The first 190 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.هی شما مدیرای درجه سه پس بالاخره قیافه تونو نشون دادین
نمیتونید جلوی خودتونو بگیرید که رو اعصاب ما نباشین نه؟
این دفعه دیگه رحم نمی کنیم
الان دیگه توی انتا ایسلا هستیم
عمراً نمیتونی توی جایی که پر از انرژی !الهیه ما رو شکست بدی
فکر کنم بهتره این حرفا رو واسه وقتی که واقعاً برنده شدی نگه داری راگوئل
!اگه اینا رو بگی و ببازی خیلی خیت میشی
،نه که پادشاه شیاطینم هستم اینقدر مسخره تون میکنم تا جونتون دراد
خیلی زود می فهمیم کی برنده ست
تو هم میخوای مبارزه کنی
.خب، حالا که خواستی.. آره
و تو؟
!شیطان! شیطان! شیطان
نمیدونم چرا پرسیدم
باید به خاطر امنیت قلمرومون هم که شده انتا ایسلا رو از شر هرشیطانی که هست خلاص کنیم
پسر همه کاراتون درجه سهئه
خانم قهرمان ده دقیقه پیش همین کارو کرد
اگه میخواید با فیلمی که رکورد گیشه رو زده !رقابت کنید حداقل جدایی نادر از سیمین نسازید
مثل همیشه ای
آلاس راموس
!باشه
،مشکلی با اومدن شما ندارم
ولی بعدش که جلوی این همه شاهدعینی به انسانیت
و جهان خیانت کردید میخواید چیکار کنید؟
هرچی بیشتر حرف میزنی !بیشتر مثل اصغر فرهادی میشی
،ممکن یه منحرف غیر قابل درمان باشه
ولی حداقل میخواد از طریق شایستگی هاش به چیزایی که میخواد برسه
هزاربرابر نسبت به شما شرف داره
امی، تو دخالتی نکن، همونجا وایسا
Dead Son :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
یه ذره امیدی هم که داشتم داشت از بین می رفت
نزدیک بود رویایی که داشتم رو از یاد ببرم
ولی لبخند زدی و همین برای خوشحال کردنم کافی بود
m 681 -18 l -656 90 -657 -33 703 -99
شیطان پاره وقت! فصل دوم
!
!
خسته از دنیای پر از رنج
به آسمون آبی نگاه کردم
هنوز تظاهر میکردم که تنها مبارزه میکنم
دستم رو که مشت کردم ناخنام توی پوستم فرو رفتن
اگه بیخیال باشم زندگی ساده تر نمیشه؟
میدونم که هیچوقت چنین کاری نمی کنم
یه ذره امیدی هم که داشتم داشت از بین می رفت
داشت یادم می رفت که چه رویایی داشتم
من هنوز همینجام، منتظر توام
سعی کردم ساکت بمونم، ولی صدام بلندتر شد
و آوازی رو خوندم که هیچوقت نمیتونم از یاد ببرمش
من با تو لبخند زدم، و همین برای رنگی کردن دنیام کافی بود
m 740 436 l 1218 436 1218 490 740 490
.اینجا سنت آیره ست ...که یعنی اونجا
انتا ایسلا هستند تغییراتِ قهرمان و شیطان شاهد
انتا ایسلا هستند تغییراتِ قهرمان و شیطان شاهد
!امی
!دست نگه دارید
این محاکمه ارتداد !هیچ صلاحیتی نداره
،به نام کریستیا بل !من خواستار توقف این روند رو دارم
!آل! بل
!مائو
!گفتم همونجا بمون
!فقط از پدرت محافظت کن
...ارباب، موقعیتمون
.آره
!شیطان! شیطان! شیطان! شیطان
!وقت مناسبی نیست
شیطان ابله، چیکار کردی؟
خفه شو! شماها خیلی داشتین بلند حرف میزدین
ما هم مشکلات خودمونو داشتیم
تونستیم با قلاب فرشته ایِ امرادا ...برگردیم اینجا
ولی چرا ارتش مثل تیکه های دومینو جلوی ابرهای عقب نشین افتادن؟
!شیطانو بکش! بکش بکش بکش
یه چیزایی شد
!بکش بکش بکش
ولی نگران نباش
واسه خاطر اسکوترایی که داغون کردم جبران میکنم
!خرابشون کردی؟ اونا مال من بودن
،مهمتر از این متحدکننده امپراطوری اینجا بود
،بابای امیلیا بود !و ما نجاتش داده بودیم
پس امپراطور کجاست؟
اینقدر مسخره بازی درنیار و !حواست به مبارزه باشه شیطان
به لیبیکوکو سپردم که متحدکننده امپراطوری رو برسونه دستت
دیگه میسپرمش به تو
چی؟
آلسیل؟ قضیه چیه؟ متوجه حرفت نمی شم
...فکر کنم من باید برم
هی، اون...؟
هی، داری چیکار میکنی؟
!یه تیکه از یسوده !دقیقاً چیزیه که میخوایم
آو، ولی این فایده نداره. زیادی در معرض !انرژی الهی قرار گرفته
...که این یعنی
آلسیل هم یکی داره درسته؟
!شاموئل، وقتشه بریم سراغشون
!مراقب باشید
!یه ارتش الهی داره میاد سمتتون
!لعنتی
!نور آهن
!متوجه نمی شم، ولی کمکتون میکنم
