The first 200 lines.
بیشتر از همه چی دوست دارم
میدونم
ایشالا خدایان با تو باشن
و با تو هم همینطور
!اه
نگران نباش
قصد هیچ گونه آسیب رسوندنی ندارم
برات یه پیغام دارم
پرنسس آریادنه
بدو
!نگهبانا
دیگه جایی برای فرار نداری
Argh!
مترجـم : آریا ☆ Beny ☆
چیزی درمورد این مرد میدونیم؟
هنوز به هوش نیومده
فکر کنم پرنسس آریادنه بتونه بیشتر بهمون بگه
آریادنه
مردی که بهت حمله کرد رو میشناسی؟
تا حالا ندیده بودمش
چه اتفاقی براش اومد؟فرار کرد؟
اون توسط یکی از کماندار ها زخمی شد
این مرد چیزی بهت گفت؟
اون جواهراتم رو خواست و گفت اگه بهش ندم به من آسیب میرسونه
.ممم
چیز دیگه ای نگفت؟
من مایل نبودم که با دزد ها صحبت کنم
باید یه شک بدی برات بوده باشه.رنگ پریده به نظر میرسی
باید یه مقدار بخوابی
ممکنه آریادنه رو تا اتاقش همراهی کنین؟
حرفش رو باور میکنی؟
چرا باید یه دزد سعی کنه از دختر پادشاه دزدی کنه؟
جیب بری های راحت تری رو میشه تو شهر انجام داد
نه...
آریادنه به نظر میومد که بیشتر نگران سرنوشت اون مرد بود
تا برای امنیت خودش
این مرد باهاش چی کار داشت؟
باید وادارش کنیم که بهمون بگه
باعث شکست خوردن من نشو،دوست من
معذرت میخوام.متاسفم
باورم نمیشه که قانعمون کردی
که اون مقدار پول کمی که داریم رو روی یه سوسک شرط ببندیم
هرکولس گفت این سوسک تا حالا یه مسابقه رو هم نباخته
درسته ولی تا حالا یه مسابقه هم نداده.مگه نه؟
اینم درسته.اما قسم میخورم که مثل یه عقاب سریعه
یه عقاب؟واقعا؟
حالا نه اونقدر سریع ولی خوب توی سوسک ها سریعتر از بقیس
باید پولمون رو پس بگیریم
خب این همه پولمون نیست که
من یه مقدار سکه طلا زیر تخته های تو اتاقم قایم کردم
یه مقدار سکه طلا زیر تخته های تو اتاقت داشتی
من اونا رو به جای تو قمار کردم
...اوه
اهوم
بدو!بدو!عجله کن
!سریعتر بدو
سریعتر سریعتر
مثل یه مگس لهت میکنما!برو
!برو
!آره
!موفق شدیم
!ما پولدار شدیم!ما موفق شدیم انجامش بدیم
از پرنسس آریادنه چی میخواستی؟
میخواستم ازش دزدی کنم
هووم
باور نمیکنم حرفت رو
من میتونم هرچقدر جواهر که میخواستی بهت بدم
مقداری که همیشه خوابش رو هم نمیدیدی
اما باید بهم حقیقت رو بگی
...میتونم بهت جواهر بدم
یا درد،همین
از آریادنه چی میخواستی؟
میخواستم ازش دزدی کنم
پس انگار تصمیمت رو گرفتی
هروقت آماده حرف زدن شد بهم بگین بیام
!اااااااخ
چیزی تو ذهنت داره اذیتت میکنه آریادنه
بهم گفتن که مزاحم رو دستگیر کردن دیگه نمیتونه اذیتت کنه
اون نمیخواست اذیتم کنه
باید یه چیزی ازت بپرسم
اگه مهم نبود این کار رو نمیکردم
چی کار داری میکنی؟ دارم صبحانه رو ردیف میکنم
دیدم وقتی که مسته چیزای بدتری رو هم میخوره
برای من نیست برای استراباکوس هستش احمق
استراباکوس کیه؟؟؟ اسمیه که به سوسکم دادم
براش اسم گذاشتی؟؟
بعد از پیروزیه دیشبش این حداقل چیزیه که لیاقتش رو داره
استراباکوس؟؟؟؟ قکر نمیکنی اسم خیلی بزرگی باشه
برای یه سوکسک؟؟؟
هرچقدر میخوای مسخرم کن
اما استراباکوس مهمترین دارایی ماست
واقعا ناراحت کنندس
کورینا
اینجا چی کار میکنی؟
میخواستم که باهات صحبت کنم
تنها
خبرا رسیده که مردی که هاشقشم
توی محله خراب شده توی سایناس هستش
اگه میخوام ببینمش باید برم اونجا
چرا اون نمیتونه بیاد آتلانتیس؟
اون متهم شده به جرمی که انجام نداده
و مجبور شده از شهر فرار کنه
اگه برگرده زندانی میشه
کوه ها پر دزد هستن
و من اگه تنهایی سفر کنم امنیت ندارم
اما اگه نرم هم اون فکر میکنه تنهاش گذاشتم
پس اسم میخوای که تا اونجا همراهیت کنم؟
