The first 200 lines.
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
"قسمت سوم"
من مي رم به آرامگاه اونجا
شماها همه ي اطراف رو با دقت بگردين
بله
نمي خوام ازت بپرسم چي شده يا
چرا مي خواي يه همچين کاري کني
اما ازت مي خوام زندگي کني
حتي اگه مردن بهتر از زندگي کردن باشه ،بازم زندگي کن
زنده موندن بهتره
زندگي کن و افسوس بخور ،زندگي کن و رنج بکش
..من
..من
..من
چيزي نيست
حالا همه چيز خوبه
از حالا به بعد همه چيز خوب مي شه
! بورا ،بورا
بورا ،بورا
! رئيس او !زود بيا
ممنونم
بورا
پدر
همش تقصير منه ،تقصير من
ديگه هرگز اينکارو نکن
معذرت مي خوام ،واقعا متاسفم
اشکالي نداره ،چيزي نيست
بيا ديگه اينطوري زندگي نکنيم
دنيا خيلي بزرگه ،اما هنوز ما دو تا هستيم
بيا ديگه همديگه رو اينطور اذيت نکنيم
و ..همينطور بايد اون شخص رو هم فراموش کني
نه اينکه براي هميشه فراموشش کني
بلکه تا روزي که دوباره همديگه رو ببينيم
مي توني اينکارو بکني درسته ؟
الان تو تنها خانواده من هستي
اما فقط زنده بمون
زنده موندن بهتره
مامان
از حالا به بعد ،مهم نيست بورا چقدر عصبانيه يا بد اخلاقي مي کنه من تحملش مي کنم
بورا خيلي رقت انگيزه
آره ،آره
بورا بايد خيلي تنها و غمگين باشه که يه همچين کاري رو انجام داده
حداقل بايد باهاش خوب باشيم
بيا اينو مزه کن
بورا ؟بيدار شدي؟
تو اون گل برفي رو توي آب گذاشتي ؟
اوه اون ،آره !کار خوبي کردم ،نه ؟
خيلي خوبه ،اما ،پارک دوک نام
بهت نگفتم به چيزاي من دست نزن
و اون گيره روي سرت چيه ؟
اين ،اينو مي گي ؟دفعه قبل خودت دادي بهم
شنيدي مي گن مرواريد روي گردن خوک اره ؟
اگه اينو بزني خيلي از مُد افتاده به نظر مياي
بهتره که بندازيش توي سطل آشغال
خاله ،من صبحانه نمي خورم
! تو،تو
مامان
همه چيزايي که گفتم فراموش کن
من نمي تونم با اون خوب باشم ،دختر بد
چي ؟
مرواريد روي گردن خوک ؟
! اه ،فشار خونم
اما من فکر مي کنم اون اينطوري بهتره
اينطوري بيشتر شبيه بورائه
هي ،بيا اينجا ،اينو بِچش
داداش
! داداش
! ازش دور شو
در برو ،در برو ! مشت بزن ،مشت
! اول پاي چپ
چرا بيشتر وقتا ضربه مي زني ؟
! هي
تو مربي هستي يا من ؟
دونگ پيل داره تمرين مي کنه چرا تو دوک گو فرياد مي زني ؟
دوک گو قراره وارد مسابقه بشه ؟
اگه کاري نداري بکني ،برو کمي نوشيدني بخر
! زود باش
موضوع چيه ؟
هان دوک گو داخله ؟
تو منو نمي شناسي ،چرا اينقدر گستاخي ؟
هي
چرا دنبال داداشم مي گردي ؟
پس يعني اون داخله
راننده يون
بله
همه چيزو بيارين تو
بله
بيا ،بريم تو باشه
! آه ،اون ...افاده اي
...آه ،من فقط بايد
اين چيه ؟
اوه ،سيب
پر از ويتامينه
هي ،اينو بيارين توي اتاق من
شنيدم ورزشکارا وقتي غذا مي خَرن اينا رو دوست دارن
براي همين کمي سيب و گوشت خريدم
اگه کافي نيست بهم بگو ،برات بيشتر ميفرستم
لازم نيست اين کارو بکني
تو هنوز ناجي من هستي
نمي تونم اينطوري بزارم باشه
! اه ،اين کره ايه ..گوشت گاو کره اي
گوشت گاو کره ايه
هي سونگ ري ،اين واقعا گوشت گاو کره ايه ؟
چرا طوري رفتار مي کنين انگار قبلا هرگز گوشت نخوردين ؟
اولين باره که گوشت گاو کره اي مي بينين ؟
بله ،از زماني که متولد شدم اولين باره
زود ،آتيش روشن کنين
