The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
روباه زيرک از کوهستان برفي (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي قسمت19
افراد تي ين جي ين جرات ميکنن مقابل يه خانوم تله بزارن؟
ما در اصل از افراد گروه تي ين جي ين نيستيم
جنرال،ما اونو گرفتيم
ولم کنيد،شما حرومي ها براي دربار کار ميکنيد
خانوم يواِن،خوشبختم
از کجا ميدوني نام خانوادگيم يواِنه؟
شما نميدوني در جيانگ خو مشهوري؟
شما نميدوني در جيانگ خو مشهوري؟
اگر تو ميدوني که مشهورم
پس بهم زحمت نده
ممکنه که افراد من
به اندازه کافي باهاتون مهربون نبودن
ولي کونگفو شما واقعا خوبه
ما نميخوايم هيچ کسي صدمه ببينه
بنابراين اينکارو کرديم
اگر واقعا توانا هستي
از کونگفوي واقعيت استفاده کن
بزاريد بيرون بياد
جنرال فو
جنرال فو تو فو کان گاني
من محرم اسرار نظامي فو کان گان هستم
ميتوني تنهايي با من مبارزه کني
از زمانهاي قديم
قهرمانان بزرگ به خاطر راهبرداشون پيروز ميشدن
عجول بودن نميتونه کاري کنه
قهرماني مثل شيانگ يو بالاخره مجبور شد خودشو بکشه
گواِن يو در شهر ماي مجبور شد خودکشي کنه
پس تو چيزي از کونگفو نميدوني
مهم نيست که بدونم يا اينکه ندونم
الان تونستم خانوم رو بگيرم
نکنه که يادتون نمياد؟
خانوم شما خيلي مغروريد به اين خاطره که داخل تله افتاديد
تو از من چي ميخواي؟
بيا براي 300 راند با من بجنگ
نيازي نيست
من فقط ميخوام از شما سوالي بپرسم
براي چي خانوم يواِن
ميخوان نشان هاي روئساي گروه ها رو به دست بيارن؟
تو فکر ميکني که نقشت رو نميدونم
تو ميخواي از نشست روئسا استفاده بکني
تو ميخواي از نشست روسا استفاده بکني
تا هر کي کونگفو بلده رو کنترل کني
خب اين چه مشکلي داره؟
خانوم شما در کونگفو خوب هستيد
شخص با استعدادي هم هستيد
اگر براي دربار امپراتوري کار بکنيد
هرچي دوست داشته باشيد ميتونيد داشته باشيد
خب،بزار اول يه چک توي گوشِت بزنم
جدا افسوس داره
چنين خانوم زيبايي
ولي شخصيتش ستيزه جو هست
مزخرف نگو
تو رو در نشست روئسا ميبينم
منظورت چيه؟
خانوم کونگفوي شما خيلي خوبه
من نميخوام به شما صدمه اي وارد کنم
بنابراين ميخوام که بمونيد
در مورد پيشنهاد من فکر بکنيد
مزخرفات نگو
يا منو ازاد کن يا منو بکش
چقدر افسوس داره
من واقعا شخصيتتون رو تحسين ميکنم
اما شما دعوتمو قبول نميکنيد
پس من مجبورم کاري کنم
شما براي چند روزي اينجا بمونيد
لطفا درباره پيشنهاد من فکر بکنيد
خدمتکارتون فو کانگان به امپراتور احترام ميذاره
کان گان
بيا بيا بلند شو
متشکرم امپراتور
کان گان
من شنيدم که تو اون دختره يواِن رو گرفتي
خوانشان اين رو درست شنيدن
اون الان در زندان من هستش
پس چطور ازش سوال کردي؟
اين دختر خيلي کله شق هست
اون تا حالا هيچ حرفي نزده
اين جور ادما معقول نيستن
اگر فقط سوال کني
هيچ جوابي بهت نميده
براي تسليم اون تو بايد از مغزت استفاده بکني
امپراتور درست ميگن
اما اين دختر خيلي باهوش هستش
من فکر ميکنم
استعدادي داره که ميتونيم ازش استفاده کنيم
کان گان
به اون دختر زيبا بخشش نشون نده
براي دختر جووني مثل اون اسون نيستش که در مقابل دربار قرار بگيره
براي دختر جووني مثل اون اسون نيستش که در مقابل دربار قرار بگيره
