射雕英雄传
The first 200 lines.
Sazzzq قسمت 32
خیلی بد شد جینگ. چی کار کنیم؟
این صدای فلوت آشناست
هوانگ یوشی درسته.این هوانگ یوشیه
این صدای ارواح نیست؟ فرار کن. هوانگ یوشی اومد
بدو
بدو
خوشبختانه فلوت برادر کو که اینجا بود نجاتمون داد
بیا جینگ
برادرکو صادقانه چیز های مورد علاقه پدرت رو جمع اوری میکنه
این چیزه خوبی بود که پدرم روزی این اهنگ رو به من اموخت
صبر کن.وایسا
چرا ترسیدیم
این نمی تواند هوانگ یوشی باشه.اون تو
اگر ما صدای فلوت زدن هوانگ یوشی روبشنویم، ما می میریم
اما چرا چیزی احساس نمیکنم؟
بیاید داخل رو نگاه کنیم
برو
برو داخل
نمی تونید برید داخل
احمق.حرکت کن یا
شما نمی تونید بروید داخل کسی داخل داره هندوانه میخوره
تو
روح ححح
پدرم اومد
استاد ارشد
هر کسی حتی هوانگ یوشی هم ماسک میزنه
به نظر میرسه او.از کجا خریدیش؟
هنوز ما را میترسونه چقد ازاردهندست
این ما را میترساند.باید پارش کنیم
ببین هنوز ما را میترسونه؟
خیلی خوبه
افرین افرین
این روح خیلی خوبه
اون زدت
حالا تو میتونی بزنیش
من نمیتونم بزنمش کی گفته نمی تونی بزنیش
زدت.حالاتو بزنش
یک بار زدت.حالا تلافی کن سه بار بزنش
عالیه
اون به دماغم زد منم به دماغش میزنم
گریه نکن.من متاسفم
گریه نکن گریه نکن
کی جرات داره تقلب کنه کدوم قهرمانی پنهانی حمله میکنه
ایا شما لیاقت دارید که اسمه من رو پپریسید
همه گمشید بیرون
گریه نکن
گریه نکن
من دوباره نمی زنمت
درود به استاد بزرگ
- واقعا پدرمه چی شد؟اون کیه؟
پدرم نمی دونه من اینجا هستم. اون منو به خونه میبره
Iمن جینگ که صدمه دیده رو نمی تونم ترک کنم اون ممکنه بمیره
بدون درد سر برو بیرون
استاد بزرگ خانم چنگ به دنبال عمویش می گردد
این مسافر خونه عموشه
عموش مالک مسافرخونه نیست
استاد بزرگ، مالک اینجا عمو من است نام من چنگ نیست
پدرم و وو میانگ فنگ اصلاح کردند فرقه خوشون رو با تغیر نامشون
وو مین فنگ
خانم چنگ، پدرت وو مین فنگ است
استاد ارشد او جانشین رزمی عموی من است
قهرمان لو شما به پدرم میگید عموی رزمی؟
پدرم، لو چنگ فنگ، عمو رزمی شما است
اشما دوتا شاگردان ارشد هستند من حرفی ندارم.
شما غریبه هستید جرا نرفتید؟
- استاد هوانگ، من از "Quanzhen" هستم. من نمی پرسم که کی هستی
- من می خواهم تو بروی. - استاد بزرگ، او استاد من است
تو شاگرد ارشد من هستی چرا به او نیاز دارید؟
ارزش اموختن ندارد Quanzhen wugong
چی گفتید؟
خوب، امروز من به شما نشان خواهم داد قدرت: Quanzhen wugong
استاد
استاد
هوانگ یوشی فکر نکن سبکت خیلی بهتره
میدونی که سبک من بهتره ولی هنور دست نمیکشید
شکل گیری این روش مبارزت شوخیه مغرور نشو
استاد
توشی نون.یه روح هست
سریع برو خونه که یه روح هست روح نیست.
شی گو، نگفتی این خانه شماست
اینجا خونه منه اینجا خونه شی گو
شی گو.اسمت چیه من شی ام
من پرسیدم اسمت چیه
کو هست
نام پدرم هست کو My dad is Qu.
می شناسیش؟
خواهر
ما اخر همدیگه رو دیدیم.خواهر ارشد بالاخره فهمیدم کی هستی
من خواهر رزمی شما یا او جی آ هستم
خواهر بزرگ؟
خواهر کوچک
تو تنهایی. کجاست؟ پدرت با برادر کو
لو میده وای! شی لو میده که او اینجا مرده
پدرم مرد و من تنهام
عمو مرد ما دونفر هستیم ...
