The first 200 lines.
" دولي "
" دولي "
" دولي "
" دولي "
" کجاوه دولي "
نه
بعد از اين که ازدواج کرديم
.پس بيا ازدواج کنيم
اين به آسوني چيدن نيشکر .از مزرعهت نيست
چند وقت ميشه که همديگه رو ميشناسيم؟
همش 2 ماه
ولي جوري حس ميکنم که انگار سالهاست تو رو ميشناسم، دولي
چيز ديگهاي نيست که بخوام بدونم
نه خانواده تو باهاش موافقت ميکنند .و نه خانواده من
خانواده رو ولش کن بابا !کي اهميت ميده
اسم من سونو شراواتـه
اگه اونا اجازه ندن که ما با هم ازدواج کنيم
ميرم رو ريل قطار دراز ميکشم
بعدش بهت التماس ميکنند .که به خونه بياي
صحيح
و باباي من چي اوني که ارتشي هم هست؟
خب؟ مگه تمام بدنم بيماري قارچي داره؟
مشکلي دارم؟ تازه براي انتخابات شوراي روستا هم شرکت کردم
باشه، من باختم
که چي؟ خيلي ها ميبازن
ولي انتظار ميره دفعه بعد برنده باشم
و همين تازگي نيشکر به ارزش 2 ميليون فروختم
اگه پدرم سرت داد بزنه ميشاشي به خودت
!مزخرفه، سرم داد بزنه
دولي، تو تنها کسي هستي که من رو بي غم و غصه ميکني
ما سر و کارمون بيشتر با تفنگه تا نيشکر
اشتباه نکن
من اهل هارايانا هستم
ديگه حتي نگو که ميشاشم به شلوارم
سرم داد بزنه
بله
سونو اوه، داماد-
اوه شرمنده، اميدوارم با اين که اينطور خطابت کردم مشکلي نداشته باشي
نه، نه ندارم
راجو بله -
چطوري؟ توپ -
لباست واقعا زيباست زيبا؟ -
آره بگيرش -
نه - برش دار - چي ميگي؟ -
بگيرش، ما ديگه فاميليم، بگيرش مرسي -
اندازهت ميشه؟ آره -
ميشه، دارم وزن کم ميکنم
بابا خونهست؟ آره -
بابا بله -
ايشون سونو شراوات هستن دوست دولي
ميخوان با شما صحبت کنند
سلام عمو سلام -
بايد در مورد دولي يه صحبتي بکنم
ها، بگو چي هست؟
بگو
من ميخوام با دولي ازدواج کنم
چي؟ بله؟
ميخوام يا دولي ازدواج کنم
ها؟
عوضي غيرنظامي در مورد عروسي حرف ميزنه
!برو بيرون
!بيرون
چه خبره؟
..بابا، اگه خواهر رضايت داده
چطور ميتونيد اينطور رفتار بکنيد؟
نه، ولي هنوزم..بابا
!خفه شو
توي خونه اون بزرگتر ندارن؟
خودش پا ميشه مياد اينجا ..عين يه اسکل در مورد ازدواج
صحبت ميکنه، بزن به چاک
چرا بد رفتاري ميکنه؟
وقتي زياد زير نور آفتاب ميمونه
فشار خونش ميره بالا
معمولا پيش مياد
بندازيدش بيرون بابا نميتونه اينطور رفتار کنه -
سونو دوست منه ..ميدونم عزيزم، ولي-
اون مادر دولي؟
درود مادر عيب نداره مامان
پسرم، خانوادهت رو بيار به ديدن ما
با پدرش صحبت ميکنم اوکي؟
باشه، هرچقدر ميخواين باهاش صحبت کنيد
ما گدا نيستيم ارباب(مالک) هستيم
سال پيش با فروش نيشکر 2 ميليون سود کردم
تو سياست هم فعالم
براي شوراي روستا هم شرکت کردم
اگر ميخواستم، ميتونستم با دختر شما فرار کنم
ولي نميخواستم که به احساسات پدرش خدشه وارد کنم
ولي پدر اون سعي داشت سر منو بشکنه
ممنون از شما که بهم احترام ميذارين
خدانگهدار
داماد، لباست
نگهش دار
ممنون داماد
!اوه خدايا
ديگه از پس اين کاراي سخت بر نميام
به ايمراتي بگو انجامشون بده
صبر داشته باش
عروس بعدي، براي توء چي؟ -
