The first 200 lines.
این داستانیست در مورد شما
و من و سگتان
زمانی بود نه چندان دور... قبل از سگها
آنها وجود نداشتند
اما امروزه انواع بزرگ، کوچک، بغلی
محافظ، شکارچی
هر جور سگی که دلتون بخواد
چطور این اتفاق افتاد؟
این فقط در مورد سگها نیست
انواع مختلف موجودات زنده
از کجا آمدهاند؟
جواب نیرویی تبدیل کننده است که انگار
درست از افسانهها سر درآورده
اما همچین چیزی نیست
بیایید سی هزار سال به عقب برگردیم، زمانی قبل از سگها
وقتی نیاکان ما در زمستان بیپایان عصر یخبندان
زندگی میکردند
نیاکان ما آوارههایی بودند که در گروههایی کوچک زندگی میکردند
زیر ستارگان میخوابیدند
آسمان کتاب داستان، تقویم
و دستورالعملی برای زندگیشان بود
به آنها موقع آمدن سرمای سوزناک را میگفت
وقت رسیدن دانههای وحشی
موقع کوچ گوزنها و گاومیشها
تصور آنها از خانه، خود زمین بود
اما آنها با ترس موجودات گرسنه دیگر زندگی میکردند
شیرهای کوهی و خرسها
که با آنها بر سر شکار یکسان رقابت میکردند
و گرگها که ضعیفترینشان را
تهدید به خوردن میکردند
همه گرگها میخواستند به استخوان برسند
اما اکثر آنها ترسوتر از آن بودند که به اندازه کافی نزدیک شوند
ترس آنها به خاطر میزان زیاد
هورمون استرس در خون آنها بود
مسئله زنده ماندن بود
چون نزدیک شدن بیش از حد به انسان کشنده بود
اما تعدادی از گرگها به خاطر تنوعهای طبیعی
میزان کمتری از آن هورمون داشتند
این باعث میشد کمتر از انسان بترسند
این گرگ چیزی را کشف کرده است
که شاخهای از نیاکان او
حدود پانزده هزار سال پیش فهمیدند
یک شیوه زنده ماندن عالی
رام انسانها شدن
بگذارند انسانها شکار کنند، آنها را تهدید نکنند
و در عوض آنها باقی شکار را به تو میدهند
به طور مداوم بیشتر میخورید، بیشتر زاد و ولد میکنید
و این اولاد این حالت شما را به ارث میبرند
این انتخاب اهلی شدن
با هر نسل تقویت میشود
تا جایی که خط گرگهای وحشی به
سگها تبدیل میشود
شاید به این بگویید -زنده ماندن دوستانهترها-
این برای انسانها هم معامله خوبی بود
دادن آشغال غذا به سگها تنها برای تمیزسازی نبود
آنها امنیت را برقرار میکردند
در حالی که این رابطه بین نژادی در طول زمان ادامه داشت
ظاهر سگها هم عوض شد
خوشکل بودن تبدیل به مزیتی در انتخاب شد
هر چقدر خوشکلتر بودید، شانس بیشتری برای
زندگی کردن و انتقال ژن خود به نسلی دیگر داشتید
حرکتی که برای امنیت بیشتر شروع شد
به دوستیای تبدیل شد که در طول زمان عمیقتر شد
برای اینکه ببینیم بعد چه اتفاقی افتاد
بگذارید نیاکان دور خود مربوط به ۲۰ هزار سال پیش را
رها کنیم، تا نیاکان نزدیکتر را ملاقات کنیم
در خلال توقفی در عصر یخبندان
این تغییر آب و هوایی انقلابی را آغاز کرد
به جای آواره بودن، مردم ساکن شدند
چیز جدیدی در دنیا به وجود آمد، روستاها
مردم هنوز شکار و دانهچینی میکردند
اما حالا تولید هم میکردند، غذا و لباس
کشاورزی
گرگها آزادیشان را
با غذای همیشگی معامله کرده بودند
حق خود برای انتخاب جفت را واگذار کردند
حالا انسانها برای آنها انتخاب میکردند
انسانها مدام سگهایی که آموزش نمیدیدند را میکشتند
آنهایی که دست غذا دهنده را گاز میگرفتند
و سگهایی که راضیشان میکردند را پرورش میدادند
به سگهایی غذا میدادند که فرمانشان را اطاعت میکردند
شکار، مراقبت از گله، محافظت، کمک میکردند
و همدمشان بودند
از هر توله
انسانها سگی را انتخاب میکرند که بیشتر دوست میداشتند
در طول نسلها، سگها تکامل پیدا کردند
این نوع تکامل، گزینش مصنوعی نامیده میشود
یا پرورش دادن
برای اولین بار
ما انسانها تکامل را در دست گرفته بودیم
و از آن زمان این کار را برای شکل دادن به
همه گیاهان و حیواناتی که به آنها وابستهایم انجام میدهیم
در چشم به هم زدنی از زمان کیهانی، در تنها ۱۵ یا ۲۰ هزار سال
گرگهای خاکستری را به سگهایی تبدیل کردیم
که امروز عاشقشان هستیم
بهش فکر کنید
هر نژاد سگی که تا حالا دیدهاید
به دست انسانها شکل گرفتهاند
بسیاری از بهترین دوستان ما، معروفترین نژادها
تنها در چند قرن اخیر ساخته شدهاند
قدرت فوقالعاده تکامل
گرگهای گرسنه را
به سگهای گله باوفا تبدیل کرد
که از گله محافظت میکردند و گرگها را فراری میدادند
