The first 173 lines.
زیرنویس و ترجمه Temari
عالیجناب وارد می شود!
به شما می گن پرنسس نیمه شیطانی؟
دختر نیمه شیطانی- تووا هیگوراشی
من نماینده شوگان کانتو، اوگیگایاتسو هیراگی دانجو ام.
نماینده شوگان کانتو - اوگیگایا هیراگی دانجو
اسمم تووا هیگوراشیه.
ببخشید ولی من پرنسس نیمه-شیطانی نیستم.
خب حرفش اینه سوکیو.
سرورم اگه ممکنه لطفا بهم اجازه بدین.
پرنسس نیمه-شیطانی کتابی که با خودت حمل می کردی پیش منه.
ارباب-سوکیو
مطالعات اجتماعی جدید و تاریخ
اون ابله! چرا باید اونو با خودش بر می گردوند؟
چیزایی که اینجا نوشته شده حقیقت داره؟
این منطقه ریوا که ازش اومدین... چه جور سرزمینیه؟
نمی تونم چیزی بگم. و گرنه تاریخ عوض می شه.
جواب بده پرنسس نیمه-شیطانی
می دونین باید توصیه ام رو قبول کنین و بذارین برم.
وقتی دوستام برسن اینجا اوضاع زیاد به نفعتون نمیشه.
چه مزخرفاتی.
می خوام یه چیزی ببینین.
این یه صندلی دوچرخه اس؟!
تو فهمیدی این چیه!
دقیقا. انگار اون چیزی می دونه.
یه همچین چیزی اونجا چیکار می کنه؟
وقتی یه ماهی گیر داشته دنبال صدف می گشته اینو از کف رودخونه پیدا کرده.
بعدش بهمون هدیه شده.
تو ایالت موساشی شایعه شده...
راهبی که از چاه استخون خور اومده بوده از یه جایی به اسم توکیو میومده.
توکیو؟ چاه؟ راهب؟!
این زین ارابه اسرارآمیزی بوده که سوارش می شده.
اون و یه نیمه شیطان به اسم اینویاشا با کشتار شیطانین تو این سرزمین سفر می کردن.
چیزی که می خوام بگم افسانه ایه که بیش از ده سال پیش شنیدم.
تقریبا شش ماه از وقتی تصمیمم رو گرفته بودم
که با اینویاشا در دوران فئودالی زندگی کنم می گذشت.
اون روزها سرشار از آرامش بود
راهب در حال آموزش- کاگومه هیگوراشی
انگار وقتی داشتیم سر سنگ شیکون می جنگیدیم، تو خواب و خیال بودیم.
اینویاشا: دوران بعد
اینویاشا: دوران بعد
سانگو!
اوه، کاگومه-چان
اوه، کاگومه!
دختران اسرارآمیز میروکو و سانگو-کین-یو و گیوکوتو
کاگومه!
– ببین، ببین! – ببینم چی واسم آوردین؟
اینا رو از زیر خاک دراوردیم!
یه عالمه ان!
اینا ریشه کودزو ان.
اگه خشک شون کنیم دارو خوبی می شن.
وای، واقعا؟
آره، واقعا
بیاین، اینو می دم به شما.
این چیه؟
این ریشه کیکیوئه.
ریشه کیکیو؟
پسر میروکو و سانگو- هیسویی
همسر میروکو-سانگو
کیکیو گیاه خیلی مهربونیه. برای سرفه و تب خوبه.
چی؟
من غذا می خواستم.
غذا، غذا!
غذا می خواین، ها؟
با شما دوتام. اینقدر کاگومه-چان رو زحمت نندازین.
باشه
هفت تا گل پائیزی؟
آره
مال مانیوشاست، اثر یه شاعری به اسم یامانوئه یا یه همچین چیزی...
چیزی نیست، چیزی نیست. گریه نکن. هیسویی
گریه نکن هیسویی!
ببخشید هیسویی-کون
می دونم قبلا هم اینو گفتم، ولی کین یو، گیوکوتو و هیسوی...
جغد شیطانی چهار چشم- یوتسومه
همه شون اسم های منحصر به فردی دارن.