اگه راه دیگه ای بود ازت نمیپرسیدم
چند ها ماه گذشته از آخرین بار که دیدمش
پس تو رو میبرم پیشش مرسی
برای کی داری اینا رو تقدیم میکنی؟
از خدایان خواستم که به طور مطلوبی به همه اون کسایی که اهمیت میدم نگاه کنن
...اون مزاحم دیشب
به نظر میرسه که دزدی هدف اصلیش نبوده باشه
خودش بهت گفت؟هنوز نخ
اما به زودی حرف میزنه
شما رو با دعاهاتون تنها میزارم
اه...چی کار داری میکنی؟
دارم سعی میکنم یه مقدار هوای کوهستان به استراباکوس بخوره
قویترش میکنه
با خودت اوردیش؟؟؟ !هرجا برم اون هم میاد
اگه بهتر نمیشناختمت میگفتم عاشق شدی
شنیدم که عاشق مدوسل هستی
چیزی در مورد من گفته؟ در مورد من زیاد حرف میزنه؟
نه.فیثاغورس به من گفت من گفتم؟
شاید از دهنم در رفته باشه
تو باید با عشقت به سوسکت خودت رو دلداری بدی
اون نسبت به تو دوست بهتری برای منه
شجاعتت رو تحسین میکنم
مرد های دیگه تا الان تسلیم شده بودن
هرچیزی که میدونستم رو بهت گفتم
خواهیم دید
!...خواهش میکنم
!دیگه نه
چیزایی که میخوام بدونم رو بهم بگو تا دیگه درد نکشی
از آریادنه چی میخوای؟
!اااااخ
...من...من باید
...من باید یه پیغام میرسوندم
یه پیغام؟
از طرف کی بود؟
از طرف...برادرش
اون مرده
شاهزاده زنده هستش کجاست؟توی آتلانتیس زتدگی میکنه؟
تو سایناس منتظرشه
قول دادی که دردم رو تموم کنی
همین کارو هم میکنم
!ااااخ
بهم گفتی تروس مرده
پس چرا من فهمیدم که زندست؟
من نگفتم که شاهزاده مرده
گفتم که تو دریا گم شده تو از قصد من رو گمراه کردی
تصاویری که میبینم همیشه واضح نیستن
باید سعی کنی درکشون کنی
دیگه چی بهم گفتی که دیگه نباید باورشون کنم؟
الان راست میگم بهت
که گرسنگی تو برای قدرت به خونریزی و زجر تبدیل میشه
فکر کردی میتونیمن رو متوقف کنی؟ با دروغ ها و حیله هات؟؟
این من نیستم که متوقفت میکنم
و آینده خودت چه طور؟ هان؟
برای خودت چی میبینی؟
خدایان اجازه نمیدن سرنوشت خودم رو ببینم
پس اشتباه فکر نکن که
نمشیه بهت دست زد
اگه دوباره من رو گمراه کنی خودم سرنوشتت رو برات مشخص میکنم
!چطور ممکنه تو به من گفتی تروس مرده
فکر میکردم راست باشه
اگه آریادنه میفهمید که اون واقعا چرا ...از آتلانتیس فرار کرده
ما نمیتونیم این اجازه رو بدیم
یه گروه سرباز رو ببر سایناس تروس رو بکش و جسدش رو بسوزون
!اون پسر پادشاهه
فکر میکنی آریادنه پیشنهاد ازدواجت رو قبول میکنه
اگه حقیقت رو بفهمه؟
اگه میخوای به تاج و تخت برسی باید هر کاری که میگم انجام بدی
اونا توسط دزدا بهشون حمله شده
نباید حداقل جسداشون رو خاک کنیم؟
را های کوهستانی از پر از جسد هستن
نمیتونم همشون رو خاک کنیم
قربان من اگه بخوام به سربازام دستور بدم
باید طبیعت ماموریتم رو بدونم
به نظر میرسه مزاحم جزئ نقشه ای برای دزدیدن آریانه بوده
بقیه توطئه گر ها توی سایناس قایم شدن
افرادت نباید اسیر بگیرن
نترس آریادنه
فهمیدیم که چرا مزاحم تو قصر بوده
و دلیلش چی بوده؟
توسط برادرت فرستاده شده بوده
انگار خائن برگشته
باورم نمیشه که اون خائن باشه
برای هممون سخت بوده که خیانتش رو باور کنیم
تو بیشتر از همه
خوشبختانه مزاحم بهمون گفته که تروس کجا قایم شده
الان که ما داریم صحبت میکنیم،هپتاریان داره میره سایناس
هپتاریان وقتی تروس رو پیدا کنه چی کار میکنه؟
بهتره الان به این فکر نکنی
مصیبت بدی برات اتفاق افتاده
تروس به زودی میمیره
و همه این ها تموم میشه
بقیش رو تنهایی میرم مطمئنی که امنه؟
!تو،اگه گریه کنی و جیغ بزنی آخرین کار زندگیت میشه
No comments yet. Be the first to leave one.