدنبال يافتن آسايشه
..آقا
آقا، اگر ذهن ما بدنبال آسايشه پس چرا سلاح خطرناکيه؟
سلام، آقا
بريم، آقا
..جناب آرجون
گفتين چه سالي؟
بيست و دوم آپريل 1992
مونا، پرونده رو پيدا کردم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما
@BollyCineOfficial
!چهار گيلاس
يالا نيشا نيشا... نيشا -
يالا
دو گيلاس همزمان
!اوه خداي من
هي بچهها، شرط ميبندم که ميبره ..يالا کتان
رو اون شرط ميبندم منم همينطور-
بچهها، شما رفقاي من هستيد
مطمئنيد؟
واقعا؟ يالا -
پنجاه هزار روپيه
اون ميبره
باشه
يالا نيشا
يالا
يالا نيشا
مطمئني؟
رواله، داش
به فنا رفت آره، پاچيد -
بچهها.. به سلامتي
ممنون رفقا
ممنون
ممنون
يالا بچهها، بريم بالا به افتخار قهرمانمون
...بچهها
خب ديگه.. ما ديگه بريم
اوکي، مراقبت کن
وقتي رسيدي خونه پيام بده
اوکي، نيشا
فعلا نيشا
دفتر ميبينمت
فعلا بچهها، با احتياط بريد
..اين خيلي زياده
..خب اين
!مال شما
نه
..تو بازي کردي
و برنده شدي
بهاش هم مال خودته
سلام، من نيشا هستم
فوق ديپلم براي گويش آفريقايي از دانشکده زبان حارجي
و حالا بعنوان ويرايشگر مشغولم
من آرجون هستم، فيلمبردار هستم
فعلا روي پروژههاي کوچيک کار ميکنم .و منتظر يه فرصت بزرگ هستم
از ديدنت خوشحالم
ميتونم برسونمت خونه؟
آره.. حتما
..خب
ممنون که رسونديم
خواهش ميکنم
اوکي.. فعلا
فعلا
صرفا جهت اطلاع ميگم
اين پول رو صرفا براي کمک به ايتام برداشتم
حله
رديفه، فعلا
نيشا
بله
رو يه فيلم تبليغاتي کار ميکنيم
به يه ويرايشگر نياز داريم
ميتونم شمارهت رو داشته باشم؟
..دکترها
بريم تو کارش
حتما، قربان
حله
سلام نيشا
سلام
بخاطر ترافيک سنگين دير کردم
مشکلي نداره
خب.. چه خبر؟
اين براي شماست
براي من؟
آرجون
!اوه خداي من
..اين
زيباست
هيچي خالصتر از عشق مادر نيست
،نميدونستم چه هديهاي برات بگيرم خوشت اومد؟
آرجون، من ديگه بزرگ شدم
!و نميدونم عشق مادر چيه
...حتي نميدونم که
!مادر و پدر چه شکلياند
يکي وقتي سه ساله بودم من رو جلوي در يتيمخونه ول کرد
ديگه به خودت نگو يتيم
من هميشه پيشتم
"روياها به سکون رسيدند"
"زندگي نو شکل گرفته"
"دلم تنها روياي تو رو داره"
"در افکارم غرق شدي"
"حتي وقتي بيدارم و نفس ميکشم"
"تو حقيقتي در زندگي تهي من هستي"
"نميدونم چطور اينها رو باور کنم"
"تمام اين غافلگيريها من رو به عقب برميگردونن"
"با اميدهاي تازه، توقفي براي احساساتم نيست"
" ضربان قلبم با اومدن اسم تو بالا ميره"
اينجا بزرگ شدم
...ميدوني
اين پنجرهاي به دنياي منه
من از اينجا دنيا رو ديدم و ازش ياد گرفتم
تو مثل يک موهبت به زندگي من اومدي" "و معناي اون رو تغيير دادي
تو به يه پيوند جدانشدني تبديل شدي" "که نزديک قلبم نگه ميدارم
اين زندگي خالي چيزي نبود جز" "يه بار سنگين، تا تو اومدي
با وجود اين که سواله، تو بهم جواب دادي" "و روحم رو تازه کردي
بمحض اين که يکي شديم" "اين لحظه مثل تولدي دوبارهست
"نميدونم اين شادي تا کِي دوام مياره"
خوشحالم که آرزوي ديگهاي از" "زندگي ندارم
"تصوراتم بال در اوردن"
"روياهام معناي تازه گرفتن"
"اولين باره که عشق رو ميبينم"
يکم پول براشون پرت کن و کار رو تموم کن
باشه.. سريع
پيشرفت چطور بوده؟
مرحله اول تموم شد
حالا مرحله دوم شروع ميشه
دو هفته ديگه مونده
"تو کتاب قبليم"اين جنايته؟ يا ديوانگي؟
خيلي واضح به يه نکته اشاره کردم
تو دنيا 85% جنايات توسط ديوانهها رخ ميده
..وقتي کنترل احساساتت رو از دست ميدي
تو عصبي هستي
!ديوانهاي
کنترلي روي کارهات نداري
اما خيلي زود، جنون از بين ميره
اما جنايات باقي ميمونه
چونکه، معامله انجام شده
و ميدوني.. کي کنترل احساساتت رو از دست ميدي؟
وقتي عاشق ميشي
..و ديوانهوار عاشق جسم ميشي
!انسان يا شهوت
..آقا
من عاشق يه دختر هستم پس از ديد شما مجرمم؟
بشين
باشه.. همگي ساکت
به همديگه نخنديد
..ميدوني وقتي عاشق ميشي
قلبت قويترين ميشه
!و عقلت ضعيفترين ميشه
..بواسطه احساس تزلزلي که بخاطر عشق داره
آدم ممکنه فراتر از تصورات به ديوانگي برسه
وقتي بيرون منتظر بودين تعمدا کلاس رو دير شروع کردم
بهش اشاره کردين؟
خيليهاتون بيقرار و عصبي بودين
ذهن انسان نميتونه اين رو کنترل کنه که داره دير ميشه
پس ديوانگي رو درونت رها ميکنه
پس آروم باشيد
No comments yet. Be the first to leave one.