بيا ،عجله کن و کبابش کن منظورش از ناجي چي بود ؟
اون درباره چي داشت حرف مي زد ؟
به خاطر نيت خير خواهانت ممنونم اما نمي تونم قبول کنم
چرا ؟
تو اينا رو دوست نداري ؟
بايد چيز ديگه اي برات بفرستم ؟
اينطور نيست
فقط احساس کردم براي من زيادي خوبه
متاسفم ،اما لطفا پس بگيرشون
اين تنها راهيه که من براي نشون دادن قدردانيم بلدم
اين تنها راهيه که مي تونم احساس بهتري داشته باشم
پس قبولش کن
مي توني قبول کني ؟
بورا
ممنون
خوب مي خورمشون
تو اسم ..منو مي دوني ؟
البته که مي دونم
صدات مي کنن بورا ،کيم بورا
براي چي ؟
به خاطر اينکه خانم بورا صدات نکردم احساس بدي داري ؟
با اينکه اينطور صدام نکردي ديگران منو خانم صدا مي کنن
پس نگران نباش ،اقاي هان دوک گو
اسمش واقعا قديميه دوک گو ،دوک گو ديگه چيه ؟
پس اون دختر رئيسه ؟
چرا دختري با اون همه پول بايد اينقدر ناراحت باشه که سعي کنه خودشو بکشه؟
شايد ...عمدا براي اغوا کردن داداش دوک گوداشته نمايش مي داده؟
هي ،يه کم با احساس باش
اون خانم واقعا مشهوره
شنيدم کارش اغواي ديگرانه
اون از اونطور آدمايي که به مهموني ها و تفريحات وحشيانه علاقه داره
خلاصه اون کسيه که واقعا از زندگيش لذت مي بره و هر طور بخواد زندگي مي کنه
چي؟
هر طور بخواد زندگي مي کنه
آه ،چرا يه همچين دختري به داداش دوک گو چسبيده ؟
چسبيده به اون ؟
آه ،من خيلي دير جنبيدم
بايد قبل از اينکه دوک گو حرکتي بکنه کاري مي کردم
آه ،من اول بودم که شماره ش رو فهميدم
تو شماره تلفنشو مي دوني ؟
الو
موضوع چيه ؟
درباره شام چيکار مي کني ؟
..مياي خوونه غذا بخوري يا هي ،پارک دوک نام
قبلا بهت گفتم ،اگه کار مهمي نداري ،بهم زنگ نزن
من قبلا غذامو تعيين کردم ،به عبارت ديگه تو بايد خيلي بخوري
من قطعش مي کنم
آه بورا ،بورا
ديگه چيه ؟
دوستت زنگ زد خونه
بهش گفتم تو اونجايي
دوستم ؟کي ؟
اه ،نمي دونم
دوستم ؟
! آه
! هي ،يواش تر
متاسفم
مي دوني من چيم درسته ؟
نيازي به حرف زدن نيست ،اول ،بنوش
داري سعي مي کني چي کار کني ؟
نمي توني بگي ؟
ما مشروب مي خوريم و هر کي برنده شد مي تونه داداشم رو بدست بياره
حالا فهميدي ؟
داداشي که دربارش صحبت مي کني هان دوک گوئه ؟
بله ،چرا سوال به اين واضحي رو مي پرسي ؟
چرا ؟
اطمينان نداري ؟
اگه نمي توني اينکارو کني ،پس داداشمو ولش کن
نه ،باشه
اينکارو مي کنم
اما قوانين رو يه کم تغيير مي ديم
اينطور نباشه که هر کي برد هان دوک گو رو بدست بياره
بلکه کسي که باخت بايد کاملا اونو ول کنه
چه فرقي بين اين و اونه ؟
فرق داره
من علاقه اي به داداش دوک گوي تو که خيلي دوسش داري ندارم
پس حتي اگه برنده بشم ،هيچ سودي نمي برم ،درسته ؟
اگه من بردم ،تو قطعا بايد هان دوک گو رو ول کني گرفتي ؟
باشه
ببينيم کي برنده مي شه
هيونگ مزه گوشت گاو کره اي شگفت انگيزه
هي ،عجله کن و برو سوجو بخر زودباش
اون پسر
خيلي مي خوره
گوشت گاو کره اي به نظر لذيذه
پس شماره تلفنش رو بهش گفتي ؟
بله ،قبلا بهش گفتم
چرا بهش گفتي ؟
کي مي دونه چي مي خواد بهش بگه ؟
هي ،نگران نباش
چطور امکان داره که دختر با ديدن سونگ ري موافقت کنه ؟
به نظر نمياد که با عصبانيت برگرده نگرانش نباش
...اما دوک گو
No comments yet. Be the first to leave one.