میراکو انتخاب شون کرده
حتما میراکو خیلی چیزا می دونه.
راستی اینویاشا و میراکو هنوز برنگشتن؟
شنیدم شیطانی که دارن باهاش سر و کله می زنن یکمی دردسر سازه.
که اینطور
یه تخته سنگ افتاده نزدیگ یه مقبره
و شیطانی که اونجا مهر شده بود عاقبت آزاد شده...
اینه؟
اینا که فقط استخونن.
از وقتی اون صخره سقوط کرده خیلی بهمون حمله شده.
و فقط سرهاشون کنده شده.
نیمه-انسان، نیمه-شیطان- اینویاشا
راهب متخلف- میراکو
– میراکو! –بله
اون از همین نزدیکیا هدف مون گرفته
شیطانی که کیکیو مهرش کرده بود- کله ریشه ای
– سرهاشون اونجاست! – غیرممکنه...
تسایگا!
موفق شد!
حقت بود
خیلی ازتون ممنونم راهب بزرگ
هی! من زدم نابودش کردم!
ولی انگار فعلا زده به چاک...
اینویاشا هنوز کارمون تموم نشده
ها؟
می تونین ما رو به اون مقبره ای که سنگ روش افتاده ببرین؟
اینجاست
خیلی بد شد
این...
تیر کیکیوست؟
اینویاشا تو چیزی از این جریان می دونی؟
نمی دونم
که اینطور. پس باید برگردیم و از کائده-سان بپرسیم.
چه دهکده کثیفی بود
رئیس تازگیا همه دهاتیا همین شدن.
شیطان گربه-گیرارا
برادر کوچیکتر سانگو-کوهاکو
کیرارا!
این...
اینجا چه خبر شده؟
سر ریشه ای...
سشومارو-ساما
عجب
نوکر سشومارو-جاکن
پس اون اننرژی شیطانی ار سر ریشه ای میومد؟
جاکن-ساما
لطفا بهم بگین
این سر ریشه ای چیه؟
برادر بزرگتر اینویاشا-سشومارو
یه تیکه بی ارزش از یه یوکای موذی. به جز اینکه
به جز چی؟
به جز اینکه اون...
– .... آزار دهنده اس – ها؟
کی، من؟
شکی درش نیست
این تیر مهر و موم خواهرم کیکیوست.
راهب اعظم ده-کائده
تیر مهر و موم کیکیو؟
سر ریشه ای هیولایی که خواهرم کمی بعد از دیدن تو مهر و موم کرد اینویاشا
چرا کیکیو-ساما به جای این اون شیطان رو با تیر مقدسش پاکسازی نکرد؟
کی می دونه چرا؟
اون همیشه با همه رقم شیطان کلنجار می رفته
ولی گمونم از کشتن شون خسته شده بود.
همون زمونا بود که اون به سارق اونگومو کمک کرد
که درن هایت تبدیل به ناراکو شد.
سر ریشه ای
درست مثل شما دنبال تیکه سنگ شیکون خواهرم بود
کی به من اهمیت می ده آخه؟
شیپو،شیپو!
روباه شیطانی جوان- شیپو
هی، کین-کیو، تمومش کنین دیگه!
نمی دونم چی دارن می گن
حتما به محض اینکه رسیدن رفتن پیش کائده سان!
معلومه دارن راجع به یه چیزایی حرف میزنن که نمی خوان کسی بشنوه!
دختری که سشومارو رو می پرسته
و به من گفتن که اینجا تو خونه سانگو-سان بمونم.
تو هم، رین-چان؟
شاید اونا باشن؟!
– نه! برین عقب! – کاگومه
کیکیو! سنگ شیکون!
اونو بدش به من!
نه!
اون چیه دیگه؟ کاگومه!
سنگ شیکون رو بده به من!
کاگومه!
هیرایکوتسو!
شیپو. مراقب کین-گیو و هیسویی باش.
باشه
سانگو!
کاگومه!
این دفعه نمی تونی قسر در بری!
لعنتی!
پس تا اینکه پیش رفته، ها؟
آره
کاگومه، حالت خوبه؟
آره
اون شیطان منو کیکیو صدا کرد
چی...
No comments yet. Be the first to leave one.