گزینش مصنوعی، گرگ را به محافظ گله تبدیل کرد
و علف خود رو را به گندم و ذرت
در واقع، تقریبا تمام گیاهان و حیواناتی که امروزه میخوریم
از نیاکانی وحشی و کمتر خوردنی پرورش یافتهاند
اگر گزینش مصنوعی قادر به چنین تغییرات عمیقی
تنها در ۱۰ یا ۱۵ هزار سال است
گزینش طبیعی طی میلیاردها سال
چه میتواند بکند؟
جواب، تمام زیبایی و تنوع زندگی است
چگونه عمل میکند؟
سفینه خیال ما میتواند ما را به هر جای فضا
و زمان ببرد حتی به ریزعالمهای پنهان
جایی که نوعی از زندگی میتواند به نوعی دیگر تبدیل شود
با من همراه شوید
شاید به نظر نیاید
اما ما در عصری یخبندان
به مدت ۲ میلیون سال گذشته زندگی کردهایم
این یکی از بلندترین دوران گذار است
در بیشتر این ۲ میلیون سال
آب و هوا سرد و خشک بوده است
کلاهک یخی قطب شمال بیشتر از امروز
به سمت جنوب گسترش داشته است
در یکی از آن دورههای یخبندان سرد و بلند
وقتی یخ دریای زمستانی از قطب شمال تا
جایی که امروز لسآنجلس است کشیده شده بود
خرسهای بزرگ در زمینهای یخزده ایرلند پرسه میزدند
این شاید خرسی عادی به نظر بیاید
اما چیزی فوقالعاده در درون او در حال رخ دادن است
چیزی که گونه جدیدی را به وجود میآورد
برای دیدن آن
باید به سطحی بسیار بسیار کوچکتر برویم
به سطح سلولی
تا بتوانیم سیستم تولیدمثل خرس را بررسی کنیم
از عروق دست به سمت قلب میرویم
تقریبا رسیدیم
آنها تعدادی از تخمکهای او هستند
برای اینکه ببینیم در یکی از آنها چه میگذرد
باز هم باید کوچکتر شویم
باید تا سطح مولکولی کوچک شویم
سفینه خیال ما، حالا آنقدر کوچک است
که میلیونها از آن را میتوانید در دانهای شن جا دهید
اون دوستانو میبینید که روی اون بازوها راه میرن؟
آنها پروتئینهایی هستند به اسم کینسین
این کینسینها بخشی از بچههای حمل و نقل هستند
این سیستم مشغول باربری به گوشه و کنار سلول است
چقدر فضایی به نظر میرسند
و تازه این موجودات کوچولو و موجودات شبیه آنها
بخشی از هر سلول زنده هستند، همینطور سلولهای بدن شما
اگر زندگی مخفیگاهی داشته باشد
اینجا در هسته سلول است، که شامل دیانای ماست
متن مقدس باستانی، کد ژنتیک ما
و به زبانی نوشته شده، که تمام حیات میتواند آن را بخواند
دیانای مولکولیست که به شکل یک نردبان بلند پیچ خورده درآمده است
یا یک مارپیچ دوتایی
پلههای نردبان
از ۴ نوع متفاوت مولکول کوچکتر درست شدهاند
اینها حروف الفبای ژنتیک هستند
چیدمان خاصی از این حروف
دستور خاصی برای تمام چیزهای زنده دیکته میکند
به آنها میگوید چگونه رشد و حرکت کنند، هضم کنند
محیط را حس کنند، التیام یابند و تولید مثل کنند
مارپیچ دیانای ماشینی مولکولیست
با حدود ۱۰۰ میلیارد قطعه به نام اتم
اتمهای موجود در یک مولکول دیانای
به تعداد ستارهها در یک کهکشان نوعی هستند
همین برای سگها هم صادق است
و خرسها
و هر چیز زنده
ما، هر کداممان، جهانی کوچک هستیم
پیام دیانای از سلولی به سلول دیگر دست به دست شده
و از نسلی به نسل دیگر کپی شده است
با دقت بینهایت
تولد یک مولکول دیانای جدید وقتی آغاز میشود که
یک پروتئین پیچ نخورده، دو رشته از مارپیچ را از هم جدا کرده
پلهها را در هم میشکند
در مایع هسته سلول
حروف مولکولی کد ژنتیک آزادانه شناورند
هر رشته مارپیچ یار از دست رفته خود را کپی میکند
که منجر به دو مولکول دیانای شبیه به هم میشود
اینگونه است که حیات، ژنها را بازتولید میکند و ارسال میکند
از نسلی به نسل بعدی
وقتی سلولی زنده به دو سلول تقسیم میشود
هر کدام با خود یک کپی کامل از دیانای دارد
پروتئینی متخصص، نمونهخوانی میکند
تا مطمئن شود تنها حروف درست پذیرفته شدهاند
به این صورت دیانای به دقت کپی شده است
اما هیچکس بینقص نیست
گهگاهی، اشکال نمونهخوانی وارد کار میشود
تغییری کوچک و تصادفی در دستورات ژنتیک ایجاد میکند
جهشی در سلول تخمک خرس رخ داده است
رخدادی چنین کوچک، میتواند تغییری
بسیار بزرگتر به همراه داشته باشد
این جهش، ژنی که رنگ مو را کنترل میکند، تغییر داده است
تولید رنگدانه تیره در موی توله خرس را
تحت تاثیر قرار داده است
بسیاری از جهشها بیضرر هستند
No comments yet. Be the first to leave one.