The first 200 lines.
متاسفم براي ديروز موقعي که جنازه رو ديدم
بايد خودمو کنترل ميکردم
نه خودتو ناراحت نکن
هلن لياقت اينو نداره که ببينه که تو داري براش گريه ميکني
تو فکر ميکني من عمدا اين کارو کردم؟ من احمق نيستم
اون ميدونه ما با هم خوابيديم من فکر کردم باهوشتر از اين حرفا هستي
اگه تو با کسي ديگه بخوابي
نگاه کن به دور برت ما ميتونيم اين خانواده رو با هم نگه داريم
چرا اوسم و توني از من عصباني هستند؟
چطور جرات کرده بياد؟
جيمنز ميدونه؟ نه
من نميدونم اون با اومدن به اينجا با خودش چي فکر کرده
ما بايد به اونا بگيم... فراموش کن
جيمنز ميدونه که اون با ريولان رابطه داشته و بيشتر از اين لازم نيست بدونه
اره اما من فکر نميکنم چي؟
اورا يکي از ما نيست خفه شو
ما اشتباه کرديم اما بايد با هم متحد بشيم
من فقط تو رو دارم.
من چيزي نگفتم
من ميدونم اوسم در اين باره هيچي نميدونه
اون خيلي با معرفته نه
اون خيلي ناراحته
ماتياس همه چيز من بود و اين تو رو عذاب ميده
نه, اين منو نمي رنجونه
تو ميتوني هر کاري مخواي بکني من ميتونستم جلوتو بگيرم
اما تو خودتو قرباني کردي من سرباز ميخوام نه گريه کن
بي عيب و نقص ، مثل هميشه
اين چيه؟ اين گردنبند رو خالم بهم داده
براي حفاظت از من
من خبر دارم كه چيكار مي خواهيد بكنيد
اون جوري كه شما فكر ميكني نيست اوسم به من دروغ نگو
به من دروغ نگو
من خبر دارم كه چيكار مي خواهيد بكنيد
من شوهرم رو از دست دادم و نمي خوام كه خانوادم رو هم از دست بدم
خوب گوش كن اوسم
تو تنها كسي هستي كه من بهش اعتماد دارم پس بايد يه چيزي رو بهم قول بدي
همه رو سالم برگردوني بدون اينكه بهشون آسيب برسه
قول بده.
قول ميدم
حالت خوبه.
تو فک ميکني من دربارش نميدونم...
من احمق نيستم
من باهاش بيست سال خوابيده بودم اما من شوهرم رو بهتر از شما ميشناسم
گوش کن فرانک
من بهت اعتماد دارم
تو به من قول دادي هر کاري بکني
قول بده همهء اون خوکارو بکشي
قول بده به من همهء اونارو بکشي
همشون رو
با من چيکار داري؟
نه
اونا کجان؟ من نمي دونم چي ميگي
اونا کجان؟ من نمي دونم کي ...
اونا کجان؟
دوباره ازت ميپرسم نميدونم منظورت چيه؟
مارکودس کجاست؟ مارکودس کجاست؟
نميدونم درباره کي حرف ميزني
اونا کجان؟
چه اتفاقي افتاده؟ مارو تنها بزار
توني اونو ولش کن داري چيکار ميکني
گمشيد خوکها
- تو کار خصوصي ما دخالت نکنيد گمشيد از اينجا
اونا دو روزه که مخفي شدند
کجا؟
منن کاري با ريولان نکردم
بگو کجان
تو شمال اينجا
چي؟ تو شمال اينجا
تو ناحيه شارون
با افرادش اونجا پنهان شده
ريولان
مثل برادرمون بود
مارکودي اونو مثل يه سگ کشت
من احساساتي نيستم
من فقط براي کشتن اون حرومزادها اينجام
من ميرم ببينم
اونا بايد براي نجات جونشون ازم خواهش کنن
من فكر ميكردم كه اين مكان خاليه
الان ميريم ميبينيم
پس چي؟ ما هر كسي كه جلوي راهمون رو بگيره از بين ميبريم
بجمبيد
بريد خونه نمي خواد به ما بگي كه چيكار بايد بكنيم
آروم باشيد برادرا
بريم از پشت ساختمون وارد بشيم
Jimenez, ما نيومديم اينجا كه قتل عام راه بندازيم
اينجوري بهت احساس بهتري دست ميده؟
تو نميفهمي
ما وارد يه بازي كثيف شديم
ما اومديم اينجا فقط براي مارکودي
تو يه آدم خوب هستي من ميدونم
ولي فراموش نكن كه ما چرا اينجاييم
امروز اومديم اينجا براي قتل عام
بريم
اون ها دشمن ما هستند ، اينو بخاطر داشته باش
اوه ، آرام
كجا داريد ميريد؟
تو كي هستي؟
آروم باشيد من كنترل كننده اينجا هستم.