!آشیا
من مشکلی ندارم
،مطمئن نیستم درست فهمیده باشم ولی داری میگی که به جای استفاده از
نیروی الهی میتونی با یه تیکه از یسودی که در معرض این نیرو بوده بهتر شی؟
!آره فکر کنم جواب بده
همینجا وایسا
امیلیا، چیکار داری میکنی؟
!فقط ساکت باش
...اون
!شیطان
اوه، باشه؟
!مائو
هی! چیکار دارید میکنید؟
آره، فهمیدنش نیاز به عقل داره
ارباب؟
ممنونم امی
این تیکه از یسود واسه مدت زیادی در معرض جادو بوده
اینطوری باعث شده که آکیث بتونه بهتر با من مطابقت پیدا کنه
!هه هه هه
وقتشه لهشون کنیم، مائو
!آره
بتر هَف؟
اعصابم خرد شده
از دست شمایی که واسه همرزم های من ،قلدربازی درآوردین و ازشون سوءاستفاده کردین
با زیردست های من، با شهروندام و انسان هایی که میخوام بهشون حکمرانی کنم
!امروز این منم که بهتون رحمی نمی کنم
!همینو بهتون بگم
!شیطان، امروز خودم می کشمت
خفه شو! آماده مرگ شید فرشته های لعنتی
یه شمشیر مقدس دیگه؟
خواهر کوچیکه ی آکیث
خواهر کوچیکتر؟
!آره! اون تیکه ی یسود
...اون تیکه
ولی مگه شمشیر مقدس نیست؟ چطوری میتونه ازش استفاده کنه؟
چرا ازش جادو ساطع میشه؟
ظاهرا همه تیکه های یسود برپایه نیروی الهی ساخته نشدن
فکر میکنم زیر بار اطلاعات گسترده و غلطی که در مورد سفیروس وجود داره گم شدیم
نه شمشیرت با آلاس راموس
نه شمشیر ارباب با اون دختر مقدسن
یسود مثل یه شاخه میمونه که زندگی رو به زندگی و قلب رو به قلب پیوند میزنه
من همیشه با آکیث بودم
شاخه هایی که قلب رو به هم گره میزنن؟
!برو بابا
چطوری یه شمشیر جادویی میتونه این کارو کنه؟
،خوشحالم که می بینم حالت خوبه پدر اولبا
انتظار نداشتم بعد از گم و گور شدنت توی ژاپن اینجای توی ازفهان ببینمت
.تو
متاسفانه الان وقت پرداختن به این دیدار نیست، پدر محترم
وظیفه منه که گناهانت رو روی ترازوی عدالت قرار بدم
رهبران مالبرنچ، تنها در این لحظه است که
من به عنوان ژنرال شیاطین کریستیا بل بهتون دستور میدم
تا به شکل ارتش جدیدی دربیاید
چی؟ ژنرال شیاطین؟
فارفا، چه اتفاقی داره می افته؟
وایسا، بارباریکا
چه دستوری دقیقاً داری میدی؟
همرنگ جماعت شو
اگه اینکارو بکنی پادشاه شیاطین اعمال سرپیچانه ات رو می بخشه
و اجازه میده به کامیوی خوب برگردی
کامیو رو می شناسی انسان؟
،خیلی خب. پس ما از شما پیروی میکنیم ژنرال جدید
دیگه برای توجیه و بهانه آوردن برای حماقتمون دیر شده
ما خودمون به اون اولبا و اعضای بهشت ،اجازه دادیم که ما رو بازی بدن
و کلی از ارتشمون رو از دست دادیم
باید با عواقب کارمون رو به رو شیم
معنی این چیزا چیه؟
چیزی که من میخوام از اولین باری که همدیگه رو دیدیم تغییری نکرده پدر اولبا
فقط میخوام دنیایی رو بسازم که توش مردم من
،توی نور ایمان قدم بردارن ،از امنیت و عدالت سرشار باشه
توی ژاپن، من قوت قلب کافی برای قدم برداشتن به سمت این هدف رو کسب کردم
این تنها چیزیه که تغییر کرده
اون فرشته های خالصن
میخوای هم به انتا ایسلا ،خیانت کنی هم به بهشت
و با شیطان و امیلیا هم متحد باقی بمونی؟
هیچوقت فکر نمی کردم این حرفا رو از تو بشنوم پدر اولبا
دیگه هیچ فرشته خالصی توی این دنیا وجود نداره
شاید به خودشون بگن گابریل و شاموئل و راگوئل، ولی صرفاً انسان های عادی ان
اگه هر انسان قدرتمندی که بال دربیاره ،اسم خودشو بذاره فرشته
منم میرم توکیو هَند و یه کاستومِ بالدار میخرم و به خودم میگم فرشته
هشت تا شوالیه اسکارف که برای ،مبارزه در جهت عدالت داوطلب شدن
متوجه گیجیت میشم
ولی بازم حرفم درسته
،همین الان که دارم حرف میزنم دوتا قهرمان با شمشیرهای مقدس شون
دارن سعی میکنن شیاطینی که مجدداً دوره ی ترس و رعب و وحشت رو راه انداختن رو عقب میرونن
،اونم توی امپراطوری تو !ازفهان عزیزت
چی؟
شیاطین؟
بل، داری چه بازی ای سرم درمیاری؟
آلسیل یا مالبرنچ نبود که این هرج و مرج رو توی ازفهان ایجاد کرد
No comments yet. Be the first to leave one.