The first 200 lines.
زمانه گرگ فیلمی از میشائیل هانکه ترجمه و زیرنویس از محمد فرسام
بِن! قفس رو فعلاً بزار تو ماشین تا خونه رو گرم کنیم
ولی گشنه شه
ده دقیقه بیشتر طول نمی کشه به جاش بیا این جعبه رو ببر
بهم کمک می کنی، اِوا؟
زیرش خیسه. لباساتو خاکی نکنی بِن
اینو کجا بزارم؟
مهم نیست. هر جا خواستی بزار
...ببین !همونجا بمونید
در رو ببند و برگرد
تو اینجا چیکار می کنی؟
یعنی...چطوری اومدی اینجا؟
چی میخوای؟
لطفاً اون اسلحه رو بزار زمین
همونجا بمون وگرنه شلیک می کنم
تو چی فکر کردی؟ اینجا مِلکِ خصوصیه
...نمیتونی همینجوری
بهشون بگو برن بیرون خفه شو -
بچه رو هم ببر بیرون
بیا در موردش حرف بزنیم
حتماً میتونیم یه راهی پیدا کنیم
اون باید بره
...ما دشمنتون نیستیم
چه مدت میخواین بمونین؟
غذا همراتونه؟ چه مدت؟
خیلی
اگه بخواید میتونیم بعضی چیزامون رو با شما قسمت کنیم
از کجا میاید؟ اهلِ شهرید؟
چقدر بنزین داری؟
دیگه چیزی نمونده
آب چی؟
فقط چندتا بطری
اجازه میدی بچه ها برن؟
خواهش می کنم
سوار ماشین شید
اِوا، بِن رو ببر بیرون
اونا چی میخوان؟
ببین تو اون جعبه چیه
گوش کن: ما وسایلمون رو میاریم تو
!کشتیش
!تو کشتیش
!ساکت شو
بسه! خفه شو! برو
زود برو
برو
یالّا، برو! وَردار ببرش
شوهرم تیر خورده
ولی تو که منو میشناسی
خب...؟
چندتا آدم تو کلبه مون هست. به جرج شلیک کردن
ماشین و آذوقه مون رو بردن
خیلی متأسفم
وظیفه ته که به ما کمک کنی
تو که وضعیت رو می دونی
چرا احمقانه برخورد می کنی؟
چرا یه راست از شهر پا شدین اومدین اینجا؟
بچه ها رو وردار ببر
برید بیرون
!مادام اُردنایر
میدونم که صدام رو میشنوید
من زود برمی گردم
اِوا پیشِت میمونه
یه مقدار غذا پیدا می کنم. شاید هم یه جا واسه خواب
مواظب خودت باش
بیا اینجا بِنی
سعی کن یه خورده بخوابی
سعی می کنم زودتر همه چی رو ردیف کنم
بیا! دیگه باید بخوابی
دیگه اینجا برنگرد. شوهرم نباید بفهمه
تو هم همیشه با من مهربون بودی
چیز بیشتری دیگه نمیتونم بِهِت بدم
موفق باشی
صبر کن! یه امتحانی میکنم
باید بگیریش
از دستمون فرار نمی کنه
خواهش می کنم، نباید فرار کنه
حالا
مواظب باش! داره فرار می کنه
میدونم! ساکت باش
وایسا
یالّا! بیارش پایین
ساکت باش
صدات میترسونتش
خوبه...حالا...لعنتی
چی شد؟
دراز بکش! حرکت نکن
این دستمال رو بگیر
سرت رو عقب بزار. زود باش
آروم باش
تو همینجا آروم بمون، من هم پرنده رو واست می گیرم
قول
بیا
میخوای برگردی پیشِ بِنی، مگه نه؟
آروم...بفرمایید
این هم از این
حالا بگیر بخواب
مامان! مامان بیدار شو
مامان! بنی نیست
چی؟ بنی! گم شده -
منظورت چیه؟ - .مامان یه کاری کن. نمیتونم پیداش کنم - پهلویِ من خوابیده بود، حالا نیست
برو یه خورده دیگه یونجه بیار - میتونی فندک رو بهم بدی؟ -
مواظب باش انباری رو آتیش نزنی -
بنی! کجایی؟
مجبورم بیرون روشنش کنم
همه جا پخش میشه
رویِ زمین پرِ یونجه است
بیشتر میخوایم. برو بیار
فایده نداره. باید برم دنبالش
میتونی آتیش رو روشن نگه داری؟ - البته -
فندک رو بده من. باید حسابی روشن باشه که بشه از دور دیدش