خوب ، من خيلي وقته اينجام ، ديگه هيچ چيز زيبايي براي ديدن توي اين ساختمان لعنتي نيست
اين يه عمليات سريه؟
توي طبقه بالا تعدادي مهاجر هستند چند تا هستند؟
هفتا هشتا
درباره گروه محافظ چيزي اشاره نكرده بودند. كسه ديگه اي توي طبقه بالا هست؟
نه. اين ساختمان براي آدم هاي خاصي هست
اينجا مثل جهنم ميمونه و ما همه فقير هستيم
بيشتر خانواده هاي اينجا فقير هستند
تو فرانسه درباره اين هيچي نميشنوي تو ما رو نديدي ، فهميدي؟
بريم بالا
اون ها فكر ميكنن كي هستند؟ اين ساختمون ماله منه
هر كسي كه خطرناک به نظر ميرسيد بكشين
تو از درب مواظبت كن , توني
شما دو تا مقابل درب بمونيد
هيچكس تا موقعي كه من بهش علامت ندادم حركت نميكنه
ما بايد به اون ها درسي بديم که يادشون نره
ما بايد بريم
تمومش كن, اد
اون ديگه براي ما مفيد نيست
من ميتونم با اين اسلحه اون ها رو بگيرم اينجا چكار ميكني؟
به من اعتقاد داشته باش ، اين اسلحه از اسلحه تو خيلي بهتره
جيمنز
توني
ميکشمت
حركت نكن ، اون رو بده من
اين چيه؟
بزار چهره ات رو ببينم
چه چهره زيبايي
تو كي هستي؟
من همه اون ها رو ميكشم نه
بريد داخل
بريد داخل
بيا اينجا بجمب!
برو به بقيه بگو
اجازه نده كه هيچ كس ديگه اي وارد ساختمون بشه هيچ كس
بزار من برم ، لعنتي بزار من برم
خفه شو
گفتم خفه شو
به من نگاه كن
گفتم به من نگاه كن
چيكار داريد مي كنيد؟
چند نفر بيرون از اينجا هستند؟
به من نگاه كن
اون ها براي كسي اومدن اينجا؟
مي خوايد بدونيد كه چرا ما اينجا هستيم؟
چه گهي خوردي ريدي تو كت و شلوارم
لعنتي ، من خدمتكار شما نيستم
من اون كلمه اي كه داري ميگي رو نميفهمم
دهنتو ببند
لعنتي
ولش كن
مي خواي كارتو مثل اون تموم كنم؟
يه نگاه به اينا بندازين يه سري پليس احساساتي با اسلحه اسباب بازي
اينا ميخواستن مارو بگيرن؟
ما توي منطقه خودمون همه کاره هستيم
چيكار مي خواستيد بكنيد؟
Bola!
نميشه اون ها رو تنها گذاشت
بايد بريم بيرون از اينجا ، قبل از اينكه توسط نيرو هاي پليس احاطه بشيم
ما نميتونيم اينجا رو ترك كنيم
در حالي كه اينا هنوز به ما نگفتن كه بيرون چه خبره
يه مشكلي پيش اومده ، همه درب ها رو قفل كن و بيا بالا
فراموشش كن
اون ها نمي خوان حرف بزنن
ون درست ميگه ، بزار كار همشون رو تموم كنيم
هيچ كس اون بيرون نيست
ما تنها اومديم
به من دروغ نگو
به من دروغ نگو
شما از مركز پليس اومديد؟
جواب بده
جواب بده
من نميدونم اين ها كي هستند
تو فقط با اسلحه ميتوني حرف بزني
ما تنها اومديم اينجا تا انتقام ريولان رو بگيريم
همشونو بکشين
اين همه كار كرديد فقط براي يه پليس لعنتي؟
اد , چه اتفاقي افتاده
اون ديگه چه كوفتيه؟
برو كنار
حرومزاده
اين امكان نداره
چه اتفاقي افتاده ؟ من هر چقدر بهش شليك مي كردم
اون همون جوري ايستاده بود
تكون نخوريد
خداي من اد
لعنتي
اد
بجمبيد
بجمبيد
بجمبيد
ميله ميله رو بردار
بجمب لعنتي
بجمب ميله رو بزار
کزيج رو خوردن
بولا
بولا ، اينجا نميان نترس من باهاتم
اوسم
چه اتفاقي افتاده؟
اوسم, چه جهنمي داره ميشه
اوسم!
اون ها دارن ميان
No comments yet. Be the first to leave one.