یتیم کوچک تنها
خواهر ارشد
خواهر ارشد
خواهر کوچک.نمی تونی
خواهر کوچک گریه نکن
خواهر کوچک گریه نکن. گریه نکن
گریه نکن
شی گو با خانواده اش ملاقات کرد. خانم چنگ خواهر اوست
ولی حیف پدر مادرش مردند
اونا شاگردای جزیره هلو بودن پدرم باید غمگین باشد
شاگردان من بی مصرفن
اما بچه های خوبی هستن.
شی گو خوبه یه احمق خوب (:
پدرت خبلی خوب بود.خوش رفتارم بود. من شما دوتا را دوست دارم
دیدن فرزندش, من واقعا خوش شانسم.
رانگ چوان بود
اگه در جزیره هلو بود بود با ازدواجش موافقت میکردم
رانگر نمرده
گوان
فکر میکنم شما می خواهم یو جیا را به عنوان همسر انتخاب کنید
من ... جرات نخواهم کرد
شما ها شاگردان ارشد من هستید چرا جرات نداری؟
استاد ... - خانم چنگ نظرتون درباره توشی چیه
او ... او گفت ... من رهبر دزدان دریای هستم
بنابراین من لایق خانم چنگ نیستم
. از این بیشتر بدم میاد نظرت درباره اشیانه دزدان دریایی چیه؟
اون میگه شما نالایق هستید من میخوام شما ازدواج کنید
ازدواج کنید حالا
حالا؟ نمی خواید که؟
در امر خیر حاجت هیچ استخاره نیست
عالیه. امشب اینجا ازدواج میکنید
استاد
شا گو
عجیبه که مردم او را صدا می زنندشیطان هوانگ.
اما به اندازه کافی دلواپسی داره برای ترتیب این ازدواج.
جینگ بله
چرا میخندی؟
خوشحالم که می توند با هم باشن.
بعدش نوبت ما باید باشه که ازدواج کنیم
خیلی زود، بهت قول میدم
این اوا اشناست.
در جزیره شکوفه های هلو این صدا رو هم شنیدم
یوا جیا، یه هویی شد ما خیلی سریع ازدواج کردیم
شاید این سرنوشت ماست
گوش نکنم
یو ا جیا،
برای بقیه عمرم من ازت محافظت می کنم و مجنون شما میشم
اونا عزیز دل همن
جینگ جینگ
جینگ
چی شده؟
جی.جینگ جینگ
خودتو کنترل کن
رانگر
من نمی تونم کنترل کنم خودمو
برگرد.نه جینگ
جینگ
رانگر سریع به من ظربه بزن
جینگ.زره جوجه تیغی من بهت اسیب می رسانه
بهت صدمه میزنم
جینگ. خوبی؟
من محکوم به تو شدم ببخشید
جینگ
چیزی نیست
کونک فوی بدعت کذار پیر نمی تونه مقاومت کنه در برابر فلوت پدرم.
خیلی صدمه دیدی
یا او جیا بیدار شدی
من ممنونم از استاد بزرگ
او به رابطه ما برکت داد و ما را به ازدواج هم در اورد
اره.هنوزم به جستجوی برادر جینگ میگردی
اگر هیچ ایرادی نداره، ما با هم به دنباش می گردیم
اوه اره.بزار استاد بزرگ رو در جریان بذاریم
باشه
زهر پیر درمسابقه قدرت پا نمی تون بگیریم
نظرت چیه دوباره مسابقه بدیم؟
باشه.اما جینگ کجاست بریم
ژو بو Zhou Botong.
بهم بگو جینگ کجاست
نی آن شی
نی آن شی
نی آن شی
حالش چظوره؟
چند روز پیش، می خواست خودکشی کنه.که نجاتش دادم
سپس متوجه شدم فامیلیش یانگه
بنابراین او را به اینجا آوردم
. لباسش توسط همسرم عوض شده این خانم دو روز بی هوش بوده
مچکرم.برادر ارشد
مچکرم برادر
بسیار خوب
لطفا
چرا زل زدی به من.دکتر رو خبر کن بله
عجله کن
شاهزاده جوان پزشک اینجاست پزشک سریع معاینش کنید
برای نجاتش خیلی دیر شده .
- به من چه گفتی؟ - شاهزاده ی جوان
شاهزاده جوان
عجله کن، بذار برم . !
اون نمیتونه بمیره.باید زنده بمونه
سریع یک دکتر بهترپیدا بیار اینجا بله
چرا؟
چرابه من دروغ میگی
نی ان چی
نی ان چی میدونی
اگر حالت خوب نبود چرا به دنبال من نگشتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.