حقير متوجه شدم
من دلواپسم که شايد رابطه اي با فرقه گل اهنين داشته باشه
فرقه گل اهنين؟
اگر عضو فرقه گل اهنين باشه
ما نميتونيم ببخشيمش
بله
کان گان،بيرون سرد هستش
تو لباس کم پوشيدي مراقب سلامتيت باش
امپراتور به خاطر دلواپسيتون متشکرم
تو به نظر خيلي خسته مياي
برگرد و استراحت بکن
متشکرم امپراتور حقير خداحافظي ميکنم
چون خوا
چون خوا
بيا
جنرال،بانوي دوم کجاست؟
...اينو
چي شده؟
جرات ندارم بگم
اگر بهم نگي من ميکشمت
جنرال
بانوي اول،دنبال من فرستاديد؟
تو هنوز ميدوني که بانوي اولم
بانوي اول،مطمئنا هميشه ميدونم
اگر ميدوني
چرا همش بچه منو ملاقات ميکني؟
من مادر اون بچه هستم
اجازه ندارم تا برم ملاقاتش کنم؟
گستاخ
کي توجه ميکنه که کي مادر اون بچست؟
تو در خانه جنرال هيچ چيزي نيستي
تو در خانه جنرال هيچ چيزي نيستي
تو همسر اول ايشون نيستي
و معشوقه شون هم نيستي
در حقيقت هيچي نيستي
چطور جرات ميکني بگي مادر اون بچه هستي؟
بانوي اول،من ميدونم اشتباه کردم
چرا شما از من خواستيد که اينجا بيام؟
من ميخوام ميوه بخورم،برام بيار
بله
براي چي به سمت من چاقو گرفتي؟
بانوي اول از قصد اينکارو نکردم
کاري که کردي رو نمي پذيري
من ميدونم که تو نيت خوب نداري
ميخواي منو بکشي همينطوره؟
تو خيلي جرات داري
بانوي اول
من به اين خاطر نمي تونم متهم بشم
بانوي اول
افراد اون ميخواد منو بکشه
بانوي اول
سريع اونو دستگير کنيد
ميخواست با چاقو منو بکشه
ولم کنيد
نميخواستم کسي رو بکشم
بانوي اول،ميتونيد برام پاپوش درست کنيد
هرکاري بخوايد ميتونيد انجام بديد
من در مقابلتون قرار نميگيرم
فقط اميدوار هستم که
گاهي اوقات بچم رو ببينم
بزاريد بچمو بغل بکنم
بانوي اول ازتون خواهش ميکنم
تو ميخواي بچتو ببيني؟
بهت هشدار ميدم
اين بچه ديگه مال تو نيست
اون بچه منه،ببريدش
نه
بله
نه بانوي اول
نه بانوي اول
بانوي اول
برادر
برادر لطفا کمکم بکن
به جنرال بگو که من اينجا زنداني شدم
متاسفم من جرات اينکارو ندارم
عذرميخوام
جنرال چي شده اينقدر زود برگشتيد؟
تو چون خوا رو زندوني کردي؟
چي شده؟
من يک دختر خدمتکار که ميخواسته بهم صدمه بزنه رو نميتونم زنداني کنم؟
من يک دختر خدمتکار که ميخواسته بهم صدمه بزنه رو نميتونم زنداني کنم؟
چطور بهت صدمه زده؟
اون ميخواست با چاقو منو بکشه
مزخرفه
چون خوا همچين ادمي نيستش
فکر کنم توسط اون سردرگم شديد
چون خوا با کونگفويي که داره با يک ضربه ميتونه تو رو بکشه
نياز به چاقو داره؟
اينو داخل ذهنت نگه دار
تو يک شاهزاده هستي
اما الان دقيقا شبيه به يک هرزه شدي
اما الان دقيقا شبيه به يک هرزه شدي
تو به خاطر اون زن موذي به من توهين ميکني؟
دفعه بعد وقتي خواستي اين زن موذي رو تنبيه کني
خوب در بارش فکر بکن
اون زن من هست
مجازاتش کردنش مثل در مقابل من قرار گرفته
من بايد به مادرم بگم
من بايد به امپراتور بگم
من بايد به امپراتور بگم
جنرال
درو باز کن بله
عذرميخوام
چون خوا
من ميدونم تمام اين سالها احساس خوبي نداشتي
اما ميخوام که تو بفهمي
در هر حال تو زني از قبيله هان هستي
در ميان ما منچوري ها هيچ جايگاهي نميتوني داشته باشي
در ميان ما منچوري ها هيچ جايگاهي نميتوني داشته باشي
No comments yet. Be the first to leave one.