A Little Love Never Hurts

A Little Love Never Hurts (사랑해서 남주나)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

A Little Love Never Hurts E35 HDTV H264 720p-LIMO FOrum KOrean-Dream
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: فاطمه، فتانه و مریم

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
TS
HD
Published on: 2014-02-16
Downloads: 19
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 35

.نمیتونم اینو قبول کنم

...پس چیزی که میخوایی بگی اینه که

نمیتونی با هاریمِ من به هم بزنی؟

.میتونم ازش جدا بشم

...ازش جدا میشی ولی

این پول کافی نیست؟

برای اینکه ما از هم جدا بشیم چقدر غرامت کافیه؟

اگه بخواییم به هم بزنیم تصمیمیه که خودمون باید بگیریم

...پس در نتیجه

.ازش جدا نمیشم

.بله

.نمیتونم به خواستِ شما ازش جدا بشم

چون نمیخوام با اجبار ازش جدا بشم و شمارو سرزنش کنم

من .. هاریم رو از ارث محروم میکنم

حتی میتونم کاری کنم که اون رستوران درش تخته بشه

بخاطر تو، سونگ می جو، هاریمِ من حتی نمیتونه کاری که دوست داره رو انجام بده

هنوزم نمیخوایی ازش جدا شی؟

.اگه بتونه توی خیابون دکه هم بزنه خوبه

حتی اگه فست فود بفروشه ، هاریم هنوزم هاریمه و پسرِ شماست

باشه

.پس من بیخیالِ هاریم میشم

میتونی شریک زندگیتُ خودت انتخاب کنی ولی فک میکنم نمیتونی خونواده ـتُ انتخاب کنی

هاریم منُ ول کرده و اصرار داره که تورو انتخاب کرده

هاریم به هیچ وجه نگفته که شمارو دور انداخته

چی میخوایی بگی؟

.بهم یکم وقت بده

اگه تا آخرش مخالفت کنین، من از هاریم دست میکشم

ما به هم قول دادیم که اگه از بین ما دو نفر، یکی احساسش عوض بشه، از هم جدا بشیم

هیچ تضمینی نیست که احساساتِ ما عوض نشه

نمیخوام رابطه شما و هاریم بخاطر من خراب بشه

اگه شما بهتون سخت بگذره برای هاریم هم همینطور یشه

پس اگه یکم بهم فرصت بدین، حتی اگه از هم جدا بشیم هم هاریم ضربه نمیخوره

.میگم که احساسم تغییر کرده

.نمیخوام وقتی شما نمیخوایین، ازدواج کنم

.اگه بخاطر من ناراحت بودین، خیلی شرمنده ـم

.اگه بی ادبی نباشه، من زودتر پا میشم

...آدمی مثه تو، واقعا

چطور میتونی دوباره همچین کاری بکنی؟

چطور همچین آدمی..؟

..آدمایی مثه تو

.بدترین آدما ـن

امروز با بچه هایی که قراره امتحان بدن جلسه داریم پس فک نکنم بتونم بیام

.فردا میبینمت

.وقتی کارت تموم شد بهم بگو تا بیام دنبالت

.همینجا

چی شده که نزدیکِ خونه منی؟

چی فکر میکنی؟ میخواستم ببینمت؟

.خیلی چرند میگی. به اندازه کافی سر کار منُ دیدی

.درسته

راستش ... من و جونگ جه مین نه دوستیم نه قرار میذاریم

.ما همکاریم. بعنوان ارشد و زیردست

.اصلا با مزه نیستی

بهتره بگم همو دوست داریم.وقتی متوجهش شدیم یه جورایی درگیر شدیم

و از درون همدیگه خب خبر داریم، پس

.هر جوری هم که بشه میتونیم به هم بگیم

این درست نیست؟

.گفتی همه چیزو بهت بگم و منُ دلداری میدی

.چیزی که میخوایی بگی رو بگو

.این روزا خونواده ما زیاد رو به راه نیستن

خوب .. مگه ما همیشه روبه راه بودیم؟

فقط چون خونواده ـست، مگه همیشه باید اوقات به وفق مراد باشه؟

.ولی بازم زمانهای خوب هم هستن

.خونواده من خیلی وقتا دعوا و درگیری داره

.ولی زمانهای خوب زیادی هم داریم

...ما

قراره امروز تموم کیک قهوه این مغازه رو امتحان کنیم؟

اگه قرار باشه امتحانشون کنیم اونوقت حسابی رو وزنمون میاد. وبنظر میاد 50سالمون باشه. بعدشم فک میکنی چطور قراره این وزنُ کم کنیم؟

