The first 200 lines.
ببین، تنها دلیلی که هنوز اینجایی اینه که
گفتی که یه ماما هستی.
یه چی؟
اصلاً مدارکتو از کجا گرفتی؟
ام... ببرینش از خونهم بیرون.
قبل از اینکه ریههاشو از تو سینهش بکشم بیرون.
در قسمتهای گذشتهی زاتیما
اون بچه من نیست. نه، هست.
باید آزمایشش کنم.
باشه، میتونم بچه رو آزمایش کنم.
تو رحم. من پولشو میدم.
میدونم عاشق فاطمهای.
اما اون دوستت نداره. من دوستت دارم!
چی میگه؟
میگه که اونا حق دارن به طور موقت ببرنش.
لعنتی!
همینه... همینه.
این خو...به!
وافل، پنکیک
بیکن، تخم مرغ، سیبزمینی، میوه.
این میوه کافی نیست.
همین باید بس باشه.
با-با-با!
به تزئین نیاز داری. به تزئین نیاز داری.
یک بار دیگه. تزئینش کن!
از نظر ظاهری غذا داریم: پنکیک،
وافل، تخم مرغ، سیب زمینی.
هیچکی نمیتونه حرفی به کارم بزنه.
کی اینجوری این کارو میکنه؟
موز رو هم دارم. بذار موز رو بیارم.
من موز رو آوردم.
گور بابای اون موز.
فاطمه!
فاطمه؟
فاطمه؟
فاطمه! چیه؟
چیه؟ هی تو!
تو، تو! ای بابا!
نزدیک بود غذا رو بندازم.
زک، تو همش میگی: "فاطمه، فاطمه، فاطمه!"
عزیزم، گوش کن. میبینی که خوابم؟
باشه. این موقع صبح چی میخوای؟
هیچی نمیخوام، فقط برات صبحونه آوردم.
ها؟ زک، برای کی؟
زندگی ۶۰۰ پوندی من؟
گفتی که گزینه های زیاد دوست داری.
پس من فقط هر چیزی که دوست داری رو برات آوردم.
نه همهش یک دفعه، زک.
بابا، فقط ریلکس کن و بخور.
منم باهات میخورم.
مواظب باش غذا رو نریزی.
ای بابا، زک! متاسفم.
اشتباه من بود، اشتباه من بود، اشتباه من بود.
زک، برای این همه مسخرهبازی زوده.
ما باید بریم دادگاه.
نه، نه، نه، نه.
باید خوب غذا بخوری تا تو این مبارزه کمکم کنی.
میدونی چیه؟
و خوشحالم که داریم میریم دادگاه.
من طلاق میخوام. ای بابا.
سر خودت کلاه رفت. ما که هنوز ازدواج نکردیم.
آره، اگه تو هی اینجوری کنی ازدواج نمیکنیم.
اینقدر زود از خواب بیدارم کنی، ای بابا!
اینا که هدر نرفته رو نمیخوای؟
بابا، گور بابای اون غذا. من این همه رو نخواستم.
چرا داد میزنی؟
چون همه جا غذا ریخته. باید اون کثافتکاری رو تمیز کنی.
هی، هی! فحش نده، باشه؟
انرژی منفی برای بچه خوب نیست.
زک، خفه شو.
میذارم اون خراب شه چون هورمونات قاطی کرده.
اوه، میخوای بذاری خراب شه؟ آره.
زک، اگه ساکت نشی
چی؟ اگه حرف زدنم رو تموم نکنم، چی؟
میخوای با من دعوا کنی؟ چیه؟
میدونی چیه؟ آره، آره، میکنم.
و حسابی حالتو جا میارم.
لعنتی، دلم گرفت.
تنهام بذار! اون کثافتکاری رو تمیز کن!
زنهای باردار عصبانی میشن.
اون حتی نمیدونه چی رو از دست داده. این عالیه.
کمی استرس دارم. منم همینطور.
این باید آسون باشه.
تو پدر بیولوژیکی هستی.
پس نباید برای گرفتن حضانت تو مشکلی داشته باشیم.
همینجا. ممنون.
چرا اینطوری خیره شده؟
نمیدونم چرا اخم کرده.
همه بلند شید.
قاضی محترم کولبرت ریاست جلسه را بر عهده دارد.
میتوانید بنشینید.
امروز به پروندهی...
خانم پاتریشیا کانینگهام علیه زکری تیلور رسیدگی میکنیم.
خانم کانینگهام عمهی بزرگ کودکی که مورد بحث است، هستند.
درسته، وکیل؟
بله، عالیجناب.
و آقای تیلور هم پدر بچه هستن. وکیل شما خانم ویلسون هستن؟
نه، عالیجناب.
من نامزدش هستم و شاهد حُسن اخلاق.
یعنی میتونم برداشت کنم که شما دستیار حقوقی هم هستید؟
بله، عالیجناب.
خب، پشت مردت باش.
تا وقتی که به عنوان وکیل، مشاوره حقوقی نمیدی.
بله، عالیجناب.
تبریک میگم بابت نامزدی و بچه، فکر کنم.
آقای تیلور، خانم کانینگهام درخواست...
