The first 200 lines.
متـرجم : فـرهاد امـین
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
قربان؟
مکالمات تلفني که خواسته بودين از زندان لاپيکوتا
ببخشيد
اون جاسوس پليسهاي مبارزه با مواد رو کشت
کل نورت ولي رو ریخته به هم
انتظار داري چي بگم؟
ميگل منو غافلگير کرده - ببين، پاچو -
من افتخار ميکنم وقتي که نيستم برادرم اوضاع رو کنترل ميکنه
ولي صبر ما هم تا يه حديه
من 20 ساله دارم سازمانمون رو ميچرخونم هميشه مراقب همه شما بودم
ميدونم
ولي موضوع اينه که فکر نکنم واسه تسليم شدن آماده باشم، گيلبرتو
تازه من هنوز بايد سالازارها رو پيدا کنم و اوضاع رو درست کنم
ميفهمم، پاچو ولي بايد آرامش خودتو حفظ کني
فعلا بايد روي نقشه تسليمشدن تمرکز داشته باشيم
اين چيه؟ يخچاله؟
يه پيغام از طرف ميگل رودريگز اورخوئلا
!اي تف تو روحت! اين بوي گند چيه ديگه؟
تيم نظارتي که فرستاده بوديم کالي
"باهام تماس بگير"
اينجا نفوذي داريم
يه نفر از دولت کلمبيا داره همهچي رو به اونا خبر ميده
مخبرتون اين رو گفته؟ - آره -
يعني يه اتفاق ديگه هم افتاده
مهمترين شاهدمون درست قبل ازينکه خواستم واسه شهادت بيارمش، کشته شد
قربان، بوترو ميدونست فرانکلين خورادو تنها برگ برنده منه
وزير دفاع؟
مخبر شما گفته اون آدم نفوذيه؟ - اين فکري بود که کرديم -
پس بهتره اين فکر رو پيش خودتون نگه دارين - ..قربان -
مامور پنيا، حقيقت اينه که شما خارج از راهبرد زمين سوخته هيچي ندارين
يک شاهد مرده، جنگ کارتل و هر کوفتي که توي اون جنگل بود
بايد اين موضوع رو به مقامات کلمبيا بسپريم
من به بوترو گفتم تا ساعت 5 امروز پروندههاي شما به دستش ميرسه
قربان، اگه بوترو نفوذي باشه چي؟
اونوقت داريم پرونده رو ميديم دست کسي که خودش براي کارتل کار ميکنه
جناب سفير، مخبر ما هر کاري که ..ازش خواسته بوديم کرده. اون
جونش رو به خطر انداخته جون خانوادش رو بخطر انداخته
اينطوري اون رو به کشتن ميديم - پس همين الان ازونجا خارجش کنين -
من کاراي اداريش رو ميکنم ميتونم تا 20 دقيقه ديگه نيروهاي ارتش رو بفرستم در خونهش
..نه، اگه همچين کاري کنيم ميگل غيب ميشه و کار ما هم تموم ميشه
کار شما همين حالاشم تموم شده
فکر کردم گفتين تا ساعت 5 مهلت دارم
چي خيلي مهمه، مامور پنيا؟
..گرفتن ميگل رودريگز يا جون مخبرتون؟
کرازبي امروز پرونده رو ميده دست مقامات کلمبيايي
هر حرکتي که بکنيم ممکنه به گوش نفوذي اونا برسه
خودمون و سالسدو رو به گا بده
سالسدو گفت محل جديدشون کجاست؟
ديويد ماموراي امنيتي رو زياد کرده براي گرفتن ميگل يه گردان پليس لازم داريم
گفت بهترين فرصتمون اينه که صبر کنيم تا ميگل جابجا بشه
که واسه اونم وقت نداريم
خب پس منتظر نميمونيم
قربان، شايد بهتر باشه جلوي تلفاتمون رو بگيريم همين حالا سالسدو رو ازونجا بياريم بيرون
کرازبي قبول نميکنه، من ازش خواستم