مگه دلیلی هم هست که تو چاقیِ بعد 50 سالگیِ منُ ببینی؟

.حتی تصور کردنشم بامزه ـست

فک میکنی شبیه کدو قلقله زن بشی؟

.بله، اونوقت میخوام حسابی قل بخورم

باشه

ترجمه و زيرنويس: فاطمه :.:. .:.:(maryamagh)و مريم (fe_coda) فتانه

.ولی برای ما هنوزم امیدی هست

.که بتونیم هر روز همو ببینیم

این دیگه چجور امید دادنه؟

اگه قرار بود از هم جدا بشیم اونوقت دلمون برا هم تنگ میشه. چون هر روز همو میبینیم

بدونِ شک خیلی زود از همدیگه خسته میشیم

.این خیلی حرف امید بخشیه

درست نیست؟

اگه از درونِ همدیگه هم باخبر باشیم بازم خیلی زود از هم خسته میشیم

بله، پس چرا تو هم دماغتُ بالا نمیکشی؟

پس تو اینکارو بکن. من یه زن ـم. اینکار برای من زشت نیست؟

.باشه

.چقدر کثیف

.ای بابا، جدا که، چقدر کثیف

ای بابا، چه زنی ... اگه نگوزی یا آروغ نزنی خیلی خوب میشه

.یه لحظه

.دفعه بعد

بابا، هنوز بیداری؟

اوه، رفته بودی بیرون؟

.بله، رفتم بیرون یکم هوای تازه بخورم

.پدر، باید برای فردا زود بخوابین

.زود کارم تموم میشه، تو برو و استراحت کن

.باشه

.پدر ... فایتینگ

..فایتینگ

.شب خوش

خوش اومدی، دیر کردی. شام خوردی؟

.بله، خوردم

اون اومد؟

.اون زودتر اومد، با هم شام خوردیم

ولی نمیدونم بخاطر اینه که اشتها نداره یا چی ولی کم غذامیخوره

اگه ادامه پیدا کنه و مریض بشه چی؟

ولی بازم کسی مثه شوهر آدم نمیشه. خوب بهش آرامش بده

میخوام وانمود کنم ندیدم امروز چه اتفاقی افتاده

.مطمئن شو به گوش هاریم یا هاکیونگ نرسه

فک میکنی از اینکه اونا بفهمن میترسم؟

...هاریم و سونگ می جو

هر دوشون گفتن صبر میکنن تا ما اجازه بدیم

اون زنیِ که خوب به هاریم میاد پس بیا بهشون اجازه بدیم

.عزیزم، التماست میکنم

فک میکنی اگه هاریم و سونگ میجو جدا بشن اونوقت هاکیونگ و جونگ جه مین به هم میرن؟

.همچین اتفاقی نمی افته

اگه شرکت نابودم بشه اشکالی نداره پس اول به فکر بچه هامون باش

اشکالی نداره شرکت نابود بشه؟

چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

.به نظر من بچه هامون از شرکت مهمتر اند

میدونی چطور این شرکت رو گسترش دادیم چطور اینقدر راحت حرف میزنی؟

مگه حتی پدر مرحومت مارو خجالت زده نکرد؟

.اگه پدر هم زنده بود با من موافق بود

فورا از این اتاق برو بیرون. نمیخوام قیافتُ ببینم

.باشه

نمیخوام فقط از این اتاق برم، حتی بخاطرت از این خونه میرم

داری از خونه میری؟

.بله، میخوام از این خونه برم

تو اینقدر در مورد شرکت حساس شدی که به کل فراموش کردی چی مهمه

بعنوان یه مادر و یه همسر، اصلا به این خوشبختی علاقه ای نداری، فقط

اگه شرکت رشد کنه و موفق بشه فک میکنی همین خوشبختیه

بخاطر اینکه شرکت دوباره به خطر نیفته ، همه چیزمُ گذاشتم

شرکت باید سرپا باشه تا خونوادمون سرپا بمونه. بخاطر این نیست که اینقدر اونجا تلاش کردیم؟