حضانت کامل مایکل رو کرده، با توجه به اینکه مادرش،
هدر، قبلاً توسط دادگاه صلاحیت نگهداری رو از دست داده.
و در مورد شما، آقای تیلور...
خانم کانینگهام خواهان حضانت کامل است.
به دلیل شواهد مربوط به تمایلات خشونتآمیز،
سابقه طولانی زندان،
و اتهامات کلاهبرداری مالی.
چی؟ کلاهبرداری مالی؟
اون توسط SEC مورد تحقیق قرار گرفت.
آره، ولی چیزی پیدا نشد.
وکیل اسمارت، با شما شروع میکنیم.
عالیجناب، شما در مدارک ارائه شده...
سوابق آقای تیلور رو خواهید دید که شامل جرایم خشونتآمیزه.
اما موکلم امروز اینجا نیست که حضانت کامل رو بر اساس...
تخلفات قانونی گذشتهی ایشون بخواد.
خب، پس برای چی اینجا هستیم؟
عالیجناب، ما یک ویدئو به عنوان مدرک ارائه کردیم.
آقای تیلور در این ویدئو در حال کتک زدن برادر خودش دیده میشه.
اعتراض! زک، آروم باش.
میبینی داره چیکار میکنه؟
بله، اما...
من ویدئو رو دیدم، بله. خیلی وحشتناکه، آقای تیلور.
ولی شما شرایط رو نمیفهمید.
ساکت باشید، آقای تیلور.
عالیجناب، قربانی در نتیجهی این حادثه...
بستری شد.
و کمتر از یک هفته بعد،
هر دو طرف در یک تیراندازی درگیر بودند.
آره، و به اون هم شلیک شد.
پس بچه با هیچکدومشون امن نیست.
باشه، یعنی بچه امن نیست چون به من شلیک شده؟
آره. این دیوانگیه.
ما گزارش پلیس رو همینجا داریم.
اون تقصیر من نیست.
گزارش پلیس به عنوان مدرک ارائه شود.
عالیجناب، ما همچنین میخواهیم...
یک پروندهی دعوای مدنی رو به عنوان مدرک ارائه کنیم.
علیه خانم ویلسون، وکیل آینده و نامزدش.
چی؟ لطفاً اون رو هم...
به عنوان مدرک ارائه بدین.
عالیجناب، اون دعوی قضایی ظالمانه بود.
و تمام اتهامات رد شد.
و ناموجه و بیاساس تشخیص داده شد.
من اصلاً نمیدونم چرا منو وارد این موضوع میکنید.
چون بچه تحت مراقبت شما هم خواهد بود.
و از اون بچه مراقبت خواهد شد.
ما اینو به عنوان اثبات حقیقت نمیدونیم.
ما باید کاری رو انجام بدیم که به نفع کودک باشه.
مایکل تحت مراقبت...
خانم کانینگهام بوده از زمان حادثهای که...
با مادر کودک پیش اومد.
ما معتقدیم که بهتر است حکم حضانت موقت...
به حضانت کامل تبدیل شود.
اوه. میفهمم.
وکیل، طبق این هر دو حادثه،
آقای تیلور و خانم ویلسون قربانی هستند.
شخص ثالث تیراندازی کرده.
به همراه لغو دعوی قضایی علیه خانم ویلسون.
دقیقاً. ما میدونیم، عالیجناب.
اما این حوادث نشون میده که آقای تیلور و خانم ویلسون...
به طور مستقیم و غیرمستقیم در اقدامات خشونتآمیز دست دارن.
که امنیت کودک رو زیر سوال میبره.
این مزخرفه.
مراقب باشید، آقای تیلور.
در واقع داری همدردی منو جلب میکنی.
عالیجناب، شما نمیتونید این بچه رو ازش بگیرید...
بر اساس مدارکی که فقط ناموجه تشخیص داده شده.
ناموجه؟ بله.
نظم!
خانم ویلسون، با توجه به اینکه پیشینهی شما در...
دادگاه حضانت کودک نیست،
و شما هنوز آزمون وکالت رو قبول نشدید،
بهتون یکم نصیحت میکنم:
به یک قاضی دادگاه خانواده نگید...
که سابقهی خشونتآمیز کسی ناموجهه،
چون قطعاً هست.
حالا، با این حال، با توجه به شرایط...
من معتقدم که کودک باید...
با والدین بیولوژیکی خودش باشه.
چی؟ من تایید نمیکنم...
که پدرها رو از بچههاشون دور نگه دارن.
عالیجناب، آخه این چه حرفیه!
ساکت باشید، خانم کانینگهام.
حالا، بر اساس مدارک...
مشکلات آقای تیلور با قانون
او را والد نامناسبی نمیداند.
داری مسخرهم میکنی؟
اما شواهد نگرانی جدیای ایجاد میکنند.
قاضی محترم، میتونم چیزی بگم؟
بفرمایید.
قاضی محترم، میدونم که گذشته خیلی خوبی ندارم،
اما وقتی پای مراقبت از پسرم میاد وسط،
اگه فرصت بهم داده بشه،
میتونم بهترین پدر دنیا باشم.
No comments yet. Be the first to leave one.