چه ازدواج بعدي؟
برام بانو مياري؟
مغزت کاملا معيوب شده
"ميخواستم بگم "عروس
ولي تو فکر ميکني من ميخوام "بانو" بيارم خونه
تمام کاري که ميکني دعواست
ميخوام بدونم که دولي چطور !خودش رو تو اين محيط وفق ميده
دولي؟
تو عروسي، تنها کارت نشستن رو اسبه
فقط بپا که نيوفتي بقيه کارا رو به پدرت بسپار
هر چيز ديگه
من فقط با دولي ازدواج ميکنم
و اگه اجازه ندين من خودکشي ميکنم
بعدش ميتوني جسدم رو بذاري روي اون اسب
چاخان نيا، عمل کن
فکر کردي دارم بلوف ميزنم؟
باشه، امروز ثابت ميکنم صبر کن
پسرم همونجا باش -
به اندازه کافي ازش کشيدم
با اين زهر داستانم رو ختم ميکنم
بعدا خودت رو لعنت نکني
که تنها پسرت خودکشي کرد اوکي
بخورش
پسرم، زده به سرت؟ اين کارو نکن
ول کن، مامان
ميخواستي بخوريش؟
گوش کن مامان، ميخوام بخورمش ولش کن پسرم -
گوش کن
پدرت هنوز توانايي حفظ نسلش رو داره
عقلت رو از دست دادي؟
من فقط يه پسر دارم
اگه اتفاقي براش بيافته
چطور با همسري مثل تو زندگي کنم؟
ترجيحا ديگه پسري ندارم
يالا، با هرکي که ميخواي ازدواج کن
من ميخوام ازدواج کنم
ولي شما دو نفر بايد بياين و ترتيبش رو بدين
بهش بگو آماده بشه
نميتونه اين ريختي بره
ببرش
تو بغلت ببرش
بدش نه -
پسش ميدم
داشتم ميگفتم که موسوم آپريل شروع ميشه
پس بايد قبلش ازدواج کنيم آره -
وايسا، صبوري کن بيتابي نکن
اول، من و سرگرد در مورد مسائل مهم بحث ميکنيم
مسائل مهم؟
البته
راجو، کيف آره
اين مقدار پول رو براي دخترم دولي پس انداز کردم
نه بابا، نميتونيم باهاش موافقت کنيم اين اشتباهه
دخالت نکن
بگذريم، چقدره؟
براي شما نيست
براي دختر و دامادمه
يه کادوي کوچيک
بيست و نهم تاريخ خوبيه
ميتونيد ازدواجشون رو توي اون روز برگزار کنيد
بيست و نهم عاليه حله -
،و يه چيز ديگه من ارکست هم خبر ميکنم
عاليه بهترين ديجي رو مياره -
چرا کسي رو از هارايانا دعوت نکردي؟
خاله؛ خوشحالي؟
ما به تو دخترمون رو ميديم به تو همه چيز ميديم
اون ديگه مال ماست
درسته، کاملا درسته
عاليه
کنار هم بايستيد
صبر کنيد، صبر کنيد من کنار سرگرد ميايستم
جناب سرگرد، نزديکتر لبخند بزنيد، لطفا -
الو
1, 2, 3. 1, 2, 3. امتحان ميکنيم
امتحان ميکنيم
الو، الو
داماد راجو -
کجا بودي؟ همينجا -
لباست خيلي خفنه
دست بردار، داماد
اندازهست آره، رديفش کردم -
هي کُت قرمز بيا اينجا
بله بيا اينجا -
بله آقا
ببين، اينا اقوام من هستن
اونا از نظام هستند، ارتش
و همسرم رو ديدي؟
اون تو محيط انگليسي تحصيل کرده
و ايشون برادر زن من هستن، راجو
سلام
وقتي بهم مقياس(اشتباه ميگه) ميدي داماد -
معرفي آها -
معرفي
!معرفي اوکي آقا -
فهميدم اوهوم -
من ميرم، تو درياب
خب، وقتي انجامش ميدي انگليسي انجامش بده
اوکي، ادامه بده و موهات رو درست کن
بيا، به دوستانم معرفيت ميکنم
برادر، پدر، مادر و خواهر عزيزم
امروز روز خجستهايه
دوستمون، سونو شراوات
با دوستمون (خواهر دولي) ازدواج ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.