.بخاطر اینکه با تو هماهنگ باشم من خودمُ گم کردم

من فقط برات یه شریکِ کاری ـم. فقط چون زیر یه پتو میخوابیم به این معنا نیست که زن و شوهریم

باشه

.برو. نمیخوام بهت بچسبم

برا چی شما دوتا اینجوری میکنین؟

خواهر- .هی جه-

.باهات تماس میگیرم

بیا اینجا، برا چی از خونه میری؟

.دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم

.دیگه از سر و کله زدن باهاش خسته شدم

.ای بابا، هی، هی جه

خواهر، چی شده؟ هی جه وسایلشُ جمع کرد و رفت

پدر مادرا باید عقل هاشونُ بذارن روی هم و مسائل بچه هاشونُ حل کنن

برا چی شما افتادین به جونِ همدیگه؟

.مساله هاریم فقط یه بهونه ـست

نارضایتی که این همه مدت از من داشت، این بار فوران کرده

این بخاطر این نیست که من از تو حقوق میگیرم و یا دارم مجیزتُ میگم

.ولی تو کار غیر معمولی ای انجام ندادی

...خواهر

.مطمئنم پدر هاکیونگ هم با من موافقه

بنظرم اون بهتر از هر کسی منُ میشناسه و درک میکنه

.ولی من همچین فکری نمیکنم

.من واقعا سعی کردم قلبمو نسبت به هاریم صاف کنم

برای همین خونواده اون دختر هر چی هم که بودن اجازه ازدواجشونُ دادم

درسته که اون قبلا با کارمند شرکت قرار میذاشته

و اون مردیِ که هاکیونگ دوسش داره، چطور میتونی اینو ببینی؟

هر چقدرم مردم بگن دنیا عوض شده

نمیتونیم بیخیالِ گذشته ی اون دختر بشیم

اینکه اون قبلا با مردی بوده و ازش جدا شده

میتونم همچین چیزی رو هضم کنم

.ولی اینکه اون مرد کسیِ که من میخوام دامادم بشه

اگه این دلیل بیخیال شدن هاکیونگ شده باشه، نباید عصبانی بشم؟

.البته که میتونه عصبانی ـت کنه. من کاملا درک میکنم

...ولی هنوزم، پدر هاکیونگ

میتونه با من اینطوری باشه؟

.هی جه احتمالا چون نگرانِ هاریمه، اینجوریه

امکان نداره چون میترسه واقعا رابطه تو و هاریم نابود بشه اینجوری نمیکنه؟

.استراحت کن

.صورتت واقعا داره لاغر میشه

.من واقعا خوبم

غیر از اون، واقعا متاسفم که این مساله برام پیش اومده

.منم خوبم

.میتونم دیدگاهِ مادرتُ درک کنم

میجو، همه چیزو بهت گفته بود؟

.می جو هیچی نگفته

.راسستش، من مادرتُ دیدم

میدونم که می جو از مردی جدا شده که اونم باهاش قرار میذاشته

و اون مرد چی میشه اگه کارمند شرکت باشه؟

اگه نمیدونست اونوقت یه چیزی ولی مادر میگه اونُ دوست داره

واقعا خوبی؟

.بله

بعد از اینکه اینُ از می جو شنیدم، فک کردم مهم نیست

ولی بازم اگه مادرت اجازه نده، منم نمیتونم قبولش کنم

چون اگه مخالف میل خونواده ـت ازدواج کنی، خوشبخت نمیشی

.تصمیم گرفتیم تا وقتی مادر اجازه بده صبر کنیم

.پس لطفا تا اون موقع بهمون اجازه بدین

.می جو ممکنه تظاهر به قوی بودن بکنه ولی خیلی حساسه

داره سعی میکنه جلوی من احساسشُ نشون نده

.پس حتما تنهایی داره خیلی سختی میکشه

.اون جلوی من هم همینطوره

.من هم ممنونم هم متاسفم

.می جو خیلی دیر کرده

.خانم جوون

کی بهتون گفته این وقت شب تنهایی قدم بزنین؟

شما زیادی درباره من نگران نیستین؟

بهتره یکم حساس باشیم

یه مرد حساس اصلا جالب نیست

چیزی هست که ناراحتت میکنه؟

A Little Love Never Hurts subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left