اون بندهخدا بخاطر ما جون خودشو زن و بچهش رو بخطر انداخته آخه
پس وظيفه ماست که کمکش کنيم
ميگل رو دستگير ميکنيم اونا رو هم خارج ميکنيم
بازم با سالسدو تماس بگيرين
امروز ميگل رو گير ميندازيم
ژنرال، ميگل رودريگز توي طبقه هفتمه
پسرش ديويد، بعد از قضيه حمله ما نگهبانها رو دو برابر کرده
و هيچ راهي نيست که بدون جلب توجه
بتونيم وارد اون ساختمون بشيم
بايد کاري کنيم ميگل ازونجا جابجا بشه
وقتي هم ازونجا بياد بيرون دستگيرش ميکنيم - دقيقا -
چطوري؟
اونش با من
من همينجا توي بوگوتا ميمونم شما از کالي عمليات رو هدايت ميکنيد
ولي بايد همين امروز انجام بشه
فرصتي نداريم
امروز
مامور پنيا، بعد از عمليات آخرمون مافوقم به ديدن من اومد
خيلي مودبانه برخورد کرد اما بهم يادآوري کرد چه دستاوردهايي داشتم
و ممکنه همشون رو از دست بدین
چيزي که منو نگران ميکنه اينه که کسايي
که ميتونن به اين کشور صدمات بيشتري نسبت به کارتلها وارد کنن
حرومزادههايي هستن که اونا با پول خريدنشون
منم نميخوام اين ريسک رو بکنم که ميگل رودريگز رو از در جلويي وارد کنم
تا اونا بتونن از در عقبي فراريش بدن ميفهمين؟
..ژنرال
شما بندازينش تو زندان من مطمئن ميشم که همونجا بمونه
بسيارخب
پس انجامش ميديم
بهتره اميدوار باشيم اون کثافت از آخرين روز آزاديش لذت ميبره
توي اجراي قانون، تنها قدرت واقعي شما
از نيروي سيستمي مياد که شما نماينده اون هستيد
بايد باور داشته باشيد اون سيستم هواي شما رو داره
ولي گاهي.. اينطور نيست
گاهي اونقدر خراب و فاسده که نميتونيد بهش اعتماد کنيد
وقتي قانون بخواد با شما بازي کنه چي کار ميکنيد؟
شما هم سعي ميکنيد مثل خودش باهاش بازي کنيد
خب آقايون، ميگل توي آپارتمانشه
توسط يه ارتش کوچک محافظت ميشه
من همينکه علامت رو دريافت کردم با يه کاروان از اين جهت وارد ميشم
ميايم تا برسيم به اينجا
ازونجا دور ميزنيم و وارد خيابون 25 ميشيم و تا سانتاريتا جلو ميايم
چندتا ماشين؟
چهارتا اسيووي، من توي اولي هستم ميگل توي سومي
ما جاده رو ميبنديم، گيرش ميندازيم
به نظرم اينطوري بهش فرصت فرار ميدين
من روش خشنتري توي ذهنم دارم
نميخوام به اون حرومزاده فرصت بدم هيچ جاي ديگهاي بره
به جز عقب ماشين خودم
شما از آپارتمان بکشينش بيرون باقيش با من
آقا توروخدا باور کنين
به جون همه فک و فاميلم راستشو ميگم، قربان
نه! نه قربان! واستين
!من حقيقتو بهتون گفتم، قربان
دوباره بذار از اول
واسه چي آخه؟
تنها چيزي که ميشه شنيد صداي داد و فرياد يه نفره که شکنجه ميشه، همين
گفتم که، شايد چيزي گفته باشه که کمکمون کنه دهن اون مادرقحبه رو سرويس کنيم
مگه ما جاسوسمون رو نگرفتيم؟
ميخوام يه چيزي بهت بگم
من با تمام وجودم ازين سالسدوي مادرجنده متنفرم
ولي آخه تو باهاش چه مشکلي داري؟ شايد بيگناه باشه
مشکل من باهاش اينه که اون مادرجنده دروغ ميگه
منم ميدونم