اگه خاموش بشه نمیتونم پیدات کنم .بنی رو هم نمیتونم
فهمیدی؟
غصه نخور. پیداش می کنیم
نرو. من میترسم
من هم. ولی به دلت بد راه نده
پیداش می کنیم عزیزم
آتیش رو روشن نگه دار، مواظب خودتم باش
زود برمیگردم
اِوا، من دوسِت دارم. فراموش که نکردی؟ - نه مامان -
بِنی. صدامو میشنوی؟
بیا اینطرف، به سمتِ نور
بِنی. اگه صدامو میشنوی جواب بده
....کسی اینجا نیست؟ سلام؟ هیشکی نیست؟
دوچرخه رو بیرون آوردم
چیکار کردی؟ یعنی اینقدر احمقی که نتونستی مراقب باشی؟
تو چرا تنهام گذاشتی
اگه اینجا می موندی اینجوری نمیشد
اِوا، اِوا، کجا میری
معذرت میخوام، منظوری نداشتم
دیگه تحملشو ندارم
تو سعی خودتو کردی
بِنی
همونجایی که هستی بمون - کاری ندارم باهات -
همونجا بمون
خواهش می کنم، بزار بچه م بره ما کاری بهت نداریم
فکر کنم خودشه کی؟ - همون پسره، دیشب -
شما اهل کجایید؟ خواهش می کنم بزار بره
...قسم میخورم آخه ما چه صدمه ای میتونیم بهت بزنیم؟
ممنون برگرد اینجا، کجا میری؟
.تو داری یخ می زنی کجا غیبت زد؟
دیگه هیچوقت ازمون دور نمیشی
قول بده
با ما نمیای؟
ها؟ بیا
بِنی رو کجا پیدا کردی؟
نمیخوای چیزی بگی؟
چی شده؟ صدمه دیدی؟
میشه ببینم؟ شاید بتونم کمکت کنم
اون گوسفندها مالِ توئن؟
دیشب چندتاشون نزدیکیهای ما بودن. صداشون رو می شنیدیم
تو سردته؟ کتت رو بده من - مامان اون سردش نیست -
سرما خوردی؟چِت شده بِنی؟
چِته؟
ولش کن مامان اون فقط خسته ست
نوشیدنی چیزی داری؟
یه خورده به ما میدی؟ - به جاش چی بهم میدین؟ -
اسمت چیه؟
رفتن به سمتِ رودخونه فایده ای نداره
چطور مگه؟
خیلی وقته این طرف ها یید؟
اونها چیزی نگفتن
تو اخبار گفتن که
مشکلات داره حل میشه چیز دیگه ای نبود
تو اهل کجایی؟
برای تو چه اهمیتی داره؟
حق با توئه. واسم مهم نیست، میبینی که
جواهرات همراه تونه؟ یا مثلاً رادیو یا باطری؟
چطور مگه؟
دوچرخه هم بدک نیست - منظورت چیه؟ -
از راه آهن رد شدین؟ - آره -
خیلی دوره؟ - سه چهار ساعت، چطور؟ -
میگن یه ایستگاه طرفای جنوب هست که قطارها توش توقف می کنن
میگن میشه به کارکنانش رشوه داد
کی این کار رو کرده؟ - کی چیکار کرده؟ -
یا از تشنگی مرده. یا آب مسموم زیادی خورده
شاید هم چوپان کشتتش تا خونش رو بخوره
سگهای وحشی - چه سگی؟ -
چه سگی؟ چه سگی؟ سگ های روستا
اونها هیچی ندارن بخورن
یه چیز طبیعیه. اونها هیچی نمیتونن پیدا کنن
کثافت
دو روزه مرده. بدنش پر از کرمه
بیاین بریم
داری چیکار میکنی؟ - اِوا، بیا دیگه -
واقعاً فکر می کنید میتونید با یه کت زیاد دووم بیارید؟
من حتی یه فندک هم نداشتم
فندکِ شما هم زیاد دووم نمیاره
بیا
اون دیگه بهش نیازی نداره
وایسا، وایسا
وایسا، خواهش می کنم
وایسا
وایسا، بزارید ما هم بیایم
بزارید ما هم بیایم
سلام 196 5:13,380 میتونید برید تو، اونجا آدمای دیگه ای هم هستن
سلام
اسم من آنا لورن ه. این ها هم بچه هامن اِوا و بِن
ما از شهر اومدیم
...بقیه چی؟ منظورت رو نفهمیدم
بقیه آدما کجان؟ ما اینجا کسی رو نمی بینیم
No comments yet. Be the first to leave one.