حالا اينو بذار از اول
شنيدي؟
براي اين کار من بايد دوباره خانوادم رو تنها بذارم
باشه، ازينجا خارجشون ميکنيم، نگران نباش - اونا مراقب خونه من هستن -
خب پس منتظر ميمونيم تا ميگل رو نگرفتيم کاري نميکنيم
بعدش ميريم سراغ همسرت و بچههات
سر قولتون ميمونيد ديگه؟
سر قولمون ميمونيم
هي، چي شده خورخه؟
..ببين گوش کن با اين باهامون تماس بگير
دختر بزرگم فردا اولين تمرين فوتبالشه
ميترسه بذارنش دروازه واسته
نميدونم چي بايد بهش بگم
هي، ما ميگيريمش خورخه
لباسهايي که ميخواي بذار تو سبد
طلا جواهراتت هم بذار زير لباسها
هر کي بياد فکر ميکنه تازه لباسا رو شستي
وقتش که شد همه رو ميذاري توي چمدون، خب؟
خوبه، يه چيز ديگه هم هست
يه دقيقه بيا
پائولا، نترسيها
واستا خورخه - فقط براي محافظته، پائولا -
واي خدا
عشقم
پائولا، بگيرش
اينطوري محکم نگهش ميداري
..اين ضامنشه، الان آمادست
الان نيست
تنها کاري که بايد بکني همينه
هر کسي که نميشناختي ازون در اومد تو، ازين استفاده کن
خب؟- باشه -
عشقم، تو از پسش برمياي
تو ميتوني
ميذارمش اينجا
من ميتونم
چاره دیگهای ندارم
همينکه ماموراي مبارزه با مواد اومدن باهاشون برين، منتظر من نمونين
پس تو چي؟
من چيزيم نميشه
نگران نباش
نترس، همهچي درست ميشه
چيزي که ميخوام بهتون بگم يه مقدار حساسه
اما آينده همه ما بهش بستگي داره
من نگران برادرم گيلبرتو بودم
موضوع اينه که اون بدون اطلاع من با چندتا از شرکامون حرف میزده
منو ضعيف جلوه میداده
کاري میکرد که چرخوندن اين تجارت برام سخت بشه
..واسه همين
تصميم گرفتم توي گوشي برادرم شنود کار بذارم
معلومه چي داري ميگي، ميگل؟
ما تو گوشي همديگه شنود کار نميذاريم
ميدونم
ولي از جهتي واقعا اين کار لازم بود
شنيدم شما دوتا درباره تسليم شدن باهاش حرف ميزدين
حالا مگه چيزي شنيدي که من نبايد دربارش حرف ميزدم؟
اين مسخرهبازيها چيه ميگل؟
يعني ديگه با گيلبرتو هم نبايد حرف بزنيم؟
معلومه که ميتونين
لازم نکرده پاشي واسمون سخنرانی کني
نه، نميخواستم سخنراني کنم ولي ميخوام يه موضوع مهم بهتون بگم
تسليم شدن روياي گيلبرتو بود روياي ما هيچوقت اين نبود
تازه همه ما خوب ميدونيم گيلبرتو وقتي چيزي ازمون بخواد
چطوري بهمون وعدههاي خوب ميده
به تو چه وعدهاي داده؟
نيويورک
ولي چه زماني و چطوريش هم بهت گفت؟
هيچي دستت نيست
..چپه
اينجا يه گذرنامه داري با شماره ملي جديد
با آدرس دوتا آزمايشگاه توي نيويورک
که بتوني چيزي که براي ماست دوباره بسازي
به تو چه قولي داد؟
سالازارها؟
اينم آدرس محلي که سالازارها توش قايم شدن
که بتوني انتقام برادرت رو بگيري
اونو هنائو بهم داده
پس يعني جنگ نورت ولي تموم شده؟
درسته، به نفع ما
البته اولش مجبور شدم واسه اون مادرقحبه يه هديه کوچيک بفرستم
..ببين، ميگل فکر کنم بايد راستشو بهمون بگي
No comments yet. Be the first to leave one.